صفحه ها
دسته
پيوندها
لينك هاي انتخاباتي
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 156822
تعداد نوشته ها : 64
تعداد نظرات : 44
Rss
طراح قالب

تحلیلی بر انتخابات دهم جمهوری همیشه اسلامی ایران

به نام خدا

من از این سه ماه اخیر که جریان های داغ انتخابات در کشور جاری بود یک تحلیل و ارزیابی در مورد دو نامزد انتخابات دهم یعنی آقای احمدی نژاد و آقای موسوی انجام دادم.امید وارم براتون مفید باشه.

از سه چهار ماه پیش که میرحسین موسوی به جای سید محمد خاتمی  به صحنه انتخابات  آمد، کاملا معلوم و مشخص بود که اصلاح‌طلبان برای پیروزی در انتخابات با بهترین نقشه و برنامه به صحنه آمده‌اند. بعد از یکی دو سفر استانی خاتمی و استقبال نه چندان گرم مردم از وی بزرگان اصلاحات و نیز برخی محافظه‌کاران به این نتیجه رسیده بودند که باید با چهر‌ه‌ای مردمی‌، محبوب و جدیدتر به صحنه بیایند، کسی که همچون احمدی‌نژاد حامی مستضعفان، طرفدار محرومان و ادامه دهنده همان گفتمان عدالت باشد.

میرحسین موسوی ویژگی‌هایی داشت که سیدمحمد خاتمی از آنها محروم بود. اولا مهره سوخته‌ای نبود و بعد از یک سکوت طولانی به صحنه سیاست بازگشته بود. مردم او را درگیر جنگ قدرت نمی‌دانستند، او را نخست وزیر امام و مرد دوران دفاع مقدس می‌دانستند. چهره‌ی محجوبی داشت، محبوب بود، از امام و شهدا و بسیجیان می‌گفت و از قانون دم می‌زد!

موج سبز میرحسین خیلی زود به راه افتاد، مرد غائب 20 ساله ما، با سفر به چند شهر و استان تصور کرد که با آمدن او همه جای ایران سبزپوش شده‌اند و اصلا همه مردم منتظر آمدن او بودند! غافل از اینکه مردم جای جای کشور، تا همین چند ماه پیش، مرد دیگری را هم در شهر و روستای خود می‌دیدند. تقریبا شهری در ایران نبود که محمود احمدی‌نژاد به عنوان رییس‌جمهور به آن سفر نکرده و از نزدیک با مردم آن گفتگو نکرده باشد و اتفاقا برگ برنده احمدی‌نژاد هم در انتخابات همین مساله بود…

به هر حال قرار بود همه رجزخوانی‌ها، خط و نشان‌ها، نظرسنجی‌ها و تبلیغات تا پای صندوق های رای‌گیری ادامه داشته باشد و در نهایت مردم تصمیم اصلی و نهایی را بگیرند. هم‌چنانکه گرفتند. انتخابات تمام شد و مردم رییس‌جمهور خود را انتخاب کردند اما متاسفانه آقای میرحسین موسوی و دوستانش به رای مردم احترام نگذاشتند و مدعی تقلب در انتخابات شدند. شاهد آقای میرحسین، موج سبز و حامیان سبزپوشی بود که به همراه او به خیابان‌ها می‌آمدند!

بله ما هم قبول داریم که در روزها و شبهای تبلیغات، جمعیت زیادی به خیابان‌ها می‌آمدند و از آقای موسوی حمایت می‌کردند. همچنین قبول داریم که در روزهای گذشته هم جمعیت انبوهی در حمایت از موسوی به خیابان‌های تهران آمده و به نتیجه انتخابات اعتراض کرده‌اند. اصلا فرض ‌کنیم اکثریت جمعیت تهران هم حامی میرحسین موسوی باشند، اما مگر همه مردم ایران تهرانی‌ها هستند و مگر همه مردم تهران و ایران سبزپوش بودند و هستند؟

علاوه بر این حس توهم، من فکر می‌کنم دلایل دیگری هم برای عدم پذیرش آرای مردم از سوی میرحسین موسوی و اصلاح‌طلبان وجود دارد. مثلا اگر آنها بعد از اعلام نتایج انتخابات می‌آمدند و خیلی راحت شکست خودشان را قبول می‌کردند، دیگر چه چیزی برای آینده سیاسی‌شان باقی می‌ماند؟ قبول شکست با آن همه تبلیغات و برنامه‌ریزی و حمایت همه جانبه، یعنی نابودی قطعی اصلاحات در ایران. فراموش نکنیم که مخالفان احمدی‌نژاد از 4 سال پیش تمام امکانات و توان خود را صرف شکست دادن او در انتخابات ریاست جمهوری کرده بودند و این آرزوی قلبی آنها بود که احمدی‌نژاد اولین رییس‌جمهور 4 ساله‌ی ایران باشد!

بخاطر همین هم اصلاح‌طلبان نیاز داشتند که سنگینی این شکست را با دروغ و شایعه و اعتراض و تظاهرات کمتر کنند. به هر حال یکی از توهمات اصلاح‌طلبان این بود که شاید با مطرح کردن بحث تقلب و تکرار این ادعا تا 4 سال آینده، در حقیقت خودشان و اصلاحات را زنده نگه دارند و برای انتخابات آینده حرفی برای گفتن داشته باشند، غافل از اینکه این مسائل علی‌رغم همه تلخی‌هایی که در چند روز گذشته در جامعه بوجود آورد، در نهایت هیچ پیروزی و موفقیتی را در آینده برای آنها در پی نخواهد داشت.

مساله دیگری که در عملکرد اصلاح‌طلبان قابل توجه است، رفتار ساختارشکنانه و غیرقانونی آنها برای تحت تاثیر قرار دادن نتیجه انتخابات است. کدام دیکتاتوری از این مخوف‌تر که کسی بخواهد برای اثبات پیروزی خود، آرای یک ملت را نبیند؟ میرحسین موسوی در روزهای گذشته با توهین و اهانت به آرای میلیون‌ها ایرانی، جمعیتی را به خیابان‌های تهران کشاند و مدعی شد که اکثریت مردم با او هستند، اما عقل و منطق در همه جای دنیا می‌گوید که اکثریت مردم در پای صندوق‌های رای مشخص می‌شوند نه در خیابان‌ها و پشت‌بام‌ها!

به هر حال مساله‌ی اعتراض به نتیجه‌ی انتخابات در جمهوری اسلامی تقریبا بی‌سابقه بود و دلخوشی طراحان اعتراض‌های اخیر هم همین مساله بود. آنها تصور می‌کردند که با آوردن حامیان خود به خیابان‌ها و با اعتراض و تبلیغات و فشار بر نهادهای تصمیم‌گیری، شاید بتوانند امتیازاتی را از حکومت بگیرند. اما به نظر من اینجا هم اصلاح‌طلبان دچار اشتباه بزرگی شدند. آیا اعتراض آنها چیزی جز دیکتاتوری و دیدن خود و ندیدن آرای اکثریت جامعه بود؟ آیا مردم به راحتی این اهانت و توهین آنها را به آرای خود فراموش می‌کنند؟ قطعا این تصمیم اشتباه اصلاح‌طلبان نیز بی‌اعتمادی بیشتر مردم را نسبت به آنها در پی خواهد داشت، اگر چه خودشان فعلا این مسائل را متوجه نمی‌شوند!

پنج شنبه چهارم 4 1388

آقای احمدی نژاد!

«انتخابات» تمام شده اما « انتظارات» تازه شروع شده! شما مثل دیگران کابینه تعاونی ندارید! وام دار قارون ها نیستید. سپاه ابن نحصی را راه نیانداختید تا ملک ری ، وعده بدهید! خیمه ستادهایتان ، قلب مردم بوده اما بعضی با «توهم سبز» یا «توطئه سیاه» می خواهند میان این قلبها دیوار بکشند.

آقای رییس جمهور !
رهبر ما دولت شما را « دولت عدالت و امید»2 نامید ، بیایید دشمن را ناامید کنید!
شما که کعبه دلها را فتح کرده اید بیایید با « نژاد احمدی» خود عطر انقلاب گل محمدی را هم به مشام برسانید. به شیوه پیغمبر محبوب خدا (ص) ببخشید ، عفو کنید همه آنها را که به شما توهین کردند.
به ما سلام کردن بیاموزید ؛ سلام کردن به همه آنها که در ورزشگاه آزادی ؛ با تندر حرفهای تند خود علیه محمود احمدی نژاد ، اتفاقاً اولین چیزی را که حبس کردند، همین آزادی بود!
به آن کارگردان سینما بیاموزید، کارگردان صحنه سبز سیاست چه کسی غیر از دشمن بود وقتی به تو یاد داد که رییس جمهور سربلند ایران را کوچک بخوانی!
به آن بازیگر پرده نقره ای بیاموزید یک سکانس از سخاوت بارانی رییس جمهوری که مثل علی(ع) در کوچه های بی سلام می گردد و میوه شیرین عفو و رحمت ، تعارف می کند؛ 

آقای رییس جمهور!
من دوباره به تو رای دادم چون دانستم اتومبیلت، شیشه دودی ندارد که بین من و تو فاصله بیندازد... چون شناختمت که وعده هایت سنجاقکی نیست روی «در باغ سبز» جا خوش کند. چون عکس تورا جای تصویر عاشق ترین زندگان وطن - یعنی شهیدان- گردن آویز خیابان ها دیده ام.
از تو می خواهم قدر قدرت عاطفه این ملت را بدانی که مثل یک رود خروشان پشت سد سکوت ایستاده اند تا تو قدرت پیدا کنی و بدانی که اگر مشکلات همه چیز را بترکاند. دانه های انار دل ما را از هم جدا نخواهد کرد.
شرم باد شرم باد از ما اگر در کنار تو کوه غم را از سینه هموطنان برنداریم!
دور باد دور باد از ما اگر بشقاب های ماهواره ای دشمن ، سر سفره آسمانی وحدت ملی ما جایی پیدا کنند.

دوشنبه اول 4 1388

چه زمانه ای شده است.!

حامیان یک نامزد، قبل از انتخابات و به بهانه حمایت از او خیابان ها را می بستند و با سر و صدا و گاهی درگیری، مزاحم مردم می شدند.

مردم به این امید صبر می کردند که تا روز انتخابات، این مزاحمت ها و اغتشاشات تمام می شود. اما زهی خیال باطل . . .

وقتی کسی هدفش، کسب قدرت به هر نحو ممکن باشد، نتیجه انتخابات برای او معنی ندارد. مردم یا باید ریاست جمهوری او را قبول کنند یا باید شکنجه شوند.

نامزدی که مدعی است؛ بیش از 11 میلیون رای تقلب شده، حتی یک برگ سند از تخلفات نمی تواند ارائه کند.

آیا این تامل برانگیز نیست؟

آیا وقت آن نرسیده است که حامیان این آقا، کمی چشم خود را باز کنند و بیش از این جامعه را دچار مشکل نکنند.

مردم روزها در خیابان امنیت ندارند و شب ها از صدای آن ها آرامش.

گناه اکثریت جامعه چیست که باید به دست اقلیت جامعه شکنجه شوند؟

آن هم در حالی که برای ادعای عظیم خود، حتی یک برگ سند هم ندارند!

لطفا قدری بیندیشید. برای تجدید نظر تا فرصت باقی است، باید اقدام کرد.

 

پ.ن : نکته جالب این است که دوستان بنده که از اعضای فعال و ارشد ستاد موسوی بوده اند و سرصندوق ها حضور داشته اند، کمترین مشکل را با نتیجه انتخابات دارند؛ زیرا به چشم خود واقعیت را دیده اند و می دانند که اوضاع چگونه بوده است.
اما پروپاگاندای تقلب نمایی انتخاباتی آقای موسوی، اجازه نمی دهد این پرده، از جلوی چشم دیگران کنار برود و بقیه نیز با خاطری آسوده نتیجه انتخابات را بپذیرند.

لطفا کمی درنگ کنید و بیندیشید. این به نفع همه است.

چهارشنبه بیست و هفتم 3 1388

بسم الله الرحمن الرحیم

این اشوب های خیابانی کار دشمنان ایران است . کسانی که در ماهواره ها عمری است که تبلیغ میکنند ما به ایران میاییم . گروهی به نام ما هستیم تشکیل داده اند .

 

شاید شما هم روی در و دیوار ها این جمله را دیده باشید . کسانی که در وبلاگ ها به نام طرفداران اقای موسوی ایجاد اختشاش میکنند دشمنان اسلام هستند ؛ نه طرفدار اقای موسوی .

 

شاید هم از همین گروه ما هستیم باشند که بخواهند با این کار ها مردم را تحریک به تظاهرات بکنند .

دوستان ؛ این تظاهرات فقط به نفع دشمنان ایران است . هنوز ساعتی نگذشته است که از تلویزیون اعلام شد ساعت 16 مردم راهپیمایی میکنند برای نا امید کردن دشمنان ایران ، که در بعضی وبلاگ ها دیده شد که نوشته است که موسوی گفته من شرکت نمیکنم و مردم هم شرکت نکنند . ایا این حرف اقای موسوی است یا حرف دشمنان اسلام که میخواهند با ربط دادن این حرف به اقای موسوی از حظور مردم جلوگیری کنند ؟

 این اسیب ها به اموال عمومی به ضرر خود مردم تهران است . چون خودشان میخواهند از ان ها استفاده کنند .

 

حمله مسلحانه به پایگاه های نظامی کار مردم است یا کار دشمنان ایران که قصد از بین بردن ایران را دارند .

 

از همه مردم عادی میخواهم در خانه ها بمانند و با تجمع کمک به خارجی ها و دشمنان نکنند . با این وضع امکان جنگ داخلی و خارجی و نابودی ایران وجود دارد .

 

رییس جمهور ما قاطع است و دشمنان خارجی ایران از این رییس جمهور میترسند . حتی انها هم گفتند باید کسی به جز احمدی نژاد انتخاب میشد .

 

چون اقای احمدی نژاد به هیچ عنوان از حقوق ملت نمیگذرد . شجاع ؛ قوی و با خدا . و مرگ بر دشمن ایران و دشمن او .

 

به نام خدا

الان عصر شنبه ، 23 خرداد ، یک روز پس از حماسه بزرگ ملت ایران است که من در حال نوشتن این پست از وبلاگم هستم ، هدف من از این نوشته ، بررسی چند موضوع است که در ذیل می آید :

1- ابتدا باید این پیروزی ، که در درجه اول پیروزی نظام اسلامی – با حضور 85 درصدی واجدان شرایط – و رای به ولایت بود و در درجه بعد نیز با انتخاب فردی اصولگرا ، این رای به گفتمان اسلامی ، پر رنگ تر شد، را خدمت تمام هم وطنانم تبریک عرض کنم .

2- موضوع بعدی که می خواهم بیان کنم ، این است که چه طرفداران آقای موسوی و چه طرفداران دکتر احمدی نژاد – من جمله بنده – از امروز باید درگیری ها را رها کنیم و به رای قاطع مردم – 24.5 میلیون – احترام بگذاریم . این موضوع با توجه به سخنان مقام معظم رهبری نیز ، واجب شرعی و عقلی است .

3- موضوع بعدی مربوط به ما حامیان دکتر می شود ، به نظر من ما وظیفه داریم دو مساله را از هم اکنون ، پیگیری کنیم ، اولی ایجاد شرایطی است که بتوانیم نقد های منطقی خود را به دکتر برسانیم ، به عبارت دیگر بتوانیم در این شرایط که فضای 0 و یکی شده است ، جوی منطقی را – چه در حمایت و چه در نقد از دولت – ایجاد کنیم . دومین مورد هم سعی در تربیت افرادی است که بتوانند 4 سال دیگر ، ان شاء الله سکان هدایت دولت را در جهت پیشرفت و عدالت به دست بگسرند .

4- اتفاق خوبی که در این دوره رخ داد ، هماهنگی ستادهای مردمی دکتر در کمترین زمان – حدود دو ماه – و تولیدات محتوایی ، تصویری و … است که در راستای تحقق دولت اسلامی ایجاد شد . در این زمینه ، باید همه ما ، مخصوصا سایت هایی مانند دولت یار ، تلاش کنیم تمامی این تولیدات را جمع آوری نماییم تا مانند 4 ساله گذشته نباشد که در فضای وب ، برای یافتن یک عکس یا پوستر مناسب از دکتر با مشکل روبرو بودیم . از همین جا نیز من از همه دوستان خواهش می کنم هر کس که می تواند پوسترهای طراحی شده برای دکتر ، کتاب های الکترونیکی مربوط و … را به این وبلاگ ( یا سایت ستاد مردمی دکتر ) ارسال نماید تا بتوانیم در اختیار عموم قرار دهیم .

5- فردا ( یکشنبه ) ساعت 5 ، میدان آزادی ، ان شاء الله مراسمی برای پیروزی گفتمان عدالت و پیشرفت برگزار خواهد شد .

6- فعلا ، خدا نگهدار !

شنبه بیست و سوم 3 1388
خبرگزاری فارس: نتایج آرا در 346 شهر کشور نشان از برتری محمود احمدی‌نژاد دارد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، کامران دانشجو رئیس ستاد انتخابات کشور آمار کل آراء صحیح مأخوذه از 346 شهرستان از مجموع 366 شهرستان را بدین شرح اعلام کرد:
کل آراء مأخوذه 34 میلیون و 377 هزار و 793 رأی
محمود احمدی‌نژاد 21 میلیون و 781هزار و 391 رأی معادل 63.36 درصد
میرحسین موسوی 11 میلیون و 709 هزار و 391 رأی معادل 34.07 درصد
محسن رضایی 587913 هزار رأی معادل 1.71 درصد
مهدی کروبی 298798 رأی معادل 0.87 درصد
منبع: فارس نیوز
دسته ها :
شنبه بیست و سوم 3 1388

انتخابات امروز، فارغ از هر نتیجه ای که در شمارش آرای آن داشته باشد؛ نتیجه ای مشخص و ملموس دارد و آن هم پیروری قاطع ملت و نظام بود.

مردم با حضور قاطع خود نشان دادند که پیروز واقعی این صحنه هستند و نظام اسلامی با پذیرش طیف گسترده ای از تفکرات و گروه های جامعه، به همگان ثابت کرد که نظامی که روح الله بزرگ پایه گذاری کرده  و  با خون پاک شهدا، آبیاری شد؛ به درجه ای از ظرفیت رسیده است که تمام گستره این ملت را در خود جذب می کند و به آن ها فضا و فرصت مناسب می دهد.

امروز، مردمی از هر طیف و گروه در این انتخابات شرکت کردند تا نشان دهند که به مسئولین فعلی و برگزارکنندگان انتخابات، اعتماد کامل دارند و می دانند رای آنان محفوظ و موثر خواده بود.

و این چیزی نیست جز بلوغ نظام جمهوری اسلامی ایران و مجریان حال حاضر آن.

Iraniann-election-88

آن شب که موسوی در اوج عصبانیت گفت که سه برابر وقت وی را به احمدی نژاد بدهند، هیچگاه فکر نمی کرد دروغهایش اینگونه به ضررش تمام شود.

سخنان موسوی در مناظره ای که احمدی نژاد حضور نداشت، فرصتی مناسب به رئیس جمهور داد تا سخنان خود را بهتر به گوش مردم برساند.

علی رغم آنکه وقت شصت دقیقه ای احمدی نژاد را به نوزده دقیقه کاهش داده بودند اما ابسیار عالی ظاهر شد. نکته مهم این بود که به این مسئله اشاره کرد که مشکلات و گرانی هست که اگر نبود ما این همه شب و روز کار نمی کردیم! او صادقانه سخن گفت.

البته نباید از اشتباه بزرگ موسوی بگذریم. همان شب که با کروبی مناظره کرد نوشتم که بزرگترین اشتباه موسوی دروغهایی بود که علیه احمدی نژاد گفت. موسوی به راحتی می توانست دست روی مطالبی بگذارد که احمدی نژاد حرفی برای گفتن نداشته باشد. مطمئنا فقط دیکته نانوشته غلط ندارد. پس عملکرد دولت نهم نیز از غلط خالی نبود و موسوی می توانست به آنها بپردازد.

اما دستکاری آمار و جا به جایی سالهای آماری و اندازه آنها، ر کنار پخش میلیونی  سی دی های تخریبی «90 سیاسی» اقدامی کودکانه بود. نمی دانم تقصیر موسوی بود یا مشاورانش، اما به هرحال همان طور که می شد حدس زد، موج اتهام «دروغگویی» و «بی اخلاقی» را به خود موسوی بازگرداند.

نقش نامه رفسنجانی را هم نباید فراموش کرد. آنجا که مردم و رهبری را تهدید می کند که «یا میرحسین یا آشوب»! مطمئنا این شیوه برخورد و حرکات احساسی تنها کار موسوی را بدتر کرده است.

به هرحال بچه های شهرهای اصفهان، سمنان، شیراز، مشهد، زنجان و تبریز که خیلی از جو امشب راضی بودند. (در نوع خود شهرهای ترک زبان زنجان و تبریز خیلی جالب بودند) شهرهای دیگر را خبر ندارم. اما آنچه مشخص است این استکه موسوی و رفسنجانی می خواهند بازی انتخابات را به هم بزنند. باید مراقب بود و بهانه دست افراطیون نداد.

توسلها را ادامه دهیم، حضورمان را قطع نکنیم، که تنها یک روز باقی مانده است. بله! تنها یک روز! صبح نزدیک است... انشاءالله

پنج شنبه بیست و یکم 3 1388

در طول تبلیغات نامزدهای پست ریاست جمهوری، همواره دنبال این بودم که مبانی فکری، مسائل مورد توجّه، و برنامه های آن ها را به دست بیاورم. اگرچه با شناخت هایی که از قبل نسبت به نامزدها داشتم، حدود 60 درصد، فرد مورد نظرم را ـ که دکتر محمود احمدی نژاد باشد ـ انتخاب کرده بودم. ولی کتمان نمی کنم که درباره دو گزینه ی دیگر، مهندس میرحسین موسوی و دکتر محسن رضایی هم تأمّلاتی داشتم.

به مرور زمان، نامزدهای چهارگانه، خودشان را شفاف تر و شفاف تر نشان دادند و آشکار و پنهان خود را و حامیان آشکار و پنهانشان را بیشتر و بیشتر نشان دادند. این فرآیند باعث شد که هر روز در صد اطمینانم به انتخاب اولیه ای که داشتم بیشتر شود. از برنامه های داشته و نداشته برخی کاندیداها تا علّت حضور و احساس خطر برخی دیگر، و از سخنرانی ها و نحوه ی موضع گیری ها و جوابهایی که به دیگر نامزدها می دادند، خیلی مسائل برایم روشن شد.

این مسأله را اصلا نمی خواهم با بازیهای سیاسی مخلوط کنم. اینجا بیشتر درباره همان سه محوری که در آغاز این نوشته گفتم ـ یعنی مبانی فکری، مسائل مورد توجّه و برنامه ها ـ سخن می گویم. پس به برخی نکات اشاره می کنم تا بگویم چرا به دکتر محمود احمدی نژاد رسیدم:

1. تفکر و برنامه اقتصادی سالم و کارآمد؛ به نظرم دکتر احمدی نژاد علاوه بر داشتن برنامه ای منظم و واقعی که در طول حدود 4 سال اجرا شده است، بهترین و کارآمد ترین برنامه را ارائه نمود. اگرچه شاید به دلیل درگیر شدن جبری در مسائل سیاسی، فرصت نشد که آنرا کامل شرح دهد. ولی با توضیحاتی که در برنامه های مختلف تبلیغاتی داده است، و با کارنامه ی 4ساله ای که از او سراغ دارم، او را بهتر از دیگران می دانم.

2. ساده زیستی و مردمی بودن؛ اگرچه در طول انتخابات، هر کدام از نامزدها می خواست این گونه نشان دهد که ساده زیست و مردمی است؛ ولی آنچه در طول سالهای مدیریتی آن ها سراغ داریم، نشان می دهد، دکتر احمدی نژاد در این زمینه از همه موفق تر بوده است و توانسته مدیریت کلان کشور را به دل مردم منتقل کند.

3. شخصیت مقتدر و تأثیرگذار خود رییس جمهور؛ رییس جمهور در عین حال که باید از هسته ی مشورتی و مدیریتی قوی برخوردار باشد، باید قدرت نفوذ و اقتدار کافی هم داشته باشد تا بتواند طبق آیه ی شریفه ی (و شاورهم فی الأمر فإذا عزمت فتوکّل علی الله)1 تصمیمات قاطع و به دور از جوسازی های احتمالی، بگیرد. و در صورت لزوم، داوری منطقی بین اختلاف نظرهای کارشناسان داشته باشد.

4. برنامه های فرهنگی ـ اجتماعی؛ اگر چه همه نامزدهای موجود، با ایده آل های فرهنگی که من به آن معتقدم فاصله ی بسیار دارند، ولی آقای احمدی نژاد در سیاست های فرهنگی ـ اجتماعی، موفق تر از سایرین بوده است. ایجاد جو آرام و غیر ملتهب در فضای فرهنگی کشور و مخلوط نکردن فرهنگ با سیاست، تلاش مستمر برای تقویت فرهنگ معنوی و دینی در همه زمینه ها از جمله تقویت مساجد به عنوان مهم ترین مراکز فرهنگ ساز دولت اسلامی، دوری از شعارهای عوام فریب و مخرّب جامعه از جمله تفکر منحرف حقوق بشری ـ به معنای مصطلح امروز ـ، پرهیز از مخلوط کردن اندیشه ی دینی در زمینه زنان با اندیشه های فمینیستی ـ آنگونه که دیگران گاه به صورت مطلق و گاه با ترکیب نافرمی از اسلام ـ فمینیسم آنرا مطرح می کنند ـ ، توجه به محوریت خانواده در مسائل اجتماعی به جای تفکر فرد محور، و … از موفقیت های نسبی ایشان است.

متأسفانه چون برنامه های دیگران ـ حتی تنها رقیب اصولگرای ایشان جناب دکتر رضایی ـ را در زمینه های فرهنگی بخصوص در مسائل خانواده و زنان ـ که به جهت مطالعاتم برایم مهم است ـ دارای زاویه و شکاف فاحش با مبانی اسلامی و حتی بشری می دانم، از این جهت، هیچ نمره قبولی به دیگران نمی دهم.

باز تأکید می کنم که آقای احمدی نژاد هم نمره ی امیدوار کننده ای در این زمینه ندارد. چون به تبعیت از جو فعلی کشور، از سیاست دفاعی در زمینه فرهنگ تبعیت می کند و سیاست فعّال ندارد. سیاست های فعّال دیگران از جمله آقای کروبی هم در حقیقت ماهیتی ضد دینی دارد.

5. صداقت و یک رویی؛ متأسفانه تبلیغات گسترده علیه دکتر احمدی نژاد، در جو روشنفکر جامعه، دست کم این شبهه را ایجاد کرده است که رییس جمهور کشورمان ـ مانند بسیاری از سیاستمداران سابقه دار و بی سابقه کشور ـ بنا به اقتضای منفعت شخصی و گروهی، دروغ می گوید. ولی با تحقیقاتی که انجام داده ام، و اطلاعات ویژه ای که از نحوه ی مدیریت و زندگی ایشان دارم، به صداقت و یک رویی و تقوا محوری ایشان ایمان کامل دارم. اگرچه در نظر من، هیچ کسی ـ جز چهارده معصوم ـ مصون از خطا و حتی گناه نیست. ولی دست کم، در شبهه های مطرح شده توسط مخالفان ـ که عمده وسیله ی حمله به ایشان شده است ـ ایشان را بریء و بی گناه یافتم.

اما این صداقت و یک رویی را در دیگر نامزدها یا نیافتم و یا آنچه دیدم بسیار کمرنگ بود. به گونه ای که دشمنی و غرض ورزی برخی ـ برای رسیدن به صندلی قدرت ـ و جوزدگی برخی دیگر از آنها ـ تحت تأثیر فسادی که در مدیریت گذشته ی کشور از زمان طاغوت به ارث برده ایم ـ برایم مسلّم شده است.

6. پرکاری، برنامه محوری و پرهیز از شعار زدگی؛ در طول 4 سال مسؤولیت ایشان، به قطع رسیدم که ایشان به هیچ وجه شعار زده عمل نمی کند و بسیار پایبند به برنامه ریزی و مشورتهای طولانی و عالمانه است. جلسات ممتد و گاه طولانی برای سفرهای استانی ـ از چند ماه قبل از سفر به یک استان خاص ـ به همراه تمام نیروهای فکری و مدیریتی آن استان و استفاده از حلقه های مشورتی که وزرا داشته اند، یک نمونه ی بارز این ادعاست.

دست زدن به جراحی عمیق اقتصاد کشور برای جلوگیری از مرگ حتمی آن ـ با وجود دردها و آزارهایی که مردم در طول چند سال آغاز طرح تحول اقتصادی حس خواهند کرد و با وجود فشارهایی که از گروه های مختلف به ایشان و تیم کاری شان تحمیل شد ـ، کار نکردن برای رأی، تلاش برای توزیع عادلانه ی ثروت و … نمونه های دیگری است که اطمینان مرا به ایشان جلب کرده است.

و دو نکته نهایی:
1. به قطع هیچ کدام از نامزدهای مطرح این دوره، از جمله دکتر احمدی نژاد، ایده آل و حائز نمره ی عالی نیستند. هر کدام از این نامزدها، نکات مثبت و منفی بسیاری دارند. ولی مهم در تصمیم گیری عاقلانه، ارزیابی و انتخاب گزینه ای است که امتیاز بیشتری کسب می کند.

2. تلاشم در انتخاب گزینه برتر، دید عالمانه و دوری از جو سازی هایی بوده که حامیان هر چهار نامزد به راه انداخته اند. اگرچه اذعان می کنم که پشت پرده های سیاست هم در تمایلم به ایشان تأثیرگذار بوده است.

چهارشنبه بیستم 3 1388

مردی با دوچرخه اش در یکی از بازارهای قدیمی مشغول حرکت بود تا مایحتاج زندگی اش را تهیه کند. به یک مغازه می رسد و دوچرخه را کناری می گذارد و مشغول خرید می شود. مغازه شلوغ بود و مردم سخت مشغول تا چیزی از قلم نیفتد. به ناگاه متوجه می شود جوانکی دوچرخه اش را دزدید و با زیرکی سوار شد و گریخت.

مرد بار و بنه اش را به زمین می نهد و برای گرفتن دزد به دنبالش می دود. مرد شروع به فریاد می کند که دزد! دزد! دزد را بگیرید! و جوانک دزد، که از نعمت هوش هم برخوردار بوده، به همراه مرد بیچاره ی مال باخته فریاد می زند دزد! دزد! دزد را بگیرید! و مردم با خیال راحت از این که جوانک به کمک مرد بیچاره آمده و با دوچرخه می تواند دزد را بگیرد، به کار خود مشغول شدند. تا این که دزد گریخت و بیچاره ی مالباخته به چیزی نرسید. وقت برگشت به هرکس که می گفت چرا جلو جوان را نگرفتی می گفت: مگر او با تو نبود؟

جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم، کم شباهت به این داستان نیست. یک استاد دانشگاه، که حساب مالی اش برای همه روشن است و ریالی از بیت المال به نفع خود و اطرافیانش کنار نگذاشته، به شدت مشغول بستن دست دزدان این مملکت است. ولی دزدان هم باهوش اند. لذا با زیرکی خاص و با کمک رسانه های فراوان شان، دائم توپ را به زمین او منتقل می کنند. همان اتهاماتی که به خودشان وارد است، به رییس جمهور و اطرافیانش می زنند. تا صدا از صدا شناخته نشود و از آب گل آلود ماهی های بزرگی بگیرند. اینجاست که یاد فرمایش رهبر معظم انقلاب می افتیم که هر کسی در نوک مبارزه با فساد باشد، مورد بیشترین اتهامات واقع می شود.

و اینجاست که می فهمیم قدرت طلبان و مفسدان اقتصادی چگونه برای رسیدن به قدرت از دست رفته ی خود، حاضرند همه اصول اخلاقی ـ حتی آنچه خود مدّعی آن هستند مثل راستگویی ـ عدم تخریب دیگران ـ حفظ آبروی دیگران و… ـ را زیر پا له کنند.
در پایان خوب است یک مثال بیاورم:

adab

adab1این دو تصویر، دو روی یک برگه اند که ستاد آقای میرحسین موسوی در شهر قم بین مردم منتشر می کردند. در صفحه ی اول، پیام کذایی میرحسین موسوی، که فردای شب مناظره با آقای دکتر احمدی نژاد در تلویزیون خوانده بود، مشاهده می شود. در این پیام، ایشان با بی ادب خواندن محمود احمدی نژاد، تأکید کرده اند که برای رسیدن به ریاست جمهوری، حاضر نیستند اصول اخلاقی را زیر پا بگذارند و با آبروی مردم بازی کنند.

در پشت همین صفحه، نوشته ی دیگری است که اتهاماتی را به بعضی افراد از جمله صادق محصولی، فتاح، احمدی نژاد وارد کرده اند. حال آقایان باید این سؤال را جواب دهند که اگر افشاگری درباره مفسدان اقتصادی را به معنای بردن آبروی مردم می دانند، چرا خود به آن پایبند نیستند. و اگر خود را ملزم می دانند که برای رسیدن به صندلی ریاست جمهوری، از مرز اخلاق خارج نشوند، چرا خود، اخلاق را له می کنند؟

چهارشنبه بیستم 3 1388
X