معرفی وبلاگ
سلام به همه دوستانی که به وبلاگم میاین.خوش آمدید میخواستم نظرتون رو در مورد قالب و رنگ وبلاگم بدونم؟چه پیشنهادی برای بهتر شدندش دارید.ممنون در ضمن مطالب وبلاگ قصد توهین به شخص یا گروه خاصی را ندارد و فقط برای مطالعه,استفاده و سرگرمی می باشد.در ضمن در پست هایی که اس ام اس گذاشتم اگه پیام جدید دارین تو قسمت نظرات بزارین تا با نام خودتون گذاشته بشه ایمیل:ISFAHAN683@YAHOO.COM
دسته
دیگر وبلاگهی من
طراح قالب
Tebyan

يادت مي‌آيد وقتي بچه بودي و پسر همسايه آش نذري مي‌آورد هزار تا رنگ عوض مي كردي تا سلام كني و كاسه را از دستش بگيري؟
يادت مي آيد تلفن را هميشه مامان جواب مي داد و تو خجالت مي كشيدي با مرد غريبه سلام و احوال پرسي كني؟
يادت مي آيد توي مهماني بلند بلند نمي خنديدي مبادا پسرخاله‌ي نامحرم ات صداي خنده ات را بشنود؟
يادت مي آيد چطور از خيره شدن نامحرم به صورتت رنگ به رنگ مي شدي و سريع چهره ات را از جلو چشم هاي هيزش دور مي كردي؟
يادت مي آيد مي گشتي و يك عكاسي براي عكس سه در چهار روي پرونده مدرسه ات پيدا مي كردي كه از محل زندگي ات دور باشد، مبادا چشم توي چشم شويد يك بار ديگر؟
يادت مي آيد كيف پولت كه گمشده بود چقدر اشك ريختي؟ وقتي مادر گفت فداي سرت گفتي عكسم توي كيف بود، بدبخت شدم! تازه عكس‌ت با حجاب بود و حتا نمي خنديد!
يادت مي آيد اولين خاستگار كه آمد وقتي رفتيد توي اتاق كه با هم حرف بزنيد به لكنت زبان افتادي چون تا به حال با يك پسر نامحرم از اين فاصله و بدون حضور هيچ فرد سومي صحبت نكرده بودي؟
يادت مي آيد؟!
پس چرا عكست را گذاشتي روي آواتارت تا هزار تا چشم غريب و آشنا بهش خيره شوند؟
پس چرا سر هر موضوع غير ضروري حتا افطاري امروزت و حال خرابت و حال خوشت و دختر خواهرت كه تازه به دنيا آمده و گلزار شهدايي كه رفته بودي و استاد راهنمايت و الخ با هر محرم و نامحرمي گل مي گويي و گل مي شنوي بدون اينكه حتا ذره اي خجالت بكشي؟
پس چرا وقتي پسر همسايه آش نذري مي‌آورد بهش لبخند مي زني و مي گويي چقدر دلم آش كشيده بود!؟!!!!

برچسب ها :

يلدا را به نور قرنها قدمت جاري نگه داريم
شب يلدا، اين شب زايش مهر و ميترا، شب پيدايش نور و روشنائي
بر تو اي ايران و اي ايراني تبار مبارك باد
.
.
.
باور به نور و روشنايي است، كه شام تيره، از دل شب يلدا
جشن مهر و روشنايي به ما هديه ميدهد
يلدايتان مبارك
.
.
.
شب يلدا شد و ميلاد خوش ايزد مهر
زايش نور از اين ظلمت تاريك سپهر
شب يلدا شد و بر سفره دل باده عشق
رخ معشوقه و مدهوشي دلداه عشق
شب يلدايتان پرستاره و پرخاطره باد
.
.
.
هر چه از روشني و سرخي داريم برداريم كنار هم بنشينيم
و بگذاريم كه دوستي ها سدي باشند در برابر تاريكي ها
يلدايتان رويايي... روزهايتان پر فروغ، شبهايتان ستاره باران!
.
.
.
يلداست بگذاريم هر چه تاريكي هست هرچه سرما و خستگي هست
تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بيداري را پاس داريم
تا فردايي روشن راهي دراز باقيست شب يلدا مبارك!
.
.
.
شب يلدا هميشه جاوداني است
زمستان را بهار زندگاني است
شب يلدا شب فر و كيان است
نشان از سنت ايرانيان است
.
.
.
يلدا، دختر سياه موي بلند بالا، يادگار نام وطن
ميوه پائيز ايران و عروس زمستان، در راه است
او را بر سفره مهر بنشانيم و با نسل فردا پيوندش دهيم
ايراني بودن را فراموش نكنيم. يلدا مباركباد
.
.
.
شب يلد ا و وصف بي مثالش
خداوندا مخواه، هرگز زوالش
شب يلدا فراتر از همه شب
نبينم هيچ كس افتاده در تب
شب يلدا زحزن و غم مبراست
شب يلدا مبارك
.
.
.
شب يلدا شب بزم و سرور است
شبي طولاني و غمها بدور است
شباهنگام تا وقت سحرگاه
بساط خنده و شادي چه جوراست
.
.
.
تو دلداري چو من ديوونه داري
تو مجنوني چو من بي خونه داري
شب يلدا مرا دعوت كن اي دوست
اگه تو يخچالت هندونه داري !
.
.
.
بدو كه روز كوتاهه
پائيز آخر راهه
هندونه رو آوردي؟
جوجه هاتو شمردي ؟
زمستون ميشه فردا
مبارك باشه يلدا !
.
.
.
همه لحظه هاي پاياني پاييزت
پر از خش خش آرزوهاي قشنگ
يلدا مبارك
.
.
.
در آغاز زمستان هرگز زمستاني مباد، بهار آرزوهايت
يلدا مبارك
.
.
.
شده يلدا مقارن با محرم
نمي دانم بخندم يا بگريم
مبارك، تسليت عيد و عزاتان
پس از شادي بخور يك ذره هم غم!
.
.
.
سهم من از شب يلدا شايد
قصه اي از غصه و انار سرخي كه پر از دلتنگي ست
غم هايم بلند همانند شب يلداست
.
.
.
شب يلداست
دلم در خواب پروانه شدن بود
ولي افسوس
دلم در اوج رفتن رو به شمعي سوخت و من نالان
كنار سفره اي از عشق خالي
شبي مايوس و سرگردان دارم امشب
.
.
.
به صد يلدا الهي زنده باشي
انار وسيب وانگورخورده باشي
اگر يلداي ديگر من نباشم
تو باشي وتو باشي وتو باشي
پيشاپيش يلدات مبارك
.
.
.
مهم نيست هندونه ي شب يلدات شيرين نباشه
يا انارات ترش از آب دراد
يا كدو تنبلي كه بار ميذاري بيمزه بشه
يا چند تا از گردوهايي كه مي شكوني پوك باشه
مهم اينه كه كسي داري كه يلدا رو بهت تبريك بگه
.
.
.
لبي سرد و دلي افسرده داريم
به سر افكار تيپا خورده داريم
رسد پايان پاييز و از آغاز
هزاران جوجه ي نشمرده داريم !
.
.
.
پاييز ثانيه ثانيه مي گذرد
يادت نرود اين جا كسي هست كه به اندازه
تمام برگ هاي رقصان پاييز برايت آرزوهاي خوب دارد
عمرت يلدايي، دلت دريايي، روزگارت بهاري
يلداي خوشي را برايت آرزو مي كنم
.
.
.
تنها چند دقيقه ناقابل مى تواند از يك شب عادى، شب يلدا بسازد؛
ولى با هم بودن است كه آن را نيك نام كرده و در تاريخ ماندگار شده است
.
.
.
شب يلدا عزيزه هندوانه
اگرچه ترش و ليزه هندوانه !
بهايش را چو پرسيدم ز يارو
بگفتا هيس ! جيزّه هندوانه !
.
.
.
فرياد كشيده هر دو جيبم جانسوز
با ديدن نرخ هندوانه ديروز
يلدا تو كمي دير تر امسال بيا
يارانه براي تو ندادند هنوز !
.
.
.
لبي سرد و دلي افسرده داريم
به سر افكار تيپا خورده داريم
رسد پايان پاييز و از آغاز
هزاران جوجه ي نشمرده داريم
.
.
.
رفتم شب يلدا به سراغ حافظ
تا حال مرا كند برايم محرز
گفتم كه شود بهتر از اين احوالم ؟
ديوان به زبان آمد و گفتا هرگز !
.
.
.
از غم به جان آمد دلم درمان ندارد
شام غريبان را سحر امكان ندارد
امشب شب مهتاب و يلدا با هم آمد
تكرار تلخ ماجرا پايان ندارد
.
.
.
رويت به سرخي انار شبت به شيريني هندوونه
خنده ات مثه پسته و عمرت به بلندي يلدا
.
.
.
آخر پاييز شد، همه دم مي زنند از شمردن جوجه ها !
بشمار، تعداد دل هايي را كه به دست آوردي
بشمار، تعداد لبخند هايي كه بر لب دوستانت نشاندي
بشمار، تعداد اشك هايي كه از سر شوق و غم ريختي
فصل زردي بود، تو چقدر سبز بودي ؟
جوجه ها را بعدا با هم ميشماريم ...
.
.
.
با سلام، اگر در صحت و سلامت به سر مي بريد،
لطفا به اين شماره پيامك خالي بفرستيد
طرح سر شماري جوجه هاي آخر پاييز!
.
.
.
يلدا شب پيوند دل و خاطره است
ديدار من و برف لب پنجره است
يلدا شب هندوانه و فال و غزل
كار دل من بي تو ولي يكسره است ...
.
.
.
شما را گر شب يلدا بلنده
مرا ليست طلبكارا بلنده
از اول شانس و اقبالم كج افتاد
زمانه ناقلا با من لج افتاد
اگرچه بخت من چون شام تاره
در اون بالا ندارم يك ستاره
ولي هندونه ام در شام يلدا
سفيديش بود چون شير گاوا
انارم ترش و گردوهام پوچه
و چشمان زنم افسوس لوچه
بود آجيل تلخ و سيب ها كال
و قطعاً مي شود وارونه ام فال
خلاصه در شب يلداي بنده
بود اوضاع و حالم باب خنده
.
.
.
عمرتون صد شب يلدا
دلتون قدر يه دنيا
توي اين شبهاي سرما
يادتون هميشه با ما
دل خوش باشه نصيبت
غم بمونه واسه فردا
.
.
.
يلدا يعني يادمان باشد كه زندگي آنقدر كوتاه است كه يك دقيقه بيشتر با هم بودن را بايد جشن گرفت.
يلدايتان مبارك

برچسب ها :

سلام به همه ي دوستاي خوبم ،

  دير شد ، ميدونم ! اما خب كار و درس داشتم ديگه ! چه ميشه كرد...

يكسال ديگه هم گذشت ، امروز ۲۸ ارديبهشت روز تولدمه ،  چه راحت و چه زود گذشت ... مثل هميشه...

در اين يك سالي كه گذشت  خيلي اتفاق ها افتاد ! اما واقعا زود گذشت ، خوشحالم كه احساس ميكنم اگر همين سال رو برگردم عقب دوباره همين كارها رو تكرار ميكنم و تصميمات درستي گرفتم ...

اما اصلا خوشحال نيستم. دلم تنگ شده؛ براي روزاي بچگيم كه همش دلم مي‌خواس بزرگ بشم، فلان كارو بكنمو...

بهر حال كاري نميشه كرد و بايد از لحظه لحظه هاي عمر نهايت استفاده رو برد منم ۲۴ سالم تموم شد از زندگيم راضيم به جزء ۲-۳ سالش رو ولي بازم خدا رو شكر ميكنم شايد خدا ميخواسته امتحانم كنه اميدوارم تو اين امتحان قبول شده باشم.خدايا شكرت...


تنها كسي كه بهم هديه داد همراه اول بود ۱ماه اينترنت رايگان بهم داد.مرسي همراه جون

برچسب ها :

صبحگاه:

فرمانده: پس این سربازه‌ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !) کجان؟  

معاون: قربان همه تاصبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن  

ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...سلام سارا جان

سلام نازنین، صبحت بخیر  

عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر  

سلام نرگس  

سلام معصومه جان  

ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه نازمیشی...  

صبحانه:  

وا... آقای فرمانده، عسل ندارید؟

چرا کره بو میده؟  

بچه‌ها، من این نون رو نمیتونم بخورم،دلم نفخ میکنه

آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم  

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)  

فرمانده: همه سینه خیز، دورپادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید  

وا نه، لباسامون خاکی میشه ...آره،تازه پاره هم میشه ...وای وای خاک میره تو دهنمون ...من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...  

ناهار  

این چیه؟شوره  

تازه، ادویه هم کم داره  

فکر کنم سبزی اش نپخته باشه  

من که نمی‌خورم،دل درد میگیرم  

من هم همینطور چون جوش میزنم  

فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟  

برو خودت غذا درستکن  

والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی‌کنم، حالا واسه تو ...چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد  

بعد از ظهر  

فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟  

یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟  

جوجه بدون برنج  

رژیمی عزیزم؟  

آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.  

شب درآسایشگاه  

یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟  

فرمانده: بله بسیار زیاد!خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده،همه با هم ببینیم  

فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!  

فرمانده میره توآسایشگاه:  

وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیاتو  

راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو  

فرمانده: بلندشید بریدبخوابید!همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند  

فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟  

واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده  

فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.سرباز: آخه گناه داره، طفلکی  

مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا   

این مطلب فقط جنبه شوخی دارد و خدایی نکرده به هیچ وجه قصد بی احترامی و یا جهت پایین آورن شخصیت خانم ها نیست

نظر یادتون نره مخصوصا خانمها 

 

برچسب ها :

با سلام اگر در صحت و سلامت  به سر میرید لطفا به این شماره پیامک خالی بفرستید

.
.
.
.طرح سر شماری جوجه آخر پاییز


روی شما  مثل هندونه ، خنده هاتون مثل قاچ هندونه ، روزگارتون مثل پوست هندونه ، جیبتونم پر تخم هندونه

یلداتون مبارک


شب یلدا عزیز هندوونه
اگر چه ترش و لیزه هندوونه
بهایش را چو پرسیدم ز یارو
بگفتا هیس جیزه هندوونه


شب یلدا کنار یار بودی
به او دلبسته و بیمار بودی
شپش هایش گرفتی از سر شب
تو ِ نادان مگر بیکار بودی؟


شما را گر شب یلدا بلنده
مرا لیست طلبکارا بلنده
ولی هندونه ام در شام یلدا
سفیدیّش بود چون شیر گاوا
انارم ترش و گردوهام پوچه
وچشمان زنم افسوس لوچه
بود آجیل تلخ و سیب ها کال
وقطعاً می شود وارونه ام فال


یان دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلفت عین پشمک!

برایت می زنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک!


بیا ای دل کمی وارونه گردیم

برای هم بیا دیوونه گردیم

شب یلدا شده نزدیک ای دوست

برای هم بیا هندونه گردیم

شب یلدا مبارک


من دارم جمعه می رم، فکر نکنم دیگه همدیگر رو ببینیم… منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدی هام منو ببخش…
از طرف پاییز - یلدا مبارک


قیمت پماد سوختگی شب یلدا(چله)خیلی خیلی بالا میره.

 

اگه نگرفتی زود تر بخرش شاید هندوانه ای که گرفتی سفید در بیاد هااا

 

اون وقت لازمت میشه!!!


امشب را به نور قرنها قدمت جاری نگه داریم ...

شب یلدا ، این شب زایش مهر و میترا ، شب زایش نور و روشنائی

بر تو ایرانی مبارک

 

باور به نور و روشنایی است ،
که شام تیره ،از دل شب یلدا
جشن مهر و روشنایی به ما هدیه  میدهد

یلدایتان مبارک

 

شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر

زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر

شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق.

.رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق

شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد 

 

هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها 

یلدایتان رویایی...روزهایتان پر فروغ،شبهایتان ستاره باران!

 


 شب ولادت میترا ،الهه ی مهر بر آن شویم همانند پیشینیان

 اهریمن وجودمان را مغلوب ساخته تا روشنایی مهر و محبت در دلمان جوانه زند و بذر عشق و

دوستی  طولانی ترین شب سال را منور کند.. یلدا مبارک

 

 

 یلداست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد  امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست شب یلدا مبارک!

 

شب یلدا همیشه جاودانی است
زمستان را بهارزندگانی است
شب یلدا شب فر و کیان است
نشان ازسنت ایرانیان است

یلدا مبارک

 

یلدا، دختر سیاه موی بلند بالا، یادگار نام وطن، میوه پائیز ایران و عروس زمستان، در راه است. او را بر سفره مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم. ایرانی بودن را فراموش نکنیم. یلدا مبارکباد

 


شب یلد ا و وصف بی مثالش
خداوندا مخواه ،هرگز زوالش
شب یلدا فراتر از همه شب
نبینم هیچ کس افتاده در تب
شب یلدا زحزن و غم مبراست

شب یلدا مبارک

 

شب یلدا شب بزم و سرور است
شبی طولانی و غمها بدور است
شباهنگام تا وقت سحرگاه
بساط خنده و شادی چه جوراست

یلدا مبارک 

 

آری امشب شب یلدا است.....
شب فال.....
شب عشق.....
شب هندوانه.....
وشب آزادی وشب رهایی
چیزی به یادم نمی آید
جز اینکه
امشب شب تنهایی من است

 یلدایت مبارک

 

من بلندای شب یلدا را
تا خود صبح شکیبا بودم
شب شوریده ی بی فردا را
با خیال تو به فردا کردم
چه شبی بود !؟
عجب زجری بود !؟
غم آن شب که شب یلدا بود

 


شب یلدای من آغاز شد....

نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه.....

بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست

بی من یلدایت مبارک

 

سهم من از شب یلدا شاید...
قصه ای از غصه  و انار سرخی که پر از دلتنگی ست
غم هایم بلند همانند شب یلداست

 

شب یلداست
دلم در خواب پروانه شدن بود
ولی افسوس
دلم در اوج رفتن روبه شمعی سوخت و من نالان
کنار سفره ای از عشق خالی ...
شبی مایوس و سرگردان  دارم امشب

 

شب یلدا شد و رفتی و از غم خوانده ام
از این هجرت به آن شب گیسوان افشانده ام
گذشت اما هزاران شب از آن هجران و من
اسیر آن شب یلدای جانسوز مانده ام

 

شده یلدا مقارن با محرم
نمی دانم بخندم یا بگریم
مبارک، تسلیت عید و عزاتان
پس از شادی بخور یک ذره هم غم

 امسال چه زیباست شب یلدای من  طولانی ترین شبی که به تو فکر مکینم و از یادآوری نگاه پر مهرت  شب سیاهم لبریز از نور عشق میشود معبودم یلدا مبارک

 

برچسب ها :
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 862497
تعداد نوشته ها : 261
تعداد نظرات : 328
Rss