دسته
میانبر
...باهم باشیم
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 143680
تعداد نوشته ها : 358
تعداد نظرات : 94
PageRank
Rss
طراح قالب
محمدرضا عابدي

کوزه گری ایران تأثیر شدیدی بر کوزه گری هم در شرق و هم در غرب نهاده است و به طور کلی در تاریخ سفالگری،کوزه گری ایران در مرتبه ی دوم و تنها بعد از کوزه گری چین قرار دارد. در حالی که کوزه گری ایران در عصر سلجوقیان و مغول (قرون دوازدهم یا چهاردهم / ششم تا هفتم) به اوج خود رسید،کارهای کوزه گران صفوی از معیار بالایی برخوردار بود و خشت های سفالین آنها بی نظیر بود. واژه ی فارسی برای خشت لعابدار کاشی است و از نام شهر کاشان اقتباس شده که از اوایل دوران اسلامی به عنوان مرکز صنعت سفال سازی مشهور بود.
در زمان صفویه اصفهان و مشهد نیز به صورت مراکز عمده ی این صنعت درآمده بودند و رسانسی در هنر سفال سازی در راه بود. کوزه گران صفوی به تقلید کورکورانه از الگو ها و سبک های دوران قبل نپرداختند بلکه انواع جدیدی از محصولات سفالین را تکامل دادند و قوه ی تخیل و ابتکار خود را به کار انداختند. (شاید ممتازترین انواع سفالینه های جدید) عبارت بودند از:
دسته ای از ظروف که به ویژه رنگ زیبایی دارند و طرح های بسیار ظریف و
ساده‌ی آنها داخل زمینه ای به رنگ سفید شیری قرار دارد. اصیل ترین نقوش تزیینی اسلیمی از نوع ترنج های ستاره مانند،با دقت و ظرافتی قابل توجه کشیده شده اند. ملایمت رنگ مایه- ها سادگی رنگ و طرح،و لعاب ساده ی این دست ظروف شکوه فراوانی به آنها می دهد.
(سیر تکامل جالبی نیز در جهت تولید ظروف سبز رنگ لعابدار،عمدتاً به شکل بطری و تنگ،با نقوش برجسته پیکرهایی غالباً در لباس اروپایی) وجود داشت. (دسته ی بزرگ دیگری از ظروف که تنها چند نمونه ی سالم از آنها باقی مانده،با شاخ و برگ فراوان به رنگ آبی روشن و صورتی و داخل زمینه ی سفید تزیین شده اند. از این سبک در تزیین انواع گوناگونی از ظروف،بشقاب،کاسه،تنگ و مشربه استفاده می شد.)
کوزه گران صفوی با بکارگیری رنگ های ملایم و سایه های کم رنگ نتایجی حیرت انگیز به دست آوردند: خاکستری روشن؛سبزهایی که با طی درجات رنگی بسیار به زردی می گراییدند،یا زمردی سیری که رفته رفته به سبز کمرنگ مایل به سفید می رسید؛رنگ های آبی،به علاوه ی مایه های سنتی سیرتر لاجوردی،کهربایی و فیروزه ای؛طیف کاملی از مایه ها ملایمی نظیر آبی کم رنگ،آبی آسمانی،آبی روشن مایل به خاکستری و ارغوانی کم رنگ.کوزه گران اصفهان به رنگ زرد علاقه ی خاصی داشتند و رنگ کوزه ها و تنگ های تولیدی شان از زعفرانی تند تا زرد لیمویی روشن در تغییر بود.
مهمترین واقعیت در تاریخ سفال سازی در دوران صفویه مبادله ی وسیع فنون و طرح ها بود که در آن دوره میان ایران و چین صورت گرفت. دست کم از قبل قرن پانزدهم/نهم (ظاهراً کوزه گران ایرانی از وارد ساختن رنگ های آبی و سفید در کوزه گری توسط چینیان تأثیر نپذیرفتند).
شاه عباس اول که در مورد صنعت سفال سازی،نظیر هر چیز دیگری که بر آن دست می نهاد،روش عمل گرایانه ای در پیش گرفته بود،دلیلی نمی دید که اروپاییان تمام چینی خود را از چین بخرند ر حالی که با کمی تلاش می شد آنها را از ایران تهیه کرد و هزاران کیلومتر در راه و وقت صرفه جویی کرد.او برای کمک به ایجاد سبکی در سفال سازی که بتواند از مقبولیت سفال های چینی در اروپا سود ببرد،سیصد کوزه گر چینی را همراه خانواده شان به ایران آورد و در ایران سکنی داد.به نظر می آید که آنان به طور عمده در اصفهان سکنی گزیدند.بعضی روش های خاص چینیان برای مدت درازی هم چنان محفوظ ماند،اما طبق معمول ایرانیان به زودی به افزودن ایده های تزیینی خود پرداختند و کم کم این چینی ها بیش از پیش خصلت ایرانی به خود گرفت.
ثمره ی این هم کاری ایرانی- چینی سفالی بود سفید رنگ که قبل از لعاب دادن رنگ آبی خورده بود،کیفیتی شبیه چینی داشت و تقلیدی بود از چینی آبی و سفید چین در دوره ی مینگ.
برای قرن ها در ایران چینی های اصل چین مورد توجه بسیار بود و فرمانروایان آسیای مرکزی و غربی در گردآوری آن سعی وافر داشتند. مجموعه ی معروفی که شاه عباس در 1611 / 20- 1019 به مقبره ی صفویه در اردبیل اهدا کرد مشتمل بر بیش از 100 پارچه بود که احتمالاً طی مدت دو قرن و نیم به ایران رسیده بود.
ساخت چینی چین در خود ایران تا اوایل قرن شانزدهم/دهم به خوبی جا افتاده بود. اولیاریوس نقل می کند که در آن دوره اردبیل دو بازگان چینی مغازه ی فروش چینی داشتند و بسیاری از کوزه گران ایرانی در تقلید از کارهای آنان می کوشیدند،اما چندان موفقیتی به دست نیاوردند تا این که عباس اول استادان چینی یاد شده را به ایران آورد.
تحت سرپرستی آنان ظروف آبی سفید ایران که بسیار شبیه اصل بودند،در رقابت با ظروف اصل ساخت ین،به مقبولیت تقریباً مشابهی دست یافتند. (رنگ آبی در چینی آبی و سفید ایران اغلب دارای کیفیتی عالی است و حتی در نمونه های معمولی به هیچ وجه پایین تر از مشابه چینی نیست. این رنگ تا حدی تگ رنگ ارغوانی دارد که این کیفیت آن شبیه رنگ آبی اسلامی دوره ی مینگ است. گاه سبک های ایرانی و چینی در ظروف آبی و سفید ایرانی به هم آمیخت؛پوپ از بشقابی در موزه ی ویکتوریا و آلبرت یاد می کند که روی آن (منظره ای خاص چین،به طریقه ی ایرانی با پلنگ هایی که در کشیدن آنها مبالغه به کار رفته،تزیین شده است.)
این ظروف در بسیاری از قسمت های کشور ساخته می شد: شیراز،مشهد،یزد،کرمان و زرند و قدیمی ترین نمونه ی که پوپ ثت کرده متعلق به سال 1616 / 1025 است. در 1682 / 1093 کمپانی هند شرقی انگلیس،مشهد و کرمان را دو شهری به شمار می آورد که در آنجا بدل های واقعاً ممتازی از چینی های چین تولید می شود.
اگرچه ظروف آبی و سفید ایران مشهورترین نوع سفال های صفویه است،انواع بسیار دیگری هم هستند که کیفیتی به همان اندازه عالی دارند. در اواخر قرن نوزدهم / سیزدهم- چهاردهم روس ها نمونه هایی از انواع مختلف سفال را در دهکده ی دورافتاده و کوهستانی کوباچی درداغستان یافتند.ازآنجا که افراد قبایل داغستان،هم چون بسیاری دیگر از کوه نشینان،با حمله با کاروانها روزگار می گذارندند و هرگز سفال ساز نبوده اند،دانشمندان مدت ها در این فکر بودند که چگونه چنان مجموعه ی بزرگی از سفالهای ممتاز به آنجا رسیده است.


به نظر می رسد جواب این باشد که صفویان این سال ها را با چاقو و دشنه های مرغوبی که در کوباچی ساخته می شد مبادله می- کردند. انواع عمده ی سفالهایی که در کوباچی یافت شده به وسیله ی پوپ به تفصیل شرح داده شده است و عبارتند از یک ظرف سیاه رنگ با لعاب فیروزه ای یا سبز و یک ظرف رنگارنگ که قبل از لعاب دادن رنگ خورده است. منشأ نوع اول معلوم نیست زیرا هیچ چیزی شبیه آن در ایران مرکزی یافت نشده است. معهذا طرح های آن بی شک صفوی است؛پوپ تبریز را به عنوان یکی از منشأهای ممکن نام می برد.
نوع دوم ممکن است در ساوه ساخته شده باشد زیرا ظروفی که در آنجا کشف شده گرچه از کیفیت پایین تری برخوردارند،بسیار شبیه آن هستند.  البته طی دوره ی صفویه ظروف با رنگ پیش از لعاب مانند ظروف مینایی در بسیاری نقاط ایران ساخته می- شد؛در زمان صفویه هم چنین تجدید حیاتی در تولید ظروف معروف سبز پریده رنگ به وجود آمد که باز در اصل تقلیدی از ظروف ساخت چین بود که از قرن نهم / سوم در غرب شناخته شده بود.
ظروف تک رنگ به رنگ هایی نظیر سبز چمنی،ارغوانی کم رنگ و آبی کم رنگ که در ایران و زیر نظر استادان چینی که شاه عباس اول آورده بود تهیه می شدند؛بدل چینی سفید رنگ موسوم به (ظروف گمبرون) که احتمالاً در نایین تهیه می شد؛و انواع گوناگونی ازظروف محلی نظیر ظروف فیروزه ای و لاجوردی رنگ و رامین در قرن شانزدهم / دهم،همه شان سهمی در ایجاد گونه های تقریباً نامحدود سفال های عهد صفوی داشتند.
اگر ظروف سفالگران صفویه به رغم تنوع و زیبایی فراوان خود به پای زیباترین تولیدات دوران سلجوقیان و مغولان نمی- رسید،سفالگران صفویه در رشته ی عمده ی دیگری از هنر سفالگری یعنی کاشی سازی بر همه پیشی جستند. این کاشی ها به طور عمده دو نوع بودند: کاشی های کامل و رنگارنگ (هفت رنگ) که برای پوشش دیوارهای مساجد،مدارس و سایر بناها به کار می- رفت؛و کاشی های موزاییک (معرق) که در آن،طرح با زحمت بسیار و از کنار هم نهادن تکه های مجزایی درست می شد که از کاشی های کامل با رنگ مورد لزوم و به شکل مورد نظر بریده شده بود؛کاشی های معرق به ویژه در تزیین خوشنویسی ها،داخل گنبدها و غیره به کار می رفت.


مساحت کاشی های هفت رنگ تقریباً 51 / 16 سانتی متر مربع بود و از خاک رس خالص به علاوه ی کمی شن درست می- شد.کاشی ها با مخلوطی ساییده شده از سنگ سفید و کربنات سدیم لعاب داده می شد،پخته می شد و لبه های آن صاف می شدتا هنگام کاشی کاری لبه ی کاشی ها کاملاً در کنار هم قرار گیرند. سپس طرح روی کاشی پیاده می شد و استاد کاشی ساز رنگ ها را می زد. بنابر یک رسم،هفت رنگ کاشی هفت رنگ عبارت بودن از سیاه،قهوه ای،قرمز،زرد،سفید،آبی تیره و فیروزه ای؛بنا بر رسم دیگری این هفت رنگ عبارت بودند از زرد،آبی،نارنجی،قرمز،بنفش،سبز و لاجوردی. این که رنگ های کاشی های ایرانی پس از قرن ها تابش آفتاب تند ایران،هنوز محو نشده است تا حدی به دلیل مهارت به کار رفته در جریان لعاب دادن و پخت می باشد و تا حدی نیز به دلیل استفاده ی صرف از رنگ های معدنی.رنگ های مختلف آبی از اکسید کبالت،سیاه از منگنز و قهوه ای از منگنز مخلوط با اکسید سرب به دست می آمد؛فیروزه ای و سبز از اکسید مس و زرد از اکسید سرب به دست می آمد. کارهای موزاییک در قالب هایی به اشکال مورد نظر (مسطح،محدب،مقعر) درست می شد و سطح لعاب داده شده ی کار در زیر قرار می گرفت؛پس از تکمیل موزاییک،روی سطح پشتی کاشی دوغاب گچ ریخته می شد تا همه ی تکه های مجزا را به هم بچسبانید.


يکشنبه 9 1 1388
X