صفحه ها
دسته
برترین های وبلاگ
لینکهای مفید
از ما بهترون
دانلود
از ما بهترون
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 122581
تعداد نوشته ها : 58
تعداد نظرات : 162
Rss
طراح قالب

نامه فرزند شهید رحیمی به پدر در مورد اوضاع کشور

محسن رحیمی

پدر جان جایت اینجا اصلا خالی نیست

 

پسر شهید رحیمی در نامه ای خطاب به پدر شهیدش شرایط این روزهای جامعه را توضیح داده و نوشته است: پدر جان بعد از شما خیلی چیزها تغییر کرد، خیلی چیزها داشت قاطی می شد، آرمانها تغییر کرده بود، تفکرات رجال سیاسی عوض شده بود، چند ماه پیش هم خیلی چیزها داشت قاطی می شد، ما چهار دسته بودیم و رقابت می کردیم برای انتخابات ریاست جمهوری البته الان دو دسته ایم منتها مفاهیم دسته ها تغییر کرده و دسته هامون شده ولایی و غیر ولایی.

 

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

 

نامه ای به یکی از ولایتمدارترین پدرهای دنیا

پدر جان سلام

اگر از احوالمان سوال داری بد نیستیم همه زیر سایه ولایت فقیه پایداریم و برقرار.

آنجا که هستی از اوضاع ما خبر داری؟ میدانی وضع جامعه ما را؟ ما شاهد نمونه ای از فتنه های آخرالزمان بودیم میگن فرج آقا نزدیکه، راست میگن فتنه بشه آقا میاد؟

 پدر جان بعد از شما خیلی چیزها تغییر کرد، خیلی چیزها داشت قاطی می شد، آرمانها تغییر کرده بود، تفکرات رجال سیاسی عوض شده بود، چند ماه پیش هم خیلی چیزها داشت قاطی می شد ولی یک نماز جمعه با سخنرانی نائب امام زمان (عج) حقایق رو تبیین کرد و راه را از چاه نشون داد.

بگذریم؛ ما چهار دسته بودیم، دسته احمدی نژادی ها، دسته موسوی ها، دسته کروبی ها(این دسته بسیار اندک بودند)، دسته رضایی ها و رقابت می کردیم برای انتخابات ریاست جمهوری البته الان دو دسته ایم منتها مفاهیم دسته ها تغییر کرده و دسته هامون شده ولایی و غیر ولایی.

ما جزو دسته ولایی ها هستیم، دسته ما را شاید زیاد نشناسی ما جوانهایی هستیم که عمارگونه با هم متحد شده ایم و جای در جای پای ولایت میگذاریم که گمراه نشویم احمدی نژاد هم با ماست.

اما اون یکی دسته شاید برات آشنا تر باشند، چند تا سر دسته دارند میگن یکیشون وقتی شما جنگ میکردید وزیر جنگ امام (ره) بوده و البته امام گفته بودند "ملاک حال فعلی افراد است"  حالشم خوبه، یعنی بهتر شده چند وقت پیش توهم زده بود.

یادته چه ریش مشکی و انقلابی داشت همونهایی رو که قبل انقلاب اصلا نداشت، آره اونم محاسنش الان سفید شده، درسته مهندس رو میگم، 20 سالی ازش خبری نبود رفته بود دنبال نقاشی کشیدن.

منم پارسال دیدمش، نمی شناختمش تا اینکه موقع انتخابات تو کوچه و خیابون دیدم بعضی ها پارچه های سبز دستشون می بندند، اولش فکر کردم برای شفا گرفتنه بعد متوجه شدم نه اینها طرفداران همون مهندسند و این سبز هم نشانه سیدی مهندسه که طرفداراش می بندند گاهی این پارچه سبز بر دست و پای حیوانات و احشام و سگ های خودی و دوستانشون بسته می شد و این نشونی بود بر اینکه آنها بگویند ما بیشماریم. فهمیدم که این آقا کاندید ریاست جمهوری شده و بعد از 20 سال احساس خطر کرده و اومده وضع موجود رو تغییر بده.

حال فعلیش بد نیست، گفتم که چند ماه قبل توهم زده بود و می گفت تو انتخابات تقلب شده و من قبول ندارم و شکست پذیرفته نیست، آخه بعد از اولین ساعات رای گیری رفت پشت تریبون و اعلام کرد: بنده با قاطعیت آرا پیروز این انتخابات شدم و دوستانشم براش دست زدند و بهش تبریک گفتند.

اما امان از اون لحظه ای که نتایج اصلی و دقیق انتخابات اعلام شد، مثل اسپند روی آتش بالا و پایین می رفت که انتخابات باید ابطال بشه و بعضی ها هم نامه نوشتند و حرف زدند و رفتند و اومدند تا اینکه آقای ما تشریف آوردند نماز جمعه و اون خطبه های تاریخی رو خوندند:

مردم اطمینان دارند اما برخی طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند جمهوری اسلامی اهل خیانت در آراء مردم نیست، و فرمودند که: بنده زیر بار بدعت های غیر قانونی نخواهم رفت.

این سخنان مشت محکمی بود بر دهان کسانی که قصد داشتند با فشار وارد کردن به برخی مسولان نظام نتایج انتخابات رو ابطال کنند و دهان همه را بست.

پدر جان از روز عاشورا چی بگم که ننگی در تاریخ این روزهای کشور ما رقم خورد، با فراخوانی دشمنان اسلام و فرماندهی منافقین عده ای به خیابانها اومدند و هلهله کردند و دست زدند و شعار دادند، اموال عمومی و به خصوص سطل آشغالها رو آتش زدند و از اون بدتر اینکه جناب نقاش باشی این بی دینان و خدانشناسان را عده ای خدا جو خواند.

روز عاشورا دست و کف و هلهله هورا والله خجالت داره-  روز عاشورا خنده به اشک عزادارا والله خجالت داره

 بگذریم این کارها  نشان داد که اینها با ولایت فقیه مخالف نیستند اینها با دین مخالفند.

خاتمی رو شاید نشناسی الان که بگم میگی که خوب شد نمیشناختمش.

این آقا شعار آزادی داد و 8 سال شد رییس جمهور و چه کارها کرد بماند، هواپیمای اختصاصی برای سفرهاش خرید بماند، کاخ سعد آباد شد پاتوقش بماند، با چه اشخاصی دست داد بماند، وزیراش چه شخصیت هایی بودند و الان شدند منکر وحی و نبوت و امام زمان (عج) بماند، اینکه 8 سال آزادی تزریق کرد بین دختر و پسرها اونقدر که همه آزاد شدند و خیابانها و انواع نمایشگاه ها و همایشها حتی تو این شهر خودمون شد کلکسیونی از زنان و دختران بی حجاب با آرایش های اسف بار بماند و توی خیابونها آقایون آزادانه با خانوم ها ارتباط دارند و با ماشیناشون رد میشند و ترمز می زنند و بوق میزنند و سوار می کنند و می برند و ... بماند. اینها همه از دست پخت های جناب خاتمی است.

اینجا اصلا جای تو خالی نیست پدر اینجا دختر ها با بی حجابی خود سیلی به اسلام می زنند و به فاطمه زهرا (س).

این ارمغان دولت اصلاحات شده مشکل این روزهای جامعه ما و این مشکل شده چماقی در دستان همین اصلاح طلب ها که بر سر مسولان می کوبند که چرا اینقدر فساد زیاد شده این به خاطر کارهایی هست که شما میکنید و مردم پول ندارند و... و البته این چماق ها دست برخی طرفدارانشون هم داده شده.

 همه میدانند اینها بودند که باعث رواج فساد در جامعه شدند و جوانها ی مردم چشم چران شدند و سن ازدواج رفت بالا و فساد اخلاقی زیاد شد. خودشان کردند که لعنت بر خودشان باد.

بگذریم، به قول امام "ملاک حال فعلی افراد است" حال فعلیش هم بد نیست

می چرخد و می گردد و می نوشد از اون جام، سرخوش شده از خویش و از این گردش ایام.

راستی شما که رفتی یه بنیادی درست کردند به نام شما و کروبی که یادته اومد مکه با حرفهاش چندین نفر رو به کشتن داد! شده بود رییس بنیاد شهید و میگن اونجا زندان درست کرده بود بماند، "ملاک حال فعلی افراد است".  سنی ازش گذشته الان شده هم سن ننجون خدا بیامرزش، سوادشم نم برداشته. اونم برای ریاست جمهوری کاندید شده بود، تو مناظره انتخاباتی، احمدی نژاد قضیه شهرام و شیخ رو تابلو کرد و اونایی که نمیدونستند هم دونستند و بعضی کارهای دیگه شیخ باعث شد که کروبی از آرای باطله هم کمتر رای بیاره. بعد از انتخاباتم شروع کرد به جر زنی که آقا این چه وضعشه یک بار گفت به دختر مردم تجاوز شده یه بار گفت به خودش تجاوز شده یه بارم گفت به پسرم تجاوز شده، بماند، اونم حالش خوبه، نه ببخشید حالش خوب نیست، هر جا میره ملت حالشو میگیرند دیگه حالی نداره.

 نمایشگاه تهران که رفت محافظاش دست به اسلحه میشند با شلیک هوایی نجاتش میدند، چند وقت پیش اومد قزوین حال و هواش عوض بشه دوستانمون بازم حالشو گرفتند هر چند به مزاق بعضی شیوخ مجلسی خوش نیومد! (این شیخ مجلسی که گفتم قبلا قسم به پروردگار جهانیان خورده بود که اگر دوستش (آقای هاشمی) رای نیاورد و دیگری که محبوب دل ماست (احمدی نژاد) رای بیاورد ایشان از مجلس استعفا خواهد کرد، بعدا که دوستش رای نیاورد استعفا که نکرد هیچ یه چهار سال دیگه هم نماینده قزوین شد).

اینکه احمدی نژاد کیه بعدا میگم برات فعلا اینقدر بگم این آقا که اومد کاندید ریاست جمهوری شد همه دیدند یه نفر ولایتمدار و با تفکر امام خمینی (ره) اومده و خلاصه ازش استقبال خوبی شد و رییس جمهور شد و به مردم رسید و خدمت گزار مردم بود و کشور آباد تر شد و الانم توی چهار سال دوم ریاست جمهوریشه. بماند این آقا رو توی نامه های بعد برات معرفی میکنم .

اینهایی که گفتم سر دسته های غیر ولایی ها بودند البته دختر و همسر بعضی شهید ها هم با اینها هستند(پسر نوح با بدان بنشست و....)

همینطور که بیای پایین اسم خیلی ها رو می بینی تو این لیست حتی آقازاده های دور از وطن هم تو این لیست حضور دارند.

کمی از اقتدار جمهوری اسلامی ایران برات بگم.

پدرم این روزها ما مقتدرتر شدیم، یادته هواپیمای پر از مسافر ما رو تو خلیج فارس زدند و همه رو کشتند، الان کسی جرات نداره پاشو از گلیمش درازتر کنه چند وقت پیش بعضی ها که ادعا میکنند بهترین دریا دارها رو تو جهان دارند 5 سانت اومدند توی آبهای مرزی ایران توی خلیج فارس و فورا توسط سر بازان ولایی بازداشت شدند و همین دریا دارها و کوماندوهای انگلیسی چیکار کردند کنار قایقشون و خودشون رو خیس کردند بماند.

میخواستند نام خلیج فارس رو عوض کنند ما نشون دادیم پای نام خلیج فارسمون ایستادیم حتی با لغو میزبانی بازیهای کشورهای اسلامی. راستی شهید شوشتری که چند وقت پیش اومد اون طرف ایشون رو یه تروریست جانی و دست پرورده آمریکا فرستاد پیش شما. آره گرفتنش، این جنایتکار رو تو آسمون گیر انداختند وقتی داشت با خیال راحت با هواپیما از ایران رد میشد سربازان گمنان امام زمان (عج) با یک عملیات موفق و با فرستادن دو هواپیمای جنگنده کنار این هواپیما خلبان رو مجبور به فرود در ایران کردند و این کار باعث بهت و حیرت دشمنان اسلام و ایران شد.

هسته ای هم شدیم، جوانان ما با تلاش خودشون و کمک خداوند تونستند به انرژی هسته ای دست پیدا کنند و الانم توی دنیا همش بحث انرژی هسته ای ماست و تبادل سوخت.

توی همین دنیای خاکی ما تنها کشور اسلامی هستیم که تمام قدر در مقابل آمریکا و اسرائیل و مستکبران جهان ایستاده ایم و این را هم اضافه کنم که همچنان که به فرمان امام خمینی (ره) لبیک گفتید ما فرزندان شما به فرمان فرزند امام خمبینی (ره) حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) این رهبر بیدار و با بصرت لبیک خواهیم گفت و تا آخرین لحظه دست از آرمانها ی اسلام و انقلاب و دست از ولایت فقیه بر نخواهیم داشت و مانند رهبرمان تمام افتخارمان این است که در این راه پر بهجت و پر فیض جان خودمان را تقدیم کنیم.

ما تا آخر ایستاده ایم

پایان

سه شنبه چهارم 3 1389

سلام خدمت دوستان

ببخشید که نبودم آخه رفته بودم جنوب مناطق عملیاتی دفاع مقدس

جاتون خالی خیلی با حال بود البته قبلا 3 بار رفته بودم ولی با دانشگاه اولین بار بود بعد از 7 ترم رفتم

همتون رو دعا کردم 

خبرهای تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد

خدا حافظ ای غروب شلمچه  خدا حافظ استخوانهای شکسته 

دسته ها : حرف دل
شنبه بیست و نهم 12 1388

 

                                                                                      شماره ..........

                                                                                     پیوست ..........

 

.

                                          بسمه تعالی 

خدمت دوستان  تبیانی

سلام علیکم

با توجه به اینکه بنده برای ساختن این وبلاگ و همچنین نوشتن مطالب در اینجا بسیار زحمت و رنج کشیدم و ساعت های متمادی را پشت این میز کامپیوتر نشستم و چشمان خود را به این مانیتور(صفحه نمایش)  دوختم و لذا هیچ گونه خیر که ندیدم هیچ بلکه وقتم تلف شد و هر دفعه که به وبلاگم سر زدم نا امید شدم از اینکه چرا این دوستان با انگشتان مبارک به صفحه کلید رایانه خود فشار نمی آورند تا بر من حقیر منت گذاشته و کوتاه سخنی به عنوان نظر بنگارند.

البته به گفته یکی از دوستان(anima) نظر ندادن بهانه خوبی بود برای رفتن چون امتحانات پایان ترم داره شروع میشه منم این ترم 21 واحد درس برداشتم.

بنابراین بنده تصمیم گرفته ام  که انشاءالله با خواست خداوند شر را کم کرده و انصراف (موقت) خود را از این وبلاگ خدمت شما اعلام دارم.اینجانب همچنین درخواست دارم چناچه دوستان از بنده دلگیر شده اند مراتب رضایت خود را اعلام دارند و حلالم کنند.

اگر احیانا  دوستان محترم فرمایشی داشتند میتوانند به وبلاگ زیر مراجعه کرده و در آن  بنگارند.                                              والسلام علیکم

                                                          شادمهر 11 دی 1388

www.fetnesabz.blogfa.com

                          

 

دسته ها : حرف دل
جمعه یازدهم 10 1388

.

.

زبس که توبه نمودم
زبس که عهد شکستم
هم از تو هم از توبه
هم از گنه خجل هستم
تو آنکه بودی و هستی
خدای خوب من هستی
من آن که بودم وهستم
هنوز امیدوار توهستم
حتی گرنیستم همه جا دربرت

کنون سوی تو آمده ام باز
جدا شدم از توولی
هماره دل به تو بستم
زبان شکر ده
تا همیشه شکر تو گویم
دلی بده که با آن
تنها تو را بپرستم
بگیر دست مرا ای
تو دست گیر دو عالم
که زیر بارگناهان
ز پای خود بنشستم

.

 منبع: مطالب کاربر *جاده دوستی*

 

دسته ها : حرف دل
جمعه چهارم 10 1388

.

امیری حسین و نعم الامیر 

.

.

کربلا یعنی  اطاعت از امام                   گه به حکم او نشستن گه قیام

کربلا یعنی که یار رهبری                      از حسین عصر خود فرمان بری

کربلا یعنی تحول در وجود                      جامه ی زهد و حیا را تار و پود

کربلا یعنی به حق واصل شدن                 یار حق دشمن باطل شدن

کربلا یعنی بیا جانانه شو                  گرد شمع عشق حق پروانه شو

کربلا یعنی کتاب عشق حق                     از الف تا یای او سر مش حق

کربلا یعنی که انسی با نماز                 روی بر درگاه رب بی نیاز

کربلا یعنی که خون آب وضو                  با خدا بی واسطه در گفتگو

کربلا یعنی همیشه مکتبی                     تو حسینی  خواهر تو زینبی

کربلا یعنی سرا پا جان شدن               در منای عاشقی قربان شدن

کربلا یعنی سر وجان باختن                 پل به معراج شرافت ساختن

کربلا یعنی که عاشورای خون                موسم انا الیه راجعون

کربلا یعنی گل احمر شدن                      روی دست باغبان پر پر شدن

کربلا یعنی هم آغوش اجل                      تلخی مرگش نکو تر از عسل

کربلا یعنی بهار تشنگی                         شعله بر دل از شرار تشنگی

کربلا یعنی چو گل افروختن                   پیش آب از تشنه کامی سوختن

کربلا یعنی که در دریای آب                 تشنه اما آب کردن را جواب

کربلا یعنی  فغان و زمزمه                   خنجر و هنجر نگاه فاطمه

کربلا یعنی قلم یعنی کتاب                  پیکر قرآن و زخم بی حساب

کربلا یعنی عطش یعنی شراب                خیمه و طفلان در حال فرار

کربلا یعنی سر و پا عشق و شور               گه به نیزه گاه در کنج تنور

کربلا یعنی که نیلی روی ماه                   صورت طفلان و سیلی آه آه

کربلا یعنی که حق در سلسله                     پاسخ اشک غریبان هلهله

کربلا یعنی که در بازارها                     کعبه اما کعبه ی آزارها

کربلا یعنی که آیات حکیم                     یک زن و هفتاد و دو داغ عظیم

زن مگو زهرای ثانی بود او                    در حسین خویش فانی بود او

یک شب بی نافله زینب نداشت             غیر ذکر یا حسین بر لب نداشت 

.

.

دسته ها : حرف دل
پنج شنبه سوم 10 1388

      

 

                                 عید قربان بر همه مبارک باشه

                                    .

      **** * *** * *** * *** * *** * ***

 

 

.

دسته ها : حرف دل
جمعه ششم 9 1388

 

 

       ************     ************      

همه رفتند کسی با ما نموندش
   
 کسی خط دل ما را نخوندش 
همه رفتند ولی این دل ما را

همون که فکر نمیکردیم سوزوندش 

     

       ************     ************

دسته ها : حرف دل
جمعه ششم 9 1388

 

 

 

    من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی  

لازم است

.

 سرما زده و سوزه و پاییز فراری در حسرت روزهای بهاری بغض کرده قناری 

                   

   اجاق خونه می سوزه و سرده  ببین سرما چه کرده !

 

       ای وای از اون روزی که گردونه به کام ما نگرده 

 

                      یخ بسته گل گلدون ها انگار

        طوفان طبیعت روببین کرده چه بیداد

 

     برگی دیگه نیست روی درختها سرماست فقط میون حرفا

 

          هر چی که بوده توی طبیعت قایم کرده یکی میون برفا

.

.

در حسرت روزهای بهاری بغض کرده قناری

siavash
 
دسته ها : حرف دل
شنبه سیم 8 1388
X