صفحه ها
دسته
دوستان وبلاگي
منابع و ماخذ وبلاگ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 238263
تعداد نوشته ها : 352
تعداد نظرات : 72
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
٭ صفا کاظمینی اشاره:‌ قیام 15 خرداد، به واسطه علل پیدایش و عمق اثرگذاری آن بر جامعه و مبارزات آزادی‌خواهانه مردم ایران، واقعه‌ای سترگ و همیشه جاودان است؛ پدیده‌ای که به رغم نگارش صدها کتاب و مقاله پیرامون آن، همچنان نامکشوف مانده است. نوشتار حاضر، بر خلاف تحلیل‌های مرسوم که از دید دست‌اندرکاران واقعه به تمهیدات و زمینه‌های قیام می‌پردازند، از نگاه عامل سرکوب این خیزش دینی و ملی، شمایی از وقایع 15 خرداد را به خوانندگان گرامی ارائه خواهد داد، بخوانید:با وجود گذشت 40 سال از قیام 15 خرداد 1342 و به‌رغم نگارش مقالات و تألیف کتاب‌های فراوان دربارة این خیزش مردمی، همچنان ابعاد گوناگون این رخداد که نقطه عطف و سرآغاز جنبش نوین اسلامی به‌شمار می‌آید، به گونه‌ای شایسته درک نشده است. حال آن که بررسی واقعه 15 خرداد در بررسی خاستگاه تاریخی انقلاب اسلامی از اهمیت شایانی برخوردار است. برای شناخت سیاست کلی حاکم بر حاکمیت آن زمان، توجه به این مسئله جدی است که پهلوی دوم سال‌ها در صدد اجرای برخی برنامه‌ها در ایران به منظور هماهنگی بیشتر با غرب و بویژه آمریکا بود. در ابتدای دهه چهل، محمدرضا پهلوی به طور شتابزده‌ای لایحه «انجمن‌های ایالتی و ولایتی» را که در 92 ماده و 17 تبصره از سوی هیئت دولت وقت به ریاست اسدالله علم تهیه شده بود، تأیید کرد؛ لایحه‌ای که برخی مواد آن با مفاد قانون اساسی و موازین شرعی مخالف بود، ‌که از آن جمله می‌توان به حذف «قسم به قرآن» و جایگزینی «قسم به کتاب آسمانی» و یا حذف قید «اسلام» برای انتخاب شوندگان اشاره ‌کرد. موضو
پنج شنبه بیست و چهارم 11 1387
٭ داود قاسم‌پور دانشگاه تهران، یکی از مراکز حساس و تاثیرگذاری بود که در دوره رضا شاه بنیان نهاده شد. این دانشگاه پس از تاسیس، بستری برای حرکت‌های سیاسی گردید که تا به امروز این نقش پا بر جاست. یکی از مقاطعی که دانشگاه تهران در آن ایفاگر نقش ویژه‌ای شد قیام 15 خرداد 1342 بود. این قیام، یکی از برهه‌های حساس تاریخ ایران است که طبقات مختلفی از مردم در آن شرکت داشتند و دامنه‌ی وسعت آن، تعدادی از شهرهای کشور را در بر گرفت. در این حرکت دانشجویان به تبعیت از امام خمینی پای در میدان مبارزه با رژیم شاه گذاشتند. در این مقاله به بررسی نقش دانشگاه تهران در قیام 15 خرداد پرداخته می‌شود. 1ـ نمایی از فعالیت‌های دانشجویان تا آغاز نهضت حضرت امام(ره)اگرچه بنیاد بنیان دانشگاه به معنی خاص آن، در دوران سلطنت پهلوی اول تحقق یافت، ولی دانشجویان بازگشته از فرنگ و نیز محصلان دارالفنون، در تحقق مشروطیت، فعالانه در عرصه بودند. در دوره رضاشاه، دانشجویان در خارج، به عنوان یکی از نیروهای فعال در عرصه سیاسی داخلی حضور داشتند و این امر به خصوص افشاگریهای آنان علیه رضا شاه در آلمان و فرانسه و نیز در هنگام سفرهای خارجی دولتمردان ایرانی به خارج از کشور نمود می یافت. آنان بعدها وقتی به ایران آمدند بنیان گروهی را گذاشتند که در تاریخ سیاسی معاصر به عنوان گروه 53 نفره معروف گردید. شاید این مخالفتها در خارج از کشور و «اینکه فرزندان مام وطن در سرزمین اجنبی» از دولت انتقاد می‌کنند در تشویق رضا شاه به تاسیس دانشگاه به جای فرستادن دانشجو به خارج از کشور تاثیر داشت، چرا که پس از آن شاهد کم شدن اعزام دانشجو به خارج از کشور می‌باشیم.با تأ
چهارشنبه بیست و سوم 11 1387
 ٭ عبدالوهاب فراتی مقدمه:   تعیین مبدأ تاریخ انقلاب اسلامی و نیز تبیین علل و عوامل پیدایش آن، بسته به منظری دارد که پژوهشگر در تحلیل رخدادهای پیش از انقلاب، برمی‌گزیند. در یک منظر، امام خمینی رهبر نهضت اسلامی به عنوان رکنی از ارکان نهضت قلمداد می‌گردد و پژوهشگر با غیریّت سازی از جایگاهی درباره این پدیده سخن می‌گوید تا قادر به فهم کلیت و اجزاء آن در عداد رخدادهای قبل و بعد از آن باشد، از منظری دیگر، پژوهشگر می‌کوشد تا تاریخ و علل و عوامل چنین رخدادی را نه از منظر خود بلکه از منظر رهبر انقلاب که عمل‌‌ِ «انقلاب» مخلوق و محصول درایت و مدیریت اوست، ردیابی نماید. بنابر منظر اخیر، قیام پانزده خرداد 1342 نقطه آغاز انقلاب است که امام خمینی نیز در نامه‌ای به سیدحمید روحانی مؤلف «تحلیلی بر نهضت امام خمینی» بدان صراحت کرده است. در حالیکه بنابر منظر نخست، قیام مذکور نه نقطه آغاز بلکه نقطه عطف انقلاب اسلامی به حساب می‌آید و احتمالاً جغرافیای زمانی انقلاب در محدودة مبدأ آن به حوادثی همچون، کودتای 28 مرداد 1332، شهریور 1320، کودتای اسفند 1299، نهضت مشروطیت 1285 و حتی هنگامی که مدرنیته در اواسط دوره قاجاریه به ایران آمده است باز می‌گردد. طبیعتاً عقب و جلو رفتن مبدأ انقلاب اسلامی در تبیین علل و عوامل وقوع این انقلاب تأثیر زیادی خواهد گذاشت و تحلیل‌گر را با فرضیه‌های متنوعی روبرو خواهد ساخت. این نوشتار می‌کوشد تا با بازخوانی مجدد قیام پانزده خرداد چهل و دو از منظر دوم به تحلیل این حادثه و تاثیرات آن بر نهضت اسلامی دست یابد.   الف – روند حوادث قیام پانزده خرداد 1342 ریشه در حوا
درباره یک دروغ اشاره متن حاضر مصاحبه ای است با جناب آقای سیدهادی خسروشاهی. موضوع اصلی این مصاحبه‌، تحقیقی بود که آقای خسروشاهی در ردّ اتهام کمک مالی جمال عبدالناصر به نهضت اسلامی مردم ایران صورت داده‌، آن را در قالب یک کتاب منتشر کرده است‌. پس از قیام 15 خرداد، مقامات کشوری و امنیتی‌، همچنین رسانه‌های دولتی کمک‌های خارجی را یکی از عوامل بروز این رویداد عنوان کردند و در پی تبلیغ فراوان این موضوع‌، خبر از فردی دادند که حامل مبالغی برای کمک‌رسانی به این حرکت بود و در فرودگاه تهران دستگیر شد. اشاعه این گزارشها نتوانست در اصالت مردمی حرکت 15 خرداد خللی وارد آورد، اما موضوعی شد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی محل پژوهش برخی محققان قرار گیرد. تنها پژوهش مستقلی که در این باره منتشر شده کتاب «حقیقة علاقة عبدالناصر و الثورة الاسلامیة فی ایران‌» نوشته آقای سیدهادی خسروشاهی است‌. شما کتابی به زبان عربی در مصر چاپ کرده‌اید که موضوع آن بررسی یک اتهام است‌؛ اتهامی که می‌گفت جمال عبدالناصر رهبر وقت مصر با کمکهای مالی خود موجب پیدایش حادثه 15 خرداد شده است‌. نام این کتاب «حقیقة علاقة عبدالناصر و الثورة الاسلامیة فی ایران‌» است و شناسنامه‌اش می‌گوید که در سال 2003م توسط دارالهدف للاعلام والنشر در قاهره چاپ شده است‌. در این گفت و گو برآنیم تا به خوانندگان فصل‌نامه مطالعات تاریخی بگویید که چه عللی موجب شد به تألیف این کتاب اقدام کنید. • من نماینده جمهوری اسلامی ایران در واتیکان بودم‌. در آن دوره تقریباً همه نشریه‌های ضدانقلابی که در امریکا چاپ می‌شدند یا در
چهارشنبه بیست و سوم 11 1387
1ـ تهراندر تهران تظاهرات‌ها از میدان بارفروش‌ها شروع شد و در بازار و میدان ارگ به اوج خود رسید و مؤسسات دولتی مورد تهدید قرار گرفت. و به تدریج، به سایر نقاط شهر و اطراف آن کشیده شد.در تظاهراتی که در 15 خرداد در تهران برپا شد، زنان نقش بسزایی ایفا کردند و تعدادی از شهدا و مجروحان این دو روز را زنان تشکیل می‌دادند. از 23 نفر مجروح و مصدومی که به بیمارستان سینا منتقل شدند، چهار نفر زن بودند که یک نفر آنان شهید شد. در بیمارستان فیروزآبادی از میان 19 نفر، در بیمارستان پهلوی (جاده‌ کرج) از 17 نفر و در بیمارستان شفا یحیائیان از میان 19 نفر، یک نفر زن بود. در مجموع، در این چهار بیمارستان، هفت نفر از مجروحان زن بودند و این نشان‌دهنده‌ حضور فعال زنان در تظاهرات بود.[1]هرچند این آمار کامل نیستند و فقط نشان‌دهنده‌ گوشه‌هایی از وقایع هستند، ولی به‌طور مسلم میزان شهدا و مجروحان بسیار بیشتر بوده است.در تظاهرات این روزها در تهران، زنان مُبدع شیوه‌ای در مبارزه شدند که بعدها در سراسر جریان‌ها و تظاهرات‌ها کاربرد یافت؛ این شیوه همانا تلاش برای ایجاد الفت با نیروهای نظامی و کشاندن آنان به حمایت از نهضت بود. برای این منظور تعدادی از زنان در میدان توپخانه و بازار، میان سربازانی که برای سرکوب مردم اعزام شده بودند، میوه و شیرینی پخش می‌کردند تا بدین‌ترتیب، آنان را به نهضت مایل کنند و از برخورد با تظاهرات‌کنندگان بازدارند.[2] با توجه به اینکه ایرانی همیشه نسبت به زن رفتاری توأم با رأفت و مهربانی دارد، این اقدامات برای بازداشتن ارتشی‌ها از سرکوب مردم بسیار مؤثر بود. 2ـ قمقم، شهری خون و قیام نقط
چهارشنبه بیست و سوم 11 1387
* فنح‌الله ابوالفتحیاشاره:در تاریخ تشیع به جنبش‌ها و نهضت‌هایی بر می‌خوریم، که اساسی ترین ایدئولوژی آنها، نظام ایدئولوژیک نهضت امام حسین(ع) در واقعه کربلا می باشد. نگاهی به این انقلاب های ظلم ستیز و در رأس آن انقلاب اسلامی ایران، جنبه‌های عمیق قیام عاشورا را آشکار می سازد. مطالعه و تعمق در این حرکت بنیادین یکی از اهداف این مقوله است، علاوه بر آن در صدد هستیم، ضمن پرداختن به مبانی نظری و تئوریک انقلاب‌ها، حتی المقدور زمینه های تبعیت انقلاب اسلامی را از قیام عاشورا روشن کنیم.به نظر می رسد، اگر فرهنگ عاشورا به طور بنیادی در یک نظام اجتماعی تبلور و تداوم یابد، دیگر جایی برای نظامهای مستبد وظالم نخواهد بود و یا این سیستم‌ها نخواهند توانست به مدت  طولانی به فعالیت بپردازند. وجوه تشابه نهضت عاشورا و انقلاب اسلامی و تأکید رهبران آن بر تدوام راه و روش انقلاب بر مبنای چارچوب قیام امام حسین (ع)، وسعت و عمق تاثیرگذاری آن بر شئون زندگی مردم ایران، حجم و گسترش آن در عرصه های بین المللی و سر مشق شدن برای بسیاری از نهضت های آزادی بخش ، ضرورت مطالعه این تحول را دو چندان می نماید و به نظر می رسد،  مطالعه ایدئولوژیک و پایه های تئوریک این مقوله اهمیت شایان و بسزایی دارد.قیام 15 خرداد سرآغاز جدی مبارزات ملت قهرمان به رهبری داهیانة امام خمینی« قدس سره» و یاری یاران سرافراز انقلاب است. در سحرگاه 15 خرداد 1342، دژخیمان رژیم ستمشاهی به خانة امام در قم یورش بردند و امام خمینی« قدس سره» را که سه روز پیش از آن، به مناسبت عاشورای حسینی در مدرسة فیضیه، طی سخنان کوبنده ای پرده از جنایات شاه واستکبار او برداشته بود، دستگیر و ب
٭ رحیم روحبخشزمان پرشنوندههمه بارها شنیده‌ایم که انقلاب اسلامی ایران از سوی مردم و رهبران قیام نهضت حسینی (ع) خوانده شده که تماشاگر ندارد و ایام محرم و عاشورا مهم‌ترین روزهای انقلاب را شامل شده است. خوبست که کمی به عقب برویم و به سال‌ها قبل از انقلاب نگاهی بیاندازیم. به دوره‌‌ای نظر افکنیم که به قیام عمومی مردم ایران در پانزدهم خرداد 1342 ختم شد و فصل مهمی در تاریخ مبارزات دینی ـ ملی گشود. واقعه مدرسه فیضیه زمینه‌ای برای سیاسی کردن هرچه بیشتر محرم سال 1342 بود. امام از هیات مذهبی و مداحان و خطبا خواسته بودند که مسائل جاری کشور را مطرح کنند و یزید زمان را برای مردم معرفی سازند. از همین رو روضه فیضیه در منابر و مداحیهای محرم ‌آن سال جاری شد و قم به عنوان دشت کربلا در شعارها و مرثیه‌ها مطرح گردد. در مقاله زیر چگونگی تأثیر عزاداریهای محرم سال 1342 بر قیام 15 خرداد که خود زمینه‌ساز تاریخی انقلاب اسلامی  1357 گردید را بیشتر و دقیق‌تر مطالعه خواهید نمود. «اطلاعات واصله از منابع مختلف حاکیست، وضع عزاداری در سال جاری (محرم 1342) در تهران بسیار بی‌سابقه بود و در دستجات و مجالس روضه‌خوانی تعداد زیادی جمعیت شرکت می‌کرد که شاید در ده سال اخیر بی‌سابقه بود...»[1]سؤال بنیادین مقاله این است که مجالس سوگواری دهه اول محرم 1383 ق/ 3 ـ 13 خرداد 1342 ش چه تأثیری بر حضور خودجوش توده‌های مؤمنین مذهبی در قیام 15 خرداد داشت؟ در این ارتباط چه مؤلفه‌هایی نقش داشتند؟ و امام خمینی به عنوان رهبر نهضت از چه ساز و کارهایی برای این منظور استفاده کرد؟هنوز چند ماهی از نهضت امام خمینی نگذشته بود که م
چهارشنبه بیست و سوم 11 1387
رحیم روحبخشبدرستی از قیام 15 خرداد سال 1342، می‌توان به عنوان طلیعه انقلاب اسلامی سخن گفت، چاپ و انتشار اسناد دستگاههای امنیتی و همچنین خاطرات دست‌اندرکاران وقایع نهضت در سالهای نخست آن، زوایای مختلف این قیام را آشکار کرده است. ولی با این احوال برخی نکات مغفول و بعضاً تاریکی از این واقعه، همچنان بر تارک سالهای آغازین نهضت روحانیت خودنمایی می‌کند.گفتنی است که در اینجا سخن از کمبود اسناد و یا عدم دسترسی به آنها نمی‌باشد، زیرا اسناد قیام 15 خرداد در چندین کتاب و حتی بعضاً تکراری چاپ و منتشر شده و در دسترس همگان قرار گرفته است. بلکه به قول حوزویان داشتن «اهلیت» برای تبیین اسناد نیاز است. برای اسناد دو جنبه ظاهری و باطنی درنظر گرفته‌اند. لازمه نیل به بُعد باطنی یک سند و تجزیه و تحلیل آن،‌ اشراف محقق بر فضای حاکم می‌باشد. به تعبیر دیگر، سند را نمی‌توان بطور مجزا و مستقل از تحولات وقت جامعه ـ اعم از داخلی و بین‌المللی ـ مورد بررسی قرار داد. در بسیاری از موارد، آگاهی از اوضاع سیاسی، اجتماعی و... جامعه، به مثابه عاملی برای رمزگشایی ماهیت سند عمل می‌کند.یکی از این وقایع ـ که تاکنون بی‌پاسخ مانده است ـ عدم برگزاری اولین سالگرد قیام 15 خرداد از سوی امام خمینی می‌باشد. با عنایت به حضور امام در ایران در خلال نخستین سالگرد این قیام، چنین انتظار می‌رفت که این مراسم، به گونه‌ای باشکوه و گسترده برگزار گردد، ولی برخلاف ادعاهای برخی منابع مربوط به نهضت روحانیت، امام به‌جز صدور یک اعلامیه که فقط با همراهی ـ امضای ـ سه تن از مراجع (آیات عظام مرعشی نجفی، میلانی و قمی) انجام گرفت، اقدام درخورتوجهی در این
٭ میرزاباقر علیان‌نژادپس از رحلت آیت‌الله سیدمحمدحسین طباطبایی بروجردی در 10 فروردین 1340، مسئله جانشینی ایشان مورد بحث همهدر 22 فروردین 1340 بنا به دعوت حجت‌الاسلام آقا محمدحسن وثقه‌الاسلام آقا احمد ـ آقازادگان حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی ـ‌ جمعی از علمای طراز اول حوزه علمیه قم در منزل مرحوم آیت‌الله بروجردی برای تعیین تکلیف حوزه علمیه قم،‌ جلسه‌ای تشکیل دادند. به گزارش خبرنگار روزنامه اطلاعات در این جلسه «آیت‌الله آقای حاج سیدمحمدرضا گلپایگانی، آیت‌الله سیدمحمدکاظم شریعتمداری تبریزی،‌ آیت‌الله حاج آقا روح‌الله خمینی، آیت‌الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی، آیت‌الله حاج شیخ عبدالنبی اراکی، آیت‌الله حاج سیدمحمد محقق یزدی، داماد مرحوم آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم یزدی، حجت‌الاسلام آقا مرتضی آیت‌الله‌زاده یزدی، آقای حاج محمدحسن دفتردار و حاج احمد خادمی ـ پیشکار پیشوای فقیه شیعیان جهان ـ حضور داشتند.» در پایان این مذاکرات سرپرستی و مسئولیت حوزه علمیه قم به آیت‌الله حاج سیدمحمدرضا گلپایگانی و آیت‌الله سیدمحمدکاظم شریعتمدار تبریزی پیشنهاد شد و این دو مسئولیت حوزه علمیه را قبول کردند و پرداخت شهریه طلاب علوم دینی حوزه علمیه قم، از طرف این دو تعهد شد که بالمناصفه بپردازند. آیت‌الله شهاب‌الدین مرعشی نجفی نیز تأمین نان طلاب حوزه علمیه قم را برعهده گرفت.* در این بین برخی افراد از آیت‌الله خمینی پرسیدند که شما برای اداره حوزه علمیه قم چه می‌کنید؟ آیت‌الله خمینی پاسخ دادند: «من همان خادم طلاب که بودم،‌ هستم.»** 
دوشنبه بیست و یکم 11 1387
                    الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر                     الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر                    الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر              الله اکبر                    الله اکبر   الله اکبر  الله اکبر              الله اکبر   الله اکبر  الله اکبر        &nbs
دوشنبه بیست و یکم 11 1387
X