شهداودفاع مقدس
معرفی وبلاگ
شهداودفاع مقدس ره آوردی بودکه موجب شد به پاس حق شناسی ازخون شهدا،ورزمندگان هشت سال دفاع مقدس ملت مقاوم ایران اسلامی همچون کوهی استوارباقی بمانند وبه پیروزی های بسیارنائل آینددراین وبلاگ پیرامون این شگفتیهای به دست آمده به بررسی وتحلیل پرداخته می شودامیداست موجب رضایت حق قرارگیردانشااتته
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 207197
تعداد نوشته ها : 1441
تعداد نظرات : 7
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
رزمندگان اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس مردم ایران بر علیه متجاوزان بیش از 200 عملیات بزرگ و کوچک انجام دادند.

یعنی هر دو هفته یک عملیات. بخشی از این عملیات برای بیرون راندن متجاوزان از خاک ایران بود و تا بهار سال 1361 به طول انجامید و در خرداد ماه سال 1361 با بازپس‌گیری خرمشهر قسمت عمده مناطق اشغال شده‌ی ایران آزاد شد و فقط چند منطقه در مرزهای غربی در اختیار ارتش عراق ماند.
پس از این، نیروهای ایران وارد خاک عراق شدند و به تعقیب متجاوزین پرداختند.
علت این کار این بود که:
1- عراقی‌ها از این مناطق با موشک و سلاح‌های دوربرد شهرهای مرزی ایران را مورد هدف قرار می دادند و روزانه تعداد زیادی از هموطنان ما را به شهادت می‌رساندند.
2- چند شهر ایران در قسمت غربی در اشغال عراق بود. مثل نفت شهر، مهران و ...
3- تجربه نشان می‌داد صدام وقتی ضعیف است و توان حمله و اشغال شهرهای ایران را ندارد صلح دوست می‌شود و ادعای صلح و آشتی می‌‌‌کند اما وقتی قدرتمند می‌شود تنها فکری که دارد حمله، ویرانی وکشتار است. به همین جهت برای باز داشتن صدام از حمله دوباره و اشغال شهرهای ایران، رزمندگان اسلام بخش‌هایی از خاک عراق را از سلطه صدام آزاد کردند. در هریک از شهرهای عراق که رزمندگان ایرانی وارد می‌شدند اگر مردم در آن شهرها بودند با نقل و شیرینی از آنها استقبال می‌کردند.
4- دلیل دیگری که رزمند گان ما در خاک عراق به تعقیب متجاوزان
می پرداختند؛ میلیاردها تومان خساراتی بود که عراق به مردم و اقتصاد کشورمان وارد کرده بود و باید حاکمان عراق این خسارات را پرداخت می‌کردند.
5- مهمتر از همه اگر رزمندگان ایران از مرزهای بین المللی گذر نمی‌کردند و در آنجا از کشور دفاع می‌کردند علاوه بر مشکلات ذکر شده، زورمندان جهان یعنی آمریکا و همپیمانانش که سازمان ملل متحد درسلطه آنهاست، هیچگاه اجازه نمیدادند قطعنامه‌ای تصویب شود که متجاوز بودن عراق را اعلام و با این کار زمینه ادعای خسارت از سوی ایران فراهم شود.
رزمندگان ما با ورود به خاک عراق هم فرصت سازماندهی و حمله را از عراقی‌ها ‌گرفتند، هم شرایط را برای رسید ن کشورمان به حقوق خود مساعد کردند.
در صفحات بعد جدول 65 عملیات مهم رزمندگان اسلام جهت مطالعه و اطلاع آورده می‌شود.
توضیحات: از عنوان کامل ارتش جمهوری اسلامی ایران استفاده نمی‌شود و فقط به کلمه (ارتش) اکتفا شده است.
از عنوان کامل سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی استفاده نمی‌شود و فقط به کلمه (سپاه) اشاره شده است.
در بخش (یگان‌های عملیاتی) منظور از مشترک، انجام مشترک عملیات توسط ارتش و سپاه است.
تمام این عملیات و دفاع از کشورمان در طول هشت سال دفاع مقدس با همکاری و همراهی صمیمانه خلبانان شجاع، دلاور و با ایمان نیروهای هوایی و هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران ممکن بوده است. که این جانفشانی‌ها هیچگاه از حافظه تاریخ سراسر افتخار کشورمان پاک نخواهد شد.
در این عملیات و در دفاع از کشورمان در طول دفاع مقدس که یکی از خونبارترین جنگ‌های تاریخ لقب گرفته است، حدود 235/171 تن از بهترین، شاخص‌ترین و با استعدادترین فرزندان کشورمان به شهادت رسیدند که مانند ستاره‌های همیشه درخشان، روشنی بخش و هدایتگر نسل‌های آینده به سوی افتخار و پایندگی ایران قهرمان هستند.
اسطوره‌های جاویدی که تا همیشه تاریخ زنده‌اند.
هزاران آزاده قهرمان که سال‌ها در زندان‌های مخوف، سخت‌ترین شرایط را تحمل کردند تا نام ایران و ایرانی تا همیشه تاریخ مترادف با سربلندی، اقتدار و پایندگی باشد و هزاران شهید زنده، جانبازان قهرمانی که با اهداء‌ یک یا چند عضو از پیکرشان وظیفه ملی و دینی خود را انجام دادند و با حضور در عرصه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، صنعتی و …. ادامه دهنده راه همرزمان شهیدشان هستند.
در این جنگ نابرابر نزدیک به 000/410 هزار تن از فرماندهان، افسران، سربازان و مردم عراق نیز کشته شدند.

جدول عملیات رزمندگان اسلام
در 8 سال دفاع مقدس

ردیف

نام عملیات

رمز عملیات

نتیجه عملیات

یگانهای عملیاتی

تاریخ عملیات

<!--[if !supportLists]--> 1 <!--[endif]-->

مروارید

---

انهدام و نابود سازی نیروی دریایی دشمن

ارتش

7/9/59

<!--[if !supportLists]--> 2 <!--[endif]-->

فرمانده کل قوا خمینی روح خدا

فرمانده کل قوا خمینی روح خدا

آزادسازی مناطق جنوب کشور

مشترک

31/2/60

<!--[if !supportLists]--> 3 <!--[endif]-->

ثامن الائمه

نصرمن الله و فتح قریب

شکستن محاصره آبادان

مشترک

5/7/60

<!--[if !supportLists]--> 4 <!--[endif]-->

طریق القدس

یا حسین (ع)

آزادسازی شهربستان و70 روستای اطرف آن

مشترک

8/9/60

<!--[if !supportLists]--> 5 <!--[endif]-->

مطلع الفجر

یا مهدی ادرکنی(عج)

آزاد سازی مناطقی در گیلان غرب و سرپل ذهاب

مشترک

20/9/60

<!--[if !supportLists]--> 6 <!--[endif]-->

محمد رسول الله(ص)
(چریکی)

لا اله الاالله محمد رسول الله (ص)

ورود به شهرطویله و بیاره عراق و انهدام پایگاهای ارتش عراق در این شهرها

مشترک

12/10/60

<!--[if !supportLists]--> 7 <!--[endif]-->

ام الحسنین

یازهرا(س)بنت رسول الله اشفعی

انهدام نیروهای دشمن درکرخه و انحراف فرماندهان ارتش عراق ازعملیات بزرگ فتح المبین

مشترک

24/12/60

<!--[if !supportLists]--> 8 <!--[endif]-->

فتح المبین

یازهرا (س) یا زهرا(س) یازهرا (س)

آزادسازی صدها کیلومتر از خاک کشورمان در استان خوزستان وخارج شدن این استان از آتش توپخانه عراق

مشترک

2/1/61

ردیف

نام عملیات

رمز عملیات

نتیجه عملیات

یگانهای عملیاتی

تاریخ عملیات

<!--[if !supportLists]--> 9 <!--[endif]-->

بیت المقدس

یا علی بن ابیطالب(ع)

در مرحله یک و دو یامحمد بن عبدالله(ص) در مرحله سوم

آزادسازی خرمشهر هویزه و پادگان حمید

مشترک

10/2/61تا 3/3/61

<!--[if !supportLists]--> 10 <!--[endif]-->

رمضان

یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

خارج کردن بقیه شهرهای استان خوزستان از آتش توپخانه دشمن و تعقیب متجاوزان در خاک عراق

مشترک

23/4/61

<!--[if !supportLists]--> 11 <!--[endif]-->

حسین بن علی (ع)

یا جواد الائمه (ع)

انهدام نیروهای دشمن در منطقه میمک

سپاه

26/6/61

<!--[if !supportLists]--> 12 <!--[endif]-->

مسلم بن عقیل

یا ابوالفضل العباس(ع)

آزادسازی پاسگاهای مرزی و قله‌های مشرف به شهر مندلی عراق

مشترک

9/7/61

<!--[if !supportLists]--> 13 <!--[endif]-->

محرم

یا زینب (س)

آزاد سازی جاده عین خوش- دهلران و تامین امنیت شهرهای موسیان، دهلران، عین خوش

مشترک

10/8/61

<!--[if !supportLists]--> 14 <!--[endif]-->

والفجر مقدماتی

یا الله یا الله یا الله

آزاد سازی چند پاسگاه ایرانی و عراقی

مشترک

18/11/61

<!--[if !supportLists]--> 15 <!--[endif]-->

تحریر القدس

(چریکی)

لبیک یا خمینی

انهدام نیروهای دشمن در منطقه دربندیخان عراق و انحراف فرماندهان عراق از عملیات خیبر

سپاه

21/11/61

ردیف

نام عملیات

رمز عملیات

نتیجه عملیات

یگانهای عملیاتی

تاریخ عملیات

<!--[if !supportLists]--> 16 <!--[endif]-->

والفجر 1

یا محمد (ص)
یا امیر المومنین (ع)
یا فاطمه الزهرا(س)

آزاد سازی مناطق مرزی و روستاهای کنار رودخانه دویرج

مشترک

20/1/62

<!--[if !supportLists]--> 17 <!--[endif]-->

والفجر 2

یا الله یا الله یا الله

آزادسازی پادگان حاج عمران، تنگه در بند و چومان مصطفی

مشترک

29/4/62

<!--[if !supportLists]--> 18 <!--[endif]-->

والفجر 3

یا الله

آزاد سازی قله‌های مرزی و مسدود کردن راه نفوذ ضد انقلاب به داخل کشور در منطقه مریوان و بانه

مشترک

7/5/62

<!--[if !supportLists]--> 19 <!--[endif]-->

والفجر 4

یا الله

آزاد سازی قله‌های مرزی و مسدود کردن راه نفوذ ضد انقلاب به داخل کشور در منطقه مریوان و بانه

مشترک

27/7/62

<!--[if !supportLists]--> 20 <!--[endif]-->

والفجر 5

یا زهرا(س)

آزاد سازی قله‌های مرزی و مسدود کردن راه نفوذ ضد انقلاب به داخل کشور در منطقه مریوان و بانه

سپاه

27/11/62

<!--[if !supportLists]--> 21 <!--[endif]-->

والفجر 6

یا زهرا(س)

آزاد سازی قله‌های مرزی و مسدود کردن راه نفوذ ضد انقلاب به داخل کشور در منطقه مریوان و بانه

سپاه

2/12/62

<!--[if !supportLists]--> 22 <!--[endif]-->

خیبر

یا رسول الله(ص)

آزادسازی جزایر مجنون با 50 حلقه چاه نفت

مشترک

3/12/62

<!--[if !supportLists]--> 23 <!--[endif]-->

میمک (عاشورا)

یا ابا عبدالله حسین (ع)

آزادسازی قله‌های میمک چند پاسگاه مرزی

سپاه

25/7/63

<!--[if !supportLists]--> 24 <!--[endif]-->

بدر

یا فاطمه الزهرا(س)

آزادسازی بخش وسیعی از مناطق نفت خیز مجنون در جنوب

مشترک

19/12/63

ردیف

نام عملیات

رمز عملیات

نتیجه عملیات

یگانهای عملیاتی

تاریخ عملیات

<!--[if !supportLists]--> 25 <!--[endif]-->

قدس 1

یا محمد رسول الله(ص)
الله اکبر

ناکام گذاشتن حملات دشمن وانهدام بخشی از نیروهای دشمن

در جبهه هور الهویزه

سپاه

24/3/64

<!--[if !supportLists]--> 26 <!--[endif]-->

قدس 2

یا محمد رسول الله(ص)
الله اکبر

ناکام گذاشتن حملات دشمن وانهدام بخشی از نیروهای دشمن در جبهه هور الهویزه

سپاه

4/4/64

<!--[if !supportLists]--> 27 <!--[endif]-->

قدس 3

یا امام جعفر

صادق (ع)

ناکام گذاشتن حملات دشمن و انهدام بخشی از نیروهای دشمن

در جبهه دهلران

سپاه

19/4/64

<!--[if !supportLists]--> 28 <!--[endif]-->

قدس 4

یا محمد رسول الله (ص)

الله اکبر

ناکام گذاشتن حملات دشمن و انهدام بخشی از نیروهای دشمن در جبهه هور الهویزه

سپاه

1/5/64

<!--[if !supportLists]--> 29 <!--[endif]-->

قدس 5

یا علی بن ابیطالب(ع)

ناکام گذاشتن حملات دشمن و انهدام بخشی از نیروهای دشمن در جبهه هور الهویزه

سپاه

16/5/64

<!--[if !supportLists]--> 30 <!--[endif]-->

عا شورای 2

یا مهدی (عج) ادرکنی

انهدام تجهیزات ونیروی دشمن در جبهه چنگوله

سپاه

24/5/64

<!--[if !supportLists]--> 31 <!--[endif]-->

عاشورای 3

یا سید الشهداء(ع)

انهدام تجهیزات ونیروی دشمن در جبهه فکه

سپاه

25/5/64

ردیف

نام عملیات

رمز عملیات

نتیجه عملیات

یگانهای عملیاتی

تاریخ عملیات

<!--[if !supportLists]--> 32 <!--[endif]-->

والفجر 8

یا فاطمه الزهرا(س)

یا فاطمه الزهرا(س)

یا فاطمه الزهرا(س)

آزادسازی شهر بندری فاوعراق قطع ارتباط عراق با آبهای خلیج فارس خارج کردن شهرهای خوزستان بخصوص شهر قهرمان دزفول از برد موشکهای عراقی

سپاه

20/11/64

<!--[if !supportLists]--> 33 <!--[endif]-->

والفجر9

یا الله یا الله یا الله

آزادسازی کانا و تنگه سور در عراق

سپاه

5/12/64

<!--[if !supportLists]--> 34 <!--[endif]-->

کربلای 1

یا اباالفضل العباس(ع) ادرکنی

آزادسازی مهران و چندین شهرک و روستای اطراف آن

سپاه

10/4/65

<!--[if !supportLists]--> 35 <!--[endif]-->

کربلای 2

یا ابا عبدالله الحسین (ع)

آزادسازی قله‌های حاج عمران عراق

سپاه

10/6/65

<!--[if !supportLists]--> 36 <!--[endif]-->

کربلای 3

حسب نا الله و نعم الوکیل

تصرف و انهدام اسکله‌های جاسوسی عراق در خلیج فارس بنام البکر و الامیه

سپاه

9/6/65
تا
11/6/65

<!--[if !supportLists]--> 37 <!--[endif]-->

فتح 1

یا زینب (س)

انهدام توان نظامی دشمن در خاک عراق

سپاه

19/7/65

<!--[if !supportLists]--> 38 <!--[endif]-->

کربلای 4

محمد رسول الله(ص)

انهدام نیروی جنگی دشمن در ابوالخصیب

سپاه

3/10/65

<!--[if !supportLists]--> 39 <!--[endif]-->

کربلای 5

یا زهرا(س)

انهدام ماشین جنگی دشمن، انهدام و فتح دژهای بصره که توسط کارشناسان اروپایی ساخته شده بود

سپاه

19/10/65

<!--[if !supportLists]--> 40 <!--[endif]-->

فتح 4

یا الله

انهدام توان نظامی دشمن در خاک عراق در دیانا

سپاه

22/11/65

ردیف

نام عملیات

رمز عملیات

نتیجه عملیات

یگانهای عملیاتی

تاریخ عملیات

<!--[if !supportLists]--> 41 <!--[endif]-->

فتح 5

یا صاحب الزمان

انهدام توان نظامی دشمن در خاک عراق در شمال سلیمانیه عراق

سپاه

25/1/66

<!--[if !supportLists]--> 42 <!--[endif]-->

نصر 1

یا صاحب الزمان (عج)
ادرکنی

انهدام نیروهای دشمن وآزادسازی مناطق مرزی هزار قله

سپاه

25/1/66

<!--[if !supportLists]--> 43 <!--[endif]-->

نصر 2

یا حسین مظلوم(ع)

انهدام نیروهای دشمن وآزادسازی مناطق مرزی میمک

ارتش

13/3/66

<!--[if !supportLists]--> 44 <!--[endif]-->

نصر4

یا امام جعفرصادق (ع)

آزاد سازی شهر ماووت عراق

سپاه

31/3/66

<!--[if !supportLists]--> 45 <!--[endif]-->

نصر 5

یا زهرا(س)

انهدام نیروهای دشمن و آزادسازی مناطق مرزی سردشت

سپاه

3/4/66

<!--[if !supportLists]--> 46 <!--[endif]-->

فتح 7

یا فاطمه الزهرا (س)

انهدام توان نظامی دشمن در حلبچه عراق

سپاه

7/4/66

<!--[if !supportLists]--> 47 <!--[endif]-->

فتح 8

یا رسول الله (ص)

انهدام توان نظامی دشمن در موصل عراق

سپاه

28/4/66

<!--[if !supportLists]--> 48 <!--[endif]-->

نصر 6

یا اباعبدالله الحسین(ع)

انهدام نیروهای دشمن و آزاد سازی مناطق مرزی غرب

ارتش

10/5/66

<!--[if !supportLists]--> 49 <!--[endif]-->

نصر 7

یا فاطمه الزهراء(ص)

انهدام نیروهای دشمن و آزاد سازی مناطق مرزی غرب عراق

سپاه

14/5/66

ردیف

نام عملیات

رمز عملیات

نتیجه عملیات

یگانهای عملیاتی

تاریخ عملیات

<!--[if !supportLists]--> 50 <!--[endif]-->

فتح 9

یا رسول الله(ص)

انهدام توان نظامی دشمن در خرمال عراق

سپاه

18/5/66

<!--[if !supportLists]--> 51 <!--[endif]-->

فتح 10

یا اباعبدالله الحسین(ع)

انهدام توان نظامی دشمن در شمال اربیل

سپاه

13/6/66

<!--[if !supportLists]--> 52 <!--[endif]-->

ظفر 2

لبیک یا حسین(ع)

انهدام توان نظامی دشمن درکفری عراق

سپاه

12/7/66

<!--[if !supportLists]--> 53 <!--[endif]-->

ظفر 3

یا رسول الله (ص)

انهدام توان نظامی دشمن دردربندیخان

عراق

سپاه

25/8/66

<!--[if !supportLists]--> 54 <!--[endif]-->

ظفر 4

یا رسول الله (ص)

انهدام توان نظامی دشمن در

دهوک عراق

سپاه

28/8/66

<!--[if !supportLists]--> 55 <!--[endif]-->

نصر 8

یا محمدبن عبدالله(ص)

انهدام نیروهای دشمن و آزادسازی مناطق مرزی غرب

سپاه

29/8/66

<!--[if !supportLists]--> 56 <!--[endif]-->

نصر 9

یا مولای متقیان(ع)

انهدام نیروهای دشمن و آزادسازی مناطق مرزی غرب

ارتش

1/9/66

 

منبع: کتاب زنگ تاریخ تألیف علی اکبر رئیسی

 

 http://www.sajed.ir

دوشنبه پانزدهم 6 1389 4:36 بعد از ظهر
صدام از روز اول یورش وحشیانه به ایران، جنگ همه جانبه‌ایی را ‎آغاز کرد. جنگ شهرها بخشی از جنایات صدام است. ارتش عراق روزانه با موشک باران، بمباران و توپخانه دوربرد، شهرها و روستاهای ایران را مورد هدف قرار می‌داد.
این حملات وقتی ارتش عراق در جبهه‌ها از رزمندگان اسلام شکست می‌خورد شدت بیشتری به خود می‌گرفت. تا بهمن‌ ماه 1362 ایران از حمله به شهرهای عراق خودداری می‌کرد و جواب حملات ارتش عراق به شهرهای ایران را در جبهه‌ها می‌داد. ایران در چند نوبت اعلام کرد حمله به شهرها و روستا و مردم بی‌دفاع خلاف قوانین اسلامی و بین‌المللی است. ولی فرماندهان ارتش عراق کمترین توجهی به هشدارهای ایران که تمرکز جنگ در جبهه‌ها بود، نکردند و این باور را داشتند که ایران توانایی جنگ شهرها را ندارد.
در 22 بهمن 1362 ارتش عراق با حمله موشکی به شهر قهرمان دزفول صدها تن از هموطنان ما را به خاک و خون ‌کشید. فرماندهان ایران به ساکنان هفت شهر عراق اعلام کردند، شهرهای خود را خالی کنند و 24 ساعت بعد با آتش توپخانه این شهرها را به ویرانه‌ایی تبدیل کردند.
صدام که انتظار چنین حمله بزرگی را از سوی ایران نداشت، دستور حمله به شهرهای ایلام، اسلام آباد غرب، گیلان غرب، مسجد سلیمان، اندیمشک، بهبهان و ... را صادر کرد. وقتی فرماندهان ایران این شرایط را دیدند به مردم عراق اعلام کردند، فقط شهرهای کربلا، نجف، کاظمین و سامراء امن هستند و از آنها خواستند به این شهرها پناه ببرند. سربازان عراقی به دستور فرماندهان خود تلاش کردند مانع از خروج مردم از شهرهای غیر امن عراق شوند ولی موفق نشدند. وقتی صدام مشاهده ‌کرد شهر بصره و سایر شهرهای عراق در آتش قهر مقدس رزمندگان اسلام شعله‌ور است، با دروغ و نیرنگ اعلام کرد به خواسته‌ی رجوی سرکرده گروهک منافقین جنگ شهرها را قطع می‌‌‌کند.
در دور جدید جنگ شهرها در اسفند ماه 1363 ارتش عراق که از جبران شکست‌های خود در جبهه‌ها ناامید شده بود دوباره رو به جنگ شهرها آورد. ایران اعلام کرد اگر عراق جنگ شهرها را متوقف نکند بغداد را با موشک مورد حمله قرار خواهد داد. صدام و حامیانش این ادعای ایران را یک بلوف نظامی قلمداد کردند و به حملات کور خود با موشک‌های اهدایی اروپا بر علیه مردم کوچه و خیابان ادامه دادند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام ‌‌‌کرد با موشک‌های ساخت ایران بغداد را خواهد زد.
اولین موشک شلیک شده توسط ایران، بانک 18 طبقه رافدین را در بغداد مورد هدف قرارداد. دومین موشک در باشگاه افسران ارتش عراق در بغداد فرود آمد و حدود 200 نفر از فرماندهان عراقی را به هلاکت ‌رساند.
بعد از این حملات دنیا به بهت فرو رفت و سکوت سنگینی بر اردوگاه شیطان حاکم ‌شد. ادامه حملات موشکی ایران به بغداد باعث ‌شد صدام از بغداد فرار کند و به سامراء‌ یکی از شهرهای امن که از سوی فرماندهان ایرانی اعلام شده بود؛ برود. حملات موشکی ایران به بغداد برای حامیان صدام خیلی نگران کننده بود و به عنوان یک سلاح بازدارنده مانع از حمله عراق به شهرهای ایران می‌شد. متحدان عراق با همکاری هم موشک‌های دوربرد در اختیار این کشور قرار دادند و عراق در بهار 1367 با این موشک‌ها شهرهای تهران، اصفهان و قم را مورد حمله قرار‌داد. حملات عراق به شهرهای ایران، بیشتر متوجه مردم عادی بود تا مراکز نظامی. همزمان با این حملات کارشناسان نظامی آمریکایی و اروپایی دیواره‌ی دفاعی الکترونیکی دور تا دور بغداد قرار دادند و اعلام کردند: بعد از این موشک‌ها و هواپیماهای جنگنده ایرانی قادر نیستند به آسمان بغداد نفوذ کنند. در کمال ناباوری هواپیماهای ایران در ارتفاع پایین از این دیواره عبور کردند و بغداد را بمباران کردند. خبرگزاری‌های دنیا اعلام کردند: بغداد در نتیجه موشک باران و بمب باران ایران به شهر ارواح تبدیل شده است. صدام و حامیان او که می‌دیدند هیچ چیز جلودار حملات کوبنده ایران نیست، وحشیانه و بی‌هدف شهرهای تهران، اصفهان، قم، شهرکرد، همدان، دزفول، بروجرد، کرمانشاه، صائن دژ، ارومیه و میاندوآب را مورد حملات موشکی و هوایی قرار دادند. و بسیاری از هموطنان ما را به خاک و خون کشیدند.
ایران در جواب این حملات مراکز اقتصادی و نظامی را در بغداد و ده شهر دیگر مورد حمله قرار دادو در جبهه‌های جنگ هم با عملیات بیت المقدس 4 و با رمز یا ابا عبدالله الحسین (ع)در استان سلیمانیه عراق ضربات مهلکی به عراق وارد کرد و چند قله مهم رادرخاک عراق فتح نمود. اقدامات همزمان و مقتدرانه ایران در جبهه‌ها و جنگ شهرها موجب بازداشتن عراقی‌ها از ادامه جنگ شهرها شد.
 
منبع: کتاب زنگ تاریخ تألیف علی اکبر رئیسی

 http://www.sajed.ir

دوشنبه پانزدهم 6 1389 4:35 بعد از ظهر
حضور مقتدرانه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس از روز اول جنگ امکان کوچکترین حرکت را از نیروی دریایی دشمن سلب کرده بود.
انجام عملیات مروارید از سوی رزمندگان ناوچه پیکان کافی بود تا صدام هیچگاه به خود اجازه ندهد در خلیج فارس دست به جنگ دریایی بزند.
در این عملیات جسورانه ناوچه پیکان از نیروی دریایی ایران با حمله به عمق آبهای عراق و تصرف و انهدام دو سکوی مهم البکر و الامیه و به غنیمت گرفتن تمام تجهیزات موجود در آن اسکله‌ها و سرنگون کردن 13 هواپیمای جنگی و 4 فروند ناوچه و تعدادی از شناورهای جنگی عراق، درسی فراموش نشدنی به دشمنان ایران داد،  که تا همیشه تاریخ هیچ کس حتی فکر حمله به مرزهای آبی ایران را نکند. هر چند در راه بازگشت این ناوچه مورد اصابت موشک‌های دوربرد  عراق قرار می‌گیرد و تعدادی از رزمندگان اسلام به شهادت می‌رسند.
با کمکهای فراوانی که متحدان صدام در اختیار او قرار می‌دهند از قبیل: در اختیار گذاشتن پایگاه و آسمان کشورهای عربی برای حملات هوایی علیه ایران.
دادن بالگردهای سوپرفرلون فرانسوی که قدرت فوق العاده‌ای در جنگ دریایی دارند، هواپیماهای سوپر اتاندارد که مجهز به موشکهای اگزوسه هستند و کمکهای دیگر، عراق قادر نمی‌شود هیچ حرکتی را در خلیج فارس انجام دهد.
سرانجام در سال 1366 آمریکا به همراه متحدانش که در پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) گرد هم آمده‌اند مثل کشورهای انگلیس، فرانسه، هلند، بلژیک و سایر کشورهای اروپای غربی به همراه شوروی سابق تصمیم می‌گیرند با اعزام ناوهای هواپیمابر و ناوهای جنگی و اعزام نیروهای نظامی به خلیج فارس، ایران را وادار به تسلیم کنند.
با این اقدام دنیای استکبار، جبهه‌ایی دیگر به وسعت دهها کیلومتر از بندر جاسک در دریای عمان تا خور عبدالله در انتهای خلیج فارس بر علیه ایران گشوده می‌شود.
آمریکائی‌ها موقعیت را برای انتقام گرفتن از ایران به خاطر تحقیر آن کشور در به گروگان گرفتن و بازداشت جاسوس‌های آمریکایی در تهران مناسب می‌بینند.
کشورهای عربی خلیج فارس که با حمایتهای بی‌دریغ خود از عراق، در واقع با ایران در حالت جنگ قرار دارند، نگران حملات ایران هستند. کویت پرچم ملی خود را از روی کشتی‌ها ی نفتکش ‌برمی‌دارد و پرچم آمریکا را روی آنها نصب می‌‌‌کند تا مانع از حمله ایران شود. ایران اعلام می‌‌‌کند اگر در حمله به کشتی‌های عربی تردید کند در حمله به کشتی‌های آمریکایی تردیدی نخواهد کرد.
همه دنیای زور و ستم جمع شده‌اند تا با جلوگیری از صادرات نفت ایران و ممانعت از واردات کالاهای مورد نیاز مردم محاصره اقتصادی و نظامی ایران را تکمیل و مانع از پیروزی ایران شوند. سرانجام اتحاد شوم شیاطین دنیا در خلیج فارس دست به کار می‌شوند و با 50 فروند ناو هواپیمابر، ناوچه موشک انداز ناوشکن رزمنا و نبرد ناو و با استفاده از 000/7 هزار نیروی نظامی غربی که در این ناو‌ها حضور دارند و با به کارگیری 90 فروند هواپیمای جنگی فوق مدرن علاوه بر 000/800 نیروی نظامی عراقی و عربی و 610 هواپیمای جنگی عراق در مقابل 200 هواپیمای جنگی و 000/655 نیروی نظامی ایران شروع به ایجاد مزاحمت برای ایران می‌کنند. در این شرایط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با قایق‌های انفجاری بدون سرنشین و قایق‌های تندرو و زیردریایی کوچک ساخت سپاه به یاری همرزمان ارتشی خود می‌شتابد و با همکاری یکدیگر مانور شهادت را در قسمت وسیعی از خلیج فارس به اجرامی‌گذارند و از ورود کشتی‌های خارجی به این قسمت خلیج فارس جلوگیری می‌کنند. کشتی‌های خارجی با مشاهده حالت جنگی در خلیج فارس، حاضر نمی‌شوند در بنادر کشورهای عربی نفت بارگیری ‌کنند. نماینده ایران در سازمان ملل متحد اعلام می‌‌‌کند اگر خلیج فارس و تنگه هرمز برای ایران ناامن شود، ایران این آبراه بین‌المللی را برای تمام دنیا ناامن خواهد کرد. و از سازمانهای بین المللی می‌خواهد جلو تشنج آفرینی را در خلیج فارس بگیرند.
بعد از این ایران طبق قوانین بین المللی کشتی‌هایی را که از تنگه هرمز عبور می‌کنند مورد بازرسی قرار می‌دهد تا اگر سلاح برای عراق حمل می‌کنند، از این کار جلوگیری ‌‌‌کند. مزاحمت‌های نیروهای خارجی مستقر در خلیج فارس و دریای عمان شدت می‌گیرد. جنگ نفتکش‌ها با حمله ایران به کشتی باری ایوان کارلیف روسیه که در حال اسکورت توسط چند رزمناو است، آغاز می‌شود. بعد از آن یک کشتی دیگر روسی به نام مارشال چخوف بامین برخورد می‌‌‌کندومنفجرمی‌شود. خلبانان عراقی که برای حمله به کشتی‌های ایرانی به آسمان خلیج فارس وارد شده‌اند با دستپاچگی و به اشتباه ناو استارک آمریکا را مورد هدف قرار می‌دهند و نابود می‌کنند. 
سرانجام آمریکائی‌ها وارد میدان می‌شوند وبا تبلیغات زیاد اعلام می‌کنند: دو کشتی سوپرتانکر بریجتون و حمل گاز پرنس را که متعلق به کویت است تا رسیدن به ساحل این کشور اسکورت می‌کنند. فرمان عملیات از کاخ سفید به پنتاگون در وزارت جنگ آمریکا صادر می‌شود. عملیات اسکورت از سواحل امارات عربی متحده به مقصد کویت آغاز می‌شود. تعدادی از خبرنگاران خبرگزاری‌های بین المللی هم در عرصه کشتی بریجتون حضور دارند و لحظه به لحظه خبر عملیات را با آب و تاب به دنیا مخابره می‌کنند. آنها از قدرت آمریکا و ناتوانی ایران! خبرها و تصاویر زیادی را به دنیا مخابره می‌کنند. به یکباره در 27 کیلومتری سواحل کویت کشتی بریجتون با مین برخورد می‌‌‌کند و از شدت انفجار تمام خبرنگاران و خدمه کشتی به همراه تعدادی از نظامیان و ملوانان کشتی‌های جنگی آمریکاکه در حال اسکورت هستند، به داخل آبهای خلیج فارس پرتاب می‌شوند. صحنه خنده داری پدید می‌آید. وقتی قدرت آمریکا شکست میخورد همه‌ی دوربین‌ها خاموش می‌شوند تا مبادا  یک ثانیه تصویر از این افتضاح به دنیا مخابره شود.
دوکشتی نفتکش کویتی دیگر که توسط ناوهای آمریکایی در تنگه هرمز اسکورت می‌شوند با مین برخورد می‌کنند.  با آسیب دیدن کشتی‌های کویتی «تکزاکو،بریجتون و بریجستون» و حمله موشکی ایران به بندر احمدی کویت و انهدام یک کشتی دیگر کویتی توسط قایق‌های تندروی سپاه، آمریکائی‌ها وادار به عکس العمل می‌شوند. آنها به یک کشتی باری ایرانی حمله می‌کنند و متعاقب آن مسئولان کشور عربستان به زایران ایرانی که در مکه مکرمه مراسم الهی برائت از مشرکان را انجام می‌دهند، حمله می‌کنند و تعدادی از هموطنان ما و مسلمانان کشورهای دیگر را به شهادت میرسانند. این اقدام اشتباه سعودی‌ها، چند سال باعث تیرگی و قطع روابط بین دو کشور می‌شود و برگ سیاهی در روابط ایران و همسایه جنوبی کشورمان باقی می‌گذارد.
پس از این حملات، ایران به یک کشتی باری عربی به نام «ردالکبری» حمله می‌‌‌کند و آن را منهدم می‌سازد. بالگردهای آمریکایی به قایق‌های توپدار سپاه حمله می‌کنند که با آتش این قایق‌ها یکی از بالگردهای آمریکایی منهدم می‌شود. دراین حمله سه قایق ایرانی هم غرق می‌شوند و دو نفر از رزمندگان سپاه پاسداران به شهادت می‌رسند و شش نفر دیگر به اسارت نیروهای آمریکایی درمی‌آیند. آمریکائی‌ها فکر نمی‌کردند ایرانی‌ها تا این اندازه مقاومت نشان دهند و نقشه‌های آنان را ناکام کنند. آنها اعلام می‌کنند: «آمریکا خواستار درگیری رزمی با ایران نیست»
یک هفته پس از غرق سه قایق سپاه و شهادت دو نفر و اسارت شش نفر از رزمندگان اسلام، یک کشتی آمریکایی به نام «سانگاری» در سواحل کویت مورد حمله موشکی ایران قرار می‌گیرد و هجده نفر از نظامیان آمریکایی همراه فرمانده کشتی به هلاکت میرسند و کشتی هم نابود می‌شود.
آمریکا در جواب این حمله به سکوی نفتی رشادت ایران حمله می‌‌‌کند و رئیس جمهور آمریکا به دروغ اعلام می‌‌‌کند آمریکا یک سکوی نظامی ایران را مورد حمله قرار داده است و جالب اینکه پس از این حمله آنها اعلام می‌کنند این موضوع را تمام شده تلقی می‌کنیم (جنگ ایران و آمریکا در خلیج فارس). ایران با حمله موشکی به بندر احمدی کویت و انفجار نمایندگی هواپیمایی پان امریکن در شهر کویت جواب گستاخی‌های آمریکا و متحدانش را می‌دهد. جنگ نفتکش‌ها با سخنان وزیر خارجه آمریکا که اعلام می‌دارد: «به عهده دولت کویت است که تصمیم بگیرد به سومین موشک شلیک شده توسط ایران طی یک هفته پاسخ لازم را بدهد.» و با عقب نشینی آمریکا پایان می‌پذیرد و به تمام کشتی‌های خارجی دستور داده می‌شود از هر کاری که باعث تحریک نیروهای ایرانی شود خودداری کنند.
دور دوم جنگ‌های دریایی ایران و آمریکا در فروردین ماه 1367 شروع می‌شود. ناوچه جنگی ساموئل رابرتز آمریکا با مین برخورد می‌‌‌کند و حفره‌ای به قطر 8 متر در کف ناوچه ایجاد می‌شود.
رونالد ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا به همراه جرج بوش معاون اول خود، فرانک کارلوچی وزیر دفاع (جدید)، جرج شولتز وزیر خارجه و ویلیام کراف رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا با تشکیل جلسه در کاخ سفید راه‌های مقابله با ایران را بررسی می‌کنند.
در ساعت 30/8 صبح 29 فرودین 1367 نیروی دریایی ایران به کارکنان شرکت نفت در سکوهای نفتی سلمان، نصر و مبارک اعلام می‌‌‌کند سکوها را ترک کنند.
مهاجمان آمریکایی در اولین حمله خود و به این سکوها ناکام می‌مانند و با مقاومت نیروی دریایی ایران مجبور به عقب نشینی می‌شوند. مرحله دوم نبرد با به کارگیری سه رزم ناو، شش فروند هواپیما و چند فروند بالگرد آغاز می‌شود.
نیروهای آمریکایی از فرمانده و ملوانان ناوچه جنگی جوشن ایران که به مقابله با تجاوز آنها رفته است، می‌خواهند که ناوچه را ترک کنند. فرمانده ناوچه جوشن اعلام می‌‌‌کند درصورت حمله از سوی آمریکائی‌ها، پاسخ آن را خواهد داد.
جنگی نابرابر آغاز می‌شود ناوچه جوشن در یک طرف قرارداد و سه رزمناووشش فروند هواپیما و چند فروند بالگرد آمریکا در طرف دیگر. نیروهای قهرمانان ناوچه جوشن 45 دقیقه در مقابل موشک‌های‌‌هاریون و 300  گلوله توپ شلیک شده از سوی ناوها و متجاوزان آمریکایی مقاومت می‌کنند و سرانجام این نبرد ناعادلانه با شهادت 11 نفر از رزمندگان ناوچه جوشن و زخمی شدن 33 نفر دیگر و غرق شدن ناوچه پایان می‌یابد.
نیروهای آمریکایی سکوهای نفتی سلمان، نصر و مبارک را اشغال و به آتش می‌کشند و به سوی سکوهای نفتی دیگر ایران در جنوب خلیج فارس حرکت می‌کنند. ناوشکن‌های سهند و سبلان از طرف ایران مأموریت می‌یابند که جلو پیشروی نیروهای آمریکایی را بگیرند.
درگیری دو ناوشکن ایرانی با ناوها، هواپیماها و بالگردهای آمریکایی چند ساعت به طول ‌می‌انجامد. آمریکائی‌ها مجبور به عقب نشینی می‌شوند. آنها به فاصله 120 کیلومتری ناوشکن‌های ایرانی عقب نشینی می‌کنند و با استفاده از موشک‌های لیزری از طریق ناوها و هواپیماهای فوق مدرن به ادامه نبرد می‌پردازند. در این حملات خساراتی به ناوشکن سبلان وارد می‌شود و آمریکائی‌ها با استفاده از برتری تکنولوژیکی خود، مانع از شکست در این جنگ می‌شوند.
ساعاتی پس از این حملات قایق‌های توپدار سپاه به سکوهای نفتی اجاره ایی آمریکا در خلیج فارس حمله می‌‌‌کنند و آنها را به آتش می‌کشند. کشتی آمریکایی «ویلتی یاند» و کشتی انگلیسی به نام «یورک مارین» مورد حمله سپاه پاسداران قرار می‌گیرند و منهدم می‌شوند. پس از این حملات یک ناو لجستیکی انگلیس و یک بالگرد جنگی آمریکایی هم مورد حمله ایران قرار می‌گیرند و به آتش کشیده می‌شوند.
و بدین ترتیب قدرتهای بزرگ نظامی جهان با نبرد مستقیم خود به قدرت الهی و خلل ناپذیر مردم ایران پی می‌برند.

 

 
منبع: کتاب زنگ تاریخ تألیف علی اکبر رئیسی

 http://www.sajed.ir

دوشنبه پانزدهم 6 1389 4:33 بعد از ظهر
در طول جنگ بیش از 11 قطعنامه ازسوی سازمان ملل متحد صادر شد. در تمام این قطعنامه‌ها که با حمایت آشکار آمریکا، اروپا و سایر متحدان عراق تنظیم می‌شد، کمترین توجهی به خواسته‌‌های به حق ایران نمی‌شد.
همه‌ی این قطعنامه‌ها در زمان‌هایی صادر می‌شد که رزمندگان اسلام در جبهه‌ها پیروزی‌هایی به دست می‌آوردند و متحدان عراق تلاش می‌کردندبا صدور این قطعنامه‌هااز نابودی ارتش عراق جلوگیری نمایند و مانع از پیروزی نهایی ایران شوند.
نگاهی گذرا به متن قطعنامه‌های سازمان ملل متحد در مورد جنگ عراق علیه ایران نشان دهنده ی این موضوع است.
هنگامی که صدام با ارتش خود صدها کیلومتر مربع از خاک ایران را اشغال کرد و تعدادی از شهرها و صدها روستای مرزی ایران را پس از اشغال با خاک یکسان نمود، سازمان ملل‌متحد با سکوت مرگبار خود هیچ عکس العملی از خود نشان نداد.
اشغالگران عراقی فقط در استان خوزستان 365 روستا را که هموطنان عرب زبان ما در آنها ساکن بودند، نابود کردند. ولی سازمان ملل متحد به جای اینکه عراق را ملزم کند از خاک ایران خارج شود تنها به صدور یک نامه بی‌ارزش از سوی دبیر کل سازمان ملل متحد اکتفا کرد: «من از گسترش اختلاف بین ایران و عراق نگران هستم این امر به عقیده‌ی من یک تهدید بالقوه برای صلح و امنیت بین المللی است!!» و این تنها کاری بود که سازمان ملل متحد در مقابل اشغالگری عراقی‌ها انجام داد.
اما وقتی رزمندگان پرتوان اسلام شروع به اخراج اشغالگران از سرزمین‌ها، شهرها و روستاهای اشغالی ایران نمودند و برای تنبیه متجاوز وارد خاک عراق ‌شدند، دیگر از نصیحت‌های بی‌حاصل دبیر کل سازمان ملل متحد خبری نبود. بایدها و نباید‌ها جای نصایح را ‌گرفت. بخش‌هایی از قطعنامه‌های 514 و 522 که در سال 1361 به دنبال پیروزی‌های رزمندگان اسلام و به فاصله ی چند ماه صادر شد، بیانگر این موضوع است:
1- سازمان ملل متحد مصرا خواهان آتش پس فوری  و خاتمه تمام عملیات نظامی می‌باشد.
2- درخواست خود را برای عقب نشینی نیروها به مرزهای شناخته‌شده‌ی‌بین المللی‌تاکیدمی کندو...                                              
ضربات کوبنده رزمندگان اسلام باعث شد گردانندگان سازمان ملل متحد که قدرت‌های شیطانی دنیا هستند، فراموش کنند در موقع صدور این قطعنامه‌ها  هنوز شهرهای نوسود، مهران، نفت شهر، قصر شیرین و مساحت زیادی از خاک ایران در اشغال ارتش عراق است، وگرنه قطعنامه‌ها  رابه گونه‌ای دیگر تنظیم می‌کردند.                                      
عملیات رزمندگان اسلام در خاک عراق و ضربات جبران ناپذیری که ارتش عراق از این حملات متحمل می‌شد، تغییراتی را در قطعنامه‌های سازمان ملل در پی داشت. با پافشاری ایران بر حق خود که تعیین متجاوز در جنگ بود و نمایش اقتدار ملی با انجام عملیات در عمق خاک عراق، از این به بعد در قطعنامه‌ها صد در صد از عراق جانبداری نمی‌شد از جمله، در طرح 8 ماده‌ای دبیر کل سازمان ملل متحد که در سال 1363 صادر و خواسته‌های سازمان ملل متحد به  هر دو طرف جنگ یعنی ایران و عراق اعلام ‌شد.
در بهمن ماه سال 1364 ایران بندر استراتژیک فاو و اطراف آن را در جنوب عراق، با انجام عملیات والفجر 8 به وسعت 700 کیلومترمربع به تصرف خود در ‌آورد. قطع ارتباط عراق با آبهای خلیج فارس و برچیدن پایگاه‌های موشکی عراق در فاو که شهر دزفول و سایر شهرهای خوزستان از طریق آنها مورد حمله قرار می‌گرفتند، از جمله اهداف این عملیات بود. پس از این پیروزی، قطعنامه 582 صادر شد. در این قطعنامه با اظهار نگرانی عمیق از طولانی شدن جنگ بین ایران و عراق و با تاکید بر غیر قابل قبول بودن، کسب سرزمین از راه زور و بدون اینکه اشاره‌ای به آغاز کننده ی جنگ داشته باشد، تنها به اقداماتی که سبب بروز جنگ گردیده اظهار تأسف شده بود.
با تصرف بندر فاو دنیای استکبار به این امر واقف شد که جمهوری اسلامی ایران یک حکومت پاید ار و مردم ایران مردمی مقتدر و غیر قابل سرکوب و شکست هستند. پس از این عملیات ، ایران بیش از بیست عملیات بزرگ و کوچک انجام داد که تمام این حملات در خاک عراق بود.
مهمترین این عملیات کربلای 5 نام داشت که در زمستان 1365 نیروهای ایرانی با انجام این عملیات تا نزدیکی بصره دومین شهر مهم عراق پیش رفتند. محل انجام این عملیات از سوی حضرت امام (ره) جایی انتخاب شد که بیشترین و مهمترین موانع کارشناسان اروپایی برای جلوگیری از نفوذ رزمندگان اسلام، ساخته شده بود.
با عبور رزمندگان اسلام از این موانع و انهدام ماشین جنگی دشمن، سازمان ملل متحد و اعضای موثر در آن سازمان مجبور شدند قطعنامه‌ 598 را تنظیم کنند. این قطعنامه انتظارات ایران را تأمین نمی‌کرد ولی نکات مثبتی نسبت به قطعنامه‌های قبلی داشت.
دربند 6 این قطعنامه برای نخستین بار اشاره به تعیین آغاز کننده ی جنگ شده بود که پس از تعیین و اعلام آن ا زسوی دبیر کل سازمان ملل متحد زمینه را برای درخواست غرامت و خسارات جنگ از سوی ایران فراهم می‌کرد. لحن و محتوای این قطعنامه هم با قطعنامه‌های قبلی فرق داشت. هم عبارات آن دقیق بود و مانند قطعنامه‌های قبلی دو  پهلو نبود هم حالت دستوری داشت، نه توصیه‌نامه‌ای.
ایران این قطعنامه را نه رد کرد و نه قبول. حجه‌ الاسلام هاشمی رفسنجانی جانشین وقت فرماندهی کل نیروهای مسلح ایران خواستار جابه جایی در بندهای این قطعنامه شد و اعلام کرد ما خواستار آن هستیم که اول متجاوز معرفی شود. عراق بلافاصله پس از اعلام این قطعنامه از سوی سازمان ملل متحد،‌ مانند قطعنامه‌های قبلی آن را پذیرفت. اما ایران حدود یکسال به چانه زنی پرداخت تا بتواند سازمان ملل متحد و کشورهای تأثیرگذار در این سازمان را وادار به گنجاندن حقوق خود در قطعنامه نماید.
با پافشاری ایران دبیرکل سازمان ملل متحد مجبور شد یک طرح اجرایی را به دو کشور ایران و عراق ارائه دهد و در آن طرح متعهد شد ، در روز آتش بس یک گروه بی‌طرف، کار بررسی آغازگر جنگ را شروع کند و در تاریخ مشخص بعد از آتش بس، عقب نشینی نیروها به پشت مرزهای بین المللی آغاز شود.
ایران این قطعنامه را با توجه به اینکه تمام خواسته‌هایش در آن نبود، پذیرفت. استعمارگران شرایطی را پیش بینی  کرده بودند که در صورت عدم قبول قطعنامه از سوی ایران، امکان انجام هر جنایتی بر علیه مردم کشورمان فراهم باشد. این شرایط عبارت بودند از:

حمایت مستقیم و بیشتر دنیا از صدام
قطعنامه طوری تنظیم شده بود که اگر هر طرف جنگ آن را قبول نمی‌کرد طرف مقابل آزاد بود دست به هر کاری بزند. تنظیم کنندگان قطعنامه از قبل می‌دانستند تنها کشور ایران است که به دلیل نادیده گرفتن حقوقش معترض خواهد بود و از قبول آن خودداری خواهد کرد. پس قطعنامه را به گونه‌ایی تنظیم کرده بودند که در صورت عدم قبول آن توسط ایران، به راحتی بتوانند حتی سیاست  «زمین سوخته» را در کشورمان انجام دهند.

ایران جنگ طلب ، عراق صلح طلب!
با عدم قبول قطعنامه 598، ایران به عنوان کشوری جنگ طلب و جنگ افروز معرفی می‌شد و عراق که آغازگر جنگ و مسئول همه‌ی ویرانی‌ها و خسارات بود، صلح طلب معرفی می‌شد و این موضوع باعث خصومت بیشتر دنیا با ایران می‌گردید.

افزایش تهدیدات بین المللی بر علیه ایران
با خودداری ایران از پذیرش قطعنامه ، دشمنان کشورمان این امکان را می‌یافتند که در سایه سکوت سازمان‌های بین المللی دست به هر کاری بزنند تا ایران تسلیم شود. حمله به هواپیمای مسافربری در آسمان خلیج فارس توسط ناو وینسنس آمریکا و شهادت 290 نفر از مسافرین بی‌گناه این هواپیما بیانگر نقشه‌های شوم دشمنان مردم ایران بود.   

اقداماتی برای نابود کردن اقتصاد ایران
قیمت پایین نفت ایران که به دلیل سرازیر کردن نفت فراوان از سوی کشورهای عربی به وجود آمده بود .افزایش قیمت اسلحه‌های مورد نیاز به چند برابر توسط دلالان در بازار سیاه و تجهیز بیش از حد معمول ارتش عراق در جبهه‌های جنگ و حضور نیروهای نظامی کشورهای آمریکایی، اروپایی و عربی در منطقه ، نشان از وجود یک توطئه‌ی شوم می‌داد. جبهه کفر با تمام توان متحد شده بود تا ایران را ا ز رسیدن به پیروزی در جنگی نابرابر که حق طبیعی آن بود باز دارد و با حمله و ویران کردن کشورمان تنها حکومتی را که در دنیا صدای عدالت خواهی و مبارزه با ستم و زور را می‌داد، نابود کند.

حضرت امام (ره) به عنوان عالی‌ترین مقام کشور و فرمانده کل نیروهای مسلح که حفظ ایران و حکومت جمهوری اسلامی را واجب‌تر و مهمتر از پیروزی در جنگ می‌دانست، موافقت خود را با پذیرش قطعنامه اعلام کرد و در پیامی به مردم ایران فرمود:
«... به واسطه‌ی حوادث و عواملی که از ذکر آن خودداری می‌کنم و به امید خداوند د رآینده روشن خواهد شد، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت کردم.»
پس از اعلام پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران حاکمان عراق و در رأس آنها صدام که هیچ توضیح و دلیلی برای مردم خود از تحمیل جنگ هشت ساله به ایران نداشتند و از طرفی هیچ دستاوردی هم از این جنگ نصیب آنها نشده بود، با این توهم که ایران به دلیل ضعف مجبور به پذیرش قطعنامه شده است، بار دیگر بدون در نظر داشتن این که آنها یکسال قبل از ایران، قطعنامه 598 را که اولین بند آن بیان می‌دارد: «تمام عملیات نظامی در زمین، دریا و هوا متوقف شود و تمام نیروهای مسلح بی‌درنگ به مرزهای شناخته شده بین المللی بازگردند» قبول کرده‌اند، دوباره با سوء استفاده از موقعیت غیر جنگی که بین دو کشور به وجود آمده بود به مرزهای ایران حمله کردندو در بعضی مناطق تا 100 کیلومتر داخل خاک ایران پیشروی نمودند. از طرفی با مسلح نمودن گروه تروریستی منافقین( سازمان مجاهدین خلق ) که از تعدادی از دشمنان فراری ایران تشکیل شده است. از مرزهای غربی ایران و به قصد نابودی کشورمان حمله‌ی گسترده‌ای را آغاز نمودند.
با انعکاس اخبار حمله مجدد عراق و منافقین در شهرها و روستاها، بار دیگر مردم ایران به جبهه‌ها هجوم آوردند و با کشته و زخمی کردن هزاران نفر از مهاجمین و به اسارت گرفتن تعداد زیادی از آنها، خاک مقدس کشور را از وجود متجاوزین پاک کردند.
بالاخره در 17 مرداد 1367 شورای امنیت سازمان ملل متحد با حضور نمایندگان ایران و عراق تشکیل جلسه داد.
درطول مذاکرات ایران و عراق که با نظارت دبیر کل وقت سازمان ملل آقای خاویر پرزدکوئیار انجام می‌شد، عراقی‌ها کارشکنی‌های زیادی انجام دادند تا شاید امتیازاتی را که در جبهه‌های  نبرد نتوانسته بودند از ایران بگیرند در پشت میز مذاکره به دست آورند. ولی این تلاش آنها هم با درایت و تلاش گروه دیپلماسی کشورمان خنثی شد.
مذاکرات زیادی بین وزرای خارجه دو کشور صورت گرفت و نامه نگاری‌هایی بین ریاست جمهوری وقت ایران، جناب حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی و حاکم عراق ، صدام حسین به عمل آمد و سرانجام در 14 اوت 1990 میلادی صدام با ارسال آخرین نامه و قبول تمام خواسته‌های ایران، تسلیم خواست و اراده‌ی ملت بزرگ ایران گردید. بخشی ازنامه صدام به این شرح است: «... برادر علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری اسلامی ایران، با این تصمیم ما دیگر همه چیز روشن شده و بدین ترتیب همه‌ی آنچه را که می‌خواستید و بر آن تکیه می‌کردید، تحقق می‌یابد...»
در 18 تیرماه 1370 شمسی دبیرکل سازمان ملل متحد، با بررسی دلایل و شواهدی که از ایران و عراق دریافت کرده بود اعلام کرد: «آغازگر جنگ هشت ساله عراق بوده است.» پس از یازده سال تعلل و خودداری دنیا از اعلام متجاوز بودن عراق ، بالاخره دنیا به این واقعیت اقرار کرد که، مردم ایران 8 سال با دفاع مقدس ازتمامیت ارضی خود پاسداری می‌کرده‌اند و یک پیروزی دیگر برای ملت ایران در تاریخ سراسر افتخار کشورمان به ثبت رسید.
 

منبع: کتاب زنگ تاریخ تألیف علی اکبر رئیسی

 http://www.sajed.ir

دوشنبه پانزدهم 6 1389 4:32 بعد از ظهر
شاید برای شما سؤال باشد که چرا با ما چنین رفتاری شد؟ چرا ملت ما مجبور شد هشت سال در برابر زورگویی‌های دنیای ظلم و ستم ایستادگی کند، تعداد زیادی از فرزندان این مرز و بوم به شهادت برسند و خسارات مالی بی‌شماری بر ملت و دولت ایران تحمیل شود.
درجنگ دوم جهانی وقتی آلمانها عزمشان را جزم کرده بودند که تمام دنیا را فتح کنند و نژاد خالص ژرمن را به آن مسلط سازند و از قبل هم پیش بینی امکانات و تجهیزات لازم را برای این کار کرده بودند، 26 کشور قدرتمند دنیا در شهر سانفرانسیکو کنفرانسی را برگزار کردند و در آن کنفرانس معاهده معروف سانفرانسیسکو را بر علیه هیتلر و آلمان نازی امضاء‌ کردند و در واقع بر علیه آلمانها متحد شدند. این کار یک حرکت طبیعی بود که برای محار آلمانی‌ها انجام شد و پس از سه سال جنگ توانست آلمانی‌ها را در هم بشکند.
ولی انقلاب اسلامی ایران چه تغییراتی را در وضعیت سیاسی و جغرافیایی جهان پدید آورد یا در صدد ایجاد آن بود که بیش از
 36 کشور به صورت علنی و آشکارا در جنگی نابرابر بر علیه آن متحد شدند. بزرگترین قدرتهای دنیا و در رأس آنها آمریکا هر کاری که توانستند کردند تا این انقلاب را به شکست بکشانند.
برای روشن شدن علت این اتحاد شوم باید وضعیت سیاسی آن زمان به صورت مختصر بیان شود.
در آن دوران دو قدرت بزرگ جهان آمریکا و شوروی سابق بودند که هر کشور دیگر باید فرمانبر و مطیع یکی از این دو کشور می‌بود. یا باید هم پیمان آمریکا و مجری سیاست‌ها و دستورات صادر شده از واشنگتن می‌شد، مانند ایران در زمان شاه. یا باید دستورات خود را از کاخ کرملین در مسکو می‌گرفت.
وقتی انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید رهبر فرزانه ایران یک روش جدید ارائه داد، ایران مستقل، ایرانی که نه سلطه ‌ی آمریکا را قبول داشت و نه سلطه‌ی شوروی. این روش برای قدرتمندان خیلی سخت و غیر قابل تحمل بود. ایران و در رأس آن پیرمردی که تمام دارایی او چندجلد کتاب و یک خانه محقر استیجاری بود، مسیر دنیا را عوض کرده بود. مسیری که خیلی از کشورهای به ظاهر قدرتمندتر و بزرگتر از ایران از آن پیروی می‌کردند و جرأت مخالفت با آن را نداشتند. به‌همین خاطر دنیای ستم و زور هر چه در توان داشت، به کار گرفت تا مانع از پیروزی این طرز تفکر شود. دو ابر قدرت دنیا چون شکوه و عظمت پوشالی خود را در خطر می‌دیدند و حاکمان متحد با آنها هم هر کدام بنا به دلایلی به مخالفت و جنگ با انقلاب اسلامی ایران پرداختند . تعدادی از حاکمان کشورهایی که با انقلاب اسلامی به جنگ پرداختند ترس داشتند که، چون با روش غیر دمکراتیک ، حکومت را به دست گرفته‌اند و مردم، آنها را انتخاب نکرده‌اند، توسط مردم کشورشان به سرانجام شاه ایران دچار شوند. تعدادی از حاکمان کشورهای هم پیمان آمریکا، ماننداروپائی‌هانیز منافعی از ایران می‌بردند که با سقوط شاه این منافع قطع ‌شده بود.
در این میان حضرت امام (ره) با قاطعیتی که از انوار الهی سرچشمه می‌گرفت بر روش نوین خود پافشاری کرد. چند سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با ارسال نامه‌ای به رهبر شوروی سابق سقوط امپراطوری کمونیستی را پیش بینی کرد و از او خواست برای درمان تمام دردهای بشر به دامن اسلام پناه بیاورد.
 در آن زمان کسی سقوط ابر قدرت شرق را باور نمی‌کرد. چیزی از این پیش بینی نگذشته بود که شوروی سابق از بین رفت و به قول حضرت امام (ره): «بعد از این کمونیسم را باید در موزه‌ها جستجو کرد.» قدرتهای شیطانی همه رو به زوال و نابودی خواهند رفت. اگر دیروز ابرقدرت شرق از هم پاشید در آینده ی نزدیک انشاء‌الله با تحقق پیش‌بینی رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای شاهد سقوط ابر قدرت غرب نیز خواهیم بود.
تغییراتی که انقلاب اسلامی به وجود آورد، محدود و خاص ایران نبود. انقلاب ما دنیا را تکان داد و به ملت‌ها اعتماد به نفس بخشید. شاید دو مثال زیر بتواند قدری از این تحول را بیان کند.
همانطور که می‌دانید حدود 45 سال است یهودیان سراسر دنیا در کشور فلسطین جمع شده‌اند و با اشغال این کشور، کشوری دروغین به نام اسرائیل تشکیل داده‌اند. تمام جمعیت اسرائیل حدود سه میلیون نفر است و مساحت کشور اسرائیل هم یک صدم کشورهای عربی نیست. همین کشور سه میلیونی و خیلی کوچک با حمایت‌های آمریکا و اروپا، شکست‌های تحقیر آمیزی به کشورهای عربی که جمعیتشان چند صد میلیون نفر است و از منابع عظیم نفت و گاز نیز برخورارند، وارد کرده است.
به گونه‌ایی که در طول این 45 سال هر کجا از خاک کشورهای عربی را که اراده کرده به اشغال خود در آورده است و در چند جنگ بزرگ که کشورهای عربی در یک طرف بوده‌اند و اسرائیل در طرف دیگر، کشورهای عربی شکست‌های جبران ناپذیر ی را از اسرائیل متحمل شده‌اند.
در سال 1982 میلادی غیر از فلسطین بخش‌هایی از سرزمین‌های دوکشور مصر و سوریه در اشغال اسرائیل بود. این کشور در یک عملیات نظامی کشور لبنان را هم به اشغال خود درآورد.
بعد از اشغال لبنان توسط اسرائیل کشورهای اروپایی و آمریکا، به ظاهر برای ایجاد صلح و در واقع برای حمایت از اسرائیل دراشغال دائمی لبنان، نیروی نظامی به این کشور اعزام کردند.
کشور لبنان از قومیت‌های مسیحی، برادران اهل تسنن و شیعیان تشکیل شده‌ و قدرت سیاسی هم به همین ترتیب در این کشور تقسیم شده بود.
شیعیان لبنان که د رآن موقع ضعیف‌ترین بخش جامعه لبنان را تشکیل می‌دادند، با ابتدائی‌ترین سلاح‌ها به مقابله با اشغالگران اسرائیلی برخواستند و تنها گروهی بودند که با الهام گرفتن از شیوه مبارزاتی و تفکر ظلم ستیز انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) در مقابل اسرائیلی‌ها ایستادند. حضور تجاوزکارانه و شوم سربازان آمریکایی و اروپایی همراه با اشغالگران اسرائیلی در خاک لبنان بیانگر یک توطئه‌ی از قبل طراحی شده برای تبدیل لبنان به فلسطین دوم بود. در این میان شیرمردانی باید می‌بودند تا از این توطئه شوم  جلوگیری می‌کردند.
هسته‌های اولیه جنبش حزب الله لبنان با حمایت‌های معنوی و آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جنوب لبنان پایه ریزی شد. این جنبش با الهام گرفتن از الگوی مبارزاتی رزمندگان اسلام در ایران توانست به مبارزه با اسرائیل برخیزد و با نجات لبنان از اشغال اسرائیل باعث افتخار مذهب مترقی تشییع گردد. یک جوان شیعه لبنانی عضو این گروه ، با بارگیری ده‌ها کیلوگرم مواد منفجره در یک کامیون به مقر سربازان آمریکایی و اروپایی حمله کرد. در این حمله بیش از 320 سرباز آمریکایی و اروپایی کشته و حدود 100 نفر هم زخمی شدند. حمله چنان گیج کننده و غافلگیر کننده بود که هیچ عکس العملی از سوی آمریکا، اروپا و اسرائیل را در پی نداشت. چاره‌ایی نبود ، دنیای ظلم و ستم برای دومین بار در طول تاریخ از اسلام ناب محمدی(ص) سیلی می‌خورد. پس از این حمله، آمریکائی‌ها و اروپائی‌ها فرار را بر قرار ترجیح دادند و سرافکنده و نادم خاک لبنان را ترک کردند. چون فهمیدند که هر جا سربازان امام خمینی (ره) هستند، جایی برای ظالمین نیست.
آمریکائی‌ها و اروپائی‌ها از لبنان فرار کردند ولی اسرائیل ماند تا از آبروی جبهه کفر و ستم دفاع کند. ماندنی که همراه با مشقات و ضربات زیاد از سوی حزب الله لبنان بود. حدود 18 سال ارتش به ظاهر آهنین و شکست ناپذیر اسرائیل اسیر جوانان شیعه لبنان بود و با حمایت‌های بی‌‌شمار آمریکا و اروپا در مقابل ضربات حزب الله لبنان تاب آورد، ولی سرانجام وعده‌ی الهی به تحقق پیوست و در سال 2000 میلادی اسرائیلی‌ها با قبول شکست از جنبش حزب الله لبنان ، از این کشور فرار کردند.
حزب الله لبنان یک گروه چند هزار نفری از جوانان شیعه لبنانی است که با توکل به خدا و بهره گیری از شیوه مبارزاتی حضرت امام خمینی(ره) کاری کرد که حدود بیست کشور عربی با جمعیت چند صد میلیونی و ارتش‌های چند میلیونی از انجام آن عاجز بودند.
چند سال پیش نیز کشور یوگسلاوی سابق از هم پاشید و ایالت‌های آن به عنوان کشورهای مستقل اعلام استقلال کردند. یکی از این ایالات، جمهوری‌بوسنی و هرزگوین بود که بیشتر جمعیت آن امسلمانان تشکیل  می‌دادند.                                                    
وقتی دولت این ایالت استقلال آن را به رأی مردم گذاشت، اکثریت قاطع مردم به استقلال آن به نام کشور مستقل (جمهوری بوسنی و هرزگوین) رأی دادند.
وجود یک کشور مسلمان در قلب اروپا برای کشورهای مسیحی مذهب و به اصطلاح متمدن و دمکراتیک این قاره خیلی سخت و غیر قابل تحمل بود. صرب‌های ساکن در یوگسلاوی سابق که مذهب مسیحی داشتند در سایه سکوت همراه با رضایت و تشویق اروپائیان ، دست به قتل عام مردم بی‌دفاع و مسلمان بوسنی و هرزگوین زدند و در این نسل کشی هزاران نفر از مسلمانان اروپا را در مقابل چشمان حکومت‌های مدعی دمکراسی با وحشیانه‌ترین و فجیع‌ترین وضع به شهادت رساندند. جنایاتی که انسان از بازگویی آن شرم دارد و مانند لکه ننگی بر پیشانی اروپا باقی خواهد ماند.
آمریکائی‌ها و اروپائی‌ها برای اینکه به ظاهر بی‌طرفی خود را دراین جنگ اعلام کنند، طرفهای درگیردرجنگ را محاصره نظامی کردند. ولی مثل همیشه‌، دوباره دنیا را فریب دادند. چون انبارهای تسلیحاتی یوگسلاوی سابق در بلگراد و شهرهای دیگر صربستان و مونته‌نگرو در اختیار صربها بود و این مسلمانان بودند که اسلحه‌ای برای دفاع از خود نداشتند. در واقع آمریکا و اروپا مسلمانان بوسنی را محاصره نظامی کرده‌ بودند. مردم بوسنی با هر چه در توان داشتند به مقابله با اشغالگران صرب برخواستند. در این میان یک فرمانده مسلمان بوسنی‌یایی به شیوه ایرانی‌ها می‌جنگید و پیشانی بندی شبیه رزمندگان ایران اسلامی بر پیشانی او و سربازانش حکایت از حضور تفکر امام خمینی (ره) در اروپا می‌کرد.  این رویداد زنگ خطری بود که این بار در اروپا به صدا در‌می‌آمد نه در ایران یا لبنان. دولت آمریکا به دولت بوسنی پیشنهاد داد در مقابل یک کشتی اسلحه، این فرمانده را عزل کند. دولت بوسنی هم که شدیداً به اسلحه نیاز داشت این کار را کرد. اینها نمونه‌هایی از تحولاتی است که انقلاب اسلامی در دنیا پدید آورد. تحول در علم و دانش مسلمانان، تحول در ایجاد شخصیت برای مسلمانان تحول در صنعت و تکنولوژی و صدها تحول دیگر.
این تحولات را انقلاب اسلامی در کشوری باعث می‌شد که قبل از آن در معادلات سیاسی جهان اصلاً به حساب آورده نمی‌شد. قبل از انقلاب، بالاترین افتخار شاه و مسئولان فاسد حکومت ایران، نوکری دست چندم آمریکا بود. اگر این تحولات را یک کشور قدرتمندتر از ایران به وجود می‌آورد ، شاید با این حجم و شدت مورد حمله‌ی دنیای استکبار قرار نمی‌گرفت. ایران کشوری بود که به خاطر حاکمان نالایق و بی‌تدبیر در عرض چند ساعت و در یک جلسه بین حاکمان کشورهای انگلیس و روسیه به دو بخش تقسیم می‌شد و تحت سلطه‌ی آنان قرار می‌گرفت و یا تصمیمات برای اداره‌ی آن در سفارتخانه‌های آمریکا و اروپا در تهران اتخاذ می‌شد.
 
منبع: کتاب زنگ تاریخ تألیف علی اکبر رئیسی

 http://www.sajed.ir

دوشنبه پانزدهم 6 1389 4:30 بعد از ظهر
اگر بخواهیم بین فرماندهان و سربازان دو کشور ایران و عراق مقایسه‌ای بعمل آوریم، باید اول فرمانده کل نیروهای مسلح دو کشور را با هم مقایسه کنیم، هر چند مقایسه شخصیت پیامبرگونه و ملکوتی حضرت امام (ره) با موجود حیوان صفتی مثل صدام، گناه بزرگی است ولی برای انتقال ارزشهای جاویدان دفاع مقدس ناچار به این کار هستیم. کما اینکه مقایسه فرماندهان و رزمندگان ما با فرماندهان و سربازان عراقی کار ناصوابی است.
امام خمینی (ره) در یک نگاه
نام مبارک ایشان روح الله مصطفوی خمینی، معروف به روح الله موسوی خمینی است.پدر بزرگ حضرت امام (ره) سیداحمد در نجف و کربلا در حال تحصیل علوم دینی بودند که  با یکی از اهالی فرفهان خمین آشنا می شوند.
سید احمد به دعوت ایشان به خمین می‌آیند و با دختر وی ازدواج می‌کنند. حاصل این ازدواج سه فرزند دختر و یک فرزند پسر به نام آقا مصطفی پدر بزرگوار حضرت امام (ره) است. سید احمد در سال 1285 یا اوایل 1286 هجری قمری در خمین وفات می‌کنند و طبق وصیتشان پیکرش را به شهر مقدس کربلا منتقل و در آنجا به خاک می‌سپارند.
آقا مصطفی پدر بزرگوار حضرت امام (ره) آموزش علوم دینی را در حوزه‌های علمیه خمین، اصفهان شروع می‌کنند و در حوزه نجف اشرف به درجه اجتهاد می‌رسند.
به دلیل مبارزات زیادی که ایشان با حاکمان ظالم و خان‌های خمین و اراک داشتند و مانع از ظلم آنها به مردم می‌شدند، سرانجام در سن 42 سالگی در سال 1320 هجری قمری در راه خمین به اراک توسط دو نفر از مزدوران عنصر السلطان، والی عراق عجم یا اراک کنونی، به شهادت میرسند و طبق وصیتشان پیکر ایشان نیز به شهر مقدس نجف منتقل و در آنجا به خاک سپرده می‌شود.
مادر حضرت امام (ره) با همراهی تعدادی از اقوام برای خونخواهی پدر ایشان به تهران می‌آیند و در این راه با استقامت و پایداری فراوان، وزیر دربار و محمد علی میرزا، ولیعهد مظفرالدین شاه و دیگر مسئولین آن زمان را وادار به اعدام قاتل همسر خود می‌کنند. در این زمان حضرت امام (ره) دوران طفولیت را می‌گذراند و در آغاز زندگی با طعم یتیمی و واژه‌ی شهادت آشنا می‌شود.
میلاد مبارک حضرت امام (ره) در روز 20 جمادی الثانی 1320 هجری قمری برابر با اول مهر 1281 هجری شمسی و مصادف با سالروز میلاد مقدس حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیه) دختر پیامبر گرامی اسلام است. ایشان تحصیلات خود را از مکتب خانه خمین شروع و در شهرهای اراک، اصفهان، قم و نجف ادامه میدهند و به درجه اجتهاد می‌رسند و مرجعیت جهان تشیع را عهده‌دار می‌شوند.
ظلم ستیزی، دفاع از مظلوم و جنگ با دشمنان دین خدا ، مانند میراثی است که از گذشتگانش به او رسیده. حضرت امام (ره) در راهی که خداوند برایش مقرر کرده است از هیچ چیز نمی‌ترسد، از ایران به ترکیه از ترکیه به عراق، از عراق به فرانسه تبعید می‌شود. فرزندش را به شهادت می‌رسانند و سختی‌های طاقت فرسایی را متحمل می‌شود، ولی این سختی‌ها کمترین خللی در اراده ی الهی این رهبر فرزانه ایجاد نمی‌کند.
این شخصیت روحانی با رهبری و به پیروزی رساندن انقلاب اسلامی مردم ایران و بیرون کردن شاه و آمریکائی‌ها، زمینه‌ساز حکومت منجی بشریت، حضرت مهدی (عج) می‌شود.
وقتی خداوند به حضرت موسی (ع) ابلاغ کرد به طرف فرعون حرکت کن و او را به دین خدا دعوت نما و اگر او دین خدا را قبول نکرد با او به مبارزه بپرداز. حضرت موسی (ع) با اینکه پیامبر خدا بود و مستقیم با خداوند متعال صحبت می‌کرد، از خداوند خواست که برادرش هارون را هم در این مأموریت به کمک او بفرستد.
ولی حضرت امام (ره)یکه و تنها در مقابل فرعون ایران و فرعون دنیا ایستادند و با دست خالی بر شاه و آمریکا پیروز شدند.
آیا شأن و شخصیت ایشان بالاتر از برخی پیامبران نیست؟
یکی از پیش بینی‌های الهی حضرت امام (ره) فرمان تشکیل بسیج در نه ماه و بیست و دو روز قبل از شروع جنگ بود، که نشان از ارتباط آن حضرت با عوامل ما فوق طبیعت است.
در اینجا شاید ذکر دو خاطره از فرماندهان سپاه و ارتش‌وچندجمله، کمی از آن اسرار نهفته در این شخصیت عرفانی را روشن نماید.
سردار سرلشگر پاسدار سید رحیم صفوی فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:
 در دوم بهمن 1364 برای ارائه توضیحات در خصوص عملیات والفجر 8 خدمت حضرت امام (ره) رسیدیم. برای عبور چند هزار نفر از رزمندگان از رودخانه اروند، با توجه به اینکه رودخانه خروشانی بود و جزر و مد داشت، نگرانی داشتیم. البته (تجربه‌ی) عملیات‌های قبل مثل بدر و خیبر را داشتیم. اگر ما این چند هزار نفر را از این رودخانه عبور بدهیم، چه خواهد شد و ...
آن بزرگوار با آن حال (شاید بیماری حضرت امام (ره)) حدود نیم ساعت از روی نقشه با دقت توضیحات ما را ملاحظه فرمودند و نگرانی ما را هم متوجه شدند.
سپس فرمودند: «شما به خدا اعتماد داشته باشید، اصلاً فرمانده کل قوا خداست، همان خدایی که به شما مأموریت داده که نماز بخوانید، همان خدایی که به شما امر کرد. دفاع بکنید؛ بروید و مطمئن باشید که پیروزید.»
این عملیات یکی از موفق‌ترین حملات برون مرزی رزمندگان اسلام می باشد که حاصل آن آزاد سازی شهر بندری فاو در عراق بود و طرح آن امروزه در دانشگاه‌های معتبر نظامی دنیا تدریس می‌شود.
امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی جانشین سابق ریاست ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح:
قبل از عملیات فتح المبین دشمن پیشدستی کرد و حمله‌‌ای را آغاز کرد که تمام محاسبات و نقشه‌های ما را برای این عملیات از بین برد. فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه کربلا تصمیم گرفتند از حضرت امام (ره) در این زمینه کمک بگیرند.
یکی از خلبانان نیروی هوایی به نام حق شناس، که بعدها به شهادت رسید، اعلام آمادگی کرد که هر کدام از ما (من یا برادر محسن رضایی فرماندهی وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) در کابین عقب هواپیمای شکاری F5 قراربگیریم، ایشان ما را به تهران برساند و پس از کسب تکلیف از حضرت امام (ره) دوباره به جنوب بر ‌گرداند. قرار شد آقای محسن رضایی این کار را انجام دهند، با مسئولیت خودشان به هواپیمای شکاری سوار شدند و به تهران پرواز کردند.
پس از دو ساعت که از تهران برگشتند، در حالیکه چهره شادابی داشتند، اینگونه گفتند: «حضرت امام (ره) وضعیت سخت ما را گوش نمودند و تبسمی کردند و فرمودند: «هیچ نگران نباشید و همچنان هم باید مصمم باشید که عملیاتتان را انجام بدهید.»
درخواست کردم استخاره کنند، فرمودند: «استخاره لازم نیست ولی اگر مایلید که از قرآن هم قوت قلب بگیرید به نیت طلب خیر، قرآن را باز کنید و خداوند قلبتان را قوی می‌‌‌کند و حتماً موفقید، انشاء‌الله»
قرآن را باز کردیم به لطف خداوند متعال سوره مبارکه فتح آمد و این برای ما خیلی پرمعنا بود یکی از برادران آیات سوره فتح را با صوت خوشی خواندند و همه اشک شوق ریختیم.»
در این عملیات صدها کیلومتر مربع از خاک ایران از اشغال ارتش عراق خارج شد، را دار و سایت 5 و 4 که نقش مهمی در رهگیری و کنترل منطقه داشت،‌ به دست رزمندگان اسلام افتاد و مثل همیشه صدام بدقولی کرد. او قبل از آزاد سازی این سایت‌ها گفته بود: «اگر ایرانی‌ها این سایت‌ها را آزاد کنند کلید بصره را به آنها خواهم داد.» 

عبادات

-    امام مدت 15 سال هر شب زیارت حضرت علی (ع) در نجف اشرف می‌رفتند
-    در سخت‌ترین شرایط او حاضر به ترک نماز شب نشد. حتی در آخرین ساعات عمر خود که در بیمارستان بستری بود
-    در ماه چند نوبت قرآن را ختم می‌کردندو...
 
ساده‌زیستی
امام در طول زندگی خود مستأجر بودند. ایشان در حالیکه رهبر ایران بودند در یک خانه اجاره ایی که 120 متر مربع مساحت آن بود و 70 متر مربع ساختمان داشت زندگی می‌کردند. ایشان این خانه را از آقای سید حسن حسینی داماد آقای جمارانی اجاره کرده بودند.

مهربانی
یک مسلمان عرب تبار از آمریکا در نامه‌ایی برای حضرت امام (ره) نوشته بود: من با توهین به شما مرتکب گناهی بزرگ شده‌ام و این گناه به صورت کابوسی وحشتناک، همواره آزارم می‌دهد. امام در جواب نامه ایشان فرمودند: «ایشان را بخشیدم».

تحصیل و تهذیب
امام بارها به طلاب می‌فرمودند: «اگر یک قدم برای تحصیل علم بر می‌دارید، باید دو قدم در راه تهذیب نفس بردارید».

صدام که بود؟
نام مادرش (صحبه) و این تنها چیزی است که ا زگذشته او مشخص است. صحبه دختری روستایی بود که مجبور بود برای تأمین مخارج زندگی خود و خانواده‌اش فراورده‌های‌شیردامهایشان را را از روستا به شهر آورد و به فروش رساند.
در یکی از این آمد و رفت‌ها با یک تاجر یهودی برخورد می‌‌‌کند.
تاجر یهودی شیفته او می‌شود و صحبه در قبال دریافت پولی خود را در اختیار تاجر یهودی قرار می‌دهد. ارتباط آنها سه ماه ادامه پیدا می‌‌‌کند تا اینکه صحبه ناخواسته حامله می‌شود.
او خیلی تلاش می‌‌‌کند تا این جنین را که جز آبروریزی برای او و خانواده‌اش ثمری ندارد، سقط کند ولی موفق نمی‌شود.
پدربزرگ صدام (طلفاح) وقتی از این موضوع باخبر می‌شود بر عکس عرب‌های متعصب آن روز که بی‌درنگ در برخورد با چنین فضاحتی اقدام به کشتن دختر می‌کردند، صحبه را به عقد مردی عقب مانده ذهنی به نام حسین درمی‌آورد.
مدتی بعد حسین را می‌کشد تا از رسوایی ارتباط نامشروع دخترش و حاملگی حاصل از آن جلوگیری کند. از هویت پدر صدام هیچ کس اطلاع بیشتر از این ندارد که او یک تاجر یهودی بوده است.   در سال 1963 میلادی وقتی حزب بعث به رهبری احمد حسن البکر با سرنگونی حکومت عبدالکریم قاسم در عراق به حکومت رسید، صدام بی درنگ از مصر به عراق برگشت، او با بازگشت بعثی‌ها به قدرت، به عنوان معاون شورای فرماندهی انقلاب در زندان مخوف «قصرالنهایه» مستقر و فجیع‌ترین جنایتها و شکنجه‌ها را مرتکب شد.
انداختن مخالفین در حوضچه‌های اسید، سوزاندن و آتش زدن زنده زنده‌ی مخالفین از اقدامات وحشیانه او بود.
صدام‌در راه به قدرت رسیدن نه تنها با مخالفین خود اینگونه برخورد می‌کرد بلکه با دوستان و همکاران خود نیز رفتاری وحشیانه داشت، او حتی در این راه به رئیس جمهور عراق، «حسن البکر» که عضو حزب بعث بود نیز رحم نکرد و با مسموم نمودن، او را به قتل رساند و با کشتن صدها نفر از همکاران خود که، احساس می‌کرد شاید در حکومت بر عراق رقیب او باشند وحشتناک‌ترین و مخوف‌ترین حکومت دیکتاتوری را در دوران معاصر پایه‌ریزی کرد. حکومتی که در آن شأن و منزلت انسانی کوچکترین ارزشی نداشت.
دو نمونه از جنایات بی‌شمار صدام که به صورت فیلم باقی مانده است:
-    مردی اعتراف نمی‌کند، کودک 2 یا 3 ساله او را جلوی سگهای‌هار  می‌اندازند، سگها در مقابل چشمان پدر، پیکر کودک را تکه تکه می‌کنند و می‌خورند.
-    ریختن بنزین بر روی تعدادی کودک و سوزاندن آنها در مقابل چشمان والدین آنها.
-    صدام را می شود با دیکتاتورها و حاکمان سفاکی مثل چنگیزخان مغول و هیتلر مقایسه کرد. او حکومت مخوفی بر اساس ظلم ، ستم ، تجاوز ، کشتار زندانها و شکنجه گاههای زیادی بنا کرده بود . سالهای حکومت او پر از اعدامهای دسته جمعی ، آواره گی هزاران نفر از شیعیان و کردها و جنایات دیگر بود .صدام در این راه به همکاران نزدیک خود از جمله « عدنان خیرالله» وزیر جنگ وقت عراق  و « ماهر عبدالرشید» فرمانده وقت سپاه سوم عراق و ده ها تن از فرماندهان ارتش عراق و حتی دو تن از دامادهایش نیز رحم نکرد و به شکلهای گوناگون دستور قتل آنها را صادر کرد.  

خصوصیات فرماندهان ایران
شهید دکتر مصطفی چمران وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی:
در حالی در سال 1336 خورشیدی در رشته الکترومکانیک از دانشکده فنی تهران فارغ التحصیل شد که در تمام دوران تحصیل شاگرد اول بود.
یکسال بعد با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریکا اعزام شد و با تحقیقات علمی مهمی که داشت در جمع معروف‌ترین دانشمندان جهان عصر خود، در کالیفرنیا و معتبرترین دانشگاه آمریکا (برکلی) با ممتازترین درجه‌ی علمی موفق به اخذ دکتری الکترونیک و فیزیک پلاسما گردید. با موقعیت ممتازی که او در جامعه‌ی علمی آمریکا داشت، هر زندگی که اراده می‌کرد برایش فراهم می‌کردند. ولی او با بی‌اهمیت دانستن زرق و برق ظاهری زندگی جامعه آمریکایی به مصر رفت ودر دو سا ل سخت‌ترین آموزش‌های چریکی و پارتیزانی را آموخت. بعد به لبنان رفت و با کمک امام موسی صدر که یک روحانی ایرانی بود، جنبش حرکت محرومین و بخش نظامی آن سازمان (امل) را تأسیس کرد و در راه دفاع از شیعیان بی‌پناه لبنان در برابر اشغالگران اسرائیلی حماسه‌های زیادی آفرید.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران مراجعه کرد و حضرت امام(ره) او را به سمت وزیر دفاع منصوب کرد. مردم تهران در اولین دوره ی مجلس شورای اسلامی او را به نمایندگی خود انتخاب کردند. وقتی اشغالگران عراقی تا 37 کیلومتری اهواز رسیده بودند او با کسب اجازه از حضرت امام (ره) همراه رهبرمعظم انقلاب که در آن زمان نماینده حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران درمجلس شورای اسلامی بود، به جبهه‌های جنوب شتافتندو با به دست گرفتن تفنگ به نبرد رویارو با دشمن پرداختند. در طول تاریخ، هیچ وزیر دفاع یا نماینده‌ی مجلس را سراغ نداریم که شخصاً اسلحه به دست بگیرند و با دشمن بجنگند. شهید چمران در 31 خرداد 1360 در جبهه دهلاویه به شهادت رسید.
روزی که جنگ نابرابر عراق و متحدانش علیه ایران شروع شد فرماندهان و در اصطلاح بین المللی، ژنرال‌هایی که فرماندهی و هدایت بزرگترین جنگ، بعد از جنگ دوم جهانی را به عهده گرفتند کمتر از 25 سال داشتند. جوانانی که نه دانشکده ی افسری رفته بودند و نه آموزش‌های کلاسیک نظامی را در دانشگاه‌های نظامی خارج از کشور دیده بودند. آنها با استفاده از نبوغ و تفکری که در درجه‌ی اول رضایت خداوند را ملاک می‌دانست، دست به کارهای بزرگ و غیر قابل تصوری زدند که باور آن برای انسان‌هایی که تفکر مادی دارند
محال است.

سردار سرلشکر پاسدار شهید محمود کاوه
شاید جوانترین این فرماندهان شهیدکاوه باشد. او پس از ورود به سپاه مشهد، فعالیت در بخش آموزش نظامی و حضور د رجبهه‌های جنوب و غرب کشور، در آزادسازی بوکان از دست ضد انقلاب فرمانده یک گروه 12 نفره بود. بعد به فرماندهی عملیات سپاه سقز منصوب شد و در مدت 24 ساعت عملیاتی را طرح ریزی و در منطقه‌ی مرزی بطام جاده 45 کیلومتری را از اشغال دشمن آزاد کرد.
مدتی بعد در خرداد 1362 با تشکیل تیپ ویژه‌ی  شهدا فرمانده این تیپ شد، در حالی که بیشتر از 22 سال نداشت.
بعدها این یگان به لشکر ویژه‌ی شهدا ارتقاء و شهید کاوه در سمت فرماندهی این لشکر ، چند عملیات موفقیت آمیز را رهبری و در دهم شهریور 1365 در سن 25 سالگی بر روی قله 259 حاج عمران بر اثر ترکش گلوله توپ دشمن به شهادت رسید.

سردار سرلشکر پاسدار شهید حسن باقری
وقتی چهار عملیات منظم ارتش جمهوری اسلامی ایران در اول جنگ برای بیرون راندن دشمن از خاک کشور به شکست انجامید فرماندهان ارتش راخیلی ناراحت و عصبانی کرد. جنگ برای مدت کوتاهی به بن بست رسید. سردار سرلشکر پاسدار شهید حسن باقری، دانشجوی رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران که در آن موقع 25 سال داشت با تأسیس واحد اطلاعات و عملیات سپاه، واحدی که بعدها نبض جنگ را به دست گرفت و با ارائه راهبرد ورود نیروهای مردمی به جنگ، شاه کار بزرگی را انجام داد. این نظریه‌ی او دراولین عملیات بزرگ ایران به نام ثامن الائمه (ع) معجزه کرد. ادغام ارتش ایران و نیروهای مردمی باعث شد ارتش عراق کیلومترها از خاک ایران عقب نشینی کند.
در عملیات بعدی که طریق القدس نام داشت ایران توانست با بهره‌گیری از این راهبرد و با استفاده از نیروهای مردمی که به سلاح‌های سبک مجهز شده بودند، شکستهای جبران ناپذیری به ارتش عراق وارد کند. گرفتن 000/15 اسیر از عراقی‌ها یکی از نتایج آن بود.
نقطه اوج راهبرد شهید باقری در عملیات الی بیت المقدس بود. وقتی فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با آماده کردن 40 هزار نیروی جنگی در نهم اردیبهشت  1361این عملیات  را آغاز کردند، صاحب نظران نظامی دنیا هیچگاه فکر نمی‌‌کردند با مدیریت و فرماندهی ایرانی این عملیات در 23 روز با پیروزی مطلق ایران و فتح خرمشهر به پایان برسد.
قدرت نمایی ایران در این نبرد خیره کننده بود. رزمندگان اسلام دراین نبرد تاریخی 000/16 سرباز اشغالگر را کشتند و 000/19 نفرشان را به اسارت گرفتند.
شهید باقری در سال 1361 وقتی برای شناسایی و آماده سازی عملیات بعدی در منطقه عملیاتی فکه حضور داشت، در سنگر دیده‌بانی مورد هدف گلوله خمپاره عراقی‌ها قرار گرفت و در سن 27 سالگی در حالی که معاون فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، به شهادت رسید.
او مانندتمام فرماندهان ایرانی از روزی که وارد جنگ شد از جبهه جدا نشد، فقط پنج روز ، آن هم برای ازدواج از جنگ جدا شد.

سردار سرلشکر پاسدار محمد ابراهیم همت

شهید همت معلم فراری دبستان یکی از روستاهای اصفهان بود که به دلیل فعالیت‌های انقلابی از سوی حکومت شاه تحت تعقیب بود.
با شروع جنگ او تدریس را رها می‌‌‌کند و وارد جنگ می‌شود. در عملیات فتح المبین مسئولیت قسمتی از عملیات به او واگذار می‌شود که با موفقیت انجام می‌گردد. او به همراه جاوید الاثر سردار سرلشکر پاسدار محمد متوسلیان ، تیپ 27 محمد رسول الله (ص) را تشکیل میدهند و پس از اسارت متوسلیان در لبنان به فرماندهی این تیپ که بعداً تبدیل به لشکر می‌شود، می‌رسد و تا زمان شهادتش که در سن 28 سالگی در 24 اسفند 1362 درجزیره مجنون اتفاق می‌افتد در سمت فرماندهی این لشکر به نبرد با دشمن ادامه می‌دهد. او بر خلاف ژنرال‌های کشورهای دیگر به رزمندگان لشکرش عشق می‌ورزد و می‌گوید: «من خاک پای بسیجی‌ها هم نمی‌شوم. ای کاش من یک بسیجی بودم و در سنگر نبرد از آنان جدا نمی‌شدم.»

سردار سرلشکر پاسدار مهندس مهدی باکری
در شروع جنگ او در حدود 26 سال دارد. همزمان با خدمت در سپاه ارومیه شهردار ارومیه نیز می‌شود. با شروع جنگ ازدواج می‌‌‌کند و اسلحه کمری‌اش را مهریه‌ی همسرش می‌‌‌کند. پس از ورود به جنگ به عنوان معاون تیپ نجف اشرف در عملیات فتح المبین شرکت می‌‌‌کند. پس از مدتی خدمت در جبهه‌ها و موفقیت در کارهایش به فرماندهی لشکر 31 عاشورا منصوب می‌شود. در پنج عملیات بزرگ به عنوان فرمانده لشکر به نبرد با دشمن می‌پردازد تا در عملیات خیبر برادرش، سردار شهید حمید باکری ، معاون او به شهادت می‌رسد و جنازه اش به همراه جنازه تعدادی از رزمندگان در میان آبهای جزیره ی مجنون می‌ماند. او هیچگاه اجازه نمی‌دهد جنازه برادرش را به ایران بیاورند و بقیه جنازه‌ها درجزیره مجنون بماند. سرانجام در عملیات بدر در شرق رودخانه دجله در 25 بهمن 1363 بر اثر اصابت تیر مستقیم مجروح می‌شود و در راه بازگشت به ایران برای مداوا ، قایق حامل او مورد اصابت گلوله‌ی توپ قرار می‌گیرد و جنازه او نیز مانند برادرش حمید هیچگاه پیدا نمی‌شود.

امیر سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی
روح بلند شهید بابایی ورود به دانشکده‌ی خلبانی را به تحصیل در رشته‌ی پزشکی ترجیج می‌دهد. زندگی در آمریکا او را از راه راستی که در پیش گرفته منحرف نمی‌کند. شبی در دانشکده ی محل آموزش، فرمانده‌ی آمریکایی با صحنه عجیبی رو‌به‌رو می‌شود.یکی از دانشجویان خلبانی در محوطه‌ی دانشکده در ساعاتی که همه در حال استراحت هستند، در حال دویدن و ورزش هست. به او نزدیک می‌شود و علت را می‌پرسد، شهید بابایی جواب می‌دهد: «در حالیکه در رختخواب خوابیده بودم احساس کردم شیطان می‌خواهد مرا وسوسه و وادار به گناه کند برای همین از استراحت منصرف شدم و به ورزش پرداختم.»
درسال 1360 با درجه‌ی سرهنگ دومی به فرماندهی پایگاه هشتم شکاری اصفهان منصوب می‌شود.
دو سال بعد بر اثر رشادت‌ها و ابراز لیاقت به درجه سرهنگ تمامی میرسد و معاون عملیات فرماندهی نیروی هوایی می‌شود. سرانجام در مردادماه 1366 در حالیکه چند ماه قبل به درجه سرتیپی مفتخر شده است هواپیمای او در یک عملیات برون مرزی در خاک عراق مورد اصابت قرار می‌گیرد و د رروز عید قربان به وعده‌ی خود عمل می‌‌‌کند. او که با اصرار زیاد دوستان و همرزمانش برای انجام مناسک حج رو‌به‌رو بود، به آنها قول داد که در روز عید قربان خود را به آنها برساند و در همان روز هم شهید شد. افتخارش این بود که نوکر بسیجی‌هاست.
اسطوره‌‌هایی مانند شهید بابایی که پرچم‌های افتخار این کشورند در ارتش و سپاه بسیارند. انسان‌هایی که در حین برخورداری از لطیف‌ترین احساسات بشری، صاعقه وار ظلم و ستم را محو می‌کنند. یکی از همرزمان این شهید در یک عملیات هوایی برون مرزی مأموریت می‌یابد پلی را در خاک عراق منهدم سازد. وقتی بالای پل می‌رسد مشاهده می‌‌‌کند، چوپانی با گوسفندانش از روی پل عبور می‌کنند. دوری در آسمان عراق می‌زند تا چوپان و گله‌اش از روی پل دور شوند که در این حین هواپیمای او مورد اصابت قرار گرفته و خودش نیز اسیر می‌شود.

امیر سپهبدشهید علی صیاد شیرازی

نام این جوان را به خاطر بسپارید ... روزی فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران می‌شود! سیزده سال قبل از اینکه شهید علی صیاد شیرازی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران برسد، تیمسار یوسفی فرمانده لشکر تبریز این جملات را در میان همرزمان او گفت. آن موقع شهید صیاد شیرازی یک افسر جزء‌ بود.
وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد، علی احساس کرد از زندان آزاد شده. او حالاتمام وجودش را وقف اهداف انقلاب کرده بود. اگر روزهایی را در آمریکا صرف دفاع از دین اسلام و مذهب درخشان شیعه می کرد، حالا با تمام وجود در راه اعتلای آن مذهب تلاش داشت، در نگهبانی‌های شبانه به جوانان انقلابی کمک می‌کردو روزها به آموزش نظامی آنها همت می‌گماشت. وقتی جنگ شروع شد یک ثانیه تردید به خود نداد و تا روز آخر جنگ در متن جنگ حضور داشت.
در آخرین روزهای جنگ که دشمنان مردم ایران بر اساس یک محاسبه‌ی غلط، اشتباه خود را دوباره تکرار کردند و با به میدان فرستادن منافقین قصد تصرف ایران را داشتند!! این شهید بزرگوار با همکاری فرماندهان دیگر، عملیات مرصاد را طراحی کردند و با به دام انداختن دشمنان کشور، هزاران نفر از آنان را نابود کردند تا فرزندان ایران با خاطری آسوده در راه آبادانی و پیشرفت آن تلاش کنند. بدون هیچ مزاحمی.

فرماندهان جوان ایرانی شجاعانه در برابر حملات متجاوزین ایستادند و کمترین امتیاز را به اشغالگران ندادند. اما برعکس؛ فرماندهان عراقی که دوره‌های زیاد فرماندهی و آموزش‌های کلاسیک را در دانشگاه‌های جنگ کشورهای اروپایی و آمریکایی طی کرده بودند، از جنگیدن با افرادیکه هم سن فرزندان آنها بودن درمی‌ماندند.از جمله این فرماندهان :  

ژنرال هشام صباح الفخری
او یکی ازاین فرماندهان است. مدتی فرمانده لشکر دهم عراق بود و سپس فرمانده سپاه چهارم عراق شد و زمانی هم معاون رئیس ستاد ارتش عراق بود. این افسر ارتش عراق دیوانه‌وار در پی کشتار مردم روستاها ی مرزنشین ایران و اسرای جنگی بود. در یک عملیات که ارتش عراق شکست سنگینی از رزمندگان اسلام خورده بود. با هلی‌‌کوپتر به صف اسرای ایرانی حمله می‌‌‌کند و آنها را به تیربار می‌ بندد. در زمستان سال1362 به دنبال شکست سنگینی که ارتش عراق از ایران متحمل می‌شود این فرمانده سفاک عراقی در استادیوم شهر العماره عراق، در مقابل چشمان مردم این شهر 400 سرباز عراقی را که از جبهه فرار کرده بودند، تیرباران می‌‌‌کند تا دیگران از آن عبرت بگیرند و کسی جرأت فرار از جنگ را نداشته باشد.

ژنرال احمد زیدان
یکی دیگر از این فرماندهان است. او فرمانده جبهه خرمشهر بود و به دستور او سربازان اشغالگر عراقی در دیوارهای خرمشهر نوشته بودند «ما آمده‌ایم که بمانیم» اماوقتی در خردادماه 1361 با حملات رعد آسای رزمندگان ایرانی رو‌به‌رو شد چاره‌ای جز فرار نداشت. او هنگام فرار در حالیکه لباس‌ها، پوتین‌ها و حتی کلاهش را دور انداخته بود و با یک شورت و زیرپوش در حال فرار بود روی مین رفت و کشته شد.
از فرماندهان دوران جنگ ارتش عراق، امروز تعدادی به وسیله صدام یا همرزمانشان کشته شده‌اند، تعدادی به کشورهایی مثل آمریکا و کشورهای عربی پناهنده شده‌اند و تعدادی هم گوشه نشین هستند.

خصوصیات رزمندگان ایران و سربازان عراقی
وقتی صحبت از جنگ می‌شود، کشته شدن، اسارت، مجروحیت، ویرانی و ده‌ها واژه‌ی ناخوشایند مثل اینها به ذهن انسان خطور می‌‌‌کند. طبیعی است، بشر در طول تاریخ از جنگ این تجربه را داشته است. ولی بر خلاف جنگ‌های دنیا، رزمندگان اسلام با گذشت، ایثارگری، جوانمردی و مهرورزی درمیان خود و حتی نسبت به دشمن، ناب‌ترین جلوه‌‌های معنوی و مردانگی را خلق کردند که تنها می‌شود در غزوات و نبردهای حضرت رسول (ص)  و نبردهای حضرت علی (ع) با دشمنان اسلام سراغ آنها را گرفت.
شاید خیلی به واژه‌ی  (فرهنگ جبهه) برخورد کرده باشید. جالب است مگر جبهه هم فرهنگ دارد. کشتن، کشته شدن، اسارت و ویرانی چه فرهنگی می‌تواند داشته باشد. اگر جنگ‌ها را جزئی از فرایند تمدن بشری بدانیم پس باید بپذیریم که جنگ هم فرهنگ دارد. یک طرف جنگ فرهنگش کشتن و فرار از کشته شدن به هر قیمت و وسیله است و حریصانه به دنبال کشتن بیشتر، گرفتن سرزمین بیشتر ، به دست آوردن غنایم بیشتر و خلاصه فتح تمام دنیاست و یک طرف هیچگاه در جنگ پیش‌قدم نمی‌شود. سعی می‌‌‌کند با استدلال و حرف‌های منطقی از جنگ و خونریزی جلوگیری کند. اگر هم مجبور به جنگ شد قوانین مربوط به جنگ را مراعات می‌‌‌کند، به غیر نظامی‌ها حمله نمی‌کند، جواب حمله را متناسب با میزان حمله‌ای که به او شده می‌دهد و بالاتر از همه‌ی این‌ها تمام کارهایش برای رضای خداست، اگر می‌کشد، دشمنان دین خدا را می‌کشد و اگر شهید می‌شود در راه گسترش دین خدا شهید می‌شود. حتماً شنیده یا خوانده‌اید که در یکی از جنگ‌های صدر اسلام ،
حضرت علی (ع) از کشتن یکی ازفرماندهان قدرتمندکفار منصرف شده و بلند می‌شود چند قدم از او دور می‌شود و سپس برمی‌گردد و او را به هلاکت می‌رساند.
وقتی علت را از ایشان سؤال می‌کنند می‌فرماید: «اگر آن موقع که او آب دهان بر صورتم انداخت او را کشته بودم می‌ترسیدم برای رضای خدا نباشد و به خاطر توهین او باشد.»
رزمندگان اسلام چون به احدی الحسنین اعتقاد قلبی داشتند با تمام وجود می‌جنگیدند و اگر نبود شجاعت رزمندگان ایران اسلامی، جنگ در همان ماههای اولیه با سقوط ایران به پایان می‌رسید. با هیچ منطق مادی نمی‌شود قبول کرد که خرمشهر روزها با صدوپنجاه رزمنده که سلاح‌های سبک مثل تفنگ کلاشینکف و ژ 3 دارند در مقابل 200 تانک عراقی و چند هزار نیروی مهاجم مقاومت کند. این اتفاق  بیشتر به افسانه شبیه است.
رفتارهای رزمندگان ما در طول جنگ شبیه سربازان حضرت رسول(ص) بود با این تفاوت که سربازان حضرت محمد (ص) آن حضرت را از نزدیک می‌دیدند و با ایشان صحبت می‌کردند ولی رزمندگان ما 1400 سال اختلاف زمانی با آن موجود الهی داشتند. اگر امروز به آدمهای بزرگ گفته شود قبری برای خود بکن ویک شب پنج دقیقه داخل آن بخواب و با خدا مناجات کن، شاید بترسد. ولی در طول جنگ بچه‌هایی پانزده شانزده ساله‌ تا صبح در قبرهایی که برای خودشان کنده بودند با خدا مناجات می‌کردند، و لذت یک لحظه‌ی این مناجات‌ را با یک دنیا زرق و برق زندگی مادی عوض نمی کردند.
حاصل این عبادات و مناجات در عملیات و خطوط اول جنگ خود را نشان می‌داد. جوانان ونوجوانانی که سن اکثر آنها زیر 20 سال بود در شب عملیات با حمل چندین کیلو تجهیزات، اسلحه و ... کیلومترها دشمن را تعقیب می‌کردند. اگر جایی نیروهای عملیات کننده به میدان مین برخورد می‌کردند و امکان پاکسازی آن نبود و شرایط ایجاب می‌کرد هر چه زودتر آن میدان مین باز شود تا رزمندگان از آن عبور کنند، برای اینکه خود را روی مین‌ها بیندازند و با انفجار آنها راه را برای رزمندگان باز کنند دعوا بود. و همه داوطلب این کار بودند. اگر کسی خدا را به چشم خود نبیند آیا این کار را می‌تواند انجام دهد.
جبهه‌های ایران در طول هشت سال مثل یک جامعه پویا و زنده بشری حرکتی روبه رشد داشتند و در کنار نبرد با دشمن، آداب و رسوم، خلاقیت‌ها و شوخ طبعی و مسائل دیگر در آنجا مرسوم شده بود. درست مانند یک جامعه بشری که در حالت صلح زندگی دارد. در اینجا به چند موردازاداب ورفتاررزمندگان اشاره می‌شود:
 
ابتکارات
بچه‌های بسیجی شب‌ها با لباس‌های پاره آدمک درست می‌کردند و روی خاکریز می‌گذاشتند. صبح که هوا روشن می‌شد دشمن به خیال اینکه بسیجی‌ها را دیده است، آدمک‌ها را به رگبار و خمپاره می‌بست و بسیجی‌ها در سنگرهایشان به آنها می‌خندیدند.

نبرد بیل با موشک

در دفاع هشت ساله‌ی ملت ایران در مقابل دشمن غدار و حامیان بین‌المللی‌اش که او را به مدرن‌ترین سلاح ها، مجهز ساخته بودند، بسیار پیش آمده که رزمندگان بسیجی این مرزوبوم کمبود سلاح و ابزارهای جنگی را با ابتکارات بزرگ و کوچک خود جبران کرده‌اند.
داستان نبرد بیل و موشک، داستان کاربرد عملی یکی از این ابتکارها در صحنه‌ی نبرد است:
خط آرام است. از سنگر بیرون می‌آیم. گوشه‌ای از خاکریز را خلوت می‌بینم. آن سر خاکریز پرنده هم پر نمی‌زند. خودم را می‌کشم آن طرف ولو می‌شوم و نگاه را می‌دوزم به جاده‌ای که درست به وسط خاکریز ما می‌رسد. انتهایش که به افق چسبیده است و به تدارکات ما ختم می‌شود. نگاهم به یک وانت تویوتاست که روی جاده لک انداخته است و گرد و غبار را به دنبال خود به هوا می‌فرستد. چند روز است که عراقی‌ها دید خوبی روی جاده دارند. تا امروز توانسته‌اند چند ماشین ما را روی همین جاده بزنند. الان که تویوتا را روی جاده می‌بینم نگرانی‌ام بیشتر می‌شود چون عراقی‌ها با موشک تاو که از راه دور هدایت می‌شود. درست به وسط هدف می‌زنند. این تویوتا هنوز فاصله‌ی زیادی با خاکریز دارد که اول صدای شلیک موشک و پس از آن عبورش از روی خاکریز، مرا از جای می‌کند. موشک در یک لحظه به تویوتا می‌خورد و آن را به آتش می‌کشد. در این چند روز چند نفر از بچه‌ها داخل همین ماشین‌ها، شهید یا مجروح شده‌اند. این خط که ما از آن دفاع می‌کنیم، نقش مهمی در جلوگیری از سقوط آبادان دارد و ما ناچار هستیم به هر قیمتی که شده است. این خط را حفظ کنیم اما ناامنی جاده بلای جان ما شده است. به خاطر ناامنی جاده چند روزی است بی آب و آذوقه‌اییم. روز به روز وضعیت خط بحرانی‌تر می‌شود. دیگر ماندن در این خط امکان ندارد. کم کم بین بچه‌ها حرف می‌افتد که فرماندهان باید فکری برای تامین جاده بکنند یا این که خط را تغییر بدهند. امید چندانی برای ماندن در این خط پدافندی نداریم. یکی از بچه‌ها پیشنهادی مطرح می‌کند: بچه‌ها! چیزهایی درباره‌ی این موشک تاو دستگیرم شده است که اگر خدا بخواهد. شاید بشود با هم فکری و برنامه‌ریزی یک بلایی سر این موشک‌ها بیاوریم تا بتوانیم خط را حفظ کنیم.
می‌خواهیم بیشتر در این باره حرف بزند. او ادامه می‌دهد: چند روز پیش، از داخل سنگر، یکی از موشک‌های شلیک شده را دیدم و متوجه شدم یک سیم به پشت آن وصل است. فکر کردم اگر این سیم را قطع کنیم، حتماً موشک منحرف می‌شود.
حرف‌های او که تمام می‌شود، خنده‌ای از رضایت روی لب بچه‌ها می‌نشیند. قرار می‌گذاریم به محض عبور موشک از روی خاکریز، هر کدام از بچه‌ها با چوب و یا بیلی که در دست دارند سیم متصل به موشک را قطع کنند. قرار شد اولین آزمایش فردا صبح صورت گیرد. پس از هماهنگی با مقر تاکتیکی در آبادان، اولین ماشین تدارکات به طرف خط حرکت می‌کند. بچه‌ها با هر وسیله‌ای که در دست دارند به فاصله‌ی پنج شش متری در طول صدمتری خاکریز قرار می‌گیرند. سرو کله‌ی تویوتا روی جاده پیدا می‌شود. همه آماده اند. سکوت است و لحظه‌ای بعد صدای شلیک موشک از خط عراقی‌ها، خون را در رگ‌های ما می‌دواند و موشک از بالای خاکریز عبور می‌کند و بچه‌ها بیل و چوب را هر طوری هست به سیم گیر می‌دهند و آن را پاره می‌کنند و موشک کمی جلوتر از خاکریز گیج می‌خورد و می‌افتدو صدای الله اکبر، همه‌ی خاکریز ودشت را می‌لرزاند و ماشین تدارکات به خاکریز می‌رسد و ما بعد از چند روز گرسنگی و تشنگی دلی از عزا در می‌آوریم.

سوپر استاندارد در دام میله گردها
عراقی‌ها با تبلیغات فراوان اعلام کردند هواپیماهای سوپر اتاندارد فرانسوی که مجهز به موشکهای اگزوست هستند و قدرت و قابلیت فوق العاده‌ای در ردیابی و انهدام اهداف شناور در دریا را دارند به گونه‌ای که پس از شلیک به صورت اتوماتیک روی اهداف قفل شده و آن را تعقیب و منهدم می‌سازند، برای به زانو در آوردن ایران به کار خواهند گرفت و خبرگزاری‌های غربی نیز خبرهای زیادی را از توان و قابلیت‌ این هواپیماها مخابره کردند.
برای مقابله با این هواپیماهای جنگی جدید، جلساتی در قرارگاه دریای نوح نبی (ع) برگزار شد و کارشناسان نظامی ارتش و سپاه، ایده‌ها و پیشنهادات خود را اعلام کردند.
پیشنهاد یکی از رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به نام (حسین قاسمی) با توجه به ساده و کم هزینه بودن پذیرفته شد. ایده ایشان به این شکل بود که: مقدار زیادی میله گرد آهن نمره‌ی 14 و صفحات بزرگ شناور از جنس یونولیت تهیه شود و روی هر قطعه یونولیت شناور که طول و عرضش 3 متر در 2 متر بود، 30 الی 40 شاخه میلگرد را به صورت عمودی نصب کنند و بعد این قطعات خارپشتی شناور را در اطراف کشتی‌ها و شناورهایی که در خلیج فارس تردد می‌کنند، رها سازند. در اولین استفاده آزمایشی از این قطعات، موشک اگزوست شلیک شده از یکی از هواپیماهای سوپر اتاندارد که برای انهدام کشتی‌های ایرانی شلیک شده بود به جای اینکه به کشتی اصابت کند به یکی از همین قطعات شناور در اطراف کشتی خورد و آن را منفجر کرد.
موشکهای شلیک شده‌ی بعدی هم به همین شکل از کشتی منحرف شدند و حمله هوایی دشمن ناکام می‌ماند.
ابتکار مزبور تکمیل شد و در گستره‌ی وسیعی با موفقیت به کار برده شد. سوپر اتاندارد‌ها که در برابر این ابتکار موفق، ناکام شده بودند، اعتبار خود را از دست داده و صحنه جنگ دریایی خلیج فارس را ترک کردند.

آداب و رسوم
در جنگ و نبرد کسی نیست که به فکر آداب و رسوم ملی خود باشد و ذهن آنقدر مشغول است که حوصله‌ی پرداختن به این‌ها نیست. ولی رزمندگان ما در جبهه‌های نبرد به این چیزها هم توجه داشتند. به عنوان مثال در عید نوروز در هر سنگری که وارد می‌شدی سفره‌ی هفت سین پهن بود. اما هفت‌سین جبهه‌هامتفاوت بود، سیمونوف (نوعی تیربار) سیم‌چین، سیم خاردار و سیم تله انفجاری، سمبه (نوعی وسیله تنظیف اسلحه) و ... هفت سین سنگرهای رزمندگان اسلام در طول دوران پر افتخار دفاع مقدس بود.

شوخ طبعی‌ها
فضای شادابی که در جبهه‌ها حاکم بود هر غریبه و تازه واردی را به تعجب وامی‌داشت. طوری که انگارجنگ کاردوم رزمندگان است
سه نمونه از شوخی‌های رزمندگان اسلام:
- سیزده چهارده سال بیشتر نداشت. بچه‌ها به شوخی به او می‌گفتند: «با این سن و سال کم و جثه کوچک آمده‌ای اینجا چه کار؟» او در جواب می گفت: «هدف بزرگم کم و کاستی هیکلم را جبران می‌‌‌کند. !»
- پس از اشغال دوباره‌ی یکی از مناطق آزاد شده، توسط ارتش عراق، به عیادت دوستی رفتیم که مجروح شده بود. با خنده و شوخی به او گفتیم: «ماشاء الله، خسته نباشید، از اینکه منطقه را دودستی تحویل عراقی‌ها دادید متشکریم.» او در جواب ‌گفت: «مال حرام از گلوی ما پایین نمی رود، اصلاً مال بد بیخ ریش صاحبش!»
- چند قوطی کمپوت در دست داشت و خنده کنان به طرفم می‌آمد. پرسیدم: «در این زمانه‌ی کمبود کمپوت این همه کمپوت را از کجا آوردی.» گفت: «در حالی که دلم را گرفته بودم رفتم بهداری و به دکتر گفتم: آقای دکتر حالت تنوع! دارم. دکتر گفت چی داری؟ گفتم: حالت تنوع!!» دکتر بیچاره گفت: «من‌که نفهمیدم. ولی بگو چه کاری ازمن ساخته است؟» گفتم: «شما فقط لطف کنید چند قوطی کمپوت برایم نسخه کنید، خوب می‌شوم.» دکتر نسخه را نوشت و رفتم از تدارکات گرفتم.

رفتار ایرانی‌ها با اسیران عراقی

فرماندهان عراقی برای اینکه از تسلیم شدن سربازان عراقی به رزمندگان اسلام جلوگیری کنند، با ساخت فیلم‌هایی شکنجه‌های دروغین را در این فیلم‌ها به آنها نشان می‌دادند تا هرگز خود را تسلیم نیروهای ایران نکنند.
در سالهایی که جنگ بود و پس از آن کشور ما میزبان تعداد بسیاری از اسیران عراقی بود که به دستور حضرت امام (ره) با آنهامثل میهمان رفتار می‌شد.
خاطرات خوشی که بخش زیادی از آنها به صورت مکتوب باقی مانده حکایت از رفتار انسانی و اسلامی رزمندگان ما با اسیران عراقی دارد.  اردوگاه‌های اسیران عراقی در ایران مانند پایگاه‌هایی بودند که سربازان و افسران عراقی را متناسب با تعالیم اسلامی و فرهنگ پویای علوی تربیت می‌کردند.  چند خاطره از این اسیران بازگو کننده اوج انسانیت و بزرگواری مردم ما می‌باشد.

قیس جاسم محمد المند خوری
در اسارت زمان متوقف می‌شود، آرامش و سکون حاکم بر فضای اسارت، اسیر را مجبور به فکر کردن می‌‌‌کند. خاطرات اسارت هم طولانی است، یک عمر است، عمر یک انسان و من فقط خاطرات مهم و به یاد ماندنی را می‌نویسم. خاطراتی از یکی از بیمارستانهای تهران، از خدمات پزشکی و از هدایایی که ملاقات کنندگان به من هدیه کردند و مهربانی‌هایی که از آنها دیدم.
یک روز که باید یک عمل جراحی روی بدن من انجام می‌شد و نیاز شدیدی به خون داشتم، کسی را به سازمان انتقال خون فرستادند که خون مورد نیاز را بیاورد، اما چون گروه خون مورد نظر پیدا نشد، دست خالی برگشت.
پزشک متخصص به من نگاه کرد. نگاهش طولانی و همراه با محبت بود. سپس به پزشک دیگر گفت: «خون لازم را از من بگیرید و به او بدهید تا عمل راانجام دهم.)) نزدیک من خوابید و از او خون گرفتند و خونش را به من تزریق کردند.
از اینکه یک پزشک متخصص که سنش هم زیاد بود اینقدر بزرگوار است، خیلی تعجب کردم، فقط توانستم از او تشکر کنم.
وضعیت بیماری من به گونه‌ای بود که من تحرک زیادی نداشتم و به همین علت از این موقعیت استفاده کردم وبه قرائت قرآن مشغول شدم. مدت طولانی با قرآن انس گرفتم و خودم را وادار کردم به حفظ آیاتی از قرآن کریم.

عباس الکعبی
در اردوگاه تختی بودیم که خبر وفات حضرت امام خمینی (قدس سره) را شنیدیم، این خبر خیلی ناراحت کننده بود. با شنیدن این خبر نه تنها ما که تمام مسلمانان در ماتم فرو رفتند، در حالی که از تلوزیون مراسم باشکوه و بی‌نظیر تشییع پیکر مطهر ایشان را می‌دیدیم، به شدت اشک می‌ریختم. کسی که ما را میهمان خطاب کرده بود، از دنیا رفته بود و ماحقیقتاً یتیم شده بودیم.  التیام اندوه من زمانی بود که به اردوگاه کهریزک منتقل شدم، در آنجا هر روز می‌توانستیم مقبره‌ی متبرکه‌ آن حضرت را از نزدیک مشاهده کنیم.
من هر گاه به مرقد شریف امام خمینی (ره) نگاه می‌کردم بی‌اختیار این آیه شریفه را زمزمه می‌کردم. «ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء‌ عند ربهم یرزقون.»
رفتار ما با اسرای عراقی به گونه‌ای بود که آنها خود را اسیر نمی‌دانستند. فعالیت‌های هنری و فرهنگی، آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و فراهم کردن امکان تفریحات سالم، دعوت از خانواده‌های اسیران عراقی و ایجاد شرایطی که آنها بتوانند با فرزندان یا پدران اسیرشان در ایران ملاقات کنند، از جمله کارهایی بود که برای اسیران عراقی انجام می‌شد.
این رفتارهای بزرگوارانه با اسیران عراقی باعث شد که هر کدام از آنها در هر جای دنیا که هستند، به عنوان یکی از طرفداران و در واقع سربازان انقلاب اسلامی ایران باشند.

رفتار عراقی‌ها با اسیران ایرانی
شکنجه‌های روحی وجسمی

ازشیوه‌های غیرانسانی عراقی‌ها در برخورد با اسرای ایرانی شکنجه بود. آنها اسرای ماراکه هیچ نوع وسیله یا امکان دفاع ازخودنداشتند، با وحشیانه‌ترین روش‌ها مورد شکنجه‌ی روحی و جسمی قرارمی‌دادندکه اوج حقارت ونامردی بعثی‌ها را نشان میدهد.
یکی ازروشهای شکنجه‌ی عراقی ها این بود که روزها به اسیران ایرانی غذا نمی‌دادند و آنها را گرسنه نگه می‌داشتند یا این که غذای زیادی به آنهامی‌دادند و مجبور می‌کردند که آن همه غذا را بخورند و از دستشویی رفتن اسیران جلوگیری می‌کردند.
-  قطع ارتباطات اسیران با دنیای خارج از زندان، طوری که اسیران ایرانی سالها فقط سربازان عراقی را می‌دیدند و دیدن موجودی غیر از آن سربازان بر ایشان غیر قابل تصور بود.
یکی از آزادگان نقل می‌کرد روزی یکی از سربازان عراقی چند مرغ و خروس آورد داخل حیاط اردوگاه، اسیران ایرانی به سوی مرغ و خروس‌ها هجوم آوردند که آنها را ببینند. برایمان تعجب آور بود که مگر در این دنیا موجودی جز سربازان عراقی وجود دارد! باور کنید خدا خدا میکردیم غیر از سربازان عراقی موجود دیگری، خرس ، گاو یا خری را می‌دیدیم.
- عدم رسیدگی به نظافت و بهداشت اردوگاه‌های اسیران ایرانی ، شیوه‌ی دیگر شکنجه ی عراقی‌ها ‌بود آنها به وضع نظافت و بهداشت اسرای ایرانی رسیدگی نمی‌کردند. به دلیل عدم رسیدگی و مداوای حاصل از این بی‌توجهی به بهداشت، تعدادی از رزمندگان ما در دیار غربت مظلومانه به شهادت رسیدند، در حالی که با داروهای معمولی بیماری‌های آنان قابل درمان بود.
- تونل وحشت یکی دیگر از شکنجه‌هایی بود که عراقی‌ها انجام می‌دادند به این ترتیب که تعداد 20 تا 40 نفر از سربازان عراقی در دو ستون با در دست داشتن کابل، چوب، شیلنگ و باطوم می‌ایستادند و اسیران ایرانی باید از وسط این دو ستون رد می‌شدند. در حین عبور اسیر از بین دو ستون او را بی‌رحمانه و وحشیانه کتک کاری می‌کردندکه باعث شکستن دست، سر و زخمی شدن اسیران ایرانی می‌شد.
اسیران ایرانی در اردوگاه‌های عراق در شبانه روز فقط یکبار اجازه استفاده از دستشویی را داشتند.
- اجبار اسیران ایرانی به تماشای فیلم‌های مبتذل نیز یکی دیگر از روش‌های شکنجه عراقی‌ها بود و اگر کسی در حین پخش اینگونه فیلم‌ها سرش را پایین می‌انداخت یا از نگاه کردن به فیلم خودداری می‌کرد مورد شکنجه و اذیت سربازان عراقی قرارمی‌گرفت.
رذالت و پستی و حیوان صفتی بعثی‌های عراقی به حدی بود که در جایی که نمی‌توانستند از اسیران ایرانی اطلاعاتی بگیرند، آنها را در گروه‌های هفتاد نفری یا بیشتر لخت می‌کردند و حتی اجازه پوشیدن شورت را هم نمی‌دادند و در یک اطاق کوچک که به سختی ظرفیت آنها را داشت و تا ارتفاع 20 یا 30 سانتیمتری انباشته از چرک و خون و ادرار بود،ساعتها سرپا نگه می‌داشتند. و صدها نوع شکنجه‌ی دیگر.
 به پاس دلاوری‌های و پایمردی‌های افسانه‌ایی اسرای ایرانی در زندانهای مخوف و وحشتناک عراق به این اسطوره‌ها لقب
«آزادگان» داده‌اند.
ذکر یک مورد از شکنجه‌های آمریکائی‌ها در مورد اسیران ایرانی که در جنگ خلیج فارس به اسارت آنها در آمده بودند نیز نشان دهنده‌ی اوج وحشیگری و حیوان صفتی این به اصطلاح انسان‌های متمدن است.

پاسدار وظیفه علی ایوانی باقری
وقتی مشغول گشت زنی بودیم، بالگردهای آمریکایی آمدند و شناور (قایق) ما را مورد تهاجم قرار دادند. شناور ما از عقب آتش گرفت. دکمه شلیک مینی کاتیوشا را فشار دادم، یک گلوله شلیک شد. دیگر نتوانستم بیشتر بزنم. بعد خود را از شناور که آتش گرفته بود                   داخل آب انداختم.
وقتی شناور غرق شد، بالا آمدم، هر دو دستم سالم بود، بالگرد بالای سرم همه جا را به رگبار می‌بست. برای اینکه در امان باشم، به زیر آب میرفتم. پس از مدتی که د رآب شناور بودم. ناوچه‌ی آمریکایی آمد و سربازان آمریکایی مرا از آب به عرشه ناوچه کشیدند، دست و پایم را بستند و کیسه‌ای روی صورتم انداختند تا جایی را نبینم. مرتب با پوتین و به شدت به پای تیرخورده‌ام لقد می‌زدند. درد و فشار زیادی را تحمل کردم تا به ناو رسیدیم. بازجویی شروع شد. من به زبان عربی به آنها گفتم: عرب زبان هستم و فارسی بلد نیستم. د رهمین حال یکی از آمریکائی‌ها بی‌رحمانه لقدی به کمرم زد که درد تمام اعضای بدنم را گرفت. یکی از برادران که او را هم به ناو آورده بودند، صدا زد: باقری، باقری. آمریکائی‌ها متوجه شدند فامیل من باقری است.
سؤال کردند: «درجه‌ات چیست؟» به عربی به آنها گفتم: «نمی‌فهمم.» در جواب گفتند: «دروغ می‌گویی، کاری می‌کنیم که به حرف بیایی.»
سپس مرا به دستشویی بردند و یک پارچ پر از آب و پودر رختشویی به من دادند تا بخورم. وقتی امتناع کردم، چهار نفر نظامی غول پیکر مرا گرفته و دهانم را باز کردند و پارچ آب و کف را به زور به دهانم ریختند. شکمم باد کرد و حالت تهوع پیدا کردم. حالم به قدری بد بود که تا چند روز بالا می‌آوردم. پس از دو روز دوباره دژخیمان غول پیکر آمریکایی به سراغم آمدند و از من اطلاعات خواستند، اما من با آنها عربی صحبت می‌کردم. که باعث شدت خشم آنها می‌شد.
مأموران امنیتی دوباره مرا به دستشویی بردند  به طرز فجیعی یک میخ ده سانتی را در کمرم فرو کردند. اما باز حرفی نزدم و چیزی دستگیرشان نشد. بعد از اینکه از من ناامید شدند و خودشان هم خسته، مرا به حال خودم رها کردند و رفتند.
در تمام این مدت یاد و ذکر خدا بود که باعث تقویت روحیه ی من و استقامت در برابر یانکی‌ها می‌شد. در آخرین روزهای بازجویی، خفاشان آمریکایی برای اینکه آخرین ضربه ی خودشان را به پیکر مجروحم وارد سازند.
باز مرا به دستشویی ناو بردند و به شکم روی کف آنجا خواباندند، در حالیکه بدنم را با فشار گرفته بودند، یکی از آنها ماهیچه‌ی بازوی دست چپم را به وسیله دستگاهی کشید، بعد با یک کلت بادی به بازوی چپم شلیک کرد. پس از این عمل باز هم مرا رها نکردند. بی‌رحمانه با چاقو به دستم می‌زدند. وقتی از گرفتن اطلاعات از من ناامید شدند، با چاقو ماهیچه‌ی دستم را بریدند و مرا با انبوهی از درد و رنج به حال خود رها ساختند.
روزی که قرار بود افراد صلیب سرخ بیایند، جراحات بدنم را کمی پانسمان کردند. یکی از افراد صلیب سرخ آمد و به واسطه‌ی مترجم به من گفت: «می‌خواهیم شما را تحویل ایران بدهیم.» پس از چند روز تحمل درد و رنج به خاطر خدای بزرگ، باشنیدن‌این خبر احساس وجد و خوشحالی در من به وجود آمد. وقتی ورقه‌هایی را صلیب سرخی‌ها به ما دادند و امضاء‌ کردیم و در آخرین لحظات که می‌خواستیم ناو آمریکایی را ترک کنیم، یکی از آمریکائی‌ها که از ما به شدت ناراحت بود، به مترجمش گفت: به اینها بگو که دیگر در خلیج فارس پیدایشان نشود.
من هم گفتم: خدا لعنت کند پدرت را، فردا در آبهای خلیج فارس نگاه کن و ببین چه خبر است! 
اینها نمونه‌ای از رفتارهای حیوانی کسانی است که امروز مدعی رهبری جهان به سوی دمکراسی وحقوق بشر هستند.
تعدادی از جاسوسان آمریکا مدتی به عنوان اسیر در جمهوری اسلامی ایران نگهداری می‌شدند و کمترین بی‌حرمتی و شکنجه‌ای به آنها نشد. این تفاوت فرهنگ اسلامی و ایرانی است با فرهنگ‌های دیگر.
 
منبع: کتاب زنگ تاریخ تألیف علی اکبر رئیسی

 http://www.sajed.ir

دوشنبه پانزدهم 6 1389 4:29 بعد از ظهر
امروزهم مادرحال جنگ هستیم. امانه جنگ نظامی بلکه جنگ فرهنگی. تهاجم فرهنگی اصطلاحی است که زیادشنیده ایید. وقتی دشمنان واستعمارگران ازشکست ایران درجنگ نظامی ناامیدشدند،جنگ فرهنگی راشروع کردند. برای اینکه بدانیم هدف دشمنان ازتهاجم فرهنگی چیست ابتدامعنی فرهنگ رامرورمی کنیم.
فرهنگ چیست؟
شاید به تعداد انسان‌های روی کره زمین تعاریفی از «فرهنگ» وجود داشته باشد که البته هر ملت و قومی هم تعریف جداگانه‌ای از آن دارد.
اولین بار واژه‌ی فرهنگ به معنی مردم شناسی و جامعه شناسی آن توسط ادوارد بارنت تایلور، مردم شناس انگلیسی در سال 1871 میلادی در کتابی به نام «فرهنگ ابتدایی» به کار رفت: «فرهنگ مجموعه‌ی پیچیده‌ای است که در برگیرنده ی دانستنی‌ها، اعتقادات، هنرها، قوانین، اخلاق، عادات و هر گونه توانایی دیگری که انسان به عنوان عضوی از جامعه به دست می‌آورد.»
علاوه بر این، تعاریف دیگری هم از فرهنگ وجود دارد:
-    برخی، فرهنگ را شامل تمام فعالیت‌های گسترده اجتماعی می‌دانند.
-    بعضی دیگر فرهنگ را بعنوان میراث اجتماعی و سنتی
قلمداد می‌کنند.
-    عده‌ایی هم آن را راه و روش های زندگی معرفی می‌کنند.
به هر حال مهترین تعریفی که می‌شود از فرهنگ ارائه داد،‌تعریف کامل آن است که راهنمای همه‌ی فعالیت‌های انسانی است. یعنی فرهنگ عامل تعیین کننده‌ی رفتار انسان است، فرهنگ توانایی خاصی است که فقط بشر دارد.
فرهنگ که در اصطلاح فرانسوی «کالتور» و یا در اصلاح انگلیسی «کالچر» نامیده می‌شود، در علم جامعه شناسی و یا مردم شناسی به معنی کشت و کار، آبادکردن، کاشتن زمین و بارور ساختن بوده که معنی آن در ادبیات و علوم راه یافت و در قرن 18 میلادی، نویسندگان غربی از آن به پرورش روانی و یا پرورش معنوی نام بردند. از این پس بر اساس تعریف فرانسوی، فرهنگ به معنی پرورش روح و جسم به کار برده شد و از آن به عنوان پیشرفت فکری و اجتماعی انسان و جامعه انسانی یاد شد.
تا اینجا با برخی معانی رایج واژه‌ی فرهنگ آشنا شدیم، بار دیگر معانی فرهنگ را مرور می‌کنیم:

به طور خلاصه، فرهنگ، شامل مقوله‌های زیر است:
-    دانستنی‌ها
-    اعتقادات
-    هنرها
-    اخلاق
-    قوانین
-    عادات
-    توانایی
-    تمام فعالیت‌های اجتماعی
-    میراث اجتماعی و سنتی
-    راه و روش زندگی
-    راهنمای فعالیت‌ها
-    عامل تعیین کننده ی رفتار انسان
-    کشت و کار
-    آباد کردن
-    پرورش روانی یا پرورش معنوی
-    پیشرفت فکری و اجتماعی انسان
-    و ...
بی‌تردید نقش انکار ناپذیر و تعیین کننده ی هر یک از تعاریف بالا، در زندگی روزمره، بر کسی پوشیده نیست.
اگر فرهنگ را دانسته‌هایمان بدانیم، دانایی و دانستنی‌ها تعیین کننده‌ی راه زندگی‌مان هستند.
 اگر فرهنگ را اعتقاداتمان بدانیم، ما با اعتقاداتمان زندگی می‌کنیم. حتی بی‌اعتقادترین انسان‌ها هم خواسته یا ناخواسته به چیزهایی معتقدند.
اگر فرهنگ را هنر بدانیم،‌ اگر هنر زندگی کردن را نداشته باشیم محکوم به نیستی هستیم.
اگر فرهنگ را اخلاق بدانیم، اخلاق همان است که انسانیت ما را از سایر حیوانات متمایز می‌کند.
اگر فرهنگ را عامل تعیین کننده ی رفتار انسان بدانیم، رفتار ما نشان دهنده ی  شخصیت، افکار، دانش و شاخصه‌های فکری ماست.
اگر فرهنگ را عامل پیشرفت فکری و اجتماعی انسان بدانیم، اگر این عامل در اختیار و تحت اراده‌ی ما نباشد به مقاصدی منتهی می‌شود که، در شأن و ایده آل ما نیست.
پس به زبان ساده می‌توان گفت که فرهنگ هر شخص، قوم یا ملتی، همانا زندگی ، سرمایه فکری و هستی آنهاست.
با این تعریفی که از فرهنگ داریم و با شناختی که از روابط انسان‌ها در عصر اینترنت ، ارتباطات‌ودهکده‌ی‌جهانی هست، عقل سلیم و منطق انسانی حکم می‌کند که انسان‌ها، اقوام و کشورها با یکدیگر تبادل فرهنگی داشته باشند. چون تبادل فرهنگی مایه‌ی رشد، پویایی و تعالی جامعه بشری می‌شود.
همانند گذشته که این تبادل فرهنگی وجود داشته و تا به حال آثار آن باقی مانده است. حضور فرهنگ ایرانی در اروپا، شبه قاره هند، آسیای شرقی، آفریقا و درخشش شعر معروف سعدی در سر درب سازمان ملل متحد:

بنی آدم اعضای یک پیکــــرنــد
که در آفرینش ز یک گوهــــرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگـر عضوها را نماند قـــــــــرار


و نیز تأثیر پذیری فرهنگی ما از فرهنگ اسلامی در عین حال که ما ایرانی بودن خودمان را حفظ کرده‌ایم، نمونه‌هایی از تبادل فرهنگی است. در حال حاضر تبادل فرهنگی به یک ارتباط یکسویه یا تهاجم فرهنگی تبدیل شده است که کشورهای استعمارگر با استفاده از برتری تکنولوژیک و اقتصادی ،آن بخش از فرهنگ خود را که جنبه‌ی تخریبی و مورد نظرشان را در سایر ملت‌ها ایجاد می‌کند، به صورت گزینشی به دلایل زیر به کشورهای دیگر از جمله کشور ما تحمیل می‌کنند:

الف ـ فراگیر بودن فرهنگ
شاید سئوال این باشد که چرا از میان آداب، رفتار و دیگر خصلت‌ها، غربی‌ها فرهنگ را گزینش کرده‌اند و جنگ فرهنگی را در پیش گرفته‌اند.
آنها می‌توانستند مثلاً جنگ نظامی را برگزینند. پس به چه علتی روی به جنگ فرهنگی آورده‌اند؟
تجربه هم نشان داده در مناطقی مثل قاره آفریقا و قاره آمریکا، استعمارگران جنگ نظامی‌یانظامی‌عقیدتی را انتخاب کرده‌اند و با استفاده از این شیوه به مردم سیاه پوست آفریقا و سرخپوستان و بومیان قاره‌ی آمریکا برتری یافته‌اند و سالهاست که اقدام به غارت سرمایه‌های مادی و معنوی این سرزمین‌ها می‌کنند.
به گفته‌ی یکی از بزرگان آفریقا: «روزی که غربی‌ها وارد آفریقا شدند، آنها فقط یک کتاب انجیل داشتند و ما همه چیز داشتیم ، آنها به ما گفتند چشمانتان را ببندید و دعا کنید، هر کس مدت زمان بیشتری چشمانش را ببندد و دعا کند، خدا او را بیشتر دوست خواهد داشت. وقتی ما آفریقایی‌ها چشمانمان را باز کردیم، آنها (غربی‌ها) همه چیز داشتند و ما فقط یک کتاب انجیل داشتیم».
اگر به معانی فرهنگ دقت کرده باشید، فرهنگ یک خصلتی است که تمام رفتارهای انسان را در بر می‌گیرد یا عامل تعیین کننده رفتار انسانی است. پس مشخص می‌شود که غربی‌ها حساب شده و با بررسی‌های زیاد به این نتیجه رسیده‌اند که جنگ فرهنگی را انتخاب کنند و با استفاده از فرهنگ به ستیزه‌جویی بپردازند.

ب – تجربه‌ی دو شکست غربی‌ها از مسلمانان

یکی از علت‌هایی است که آنها کمتر به جنگ نظامی تمایل دارند، تجربه‌ی دو شکستی است که در جنگهای گذشته از مسلمانان دارند.
یکی شکست اروپایی‌ها از مسلمانان و تشکیل حکومت اسلامی در اسپانیای فعلی در صدر اسلام و دیگری شکست سختی که اشغالگران اروپایی در فلسطین از رزمندگان اسلام به فرماندهی سردار نامدار ایرانی صلاح الدین ایوبی در جنگ‌های صلیبی خوردند.

ج - برتری دین اسلام

تعالیم الهی و معنوی اسلام که تمام نیازهای انسان در آن پیش‌بینی شده است از چنان غنا و برتری نسبت به ادیان دیگر مثل مسیحیت و یهود و ... برخوردار است که غربی‌ها می‌دانند اگر بخواهند اینگونه مسایل را طرح کنند، کمترین توفیقی به دست نخواهند آورد.
بنابراین، فرهنگ به دلیل فراگیر بودن و پوشش رفتارهای اساسی مثل، اعتقادات، بهترین گزینه‌ی جنگ غیر نظامی است.
اگر در جنگ فرهنگی دشمن موفق شود، دیگر نیازی به جنگ نظامی نخواهد بود. چون تک تک افراد جامعه مورد هدف تبدیل به سربازان بدون مزد استعمارگران می‌شوند و بر عکس جنگ نظامی که امکان اشغال یک کشور را توسط کشور دیگر برای مدت طولانی غیر ممکن می‌سازد. در جنگ فرهنگی، فرهنگ مهاجم قرنها می‌تواند از اقتصاد، سیاست، منابع و سرمایه‌های فکری و مادی کشور هدف یا اشغال شده‌ی فرهنگی استفاده نماید. بدون هیچ نوع مقاومت از سوی آن کشور و یا صرف هزینه.

د- فرهنگ ملی مهمترین مانع

کشورهای استعمارگر غربی همواره در صدد نفوذ به کشورهای کمتر توسعه یافته برای استفاده از سرمایه‌های فکری، اقتصادی و سیاسی آنها در جهت اهداف خود هستند.
مهمترین مانعی که از نفوذ استعمارگران جلوگیری می‌کند، فرهنگ ملی و سنتی کشورهای مورد هدف است.
بنابراین تمام سعی و کوشش غربی‌ها بر این است که فرهنگ ملی و سنتی را در اینگونه کشورها نابود سازند. تا با استفاده از شرایط پیش‌آمده به راحتی اهداف شوم خود را پیاده و اقدام به غارت سرمایه‌های این کشورها نمایند.

ﻫ ـ دستاورد بزرگ و قابل بهره‌گیری همیشگی در مقابل هزینه‌ی‌ ناچیز
اگر بخواهیم با یک حساب سرانگشتی هزینه‌های جنگ نظامی را با جنگ فرهنگی مقایسه کنیم اختلاف فاحشی را در هزینه‌ها خواهیم داشت. هزینه‌ی یکروز جنگ نظامی معادل هزینه چند ماه جنگ فرهنگی است و این غیر از خرابی‌هایی است که بر اقتصاد کشور مهاجم باقی می‌گذارد. به علاوه با توجه به گستردگی رسانه‌های دیداری، شنیداری و روزنامه‌ها، هر جنایتی که در هر نقطه جهان به وقوع بپیوندد در کمترین زمان در تمام دنیا منعکس می‌شود و عکس العمل مردم سایر کشورها را در پی دارد.
اما در صورت موفقیت کشور مهاجم در جنگ فرهنگی، با کمترین هزینه دستاورد بزرگی حاصل می‌شود. از طرفی وجهه و شأن کشور مهاجم در افکار عمومی مردم دنیا نیز خراب نمی‌شود.
کما اینکه در این جنگ بخش زیادی از هزینه‌های آن توسط مردم کشورهای مورد هدف تامین می‌شود. هزینه‌هایی که آنها بابت خرید محصولات فرهنگی مثل فیلم‌، لباس و لوازم آرایشی که در مدهای غربی‌ تبلیغ می‌شود، می‌پردازند، نمونه‌ایی از هزینه‌هایی است که توسط مردم مورد حمله قرار گرفته، پرداخت می‌شود.

و ـ ایران کشور استثنایی
موقعیت ممتاز ایران در عرصه نظام بین‌المللی، آن را از شرایط ویژه‌ایی برخوردارکرده است که به بخشی از آنها اشاره می‌شود.
به گفته غربی‌ها، ایران ابر قدرت اسلامی است پس با این ابر قدرت نمی‌شود از راه جنگ نظامی روبرو شد. آنها تجربه‌ی هشت سال دفاع مقدس مردم ایران را هنوز فراموش نخواهند کرد، ملتی که برای حفظ خاک و عقیده‌اش، هشت سال در مقابل دنیا ایستادگی کرد و مردانه، بر حق انکار ناپذیر خود پای فشرد تا دنیا به حقانیت و قدرت آن اعتراف کرد و شرمسار از عملکرد خود با دست خالی از پشت دروازه‌های مردانگی آن عقب نشست.
فرزندان ایران قهرمان در طول هشت سال چنان رشادت و از خود گذشتگی نشان دادند که خبره‌ترین فرماندهان نظامی دنیا از رویارویی با آنها در می‌ماندند.
از طرفی حمایت میلیونها مسلمان از ایران در تمام دنیا پشتوانه بزرگی است که موقعیت ممتازی را برای کشورمان ایجاد کرده است.
مرزهای جغرافیایی ما معلوم است ولی مرزهای معنوی ایران به گستره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی تمام سرزمین‌هایی است که مسلمانان در آن زندگی می‌کنند.
وجود منابع عظیم معدنی ، کارخانجات مهم و خودکفایی ایران در تأمین نیازهای نظامی ، اقتصادی و کشاورزی هم از امتیازهای دیگری است که کشورمان از آن بهره‌مند است.
مهمترازهمه روح سلطه ناپذیری و ظلم ستیزی ایرانیان از دلایلی دیگری است که دشمنان ما را بر آن می‌دارد که دست به تکرار تجربه‌ی ناموفق جنگ نظامی نزنند.

شیوه‌های جنگ فرهنگی

استعمارگران غربی برای تسلط بر کشورهای دیگر شیوه‌های متفاوتی را بر می‌گزینند. در کشورهای ضعیف مثل افغانستان و عراق جنگ نظامی را انجام می‌دهند و کشور مورد نظرشان را اشغال نظامی می‌کنند.
 در کشورهایی که از فقر معنوی و ضعف نظامی و اقتصادی برخوردار ند، مثل کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین از جنگ نظامی ـ اعتقادی استفاده می‌کنند و با استفاده از کتاب مقدس انجیل که در آن تحریف زیادی انجام داده اند، بر اینگونه کشورها مسلط می‌شوند.
اما در برخورد با کشور قدرتمندی مثل ایران همزمان از شیوه جنگ فرهنگی، جنگ دیپلماسی و جنگ اقتصادی استفاده می‌کنند.

جنگ فرهنگی چیست؟

همانگونه که در بخشهای قبلی اشاره شد، مباحث فرهنگی به گونه‌ایی است که ایجاد می کند ملتها با هم تبادل فرهنگی داشته باشند.
در تبادل فرهنگی؛ ملتها مثل داد و ستد معمولی و تأمین نیازهای خود با هم ارتباط دارند و با نقل و انتقال اجناس و نیازهای خود در بین یکدیگر و یا به عبارت بهتر خرید و فروش،‌نیازهای خود را تأمین می‌کنند ولی در جنگ فرهنگی ملتی که مورد تهاجم قرار می‌گیرد، اگر با اتکا به سرمایه‌ها و منابع معنوی و مادی خود مقاومت نکند به شرایطی می‌رسد که مانند انسان عاجزی که از تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خود، درمانده است و قادر به حرکت نیست،‌ چشم به دست انسانهای دیگری دارد که چه غذایی برایش در نظر گرفته‌اند و یا تشخیص می‌دهند چه لباسی  را باید بپوشد.
تفاوت دیگر تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی این است که در تبادل و یا خرید و فروش ، طرفین معامله سعی می‌کنند بهترین و با کیفیت‌ترین جنس یا دارایی خود را عرضه کنند که قدرت رقابت را داشته باشد.اما درتهاجم‌فرهنگی‌، غربی ها بی ارزش‌ترین وبی‌خاصیت ترین بخش فرهنگ‌خود را که توسط گروههای پست و خارج از شخصیت انسانی، رفتار می‌شود، به جامعه مورد تهاجم وارد می کنند.
غربی‌ها از انتقال دستاوردهای علمی، تحقیقاتی، صنعتی و ...خود به کشورهای دیگر جلوگیری می‌کنند، ولی با صرف هزینه‌های زیاد و با روش‌های گوناگون اقدام به انتقال فرهنگ تخریبی خود به جوامع دیگر می‌نمایند.

استعمارگران در جنگ فرهنگی برای رسیدن به اهداف خود از شیوه‌های زیادی استفاده می‌کنند. بعنوان مثال:
1- انتخاب قربانیان
اولین گروهی که مورد تهاجم فرهنگی واقع می‌شوند، نوجوانان و جوانان هستند. در این گروه سنی به دلیل شرایط روحی و جسمی، شور و احساس به تفکر و تعقل برتری دارد. نوجوانان و جوانان بیشتر به دنبال هیجان و تازه‌گی هستند، و خواستار آن هستند که در معادلات زندگی جمعی جایگاه بالاتری داشته باشند.
این خواسته‌ها با تغییرات رفتاری همراه است، نوع حرف زدن، نوع لباس پوشیدن و تغییر عادات دیگر.
استعمارگران نیز با بهره‌گیری نادرست از این شرایط بیشترین حجم تهاجم خود را متوجه نوجوانان و جوانان می‌کنند.
کتابهای داستان مهیج و عاشقانه، فیلمهای غیر اخلاقی و مستهجن، استفاده نادرست و غیر اخلاقی از ماهواره و اینترنت، مدهای لباس، مدهای مو و آرایش که با باورهای سنتی و اخلاقی جامع‌دیگر ناسازگاری دارند، از مواردی هستند که در تهاجم فرهنگی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

2- معرفی دروغین ادیان
استعمارگران برای اینکه بتوانند به اهداف شیطانی خود برسند، کتاب مقدس دین مسیحیت و یهود را تحریف نموده‌اند و آنچه که خواست خودشان است ، جایگزین مطالب و محتوای این کتب آسمانی کرده‌اند. بعنوان مثال آنها به دروغ به ساکنان بومی قاره آفریقا و آمریکا گفته‌اند که دستور خدا و حضرت عیسی (ع) این است که اگر کسی با سیلی به صورت توزد،‌ طرف دیگر صورتت را به طرف او بگیر تا سیلی دیگری هم به طرف دیگر صورت تو بزند و با این تبلیغ دروغین، امکان هر گونه مقاومت و ایستادگی را از مردم بومی این قاره‌ها گرفته‌اند.
غربی‌ها با شناختی که از مبانی عمیق و معارف انسان ساز دین اسلام داشتند، از دهها سال پیش شروع به تبلیغ علیه اسلام کردند و با شستشوی مغزی مردم غرب، اسلام را دین خطرناکی معرفی کردند، آنها می‌دانستند که اگر مردم درباره ی این دین آسمانی که توسط آخرین پیامبر خدا آورده شده و کاملترین آئین الهی است، مطالعه و آشنایی داشته باشند قطعاً به آن گرایش خواهند داشت، لذا با تبلیغات مغرضانه و غیر واقعی، دین اسلام را یک دین خشن و غیر انسانی معرفی کردند تا از گرایش غیر مسلمانان به آن جلوگیری کنند.
از طرفی از کشورهای مسلمان که تحت سلطه‌ی آنها هستند نیز می‌خواهند که مفاهیمی چون جهاد و مقاومت را از کتب درسی خود حذف کنند تا ملتهای مسلمانی که تحت سلطه استعمارگران هستند با مطالعه این مفاهیم از آن درس مقاومت و ظلم ستیزی نیاموزند.

3- القاء برتری غرب

استعمارگران با بزرگ نمایی‌های دروغین توانایی و قدرت خود را بسیار بیشتر از حد واقعی معرفی می‌کنند.بزرگ نمایی شخصیتهای علمی غرب به گونه‌ایی که اگر این دانشمندان نباشند، علم و تفکر تعطیل است و در مقابل تخریب و کوچک نمایی شخصیتهای علمی کشورهای کمتر توسعه یافته، نمونه ایی از این اقدام غلط آنهاست. آنها با این کار فاصله‌ای بین دانشمندان گذشته و دانشجویان و دانش پژوهان فعلی ایجاد می‌کنند، وقتی اینگونه شد جامعه ی علمی و فرهنگی کشورهای مورد تهاجم فرهنگی در تولیدات علمی و فرهنگی بیشتر به استفاده از آثار دانشمندان غربی تمایل پیدا می‌کنند و این شیوه خود عامل انتشار فرهنگ غربی می‌شود.
در این گونه جوامع نام بردن از شخصیتهای علمی و فرهنگی گذشته، کهنه پرستی قلمداد و نام بردن از دانشمندان غربی، نشانه‌ی پیشرفت و تمدن می‌شود.
چون نسلهای بعدی هم با همین شیوه در علم و فرهنگ تربیت می‌شوند، لذا با سرمایه‌ی مادی و معنوی ملی، فرهنگ نامتجانس بیگانه ترویج می‌شود. اما آنها غافل از این هستند که در گذشته بارها به توانایی و دانش ایرانیان و مسلمانان اعتراف کرده اند.
بنا به اظهارات، نوشته‌ها و به عبارتی اعترافات دانشمندان و فرهیختگان منصف غربی، ایرانیان در قبل از اسلام یکی از پایه‌های اساسی و اصلی تمدن بشری را پی‌ریزی کرده‌اند، تمدنهایی که در امپراطوری‌های بزرگ ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی ظهور پیدا کرد و هنوز هم با گذشت چند هزار سال از آن زمان، آثار تمدنهای ایران در اروپا، آفریقا، آسیا، خاور دور و شبه قاره‌ی هند می‌درخشند که گواهی انکار ناپذیر بر اقتدار و توانایی فکری ایرانیان است.
وجود ابزار، آثار حجمی و تجسمی بی‌شماری از تمدنهای ایرانی در قبل از اسلام که زینت بخش موزه‌های معتبر آمریکا و اروپاست خود بهترین گواه و سند توانایی مردم ایران است. به گونه‌ایی که انکار آنها که انکار توانایی علمی و فرهنگی مردم ایران در این دوره‌ها است، امکان پذیر نیست، مثل انکار آفتاب تابان در سیاهی شب.
در دوره ی اسلامی نیز ایرانیان به جامعه جهانی اثبات کردند که در هر شرایطی توانایی اثرگذاری به بخش‌های زیادی از جوامع پیرامونی خود و هدایت فکری حاکمانی که حتی از خارج از مرز‌های ایران امکان حکومت بر مردم این کشور را پیدا کرده‌اند، دارند. توانایی که شاید فقط و فقط منحصر به مردم ایران است.
از روزی که کشور کنونی ایران در دوره‌ی پیش از مادها تحت سیطره‌ی حکومتهای بین‌النهرین و  عیلام بود تا زمانی که اسکندر مقدونی با شکست سپاه ایران سرزمین ما را تحت حکومت خود آورد و پس از آن سقوط ایران در برابر سپاهیان مسلمان و تهاجمات زیاد از سوی اقوام ترک، تاتار و مغول که به اشغال تمام یا بخشهایی از کشور ایران در زمانهای زیادی انجامید، هر کدام از این اشغالگریها، کافی بود تا دیگر نام و نشانی از فرهنگ و تمدن اصیل ایرانی و یا ایرانی اسلامی نباشد. اما این اتفاقات سخت و طاقت فرسا تنها مانند پرده‌ایی بود که به طور موقت بر روی فرهنگ و اصالت ایرانی کشیده می‌شد و پس از چندی مهاجمان به دلیل اینکه خود را همطراز و هم شأن مردم ایران نمی‌دیدند و توان مقابله با روح سلطه ناپذیری ایرانیان را نداشتند، مجبور به ترک کشورمان می‌شدند یا آنقدر در برابر فرهنگ متعالی آن ضعیف بودند که در آن حل می‌شدند. مانند حکومتهای اسلامی عربی که بعد از پایان یافتن حکومت ساسانیان از وجود دانشمندان ایرانی برای اداره‌ی حکومت استفاده کردند. چون راه رسم اداره‌ی حکومتی به آن گسترده‌گی را نمی‌دانستند و یا متمدن شدن و اسلام آوردن مغولانی که ایران را به اشغال خود در آورده بودند.
ویل دورانت در جلد چهارم کتاب تاریخ تمدن، مقاطعی از تاریخ تمدن اسلامی را به نام دانشمندان ایرانی نامگذاری کرده است، دوران خیام، دوران سعدی و ... او در این کتاب از داشمندان بزرگ ایرانی که هم زمان با قرون وسطای اروپا در مکتب خانه‌های علمی، آزمایشگاههای مجهز و بیمارستانهای پیشرفته‌ی آن زمان، پایه‌های اساسی علوم امروزی مثل ریاضیات و جبر، فلسفه، شیمی، نجوم، پزشکی، موسیقی و ...  را پی‌ریزی می‌کرده‌اند نام برده و در مورد آنها شرح داده است.
خوارزمی را مهمترین شخصیت علمی در ریاضیات دانسته، ابوریحان بیرونی را فیلسوف، مورخ، جغرافی‌دان، ریاضی‌دان، منجم و ... معرفی کرده که در همه‌ی این رشته‌ها، نوشته و تحقیقات مهم و ابتکاری داشته است و در پایان ابوریحان بیرونی را لئوناردو داوینچی مسلمانان معرفی کرده است.
ویل دورانت علم شیمی را یکی از دستاوردهای مسلمانان دانسته و اعتراف کرده است که نخستین بیمارستان، نخستین داروخانه و نخستین موسسه داروشناسی را مسلمانان ایجاد کرده‌اند. او در مورد زکریای رازی می‌گوید: « ... یکی از معروف‌ترین طبیبان اسلامی رازی است که مثل اکثر عالمان و شاعران بزرگ عصر خود،‌ ایرانی نژاد است.»
در مدرسه‌ی طب دانشگاه پاریس دو عکس رنگی از دو طبیب اسلامی آویخته شده که یکی رازی و دیگری عکس ابن سینا بزرگترین فیلسوف و معروف‌ترین طبیب اسلامی است.
ویل دورانت در بخشی از کتاب تاریخ تمدن، دانشمندانی را که همه ایرانی هستند، اینگونه معرفی می‌کند:
ابن سینا از همه نویسندگان پزشکی .... برجسته‌تر و کتاب شفا و قانون او اوج کمال است ... و در تاریخ تفکر انسانی از تحقیقات معتبر به شمار می‌آید.
زکریای رازی بزرگترین ... طبیب
ابوریحان بیرونی بزرگترین .... جغرافی‌دان
جابربن حیان بزرگترین ... شیمی د‌ان
و ...
در حال حاضر نیز علاوه بر پیشرفتهای مختلف در زمینه های تکنولوژی و کسب رتبه‌های جهانی در میادین علمی توسط جوانان کشورمان که نشان‌دهنده‌ی نبوغ و برتری اندیشه و توان علمی ایرانی به سایرین است.
گردانندگان و مدیران خیلی از مراکز علمی، پزشکی و ... در کشورهای غربی به ویژه آمریکا، ایرانیان هستند.
مرکز فضایی آمریکا (NASA)، دانشگاههای معتبر آمریکا، بیمارستانهای فوق تخصصی و ... شاهد حضور تأثیرگذار و کلیدی ایرانیانی است که جامعه غرب با همه‌ی پیشرفتها به دانش فنی آنها محتاج است.

4- تلاش در قطع ارتباط بین نسل‌ها

مراحل رشد و تکامل یک درخت از وقتی که بذر آن در زمین کاشته می‌شود تا ریشه بدواند و پس از سالها به یک درخت تنومند و بلند تبدیل شود در سالهای متوالی صورت می‌گیرد.
اگر یکسال خشکسالی اتفاق بیافتد و یا درخت شکسته شود، نباید انتظار داشت که این درخت به رشد خود ادامه دهد.
هر اتفاقی از این دست، منجر به متوقف شدن رشد، خشک شدن درخت و یا حداقل موجب کند شدن رشد آن می‌شود.
مراحل رشد یک کشور و یا تمدن نیز به همین شکل است.
یک مثال دیگر به روشن شدن مطلب کمک بیشتری می‌کند.
در یک مسابقه‌ی دو امداد، تعدادی دونده از یک کشور حضور دارند و تلاش می‌کنند با زودتر رسیدن به ایستگاه بعدی که دونده هم وطنشان حضور دارد و سپردن شی که بعنوان شاخص در دست دارند، باعث برنده شدن گروه کشورشان شوند. دیرتر رسیدن یا نرسیدن یکی از این دوندگان به دونده بعدی باخت و خارج شدن تمام نفرات آن گروه را از مسابقه در پی خواهد داشت.
عرصه‌ی فرهنگ و علم و هنر نیز چنین شرایطی دارد. پیوستگی اجزاء انسانی یک تمدن یا فرهنگ در طی سالیان متمادی باعث حرکت رو به جلو و پیشرفت آن می‌شود. به طور مثال در مورد تمدن کشورمان اگر شرایط افسانه‌ایی که در زمانهای گذشته، در قبل و بعد از اسلام علم و فرهنگ پارسی از آن برخوردار بوده، قطع نمی‌شد و ادامه پیدا می‌کرد، امروز قطعاً شرایط بسیار بهتری در کشورمان برقرار بود. اگر راه دانشمندانی چون بزرگمهر، ابن سینا و ... ادامه داده می‌شد، الان ما باید در جایگاه اروپا و آمریکا قرار داشتیم.
یکی دیگر از شیوه‌های استعمارگران این است که ارتباط نسل کنونی را با نسلهای گذشته قطع کنند.در صورتیکه این خواسته آنها مسیر شود، در واقع مثل این است که ارتباط شاخه‌های یک درخت را با ریشه و  تنه‌ی آن قطع کرده باشند. پس براحتی می‌توانند این شاخه‌ها را به   هر درختی قلمه بزنند.

5- وادار کردن کشورهای دیگر به تقلید کور کورانه از غرب

غربی‌ها اینگونه وانمود می‌کنند که تنها راه پیشرفت، راهی است که آنها طی کرده‌اند و راههای دیگر به مقصدهایی غیر از پیشرفت و توسعه‌ی اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی ختم می‌شود. در حالیکه هر کشور و ملتی باید متناسب با فرهنگ خاص خود و بهره‌گیری از شرایط اقتصادی،‌ جغرافیایی و سایر منابع در راه پیشرفت و توسعه گام بردارد.
استعمارگران، سایر کشورها را وادار می‌کنند همان راهی را بروند که قبلاً آنها رفته‌اند و در این مسیر آنچه را که خود صلاح می‌دانند در مسیر سایر کشورها قرار می‌دهند.
بعنوان مثال دو کشور ژاپن و ترکیه را در نظر بگیرید:
ژاپنی‌ها بعد از جنگ دوم جهانی کارگرانی را روانه‌ی کارخانجات صنعتی کشورهای غربی کردند. این کارگران ضمن اینکه در کارخانجات غرب کار می‌کردند،به فراگرفتن دستاوردهای صنعتی غرب همت گماشتندو پس از آنکه به ژاپن برگشتند، دانش فنی خود را در اختیار کشورشان قرار دادند. گفته می‌شود یکی از مسئولین ژاپنی در سالهای گذشته اعلام کرده است:‌ «اگر خانواده‌ای در دنیا ثابت کند هیچ محصول صنعتی یا الکترونیکی ژاپنی در خانه‌اش ندارد به او جایزه می‌دهیم».
کشور ترکیه به دلیل همسایگی با اروپا تا کنون سعی نموده روش های القا شده ی اروپا و آمریکا را  در زمینه‌های اقتصادی به کار گیرد. این کار علیرغم توفیق اندکی که برای ترکها داشته است، تورم زیاد و نابسامانی اقتصادی را که این کشور درگیر آن است به ارمغان آورده. به گونه‌ایی که در سال 2003 میلادی دولت ترکیه مجبور شد ارزش 000/000/1 لیر (واحد پول ترکیه) را به یک لیر کاهش دهد.

6- بهره‌گیری از ستون پنجم
ستون پنجم انسان را به یاد جنگهای نظامی می‌اندازد،ستون پنجم به بخشی از نیروهای نظامی دو کشور در حال جنگ گفته می شود که در پوشش‌های غیر نظامی برای شناسایی نقاط ضعف و قوت دشمن بصورت مخفی وارد کشور مقابل می شوند . در جنگ فرهنگی دشمنان از این شیوه نیز استفاده می‌کنند.
این افراد با دریافت پولهای کلان در سطوح مختلف جامعه مورد هدف، رسوخ کرده و اذهان عمومی و به خصوص اذهان تصمیم گیرندگان فرهنگی کشور مورد تهاجم را، منحرف می‌کنند.
از طرفی به دلیل ارتباط مستقیم با اقشار مختلف مردم جامعه‌ی مورد تهاجم، حملات فرهنگی انجام شده بر علیه مردم را ارزشیابی و راهکارهای مناسب و تأثیرگذارتری را به کشورهای مهاجم ارائه می‌کنند.

7- سوء استفاده از داشته‌های کشورهای مورد تهاجم
استعمارگران در جنگ فرهنگی نه تنها از تمام داشته‌های خود استفاده می‌کنند، بلکه در این راه با سوء استفاده از آداب و سنن دینی و ملی که شاید به فراموشی نیز سپرده شده باشند و تغییر آنها به شکل دلخواه، از این به اصلاح داشته‌های کشور مورد تهاجم نیز در حمله خود استفاده می‌کنند.
مانند مدهای مو و موهای بلند که برخی از آنها ریشه در فرهنگ ملی ما دارد، برای پسران و مردان و به اصطلاح ژل مالیدن یا روغنی کردن موها که مدتی است در کشور ما نیز رایج شده است.
در هیچ یک از متون دینی اسلام داشتن موی بلند برای مردان منع نشده و سفارش زیادی هم در تمیزی، بهداشت و استفاده از عطر و روغن از سوی حضرت رسول (ص) شده است. شما هم در کتابهای دینی خوانده‌ائید که هزینه‌ بهداشت و عطر پیامبر گرامی اسلام بیشتر از هزینه غذای ایشان بوده است.
اما همین سنت نبوی را دشمنان ما به شکلی که خودشان می‌خواهند و البته در مواردی به گونه‌های عجیب و غیر قابل تحمل در میان جوانان کشورمان ترویج کرده‌اند.

8- هنجار شکنی
یکی دیگر از روشهای استعمارگران، هنجار شکنی است. آنها با مطالعه روابط و هنجارهای میان مردم کشور مورد تهاجم، آن بخش از هنجارهایی را که موجب انسجام، اتحاد و غرور ملی آن کشور می‌شود، مورد حمله قرار می‌دهند و با از بین بردن این اتحاد و هنجارهای مثبت ، زمینه نفوذ در آن کشور و سلب قدرت آن را فراهم می‌کنند. در مورد کشور ما هنجارهایی از این قبیل مورد هدف دشمنان است:
-    علاقه به تاریخ چند هزار ساله‌ی تمدن ملی
-    علاقه به تاریخ چند صد ساله‌ی تمدن دینی
-    احترام به بزرگترها و تکریم آنها در خانواده‌ها
-    حجاب خانم ها
-    مقید بودن خانواده‌ها به رعایت حدود الهی در روابط پسر و دختر
-    و ...
اگر خدای نکرده دشمنان موفق شوند با استفاده از این روش‌ها و روش‌های دیگر، طرحها و نقشه‌های خود را عملی سازند، آن وقت شرایطی ایجاد خواهد شد که شاید راه بازگشتی را باقی نخواهد گذاشت و یا آثار جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت که یادآوری یک واقعه در این باره می‌تواندنمایانگر آن باشد:
در تاریخ کشورمان جنایات و وحشی‌گریهای چنگیزخان مغول را خوانده‌اید، چنگیز برای سلب اراده از مردم در هر کشوری که وارد می‌شد، به دروغ، چیزی به این مضموم می‌گفت: «من از طرف خدا آمده‌ام تا با کشتن شما گناهان و ناپاکی‌های جامعه را پاک کنم!!» یا «من عذاب الهی هستم که بر شما نازل شده‌ام!!»
روزی در یکی از شهرهای اشغال شده ی ایران یکی از سربازان مغول از میدان اصلی شهر در حال گذر بود که چشمش به مردی افتاد که در حال عبور از آنجا بود.سربازمغول هوس می‌کند که او را بکشد، به طرف او می‌رود و از او می‌خواهد که زانو بزند تا گردن او را قطع کند. آن مرد زانو می‌زند و سرباز مغول چند ضربه شمشیر به گردن او می‌زند ولی به دلیل کند بودن شمشیر تنها چند زخم در گردن آن مرد ایجاد می‌شود.
سرباز مغول عصبانی می‌شود و به او می‌گوید همین جا بنشین تا من بروم و یک شمشیر تیز بیاورم و گردن تو را بزنم و از آنجا دور می‌شود.
آن مرد بیچاره در جای خود می‌نشیند تا سرباز مغول با یک شمشیر تیز  بر می‌گردد و سرش را از تنش جدا می‌کند.
اگر آن مرد یک ذره اراده داشت لااقل پس از اینکه سرباز مغول سراغ شمشیر تیز رفته بود، فرار می‌کرد و جانش را نجات می‌داد ولی به دلیل خود باختگی و بی‌اراده بودن، حتی جرأت فرار را هم نداشت.
اگر غربی ها بیشترین تلاش خود را در تهاجم فرهنگی به کار گرفته‌اند به دلیل این است که اگر بتوانند فرهنگ ملی و سنتی کشورهای دیگر را از آنها بگیرند در واقع آنها را از ریشه خود جدا کرده‌اند.

9- تغییر ذایقه
استعمارگران غربی گذشته از اینکه طرز لباس پوشیدن و بسیاری از آداب جامعه مورد هدف خود را تغییر می‌دهند، در ذایقه‌ی مردم آن جامعه نیز تغییر ایجاد می‌کنند. ترویج نوع غذاها و آشامیدنی‌هایی که در غرب مصرف دارد، به دلیل تغییر فرهنگ سنتی مردم و ایجاد زمینه‌ی فروش محصولات غذایی تولید شده در غرب و نابود سازی صنایع غذایی ملی کشور مورد هدف از این اقدامات است.
تمایل جوانان در کشورهای جهان سوم به نوشیدن نوشابه‌های مضر و بی‌فایده مانند کوکاکولا و پپسی کولای آمریکایی به جای نوشیدنی‌های مقوی وسرشار از املاح مانند شیر، نمونه‌ایی از تهاجم فرهنگی است.

10- انحصاری کردن دستاوردهای علمی، راهبردی
غربی‌ها در برخورد با سایر کشورها طوری وانمود می‌کنند که دستاوردهای علمی، راهبردی و مهم،‌ فقط باید در اختیار و انحصار آنها باشد و دیگران حق ورود و یا صلاحیت ورود به این عرصه را ندارند.
آنها با این عمل، خود را برتر و بالاتر از دیگران می‌دانند به گونه‌ایی که انگار آنها بندگان ویژه‌ی خدا هستند و مردم سایر کشورها بندگان درجه دو و سه که باید نظاره‌گر پیشرفتهای غربی‌ها باشند.
دانش هسته‌ایی و رسیدن به مهارت تولید چرخه سوخت هسته‌ایی نمونه‌ایی از این علوم است.
ده کشور در دنیا به این تکنولوژی دست پیدا کرده‌اند که ایران نیز یکی از این کشورهاست، ولی آمریکا و اروپا در تلاشند هر طور شده مانع از ظهور یک ایران هسته‌ایی قدرتمند شوند و در این راه هرچه در توان داشته‌اند انجام داده‌اند در حالیکه اولین بار ایرانیان در تاریخ در دوره‌ی صفویه از انرژی هسته‌ایی استفاده کرده اند.

 ابزار

علاوه بر روشهای ذکر شده،‌ ابزار و وسایلی نیز نیاز است‌تا جنگ فرهنگی غرب نتیجه بدهد. این ابزارها به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم در جنگ فرهنگی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

1- محصولات صنعتی
کالاهای صنعتی یکی از ابزارهای غیر مستقیم تهاجم فرهنگی هستند. خودرو، لوازم منزل، کالای صوتی و تصویری، کالاهای مخابراتی، لباس و ... از جمله این ابزارها هستند.
این خوش خیالی است که ما فکر کنیم دیگران در کشورهای خودشان کالایی‌هایی متناسب با باورها و سنتهای ما، برایمان تولید کنند.
اولین هدفی که سازندگان این کالاها دارند، انتقال فرهنگ خود از طریق این کالاها و محصولات صنعتی است.
بعنوان مثال اروپایی‌ها یا چینی‌ها در طراحی و دوخت لباس، فرهنگ و سنتهای خودشان را مد نظر قرار می دهند و ما وقتی از این لباسها استفاده می‌کنیم ناخواسته فرهنگ آنها را قبول کرده‌ایم.
سایر محصولات نیز به همین شکل است. میزان شناختی که ما از کشورهایی مثل آمریکا، آلمان، ژاپن و ... که با خرید محصولات صنعتی آنها پیدا کرده‌ایم به مراتب خیلی بیشتر از شناختی است که از طریق مطالعه کسب می‌کنیم.
مارکهای معروف تجاری مثل جنرال موتورز، بنزوتویوتا خیلی بیشتر از نام کشورهایشان در صبحتهای روزانه مورد استفاده قرار می‌گیرند.

2- محصولات هنری و فرهنگی
این محصولات به دلیل جذابیت و سرگرم کننده بودن،‌ مخاطبان زیادی دارند. استعمارگران نیز با سوء استفاده از این شرایط، بیشترین سرمایه گذاری را در جنگ فرهنگی در این زمینه‌ها انجام داده‌اند.
کتاب، فیلم و آثار هنری ابزارهایی هستند که در خدمت مهاجمان فرهنگی قرار دارند. داستانهای غیر اخلاقی، فیلم‌های مبتذل و آثار هنری که ترویج دهنده‌ی برهنگی، روابط خارج از قوانین الهی میان پسر و دختر، روابط جنسی خارج از حدود الهی و فساد لجام گسیخته هستند، از این نمونه‌اند.

3- مد
استفاده از پدیده‌ی مد سودهای کلان فرهنگی و اقتصادی را برای استعمارگران غربی در پی داشته‌ است. آنها با ترویج مدهایی که در اطاقهای جنگ روانی و فرهنگی طراحی می‌شوند، علاوه بر اینکه فرهنگ غیر انسانی را در میان ملتهای دیگر رواج می‌دهند، راهی نیز برای فروش محصولات نه چندان ضروری خود پیدا نموده و سرمایه‌های هنگفتی را از کشورهای مورد تهاجم خارج کرده و می‌کنند. لوازم لوکس، لباس، لوازم بهداشتی، لوازم آرایشی، نمونه‌هایی ازابزار مد هستند.

4- ماهواره و اینترنت
دو پدیده ماهواره و اینترنت که برای تبادل اطلاعات و ارائه ی‌سریع آخرین دستاوردهای علمی بین کشورهای جهان، به وجود آمده‌اند، امروزه بعنوان سلاحی بر علیه مردم کشورهای کمتر توسعه یافته به کار گرفته شده‌اند، در حالیکه دانشمندانی از این کشورها سهم بسزایی در پیدایش و رشد این پدیده‌ها داشته‌اند.
در کنار اطلاعات مفیدی که از طریق اینترنت و ماهواره تبادل می‌شود، متأسفانه حجم زیادی از هنجارهای غیر اخلاقی گروههای پست غربی در قالب شوها، فیلم‌های ضد اخلاقی و ... از طریق اینترنت و ماهواره به سطوح مختلف مردم کشورهای جهان سوم تزریق می‌شود که مشکلات فرهنگی و اقتصادی زیادی را برای این کشورها به وجود آورده است.
 
منبع: کتاب زنگ تاریخ تألیف علی اکبر رئیسی

 http://www.sajed.ir
دوشنبه پانزدهم 6 1389 4:27 بعد از ظهر
در مارس ۱۹۸۶ م. دبیرکل وقت سازمان ملل خاویر پرز دکوئیار به طور رسمى عراق را متهم به استفاده از سلاح هاى شیمیایى علیه ایران کرد. در این باره وى به گزارش ارائه شده به وسیله کارشناسان سازمان ملل که در فوریه همان سال براى بررسى موضوع سلاح هاى شیمیایى به ایران سفر کرده بودند، استناد کرد.
دبیرکل به صراحت از رژیم عراق خواست به نقص مقررات بین المللى خاتمه دهد و گزارش بازرسان سازمان ملل تأکید داشت که رژیم عراق از سلاح هاى شیمیایى در جنگ علیه ایران استفاده کرده است. با این وجود رژیم عراق این موضوع را تکذیب مى کرد و متأسفانه سیاستگذاران غربى ترجیح مى دادند در این باره سکوت کنند. ولى وقتى که بدن مجروح و تاول زده  رزمندگان ایرانى از کنار کرخه و شلمچه براى مداوا راهى کشورهاى اروپایى شدند، دایره شواهد و مدارک دال بر استفاده غیرانسانى رژیم عراق از مواد شیمیایى که به وسیله شرکت هاى غربى در اختیار رژیم عراق قرار داده شده بود، تکمیل تر و موجب شد که اعتراض هایى نسبت به سکوت دولت هاى غربى درباره این فاجعه شکل گیرد و اینک بعد از گذشت بیش از دو دهه از جنگ تحمیلى، صدام حسین که در آن زمان موضوع حمله هاى شیمیایى را انکار مى کرد، امروز در دادگاه از این فاجعه اسفناک به عنوان افتخارى یاد مى کند که مدال آن را دولت هاى غربى به گردنش انداختند.
نگاه اجمالى به حمایت ۲۱ کشور جهان از رژیم عراق در این فاجعه غیرانسانى، شاید تا اندازه اى در شکافتن این جنایت که امروز دلیل افتخار این جنایتکار جنگى شده است بى فایده نباشد.
 
 
> کنوانسیونى به نام منع سلاح هاى شیمیایى
در طول تاریخ تلاش هاى بسیارى براى جلوگیرى استفاده از جنگ افزارهاى شیمیایى و بیولوژیک شده است. از جمله تلاش هایى که به تنظیم یک قرارداد بین المللى در سال ۱۹۰۷ که از نظر حقوقى تعهدآور بود، انجامید. ولى با شروع جنگ جهانى اول، کنوانسیون ۱۹۰۷ لاهه نتوانست از به وجود آمدن جنگ شیمیایى جلوگیرى کند.
کاربرد جنگ افزارهاى شیمیایى، کشورها را به امضاى پروتکل ۱۷ ژوئن ۱۹۲۵ ژنو درباره به کار نبردن جنگ افزارهاى شیمیایى و بیولوژیک وادار کرد، اما توسعه تولید یا ذخیره سازى این گونه سلاح ها را منع نکرد. ۱۶ دسامبر ،۱۹۷۱ نشست عمومى سازمان ملل طرح قراردادى را که کمیسیون خلع سلاح ژنو براى منع، توسعه، تولید و انباشت جنگ افزارهاى میکروبى و سمى و نابودسازى آن ها تهیه شده بود، تصویب کرد. در ۱۱ نوامبر ،۱۹۸۷ سازمان ملل قطعنامه اى در مورد جنگ افزارهاى شیمیایى به تصویب رساند.
کنوانسیون منع سلاح هاى شیمیایى پس از دودهه گفت وگوهاى فشرده در سال ۱۹۹۳ در پاریس امضا شد و از سال ۱۹۹۷ به اجرا درآمد که تاکنون ۱۷۸ کشور از جمله اسپانیا، انگلیس، ژاپن، ایتالیا و آلمان به عضویت کنوانسیون درآمده اند. این کنوانسیون داراى یک مقدمه، ۲۴ ماده و ۲ متن پیوست است.
سازمان منع سلاح هاى شیمیایى (OPCW) وظیفه اجراى کنوانسیون را برعهده دارد که مقرآن در لاهه هلند است.

> ایران قربانى سلاح هاى شیمیایى
ایران از جمله کشورهایى است که بیشترین آسیب را از به کارگیرى سلاح هاى نامتعارف در طول تاریخ دیده است. استفاده از سلاح هاى شیمیایى از سوى عراق، درحالى اتفاق افتاد که این کشور جزو کشورهاى امضاکننده پروتکل ژنو در سال ۱۹۲۵ درباره منع استفاده از سلاح هاى سمى، خفه کننده و ترکیبات باکتریولوژیک قرار داشت. قربانى گرفتن سلاح هاى شیمیایى باعث شد جمهورى اسلامى ایران از بدو شروع گفت وگوهاى مربوط به تدوین کنوانسیون در ژنو و همچنین در کمیسیون مقدماتى آن جزو فعال ترین کشورهاى عضو باشد. ایران در سال ۱۹۹۷ . م با تصویب مجلس شوراى اسلامى به کنوانسیون پیوست و از همان آغاز همواره عضو شوراى اجرایى سازمان بوده و حضورى فعال و تأثیرگذار در سازمان OPCW داشته است.
در طول جنگ تحمیلى، رژیم عراق بارها از سلاح شیمیایى استفاده کرد. به طورى که بنابه گزارش رسمى ایران به کنفرانس خلع سلاح، تعداد این حملات توسط عراق از دى ماه ۱۳۵۹ تا اسفند ۱۳۶۶ در مجموع به ۲۴۲ مورد رسیده بود که قربانیان آن ۴۴ هزارنفر ذکر شده است که از آن تاریخ تاکنون این رقم به یکصدهزار نفر افزایش یافته است. همچنین بنا بر همین گزارش عراق در طول جنگ تحمیلى از ۶ هزار بمب شیمیایى علیه ایران استفاده کرده است .
به گفته دکتر حسین شهرستانى، از دانشمندان هسته اى عراق، از سال ۱۹۸۰ م. (۱۳۵۹) برنامه سلاح هاى کشتار جمعى عراق آغاز شد و در بخش شیمیایى در سال ۱۹۸۲م. (۱۳۶۱) با کمک چند شرکت آمریکایى با استفاده از گاز اعصاب و سارین افزایش پیدا کرد.
عراق تا پایان سال ۱۳۶۴ مقدار ۱۰ تن از انواع گازها را در یک ماه تولید مى کرد که در پایان سال ۶۵ این مقدار به بیش از ۵۰ تن در ماه افزایش یافت و در پایان سال ۶۷ عراق مى توانست بیش از ۷۰ تن گاز خردل و ۶ تن از هر یک از گازهاى «تابون» و «سارین» تولید کند.
توانمندى عراق در تولید گازهاى شیمیایى با همکارى و حمایت بسیارى از شرکت هاى آمریکایى و اروپایى و دیگر کشورها ایجاد شد.
روزنامه الکترونیکى القبس از زبان کارشناسان و گزارش ارسالى از عراق، مى نویسد: ۹۲ شرکت آلمانى، عراق رابه سلاح هاى شیمیایى و هسته اى مجهز کردند و ۲۲ شرکت آمریکایى، ۲۳ شرکت انگلیسى، ۲۱ شرکت فرانسوى، ۱۸ شرکت اتریشى، ۱۱ شرکت بلژیکى، ۱۵ شرکت ایتالیایى، ۱۳ شرکت سوئیسى، ۷ شرکت اسپانیایى، ۳ شرکت ژاپنى، ۴ شرکت هندى، ۵ شرکت کره اى و ۳ شرکت چینى و تعدادى از شرکت هاى آرژانتینى، برزیلى، مصرى، اردنى و ۴۰ شرکت روسى و اوکراینى در لیست فروشندگان سلاح هاى شیمیایى و هسته اى به عراق قرار دارند که درمجموع به ۲۷۸ شرکت اشاره شده است.
از سوى دیگر براساس تحقیقات به عمل آمده از سوى انجمن حمایت از قربانیان سلاح هاى شیمیایى، ۴۴۵ شرکت از سراسرجهان در طول ۸ سال جنگ تحمیلى ارتش صدام را در زمینه هاى مختلف نظامى بویژه تولید سلاح هاى شیمیایى حمایت مى کردند.

> لیست شرکاى جرم شیمیایى صدام
براساس تحقیقات انجمن حمایت از قربانیان سلاح هاى شیمیایى از میان ۴۴۵ شرکت تجهیزکننده ارتش صدام در زمینه هاى مختلف بخصوص سلاح هاى شیمیایى، شرکت هایى از ژاپن، هلند، سوئد، بلژیک، اسپانیا، فرانسه و آلمان سهم بیشترى داشتند.
بنابراین تحقیق، شرکت هاى فناک (Fanuc) ، هماماتسافترنکیس کاکا (Hammamatsu photonics kk)، ان.اى.سى (nec) ، اوساکا (Osaka) و ویدا (waida) ازجمله شرکت هاى ژاپنى هستند که در برنامه هسته اى صدام حسین، او را یارى دادند.
از کشور هلند نیز شرکت هاى «مل کمى بى وى» (Melchemie B.V) و «کى بى اس هلند بى وى» (KBSHolland B.V) در برنامه تسلیحاتى شیمیایى و شرکت تجهیزات «ان وى دلف» (Delf Instruments N.V) درامور پشتیبانى نظامى و ساخت آزمایشگاهى نظامى براى وزارت دفاع، صدام را تأمین مى کردند.
شرکت «مل کمى» از سال ۱۹۶۹م. با عراق روابط تجارى داشت و به گفته «آى اوزند کمپ» مدیر این شرکت، شرکت او در سال ۱۹۸۴ م. برابر ۱۰ میلیون دلار مواد شیمیایى به عراق صادر کرد.
طبق سندهاى دفاتر این شرکت درفهرست سفارش خرید عراق، یک هزار تن کلرورنیونیل، ۲۰ تن فلوئور هیدروژنه پتاسیم، ۶۰ تن اکسى کلرور فسفر، ۵ تن اسیدفلوئوریدریک و ۱۵۰ تن الکل ایزوپروپیل به چشم مى خورد. اسناد دادگاه آلمان نیز نشان مى دهد که همه این مواد به مجتمع سامرا ارسال شده بود. به احتمال زیاد همه آنها در تولید گاز خفه کننده به کار رفته است.
از سوئد نیز شرکت «سب - اسکانیا» (saab-scania) در برنامه موشکى و شرکت «اب ب» (ABB) در برنامه هسته اى، رژیم بعث را یارى کرده اند.
شرکت «تربلام» (Treblam)، در برنامه تسلیحات شیمیایى و شرکت اسپانیایى «دونابت» (Donabet) در برنامه موشکى، شرکت «زایر» (Zayer) در برنامه هسته اى از اسپانیا رژیم صدام را تأمین کرده اند. همچنین شرکت اسپانیایى «آلاوساس یاکس یاک» ساخت فیوز براى ماشه هاى الکترونیکى مخصوص انفجار بمب را برعهده داشته است.
از بلژیک شرکت هاى بازرگانى «کرفت آن یو» (NUkraft mereanfile) و «پترولیوم فیلیپس» (Philips petroleum) در زمینه برنامه تسلیحات شیمیایى، شرکت «ا آى بى اینستروبل) (OIB Instrubet) در زمینه پشتیبانى نظامى و ساخت آزمایشگاه هاى نظامى براى وزارت دفاع، شرکت هاى «رئوئیز بلژیک» (Poudries Reunies Bleges SA) شرکت تحقیقاتى فضایى (Space Research corp) در زمینه برنامه موشکى و شرکت هاى «بوهلر ادلستال» (Boehler Edelstahl) و «سباترا» (Sebatra) در زمینه برنامه هسته اى با صدام همکارى داشتند. در سال ۱۳۶۱ وزارت صنایع و پتروشیمى دولت عراق براى خرید ۵۰۰ هزار کیلوگرم موادشیمیایى موسوم به «تیئودیگلیکون» براى تولید عوامل غیراعصاب به بلژیک سفارش داد.
دولت عراق در ژوئن ۱۹۸۲ قراردادى به ارزش ۸۳۰ میلیون دلار با یک شرکت بلژیکى امضا کرد تا پناهگاه هاى پیشرفته اى براى صدام بناکند که این شرکت بیشتر کارهاى ساختمانى مجتمع پتروشیمى «القائم» را نیز انجام داده بود.
از فرانسه نیز شرکت حفاظتى «اس ا» (protect SA) در زمینه تسلیحات شیمیایى، شرکت «تامسون سى پى اس» (Thomson CPS) در زمینه پشتیبانى نظامى و ساخت آزمایشگاه هاى نظامى براى وزارت دفاع، رژیم صدام را تأمین مى کردند.
روزنامه چپ گراى آلمانى «داى تاک زایتونگ» در دسامبر ۲۰۰۲ گزارش ۱۲ هزار صفحه اى را که عراق درباره برنامه تسلیحاتى خود به سازمان ملل ارائه کرده بود، منتشر کرد.
در این گزارش عراق از شرکت هاى Denobate و Zayere اسپانیا به عنوان فروشنده راکت یا موشک و سلاح هاى اتمى نام برده و شرکت Trebeian را نیز فروشنده سلاح هاى شیمیایى معرفى کرده است.
شرکت Expal هم از سال ۱۹۷۶م. بمب هایى را به عراق منتقل و در سال ۱۹۸۲ م، یک میلیارد ESP اسلحه به عراق صادر کرده است.
طبق گزارشى در سال ۱۹۸۶م. یک فروند کشتى حامل ۶۸ تن بمب شیمیایى متعلق به شرکت Expal هنگام بارگیرى در «سانتاندر» در شمال اسپانیا متوقف شد، اما پس از آن به راه خود ادامه داده بود.
در آوریل ۱۹۸۵ م. در جریان یک ماجراى هواپیمایى در پایگاه نظامى اسپانیا در نزدیکى مادرید، یک هواپیماى بوئینگ حامل «ناپالم» و گاز خردل دچار سانحه شد و معلوم شد که شرکت Expal براى عراق سلاح هاى گفته شده را تولید کرده بود.
شرکتECIA - based Markina در سال ۱۹۸۲م. مقدار زیادى اسلحه به ارزش ۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان به عراق حمل کرده بود.
براساس گزارش ها، در اواسط ۱۹۸۰م. تا ۸۷ شرکتى به نام «تکنولوژى بین المللى» مقدار ۵ هزار و ۵۰۰ تن مواد منفجره و مهمات به ارزش تقریبى ۵ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان به عراق فروخته بود.

> آلمان، شریک اصلى جرم
تحقیقات انجام شده حاکى از آن است که یک سوم از مجموع ۴۴۵ شرکت غربى که در تجهیز ماشین جنگى عراق در زمینه هاى مختلف به ویژه سلاح هاى شیمیایى نقش داشته اند، آلمانى بوده که علاوه بر فروش به آموزش نیروهاى عراقى در جنگ تحمیلى براى استفاده از این سلاح هاى شیمیایى علیه ایران، مبادرت کرده اند.
نکته مهمى که در این میان وجوددارد، آن است که برخى از همه شرکت هاى یارى کننده به صدام، جنبه صورى داشته است و بعد از اجراى اهداف موردنظر خود ازمیان رفته و یا این که برخى دولت هاى شرکت هاى تابعه از فعالیت آنها اطلاعى نداشته و پس از کسب آگاهى از کمک هاى این شرکت ها به رژیم بعث، آنها را تحت پیگرد قرارداده و یا از کنار این مسأله گذشته اند.
گزارش ۱۲ هزار صفحه اى عراق درباره تسلیحات این کشور، حاوى اخبار پرسروصدایى درمورد آلمان به نام «برلین» است. در این گزارش به تفصیل بیان شده که بین شرکت هاى نظامى آلمان و عراق چه دادوستدهاى تسلیحاتى انجام شده است.
در این گزارش ۱۲ هزار صفحه اى که روزنامه «تاگس زایتونگ» بخش هاى محرمانه آن را منتشر کرده است از آلمان با نام مهمترین تجهیزکننده انبارهاى تسلیحاتى صدام یاد شده است.
برخى از اسامى شرکت هاى آلمانى که در گزارش عراق به سازمان ملل آمده عبارتند از: «دایملر، من، زیمنس، بنز، کیوکلپ، هوچست، کلوچنر، کارلزیس». شرکت کارل کلوب که از سال ۱۹۷۷ م، با عراق همکارى داشته، تجهیز دو کارخانه اصلى حشره کشى و مواد شوینده بغداد را بر عهده داشته و در گزارش ۱۲ هزار صفحه اى عراق به سازمان ملل، این شرکت یکى از بزرگترین تجهیزکنندگان برنامه شیمیایى و تسلیحاتى عراق بوده است.
شرکت «کارل کلوب» ۶ خط تولید سلاح شیمیایى جداگانه به نام هاى احمد، على، محمد، عیسى، مدار و قاضى ایجاد کرد. ساخت نخستین آنها در سال ۱۹۸۳م و آخرین آن در سال ۱۹۸۶ م تکمیل شد و در این کارخانه ها از گاز «خرددل» و «اسید پروسیک» تا گازهاى اعصاب «سارین» و «تابون» تولید مى شد.
   براساس گزارش عراق همچنین شرکت Preussage از بزرگترین تجهیزکنندگان مواد شیمیایى در زمینه گاز اعصاب سارین بوده است.
شرکت «کارل کلوب» و «پیولوت پلنت» (برنامه شیمیایى) فروش و خدمات میلیون ها دلار تجهیزات براى ۶ کارخانه شیمیایى جدا از هم در عراق و تهیه آزمایشگاه هاى پیشرفته براى این کشور را به منظور گسترش، توسعه گاز اعصاب و حمایت مهندس هاى مکانیک آلمانى از وزارت صنایع و صنایع نظامى عراق بر عهده داشتند.
شرکت «ریننگ هوس» (برنامه شیمیایى) نیز تهیه همه فسفریل براى تولید تسلیحات شیمیایى و شرکت «پروپیچ» (برنامه شیمیایى) همکارى با شرکت
«کارل کلوب» و شرکت WET ( شرکت تجارى مهندسى آب) ، (برنامه شیمیایى و شاید میکروبى) را بر عهده داشتند.
تهیه و فروش مواد اعصاب، تجهیزات شیمیایى به ارزش ۱۰ میلیون دلار، ده ها تن مواد شیمیایى از جمله ترکیبات گاز اعصاب و فلورید سدیم و ترى کلرید، تهیه ماشین آلات براى تبدیل راکت ۱۲۳ میلیمترى به تجهیزات شیمیایى، تهیه روزانه ۱۷‎/۶ تن کلریدفسفر، فروش تجهیزات به کارخانه تسلیحات شیمیایى «فلوجه و اثیر» از جمله فعالیت هاى این شرکت ها بوده است.
شرکت «گوسا» سازنده سیلکون پى بود که شباهت زیادى به سیانور هیدروژن داشت که عراق در سال ۱۹۸۵م. آن را علیه ایران استفاده کرد.
شرکت «بوسوائو» و «کناور» در اکسبورگ پناهگاه پیشرفته اى براى صدام در زیر کاخ ریاست جمهورى بنا کرد و شرکت «هى برگر» ساخت واحد جداکننده در مجتمع شیمیایى سامرا و تولید تابون را بر عهده گرفت.
شرکت «هى برگر» همچنین بخش عمده کار تسلیحاتى آن را به شرکت «لودیگ همر» از «کلانوسیت هایم»، واگذار کرد.
گرى ملهولین استاد حقوق دانشگاه ویسکانسین در ۲۲ مارس ۲۰۰۰م . مى گوید: «نه تنها شرکت هاى آلمانى بزرگترین فروشنده سلاح هاى شیمیایى به عراق بودند، بلکه این شرکت ها موادى را به عراق مى فروختند که در افزایش برد گلوله هاى اسکاد به عراق کمک مى کرد.»
نام ۸۰ شرکت آلمانى موجود در گزارش ۱۲ هزار صفحه اى عراق به سازمان ملل از این گزارش حذف شده است.
در میان کشورهاى کمک کننده به عراق، کشور آلمان شبکه وسیع قوانین و مقرراتى را به منظور کنترل صادرات مواد تشکیل دهنده سلاح هاى شیمیایى، ترکیبات بیمارى زا، تجهیزات مربوط به سلاح هاى بیولوژیکى و شیمیایى دو منظوره یا اشکال دیگر همکارى را با طرح هاى موشکى یا سلاح هاى میکروبى و شیمیایى خارجى دارد.

> حمایت شیمیایى آلمان از عراق در گذر زمان
تاریخچه تلاش هاى کنترل صادرات تولید سلاح آلمان به سال ۱۹۸۴.م برمى گردد. زمانى که دولت فدرال آلمان کنترل هایى را بر ۴ ماده تشکیل دهنده سلاح هاى شیمیایى اعمال مى کرد. آلمان همچنین در آگوست ۱۹۸۴.م قانون جدیدى را در مورد دادن مجوز به کارخانه هاى شیمیایى و تجهیزات شیمیایى خاصى که براى تولید مواد سازنده سلاح هاى شیمیایى مناسب هستند، وضع و اعمال کرد.
در اواسط سال ۱۹۸۳ کار بر روى کارخانه هاى تولید حشره کش در سلمان پاک در حال اتمام بود که بیش از ۱۰ شرکت شیمیایى آلمانى در این کار به عراق کمک کردند. تجهیزات و وسایلى که آلمان براى طرح هاى سامرا و سلمان پاک مى فرستاد، به قدرى تخصصى و غیرمعمولى بود که ارسال آنها باید زنگ خطرى را در دستگاه هاى دولتى آلمان به صدا درمى آورد.
گزارش گمرک آلمان در سال ۱۹۸۷.م حاکى است که فروش دستگاه تهیه هوا و ۴ واحد جداساز گاز مسموم کننده به عراق به موجب قوانین آلمان در مورد مواد و تجهیزات بسیار سمى ممنوع بوده است اما شرکت «هى برگر» همه این مواد را به عراق صادر کرد بى آن که کسى از او سؤالى کند.
در سپتامبر ۱۹۸۳ کارخانه تولید گاز سمى سامرا با نظارت مهندس هاى شرکت هاى «کارل کلوب»، «پروسچ» و دیگر شرکت هاى آلمانى راه اندازى شد.
کارشناسان سلاح هاى شیمیایى آلمان شرقى نیز پیش از آن کارخانه اى در سامرا راه انداخته بودند و افسران عراقى را در مورد به کارگیرى گاز خردل و گاز فلج کننده اعصاب در میدان نبرد، تعلیم مى دادند. در دسامبر ۱۹۸۳ (آذر ۱۳۶۲) نخستین تولید کارخانه سامرا به نام «ایپریت» یا گاز خردل آماده شد و نیروهاى عراقى در برابر حمله نیروهاى ایرانى از آن استفاده کردند.
بنا به گزارش بى بى سى در سپتامبر ۱۹۸۳ دولت ریگان رئیس جمهورى وقت آمریکا، یک کارگزار اطلاعاتى ملى را مأمور بررسى گسترش سلاح هاى شیمیایى در جهان سوم کردکه در گزارش این کارگزار از دولت آلمان به خاطر جلوگیرى نکردن از شرکت هاى آلمانى طرف قرارداد، انتقاد شده و آمده بود:
«آلمان غربى کمک هاى فنى را در تهیه گاز ناتوان کننده اعصاب فراهم کرده است.»
در تحقیقات اولیه گمرک آلمان غربى، مورخ ۵ نوامبر ۱۹۸۷. م از ۷ شرکت که با کارخانه سامرا همکارى داشتند، نام برده شد.
کارل کلوب، شرکت تجهیزات مهندسى پیلوت پلانت، هى برگر، مودیگ همن پرولچ، صنایع تکنیکى دبیل جیکوب و شرکت مهندسى تجارى آپ سایپترا.
 
 
حمیرا حیدریان
  روزنامه ایران - سه شنبه ۵ دى ۱۳۸۵

 

دوشنبه پانزدهم 6 1389 4:26 بعد از ظهر
طارق عزیز عامل جنایات اصلی صدام در سال‌های دفاع مقدس علیه ایران اسلامی و پل ارتباطی رژیم بعثی جهت تامین سلاح‌های جمعی از سوی آمریکا و اروپاست.
در حالی که اخبار منتشر شده در طول چند روز گذشته حکایت از زمینه‌سازی آزاد‌سازی طارق عزیز وزیر امور خارجه، عضو مجلس انقلابی عراق، معاون سابق نخست‌وزیر این کشور و از دستیاران رسانه‌ای صدام که در آغاز به‌قدرت رسیدن او با وی همکاری می‌کرد حکایت می‌کند، بسیاری از آگاهان منطقه و بین‌المللی بر این باورند طارق عزیز مشمول تخفیف در فرار از مجازات نیست و از عاملان اصلی جنایات ضدبشری صدام برعلیه مردم عراق، ایران و کویت به‌شمار می‌رود.

برطبق گزارشات منتشر‌شده که بخشی از آن از سوی مسوولان رسانه‌ای آمریکا منتشر شده است طارق عزیز نقش ویژه‌ای در تهیه سلاح‌های کشتار جمعی برای ماشین جنگی صدام در طول جنگ تحمیلی علیه ایران در مذاکرات با اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها داشته است.

این گزارش‌ها تاکید می‌کنند: طارق عزیز زمینه‌ساز ارتباط مقامات آمریکایی و عراقی در زمان جنگ با ایران بوده است.

وی با آغاز مذاکرات با «دونالد رامسفلد» وزیر سابق دفاع آمریکا در آغاز روی کار آمدن دولت ریگان زمینه‌ساز پشتبانی‌های اطلاعاتی و تسلیحاتی را از رژیم بعث عراق فراهم کرد.

پیتر گال بریت عضو کمیته روابط خارجی وقت سنای آمریکا با تایید این ارتباط در نوشته‌های خود اذعان می‌دارد دولت ریگان رامسفلد را مامور کرد زمینه‌های همکاری را با صدام از طریق گفت‌وگو با طارق عزیز فراهم کند . در دور اول این کمک‌ها که طارق عزیز باعث آن شد دولت ریگان مجوز حمایت مالی و صادرات مواد کشاورزی را به ارزش صدها میلیون دلار به صدام داد.

در جریان گفت‌وگوهای محرمانه طارق عزیز با مقامات آمریکایی که ریاست آن را رامسفلد برعهده داشت طارق عزیز با خطرناک‌ توصیف کردن دولت ایران گفت: ما یک شریک مطمئن برای آمریکا به حساب می‌آییم و منتظر کمک‌های شما هستیم.

به‌دنبال همین مذاکرات بود که آمریکا نام عراق را از کشورهای حامی تروریست خارج و سفارت عراق را در واشنگتن بازگشایی کرد. در همین حال با همین چراغ سبز صدور مواد پایه شیمیایی برای ساخت بمب‌های شیمیایی به بهانه صادرات مواد شیمیایی کشاورزی و دفع آفات نباتی به عراق داده شد که بخشی از آن در ساخت بمب‌های شیمیایی که برعلیه کردها در کردستان و نیروهای ایرانی در عملیات خیبر به کار گرفته شد.

در همین هنگام رامسفلد از طارق عزیز خواست به‌صورت محرمانه برای آمریکا از نحوه اداره عراق توسط صدام گزارش تهیه کند. همین موضوع باعث شک «عدی صدام حسین» پسر ارشد صدام به طارق عزیز شده بود و در اواخر عمر حکومت صدام، این شک بیشتر و به صدام در این خصوص هشدار داده شده بود.

پرونده جنایات طارق عزیز که به‌عنوان هشتمین مقام جنایتکار عراقی در لیست آمریکایی‌ها قرار‌گرفته بود به همین‌جا ختم نمی‌شود. به‌دنبال استفاده سلاح‌های شیمیایی که زمینه‌ساز ورودش به عراق طارق عزیز بود پیتر گال بریت ضمن هشدار به مقامات آمریکایی خواستار تجدیدنظر در روابط عراق با آمریکا شده بود.

رامسفلد در نوشته‌هایش می‌گوید: با تلاش طارق عزیز، ما بر صدام نفوذ داشتیم و بر این نکته تاکید کرده بودیم که او شخص مهمی است که می‌تواند سیاست‌های مشترک دو کشور را در منطقه راهبری کند.

پیتر گال بریت در ادامه نوشته‌هایش می‌گوید: وقتی به کردستان عراق سفر کردم و ماحصل سفر طارق عزیز را به آمریکا در کشتار مردم کردستان عراق دیدم، به شدت از این نسل‌کشی آشکار به خشم آمدم و فریاد خود را متوجه سران جمهوری‌خواه کاخ سفید کردم، اما آنها عقیده‌ دیگری داشتند.

در ادامه افشاگری‌های جنایات طارق عزیز از اسنادی که به‌دست آمده است متوجه می‌شویم این مقام عالی‌رتبه حزب بعث با ایجاد فضای رسانه‌ای زمینه تسویه خونین سران و اعضای حذب کمونیسم عراق و برخی از اعضای معتدل حذب بعث را فراهم آورد.

طارق عزیز در اخذ کمک‌های مالی سران ارتجا عرب نیز نقش عمده‌ای داشته است. وی براساس اسناد موجود پس از عملیات کربلای پنج، زمینه‌ساز نجات صدام برای اخذ کمک‌های مالی و تجدید ساختار نیروی زمینی عراق با مذاکرات فوری با مقامات شوروی سابق برای خرید تانک‌های پیشرفته بود و همکاری نزدیکی را با حسین کامل داماد صدام که بعد‌ها مورد غضب صدام گرفت و اعدام شد، در وزارت تسلیحات نظامی عراق به عهده داشت. روابط ویژه‌ طارق عزیز با منافقین نیز جای تامل بسیار دارد.

این جنایتکار جنگی زمینه‌ساز انتقال سلاح‌های مدرن فرانسوی نیز از فرانسه به عراق بوده است. مذاکرات او با طرف‌های فرانسوی کارخانه «داسوبرگ» فرانسه را متقاعد ساخت تا هواپیمای پیشرفته میراژ اف-1 را به عراق تحویل دهند. این هواپیماها ماموریت داشتند منافع نفتی ایران را در ساحل خلیج فارس منهدم کنند.

از سوی دیگر، اسناد به‌دست آمده نشان می‌دهد طارق عزیز در اجرای مصوبات اعدام‌های دسته‌جمعی در مجلس انقلابی عراق همواره از پیشتازان بوده است. وی همواره در کنار صدام قرار می‌گرفت و به شدت مورد اطمینان او بود. صدام در جواب فرزندش که به طارق عزیز شک کرده بود گفته بود: تو نمی‌دانی طارق عزیز در چه تنگناهایی به‌ داد من رسیده است؟. صدام در پایان روزهای ننگین حکومت خود طارق عزیز را مامور کرده بود تا با رایزنی‌های خود بقا حکومت این جنایتکار خونریز را از غربی‌ها بگیرد.

اکنون که نام طارق عزیز به‌ عنوان بی‌گناه مطرح می‌شود باید گفت بیش از 35‌هزار کرد عراقی که با بمب‌های اهدایی شیمیایی آمریکا و اروپا قتل عام شده بودند با هماهنگی این مقام عراقی در ردیف قربانیان جنایات صدام قرار گرفتند. جنایاتی که به این زودی‌ها از ذهن تاریخ پاک نمی‌شوند.

متاسفانه اسناد همکاری‌های طارق عزیز با شوروی‌ها یا مفقود شده یا به سرقت رفته‌اند و در این زمینه هیچ مستندی وجود ندارد ولی آنچه مسلم است آن است که طارق عزیز و سایر مقامات رژیم بعث عراق همانند حلقه‌های زنجیرهایی بودند که با اتصال به همدیگر 35 سال بقا حکومت بعثی‌ها را با 7 میلیون نفر کشتار در منطقه زمینه‌سازی کردند و کمترین مجازات برای این دوست و همکار صدام جنایتکار و غرب و شرق سلطه‌گر اعدام است.

منبع: ایسنا

 

دوشنبه پانزدهم 6 1389 4:25 بعد از ظهر
بیش از دو دهه از زمان جنگ تحمیلى عراق علیه ایران مى گذرد و در این سال ها بیشترین مباحث تحلیلى و نظرى مطرح شده در حوزه مباحث روابط بین الملل پیرامون اهمیت جنگ و پیامدها و ضرورت جلوگیرى از آن بوده است و آنچه حائز اهمیت است، نقش پیچیده دولت ها در این فرایند است.
 مداخله دولت ها و سازمان ها، به ویژه قدرت هاى بزرگ مدعى در وقوع تجاوز و نیز موضع گیریهاى آنها در هشت سال جنگ از فرازهاى مهم این حادثه به شمار مى رود.حمایت راهبردى، تسلیحاتى، مالى و اطلاعاتى این دولت ها به عراق در طول جنگ با هدف جلوگیرى از پیروزى ایران از جمله مقوله هایى است که شاید کمتر به آن پرداخته شده است.عراق از ابتداى جنگ مورد حمایت هاى مختلف بسیارى از کشورها قرار گرفت و در واقع مواضع سیاسى کشورها و اجماع موجود در حمایت از عراق در عرضه کمک هاى همه جانبه از جمله مالى و تسلیحاتى تأثیر بسزایى در روند هشت ساله جنگ داشت که نگاه اجمالى به آن پس از مرگ دیکتاتور شاید خالى از فایده نباشد

عراق در حلقه حمایت مالى دولت ها
قدرت دفاعى عراق در برابر تهاجم هاى ایران تا اندازه اى از توان اقتصادى این کشور متأثر بود، عراق به دلایلى چون محدودیت حاصل از کاهش صدور نفت و افزایش هزینه هاى جنگ طولانى و ضرورت خرید تجهیزات نظامى به کمک هاى اقتصادى نیازمند شد.
نگرانى هاى موجود پس از فتح خرمشهر و شکست عراق به تدریج دامنه کمک هاى اقتصادى به عراق را افزایش داد. ترکیب قدرت اقتصادى عراق در این دوره حاصل درآمدهاى داخلى، کمک هاى کشورهاى خلیج فارس و وام هاى بلندمدت و اعتبارات مالى کشورهاى جهان بود.
حجم کمک هاى مالى به عراق روشن نیست، ولى انتشار برخى آمار و ارقام نشان مى دهد این کمک ها بسیار بوده است. در این میان کمک کشورهاى خلیج فارس بیش از سایرکشورها به چشم مى خورد و به طورى که گفته شده، بیش از ۴۵ میلیارد دلار را کشورهاى خلیج فارس داده  اند .
عراق بدون در اختیار داشتن چنین پول هنگفتى قدرت ادامه جنگ را نداشت. اگر کمک هاى مختلف به سوى عراق سرازیر نمى شد، قطعاً رژیم صدام حسین در سال ۱۹۸۲ میلادى یعنى سال شکست فراگیر، سرنگون شده بود.
ابوغزاله، وزیر دفاع پیشین مصر، معتقد است حجم کمک ها بیشتر بوده است. وى مى گوید: تنها عربستان و کویت ۶۰ میلیارد دلار به عراق کمک کردند.
شیخ صباح، سفیر کویت در آمریکا پس از حمله عراق به کشورش و اشغال آن، درباره حجم کمک ها گفت: کویت ۱۴ میلیارد دلار کمک نقدى و بیش از ۱۶ میلیارد دلار از طریق کمک هاى خدماتى به ماشین جنگى عراق کمک کرد.
وى افزود: ما بیش از نیازمان نفت صادر مى کردیم تا به صدام در جنگ کمک کنیم. بنابراین توضیح، تنها کویت ۳۰ میلیارد دلار به عراق کمک کرده است. پس از اینکه عراق، کویت را اشغال کرد، بحث هاى جدیدى درباره میزان کمک هاى کشورهاى خلیج فارس و ابعاد آن به میان آمد که مهم بود.
صدام همیشه معتقد بود که بزرگ ترین خدمت ما به او، جلب کمک و همکارى هاى آمریکا در طول جنگ بود.
اعطاى اعتبارات مالى آمریکا به رژیم عراق، به صورت رسمى پس از فتح خرمشهر آغاز شد و در آذر ۱۳۶۱ براى نخستین بار به مبلغ ۳۰۰ میلیون دلار براى خرید برنج و گندم در اختیار رژیم عراق قرار گرفت و به تدریج افزایش یافت، به گونه اى که در مجموع بیش از ۵ میلیارد دلار در اختیار عراق قرار گرفت.
کمک هاى نظامى و غیر نظامى فرانسه به عراق در اول جنگ به گفته کلود سشول، وزیر خارجه وقت فرانسه، بنا به درخواست برخى از اعضاى دائمى شوراى امنیت در تصمیمى اعلام نشده در زمینه حمایت از عراق در برابر جمهورى اسلامى ایران بود.
روزنامه «اکسپرس» و روزنامه «لوموند» جمع آن کمکها را ۵۰ میلیارد فرانک ذکر مى کنند، ولى روزنامه «دوپارى» آن را ۸۰ میلیارد فرانک ارزیابى مى کند.
این موضوع را یکى از دلایل حمایت فرانسه از عراق عنوان مى کنند. فرانسه با توجه به مشکلات عراق براى بازپرداخت بدهى خود، در چندین مرحله با تعویق بازپرداخت هاى عراق موافقت کرد و در عین حال، اعتبارات جدید براى خرید تسلیحات در اختیار این کشور قرار داد.
در مجموع، کمک هاى اقتصادى براى رژیم عراق در دو زمینه آثار و پیامدهاى مثبت داشت. در درجه نخست، براى خرید تجهیزات توانایى عراق افزایش یافت. علاوه بر این، وضعیت منحصر به فردى براى نیروهاى مسلح و مردم عراق فراهم شد. دستیابى شهروندان به بهترین مواد غذایى، پوشاک و دیگر ملزومات با قیمتى ناچیز در جنگ، امرى عادى بود. چنین اقدام هایى از نظر روانى ادامه جنگ را با تمام مصیبت ها و رنجش هایش پذیرفتنى مى کرد. حجم کمک هاى مالى به عراق هنوز کاملاً روشن نشده است، ولى این مبلغ در مجموع بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار بوده است.

کمک هاى تسلیحاتى به عراق
دولت آمریکا براى جلوگیرى از شکست عراق و کمک تسلیحاتى به این کشور دو گزینه پیش رو داشت، یا تحریم هاى اعمال شده بر ضد عراق را لغو کند که کنگره به دلیل پیشینه عراق در زمینه حقوق بشر و تروریسم با این اقدام موافق نبود، یا اینکه تسلیحات از طریق کشورى ثالث به عراق ارسال شود.
ایلگتون، مسئول منافع آمریکا در بغداد، ضمن اینکه دولت ریگان را به تغییر سیاست در برابر عراق تشویق کرد در اکتبر سال ۱۹۸۳ میلادى سناریویى را طراحى کرد که تجهیزات آمریکایى نیز از طریق کشورهاى ثالث از جمله مصر به عراق ارسال شود. در این زمان آمریکا متقاعد شده بود که دشمنى اش با ایران عمیق تر از دشمنى اش با عراق است و به عبارت دیگر، خطر ایران براى منافعش از خطرى که عراق آن را تهدید مى کند، بزرگ تر است.
رئیس سیا ، ویلیام کیسى، شخصاً برنامه اى را رهبرى مى کرد تا سلاح هاى نظامى و مهمات و وسایل نقلیه کافى در اختیار عراق قرار بگیرد که بتواند در جنگ با ایران بازنده نباشد. طبق دستور محرمانه MSDD ایالات متحده آمریکا از یک طرف باید حرکت جنگى رژیم عراق را با قراردادن میلیون ها دلار اعتبار در اختیار آن حمایت کند و از طرف دیگر، با تهیه کردن اطلاعات ضرورى نظامى و مطلع کردن عراقى ها از آن و بالاخره با هدایت کردن کشور هاى ثالث براى فروش اسلحه به عراق آن کشور را تقویت کند تا حدى که اطمینان حاصل شود که عراق سلاح هاى نظامى به قدر کفایت در اختیار دارد.
بنابراین، آمریکایى ها به صورت محدود برخى سلاح هاى ساخت آمریکا را به عراق ارسال کردند و مقدارى را هم از طریق کشورهاى ثالث مانند مصر در اختیار عراق قرار دادند. علاوه بر این، کشورهاى ثالث را براى ارسال تسلیحات به عراق تشویق کردند.
ارسال سلاح هاى آمریکایى در این دوره و بنا بر اطلاعاتى که تاکنون منتشر شده است از جمله براساس نوشته روزنامه «واشنگتن پست» شامل این موارد بوده است: دولت آمریکا درطى پنج سال معادل ۱‎/۵ میلیارد دلار تجهیزات الکترونیک، انواع ماشین آلات، دستگاه هاى حساس و کامپیوترهاى فوق العاده قوى که در امر تولید سلاح هاى شیمیایى، موشکى و هسته اى نقش حساس دارند، به دولت عراق فروخته است.
همچنین سازمان سیا در زمان ریاست ویلیام کیسى، شرکت «کاردتون» را در ساختن و فروش بمب هاى خوشه اى و مهمات دیگر به عراق مجاز دانست و آن را تأیید و مساعدت مى کرد. آمریکایى ها هلى کوپتر نوع «بل» را در اختیار عراق قرار دادند که براى مقاصد نظامى استفاده مى شود.
در دهه ۱۹۸۰م، نگرانى آمریکا از پیروزى ایران و به مخاطره افتادن ثبات رژیم هاى متحد آمریکا در حاشیه خلیج فارس، سبب شد تا آمریکا آگاهانه اجازه دهد کمیته انرژى اتمى عراق موادى را وارد کند که براى ساخت سلاحهاى میکروبى استفاده مى شود.
کشور فرانسه نیز در میان کشورهاى اروپایى و حتى در مقایسه با شوروى (سابق) کمک هاى بسیار زیاد و تعیین کننده به رژیم بغداد قرار داد. گرچه تصمیم گیرى درباره دادن امتیاز نظامى تعیین کننده به رژیم بغداد تصمیمى همگانى بود.
بنابرگزارشى در فاصله سال  هاى ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۰ ، فرانسه معادل ۴ میلیارد دلار اسلحه به عراق داد. این کشور در سال هاى ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۸ ۵‎/۶ میلیارد دلار از جمله هواپیماهاى جنگى، هلى کوپتر، تانک، توپ، موشک هوا به زمین و تجهیزات الکترونیکى به عراق فروخت. در حالى که، پیش از این در فاصله سال هاى ۱۹۸۲ و ۱۹۸۳ مبلغ ۴۱ میلیارد فرانک سلاح به عراق ارسال کرده بود.
مشکلات مالى عراق براى بازپرداخت هزینه دریافت سلاح سبب شد تا عربستان سعودى موافقت خود را براى فروش نفت از جانب عراق به فرانسه اعلام کند.
سلاح هاى دریافتى غیر از هواپیماهاى میراژ، شامل موشک هاى اگزوست، هات، میلان، هلى کوپترهاى سوپر فرسون الوت، گازل و تانک هاى ام- ایکس و توپ هاى ۱۵۵ میلى مترى خودکار بود. به تدریج همه تسلیحات ارسالى از فرانسه به عراق آنقدر زیاد بود که در اواسط سال ۱۹۸۶ م،  حتى هواپیماهاى غیر نظامى خطوط هوایى بغداد- پاریس نیز به حمل جنگ افزار پرداختند.در سال ،۱۹۸۶ سازمانهاى اطلاعاتى فرانسه برآورد کردند اگر فرانسه فقط سه هفته سلاح به عراق ارسال نکند، آن کشور شکست خواهد خورد.
در مقایسه با فرانسه، کمک هاى تسلیحاتى سایر کشورهاى اروپایى کمتر بود.
شرکت هاى انگلیسى گرچه رسماً از فروش اسلحه، مهمات یا هرچیز دیگرى به عراق که موجب طولانى شدن جنگ شود، ممنوع شده بودند ولى تنها ارقام تجارت رسمى بریتانیا را که سازمان همکارى و توسعه اقتصادى (OECD) ارائه داده است نشان مى دهد که این کشور تنها در ۴ سال بعد از قرارداد با عراق، بیش از
۱‎/۵ میلیارد دلار کالاهاى فناورى پیشرفته به عراق صادر کرده و سلاح هاى ارسالى از سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۷ بالغ بر ۳۵۰ میلیون دلار بوده است.
آلمان هم مانند فرانسه متحد استراتژیک عراق بود، اما برخلاف فرانسه، ایجاد استراتژیک آلمان و عراق چندان علنى نبود.
ایتالیایى ها نیز به عراق اسلحه صادر کردند که آمریکا آن را نادیده مى گرفت.
چین نیز در حالى که روابط گسترده اى با ایران داشت، سلاح به عراق صادر مى کرد چنانکه از ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۷ در مجموع ۳‎/۹ میلیارد دلار سلاح به عراق ارسال کرد.گرچه شوروى (سابق) در چارچوب توافق و اجماع کلى براى تقویت عراق به آن کشور تسلیحات ارسال مى کرد، ولى ملاحظات دیگرى نیز در نظر داشت.روابط سنتى با عراق و همچنین مواضع ضد آمریکایى انقلاب ایران مواردى است که در طول جنگ در مناسبات شوروى با ایران و عراق نقش مؤثرى داشت.
شوروى ها در ابتدا و آنچه به صورت آشکار اعلام کردند مخالف حمله عراق به ایران بودند و به همین دلیل، فروش سلاح را به عراق تحریم کردند اما سیاست روسها پس از فتح خرمشهر به نفع عراق تغییر کرد.
چرخش جدید در سیاست هاى مسکو نتیجه ارزیابى مجدد آنها از تأثیرات پیروزى ایران در جنگ و فرصت ها و خطراتى بود که چنین تحولى مى توانست دربرداشته باشد. بنابراین، در سال ۱۹۸۲ بازپرداخت ۲‎/۵ میلیارد دلار را تمدید و اعتبار تازه اى به ارزش تقریبى ۱ میلیارد دلار به عراق واگذار کرد. در نوامبر ،۱۹۸۲ یک هزار تا یک هزار و ۲۰۰ مشاور نظامى به عراق بازگشتند و در پایگاه ها و فرودگاه ها مستقر شدند.
۴۰۰ تانک تى ۵۵ ، ۲۵۰ تانک تى ۷۲ به عراق داده شد و مقادیر عظیمى موشک گراد، فراگ ،۷ سام ۹ واسکاد - بى در راه بود. جنگنده هاى میگ ۲۵ شناسایى و هلى کوپتر هاى توپدار اف اى ۲۴ نیز به عراق تحویل داده شد. نکته قابل توجه این بود که پس از سال ۱۹۸۲ و از سرگیرى مناسبات عراق و شوروى، عراقى ها در ازاى آزاد کردن اعضاى حزب کمونیست از شوروى خواستند تا قراردادهایى را که قبل از آغاز جنگ امضا شده بود، اجرا کند و شوروى هم ضمن ارسال سلاح، متعهد شد در صورت درهم شکسته شدن خطوط دفاعى عراق و پیشروى ایرانیان به سوى بغداد یا بصره، بمب خوشه اى در اختیار عراق قرار دهد. روسها در مرحله جدید جمعاً حدود ۶۰  درصد از تجهیزات مورد نیاز عراق را تأمین کردند و ۵۰ درصد از ۸۴ میلیارد دلار سلاح هایى را که میان سالهاى ۶۲ و ۶۷ عراق از کشور هاى جهان خریده بود، روسها در اختیار رژیم عراق قرار دادند.
تأمین سلاح به این میزان براى عراق، این کشور را قادر ساخت تا تقریباً نیروى زمینى خود را از ۲۶ لشکر در سال ۱۹۸۶ به ۴۵ لشکر در سال ۱۹۸۸ افزایش دهد. تسلیحات شوروى براى عراق سرنوشت ساز بود؛ زیرا عراق با تکیه بر این تسلیحات سرانجام توانست استراتژى تدافعى خود را رها سازد و به جنگ تهاجمى متوسل شود و بتواند ابتکار عمل را روى زمین به دست گیرد. نتیجه این تغییر در موازنه نظامى، در تصمیم ایران براى قبول قطعنامه ۵۹۸ عامل اصلى بود.
 
 حمیرا حیدریان
 روزنامه ایران - سه شنبه ۱۹ دى ۱۳۸۵

 

دوشنبه پانزدهم 6 1389 4:23 بعد از ظهر