معرفی وبلاگ
*** مهمترين هدف خلقت انسان، رسيدن به كمال كه همان قرب الهي است، تعريف كرده اند. راه رسيدن به كمال و قرب الهي، عبوديت و بندگي است؛ و برترين جلوه بندگي در نماز تجلي مي يابد. اما نه هر نمازي. ***
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 14301
تعداد نوشته ها : 20
تعداد نظرات : 2
Rss
طراح قالب
حمید رضا علیخانی

 



جناب آقاي قـــرائـتـي در خاطره اي مي گويد:

حضرت امام خميني در كنار درس و بحث،به تفريح هم علاقه داشت.

در جواني روزهاي جمعه باطلاب براي تفريح از شهر خارج مي شدند. اما قبل از حركت مي فرمود:

«به چند شرط مي آيم: نماز را اول وقت بخوانيم. در تفريح غيبت نشود».








 

دسته ها :
جمعه 1392/1/9

 

 

 

يكى از ويژگي‎هاى مرحوم علامه طباطبايى(ره) دائم الذكر بودن ايشان بود حتى نقل شده است:

در اواخر عمر كه دچار كسالت شديد و عصبى بودند، حتى نزديكان را نمى‎شناخت و از خورد و خوراك غافل بود؛ يعنى اگر ليوان آب يا غذا را به دستش مى‎دادند تا نمى‎گفتند، بخور، نمى‎خورد، ولى در همان حال،

آهسته ذكر مى‎گفت و به ياد خدا بود و گويا در عالم ديگر است.

در لحظات آخر عمرش يكى از شاگردان خصوصى علامه مى‎گفت:

از ايشان پرسيدم چه كنم در نماز به ياد خدا باشم و حضور قلب داشته باشم؟

براى شنيدن بيانات استاد، گوشم را نزديك دهانش بردم، چند بار فرمودند:

توجه، مراقبه، توجه، مراقبه، به ياد خدا باش و خدا را فراموش نكن.






دسته ها :
دوشنبه 1392/1/5

 

حضرت امير المومنين (ع) به مردي كه نماز خود را سريع مي خواند

و ركوع و سجود را با شتاب به جا مي اورد، فرمود:

«نماز اين شخص نزد خدا، مانند كلاغي است كه بر زمين نوك مي زند.

اگر دراين حال بميرد، بر غير دين محمد(ص)مرده است»

و سپس فرمود:«دزد ترين انسان ها، كسي است كه از نماز بدوزدد

(وسائل الشيعه،ج4)




دسته ها :
پنج شنبه 1392/1/1

 

 

ارتباط اين مطلب را كه در ذيل مياد با نماز  بيابيد؟

 

اَفضلُ الشَفاعاتِ اَنْ تَشفعَ بينَ اثنينٍ في نكاحٍ حَتي يَجْمَعَ اللهُ بَينهُما.

«مكارم الأخلاق، ص 196».

حضرت علي عليه السلام فرمودند:

از بهترين شفاعتها، شفاعت‏ بين دو نفر در امر ازدواج است

تا اينكه خداوند آنان را مجذوب يكديگر گرداند.

(تهذيب، ج 7، ص 405، وسائل الشيعه، ج 20، ص 45)


 

دسته ها :
سه شنبه 1391/12/29

شيخ رجبعلي خياط مي گفت:

«من هر وقت كه نمازمي خواندم، نماز هايي مثل نماز امام زمان(عج) يا نماز جعفر طيار، از خداوند حاجتي مي خواستم. يك روز گفتم بگذار يك بار براي خود خدا نماز بخوانم و حاجتي نخواهم!

تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مكن       كه خدا خود روش بنده پروري داند

همان شب در خواب ديدم كه گفتند:« چرا دير آمدي»

دسته ها :
دوشنبه 1391/12/28

حكايت شده:

 عده اي به مسجد مقدس جمكران مشرف شده بوند

و پس از اداي نمازها به خدمت مرحوم آيت الله بهاء الديني رسيده بودندٰ

از حال و هوا و لذت مسجد جمكران گفتند.

ايشان پس از تاملي فرموده بودند:

«رفته ايد دويست تا دروغ گفته ايد و امده ايد» سپس فرمودند:«حالا برويد اقلا دويست مرتبه استغار كنيد از اين گفته تان» منظور ايشان جمله «اياك نعبد و اياك نستعين» بود كه در هر ركعت از نماز امام زمان(عج) صد مرتبه تكرار ميشود؛ و چون ما واقعا بهآن عمل نميكنيم، از اين گفته بايد استغفار كنيم.

 

دسته ها :
يکشنبه 1391/12/27

حضرت آيه الله مصباح يزدي نقل مي فرمود:

«فردي از علامه طباطبايي پرسيده بود: براي حضور قلب در نماز چه كنم؟ ايشان فرموده بودند:«كم حرف بزن!»اتفاقا آن شخص پر حرف هم بود و نيروي روحي و رواني زيادي را صرف سخن مي كرد.»

دسته ها :
شنبه 1391/12/26

در يكي از مــلـاقــاتـهــاي شـهيــد مــطهـــري بـا سيــد هــاشـم، ايشــان از شهيــد مــطهــري مـي پــرسن:

نمــازت را چگـــونـه بـه جـا اوردي؟

استاد مطهري گفت:

« كاملا توجه به معاني كلمات و جملات آن دارم»

سيد هشام تاملي كرد و فرمود:

«پس كي نمــاز مــي خــوانـــي؟!! در نماز توجه ات به خدا باشد و بس»



دسته ها :
جمعه 1391/12/25

زيباترين دختر دنيا و علامه جعفري

 

از علامه جعفري مي پرسند چي شد كه به اين كمالات رسيدي ؟!

ايشان در جواب خاطره اي از دوران طلبگي تعريف ميكنن و اظهار ميكنند كه هر چه دارند از كراماتي ست كه بدنبال اين امتحان الهي نصيبشان شده :

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتيم . خيلي مقيد بوديم كه ، در جشن ها و ايام سرور ، مجالس جشن بگيريم ، و ايام سوگواري را هم ، سوگواري مي گرفتيم ، يك شبي مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا مي خوانديم و يك شربتي مي خورديم آنگاه با فكاهياتي مجلس جشن و سرور ترتيب مي داديم . يك آقايي بود به نام آقا شيخ حيدر علي اصفهاني ، كه نجف آبادي بود ، معدن ذوق بود . او كه ، مي آمد من به الكفايه ، قطعا به وجود مي آمد جلسه دست او قرار مي گرفت .

آن ايام مصادف شده بود با ايام قلب الاسد (10 الي 21 مرداد ) كه ما خرما پزان مي گوييم نجف با 25 و يا 35 درجه خيلي گرم مي شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقي درست شده بود و پشه هاي بوجود آمده بود كه ، عربهاي بومي را اذيت مي كرد ما ايرانيها هم كه ، اصلا خواب و استراحت نداشتيم . آنسال آنقدر گرما زياد بود كه ، اصلا قابل تحمل نبود نكته سوم اينكه حجره من رو به شرق بود . تقريبا هم مخروبه بود . من فروردين را در آنجا بطور طبيعي مطالعه مي كردم و مي خوابيدم . ارديبهشت هم مقداري قابل تحمل بود ولي ديگر از خرداد امكان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا كشنده بود ، وقتي مي خواستم بروم از حجره كتاب بردارم مثل اين بود كه وردست نان را از داخل تنور بر مي دارم ، در اقل وقت و سريع !

با اين تعاريف اين جشن افتاده بود به اين موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستيم ، شربت هم درست شد ، آقا شيخ حيدر علي اصفهاني كه ، كتابي هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدير مدرسه مان ، مرحوم آقا سيد اسماعيل اصفهاني هم آنجا بود ، به آقا شيخ علي گفت : آقا شب نمي گذره ، حرفي داري بگو ، ايشان يك تكه كاغذ روزنامه در آورد . عكس يك دختر بود كه ، زيرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زيباترين دختر روزگار » گفت : آقايان من درباره اين عكس از شما سوالي مي كنم . اگر شما را مخير كنند بين اينكه با اين دختر بطور مشروع و قانوني ازدواج كنيد – از همان اولين لحظه ملاقات عقد جاري شود و حتي يك لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگي كنيد . با كمال خوشرويي و بدون غصه ، يا اينكه جمال علي (ع) را مستحبا زيارت و ملاقات كنيد . كدام را انتخاب مي كنيد . سوال خيلي حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زيارت علي (ع) هم مستحبي .

گفت آقايان واقعيت را بگوييد . جا نماز آب نكشيد ، عجله نكنيد ، درست جواب دهيد. اول كاغذ را مدير مدرسه گرفت و نگاه كرد و خطاب به پسرش كه در كنارش نشسته بود با لهجه اصفهاني گفت : سيد محمد! ما يك چيزي بگوئيم نري به مادرت بگوئي ها؟

 

معلوم شد نظر آقا چيست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زير خنده. كاغذ را به دومي دادند. نگاهي به عكس كرد و گفت: آقا شيخ علي، اختيار داري، وقتي آقا (مدير مدرسه) اينطور فرمودند مگر ما قدرت داريم كه خلافش را بگوئيم. آقا فرمودند ديگه! خوب در هر تكه خنده راه مي افتاد. نفر سوم گفت : آقا شيخ حيدر اين روايت از امام علي (ع) معروف است كه فرموده اند « يا حارث حمداني من يمت يرني » (اي حارث حمداني هر كي بميرد مرا ملاقات مي كند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علي (ع) را ملاقات مي كنيم! باز هم همه زدند زير خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشكلي بود. يكي از آقايان گفت : آقا شيخ حيدر گفتي زيارت آقا مستحبي است؟ گفتي آن هم شرعي صد در صد؟ آقا شيخ حيدر گفت : بلي گفت : والله چه عرض كنم (باز هم خنده حضار )

 

نفر پنجم من بودم. اين كاغذ را دادند دست من. ديدم كه نمي توانم نگاه كنم، كاغذ را رد كردم به نفر بعدي، گفتم : من يك لحظه ديدار علي (ع) را به هزاران سال زناشويي با اين زن نمي دهم. يك وقت ديدم يك حالت خيلي عجيبي دست داد. تا آن وقت همچو حالتي نديده بودم. شبيه به خواب و بيهوشي بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غير عادي، حجره رو به مشرق ديگر نفهميدم، يكبار به حالتي دست يافتم. يك دفعه ديدم يك اتاق بزرگي است يك آقايي نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قيافه اي كه شيعه و سني درباره امام علي (ع) نوشته در اين مرد موجود است. يك جواني پيش من در سمت راستم نشسته بود. پرسيدم اين آقا كيست؟ گفت : اين آقا خود علي (ع) است، من سير او را نگاه كردم. آمدم بيرون، رفتم همان جلسه، كاغذ رسيده دست نفر نهم يا دهم، رنگم پريده بود. نمي دانم شايد مرحوم شمس آبادي بود خطاب به من گفت : آقا شيخ محمد تقي شما كجا رفتيد و آمديد؟ نمي خواستم ماجرا را بگويم، اگر بگم عيششون بهم مي خوره، اصرار كردند و من بالاخره قضيه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خيلي منقلب شدند. خدا رحمت كند آقا سيد اسماعيل ( مدير ) را خطاب به آقا شيخ حيدر گفت : آقا ديگر از اين شوخي ها نكن، ما را بد آزمايش كردي. اين از خاطرات بزرگ زندگي من است»

 

دسته ها :
پنج شنبه 1391/12/24

 

دربازه حضور قلب در نماز، نمونه هاي فراواني در تاريخ نقل شده كه معروفترين ان درباره اميرالمومنين(ع) است؛ آن گاه كه تيري به پاي حضرت رفته بود و پزشگان در فكر چاره انديشي بودند. تا اينكه امام حسن(ع) پيشنهاد نمود فقط در يك هنگام است كه مي توان تير را از پاي بيرون كشيد و آن هنگام نماز. انان نيز چنين كردند و هنگام نماز تير را از پاي حضرت بيرون كشيدند.(ارشاد القلوب، ج2: 217)

دسته ها :
چهارشنبه 1391/12/23
X