راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • تفاوتهای رمان نوولت و داستان بلند
    تفاوتهای رمان نوولت و داستان بلند
    نوولت يا نوولا (Noveletto)از حيث درون‏مايه به داستان كوتاه و از لحاظ طول (ميزان كلمات) به رمان كوتاه نزديك است. شايد بتوان آن را داستان كوتاه بلند (Long Short Story) خواند. نوولت خاصيت تك‏رويدادى خود را از داستان كوتاه و تعداد كلمات را از رمان كوتاه ...
  • نمی خواهید رمان بنویسید؟
    نمی خواهید رمان بنویسید؟
    از تخيل خود هم نهايت بهره را ببريد و با ديگران هم به تبادل نظر بپردازيد. نترسيد از اين كه اشخاص مختلفى را براى شخصيت هاى مختلف داستان خود مورد تحقيق و بررسى قرار دهيد.
  • نویسندگان بزرگ و آثار بزرگ
    نویسندگان بزرگ و آثار بزرگ
    من خودم را در اختيار نويسنده و دنياي او مي‌گذارم تا مرا با خود به هر كجا مي‌خواهد ببرد؛ كتاب نويسنده را همچون خواننده‌اي مشتاق مي‌خوانم. شايد پس از آن با به ياد آوردن صحنه‌ها و آنچه خوانده‌ام، دربارة ساختارش هم فكر كنم. ....
  • تعداد بازديد :
  • 2423
  • چهارشنبه 24/4/1388
  • تاريخ :

تفاوتهاي رمان نوولت با...(2)

قسمت اول ، قسمت دوم :

 

ادبيات

مختصري توضيح درباره ي رمان نوولت به همراه برشماري سه تفاوت ميان رمان نوولت و داستان بلند در قسمت نخست ارائه شد و در اين قسمت به برشماري شش تفاوت ديگر بين اين دو مقوله مي پردازيم...

 

 4-  تك‏گويى (از نوع درونى مستقيم و غيرمسقيم، خودگويى، و توصيف داناى كل):

 تك‏گويى از هر نوعى مى‏تواند در داستان كوتاه و نوولت و رمان اتفاق بيفتد و بى شك خواننده تا اين زمان به هر سه مورد برخورد كرده است. اما در حالى‏كه حجم تك‏گويى رمان مى‏تواند در حد جنايت و مكافات داستايفسكى باشد، در نوولت‏ها خيلى كمتر است ، در داستان كوتاه باز هم كمتر. تك‏گويى رمان ممكن است چند وجهى باشد و مسائل متعددى را مطرح سازد، حال آن‏كه تك‏گويى نوولت بيشتر به موضوع‏هاى فردى محدود مى‏شود و از دايره معينى خارج نمى‏شود. حوزه تك‏گويى داستان كوتاه از اين هم محدودتر است و ممكن است در چند جمله اختصار يابد. يكى از نكات ضعف بعضى از داستان‏هاى كوتاه ايران و جهان، خيمه زدن تك گويى بر كل داستان كوتاه است؛ طورى كه خواننده فرهيخته نيز رشته كلام داستان را از ياد مى‏برد.

ادبيات

5 - قرينه‏سازى:

گرچه در داستان كوتاه نيز امكان قرينه‏سازى شخصيت يا يك و حتى دو - سه كنش وجود دارد، اما قرينه‏سازى وسيع و همه‏جانبه رويدادها و شخصيت‏ها، چه از نوع متقارن و چه از نوع متضاد فقط در رمان امكان‏پذير است. نوولت از اين بابت با محدويت روبه‏رو است و نمى‏تواند در مقياس رمان از قرينه‏سازى برخوردار شود؛ چون هم حجم روايت را افزايش مى‏دهد و هم از كانون اصلى دور مى‏افتد.

 

6 - شخصيت‏پردازى:

 در داستان كوتاه و بلند الگوى روانشناسى شخصيت‏ها از پيش طرح‏ريزى شده است، لذا شخصيت‏پردازى به مفهوم عادى آن معنايى ندارد. از سوى ديگر تغيير و تحول شخصيت نيز بدون محمل است و فقط در حد تغيير نگاه و رفتار شخصيت است و نه منش و بنيان‏هاى روانى، فكرى و اخلاقى. شخصيت‏هاى رمان در تلاقى‏هاى متعدد زمان و مكان ساخته مى‏شوند، به‏همين دليل ملموس‏ترند و حتى مى‏تواند در عين شباهت به بعضى از افراد واقعى، شبيه هيچ‏كس نباشند و اين خود يك امتياز است.

ادبيات

 7 - بازى‏هاى زبانى:

 در داستان كوتاه فرصت براى بازى زبانى كم است و اگر اين امر نقش اول را در بيان روايت ايفا كند، خواننده سررشته قصه را از دست مى‏دهد و به جاى ارتباط با داستان، بايد پي گير تفسير و تأويل استعاره‏ها و تمثيل‏ها و نمادها و درك جمله‏هاى بهم‏ريخته داستان شود كه از نظر خود نويسنده نوعى امتياز است.

 

 8 - چند محورى :

 داستان كوتاه اساساً تك محور است و افزودن يك محور جديد مستلزم اضافه كردن رويداد بيشتر و عدول از تعريف داستان كوتاه است. نوولت مى‏تواند حتى دو محور هم داشته باشد؛ چه به‏صورت موازى و چه به‏شكل تنيده در هم و رمان هايى هستند كه گاه تا چهار و پنج محور دارند؛ مانند «سور بز» نوشته ماريو بارگاس يوسا يا «جنگ و صلح» اثر تولستوى.

 

 

9 - تنوع تكنيك:

 بيشترين هوشمندى نوينسده داستان كوتاه در كم كردن تكنيك‏ها به كار رفته است. اشباع تكنيك اگرچه در داستان كوتاه اشتباه محض است، اما در نوولت هم بايد محدود و در رمان‏ها هم تا حد امكان حساب‏شده. رمان‏هاى ايرانى زيادى خواندم (شايد بين 15 تا 20 جلد) كه اگر نويسنده آن همه تكنيك را در اثرش متبلور نمى‏كرد، چه‏بسا شاهكار مى‏شدند نه اين‏كه به‏دليل همين ويژگى خواننده، حتى خواننده حرفه‏اى را از دست بدهند.

قرينه‏سازى وسيع و همه‏جانبه رويدادها و شخصيت‏ها، چه از نوع متقارن و چه از نوع متضاد فقط در رمان امكان‏پذير است. نوولت از اين بابت با محدويت روبه‏رو است.

 10- راوى‏ها:

اگر نويسنده داستان كوتاه هوشمندى به خرج دهد، حتى مى‏تواند دو راوى كه شايد يكى از آنها پنهان باشد، در داستانش بياورد. اين امر به استعداد خاصى نياز دارد كه من شخصاً در خوان رولفو و ويليام فاكنر ديدم. اما در نوولت دست نويسنده بازتر است و مى‏تواند حتى متنى صد صفحه‏اى را از ديدگاه چهار پنج راوى بنويسد. در رمان اين امكان باز هم بيشتر است با اين امتياز كه راوى‏هاى رمان‏ها مى‏توانند چندين بار اين نقش را به عهده گيرند تا اولاً به تقابل‏هاى دوگانه دامن بزنند ثانياً انگيزه‏ها را بيشتر و دقيق‏تر بازگويى يا تصوير كنند. در اين حالت چه‏بسا اين فرصت وجود داشته باشد كه يك يا چند راوى به خودنگرى هم بپردازند يا به بيان ديگر دست به خودگويى بزنند.

ادامه دارد ...


فتح الله بي نياز

تنظيم : بخش ادبيات تبيان

ارسال به