صفحه ها
دسته
وبــلاگهام در بلاگــفا
لیــنک ویژه دانلود موسـقی
دست نوشته های تنهایی من
لینکهای دوستان
ترفند
دلتنگی من غم تنهایی
قالب های بلاگفا
عکسها
موسقی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 219426
تعداد نوشته ها : 205
تعداد نظرات : 62
Rss
طراح قالب

دوست تنها

نه دل در دست محبوبی گرفتار، نه سردرکوچه باغی بر سر دار ،

 از این بیهوده گردیدن چه حاصل ؟ پیاده می شوم ، دنیا نگهدار . . ...

با هم اینجوری نبودیم

اصلاً قرار نبود اینجوری باشیم

قصه ما قصه عشق وعاشقی نبود اما...

چقدر زیبا گفته اند :عشق یک حادثه است

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر می شد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودن هایت می شد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو می رساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

می دانم که نمی دانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

می دانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب می شود

می دانم که نمی دانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !

تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد!

تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، شکنجه رو حی ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بی صدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگی ، پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و .... !

برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد

و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد

تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

 

هر روز که می گذره بیشتر دلتنگ اون چشم های قشنگت می شم . چه با من چه بی من امیدوارم هر جا که هستی خوشبخت باشی عشق من .

 

 

یادته می گفتی که همیشه آسمونی بمونیم . منم گفتم باشه . آسمونی بودیم .پامون به زمین نرسید .خوشحال بودیم . زندگیمونو می کردیم تا اینکه تو اون روز یه دفعه پایینو دیدی .  نمی دونم چی تو رو به سمت خودش کشید که از اون روز تا حالا بر نگشتی . حالا من موندم تنها و تو اون قدر سرت شلوغه که حتی بالا سرت رو هم نگاه نمی کنی .عیب نداره همین اندازه که ببینمت کافیه.

***************************************

من همان قاب تهی خسته و بی تصویرم

که برای تو و تصویره دلت می میرم

***************************************

 

اشک بهترین پدیده ی دنیاست

 

ولی تا زیبا ترین چیزا رو از انسان نگیره خودشو تقدیم نمی کنه!!!

 

بیهوده مکن عمر گران صرف رفیقان ،

عمر صرف کسی کن که دلش جان تو باشد ،

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست ،

ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست.

با توام ای سهراب ، ای به پاکی چون آب یادته گفتی بهم :  تا شقایق هست زندگی باید کرد  نیستی سهراب ببینی که شقایق هم مُرد  دیگه با چی کسی رو دلخوش کرد  یادته گفتی بهم  اومدی سراغ من نرم و آهسته بیا  که مبادا ترکی بردارد چینی نازک تنهایی تو  اومدم آهسته  نرم تر از پر قو  خسته از دوری راه  خسته و چشم براه  یادته گفتی بهم  عاشقی یعنی دچار  فکر کنم شدم دچار  تو خودت گفتی  چه تنهاست ماهی اگه دچار دریا بشه  آره تنها باشه  یار غم ها باشه  یادته می گفتی  گاه گاهی قفسی می سازم ، می فروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی است دل تنهائیمان تازه شود  دیگه حتی اون شقایق که اسیر قفسه  صاحب یک نفسه  نیست که تازگی بده ، این دل تنهائی من  پس کجاست اون قفس شقایقت ، منو با خودت ببر با قایقت  راستی می گفتی  کاش مردم دانه های دلشان پیدا بود  آره کاشکی دلشون شیدا بود  من به دنبال یه چیز بهترینم سهراب  تو خودت گفتی بهم  

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است.

هر آدمی برای نوشتن یه بهانه داره. یکی به این بهانه می‌نویسه که دیگری بخونه، یکی برای این می‌نویسه که دلش سبک بشه، یکی برای نشون دادن استعدادش می‌نویسه، یکی می‌نویسه که فقط نوشته باشه، یکی می‌نویسه که جنجال درست کنه، یکی می‌نویسه تا دوستی برقرار بشه، یکی می‌نویسه که از دلتنگی دربیاد، یکی می‌نویسه که ... .

هرکس یه جور نوشته رو دوست داره. هر کس وقتی می‌نویسه، دوست داره یه نفر بخونه. بیشتر آدمها دوست دارند بنویسند که درد خودشون را به همه بگویند و خودشونو خالی کنند .......

 از غم تنهایی و دلتنگی و .....

حالا بــــــمـــانـــد که ما برای چی مینویسیم.....

 

چقدر سخته تو چشایه کسی که تمامه عشقت رو ازت دزدید  وبجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و بجایه اینکه لبریز کینه و نفرتشی و حس کنی که هنوزم دوستش داری ..... چقدر سخته دلت بخواد سرت و باز به دیواری تکیه بدی که یبار زیر آواره غرورش همه وجودت له شده.... چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی..... چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری ..... 

چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغه دیگری ببینی و هــزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی  گل من باغچه نو مبـارک.......

خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی ... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری ... خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ... خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره ... خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : دیگه نمی خوامت...

هیچوقت عشق رو گدایی نکنید آخه هیچوقت چیز باارزشی به گدا داده نمیشه!!!اینو مطمن باشید. 

 

کاش فقط یه ذره به قول و قرارات پایبند بودی ... کاش فقط یه کوچولو برای اونچه که بینمونه ارزش قائل بودی.. من نمی تونم تو رو وادار به کاری بکنم اما مثل روز برام روشنه که یه روزی می رسه که بخاطر تموم فرصت هایی که از دست دادی افسوس

 می خوری.. من نمی گم من بهترینم اما بدترین هم نیستم.... من نمی خوام یه عذاب وجدان دیگه برات باشم اما بعضی وقتا دلم می خواد که بذارم و برم و ببینم که آیا نبودنم رو حس می کنی ... اصلا بهت سخت می گذره یا اصلا برات مهمه که هستم یا نیستم...
یادمه پیشترها یکی از دوستام می گفت که دوست داشته باش اما همیشه در دسترس نباش چون بودنت برای طرفت عادی میشه... اون راست می گفت ... تو همیشه مطمئنی که کافیه که بخوای و من در کنارتم .. واسه همینه که هربلایی که دلت می خواد سر این رابطه میاری ..و می دونی که وقتی بر میگردی من بازم می بخشم... اما کاش می فهمیدی که من نمی خوام با سیاست یا دوز و کلک نگهت دارم.. کاش می فهمیدی که من دوست داشتنت رو می خوام نه  داشتنت... من روحت رو می خوام نه جسمت رو ... می رم که امشب هم مثل همیشه با چشم خیس بخوابم و یادت باشه که بازم دلمو شکوندی......

 ما و مجنون درس عشق از یک ادیب آموختیم
او به ظاهر گشت عاشق ، ما به معنی سوختیم . . .

 MCH 



دسته ها : عشقولانه
سه شنبه پانزدهم 11 1387
X