پیام خوشبختی
باسلام خدمت نگارنده گرامی مطالب اولیه شمارو که مطالعه کردم تصور کردم یه دلسوز پیدا شده که با بیان مطالبی کلیدی و کاربردی بتونه گامی در راستای پیشبردو اموزش به نویسنده های مبتدی وکم تجربه ای مثل بنده مساعدتی بکنه اما متاسف شدم وقتی متنی از شما دیدم که نضرات شخصی و اعتقادیتونو در قالب اموزش میخاید تحمیل کنید به دیگران لطفا اگه اموزه ای دارید که میتونه کمک کنه بدون در نظر گرفتن دیدگاه شخصیتون فقط مطالب فنی وکاربردی رو بیان بفرمایید در اخر هم از وقتی که میگذارید سپاسگزارم
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 25/8/1390 - 1:26
میثم
بد بود آوردن نام خدا و آیات قران نویسنده را محدود میکند
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 30/4/1390 - 16:35
ناشناس
با ماندانا موافقم اما به طور کلی هدفشو رسونده
پاسخ تبیان :
سه شنبه 28/4/1390 - 13:22
ناشناس
متأسفم از همه چیز بریدم
پاسخ تبیان :
دوشنبه 26/2/1390 - 14:55
- -
سلام من با بعضی از نظرات شما موافقم و با بعضی هاش نه من شاید بخوام توی داستانم نشون بدم این دنیا و همه اجزای اون قانونمنده در حالی که آدم پوچ گرایی هستم ولی تا این برهه از زندگی شک ندارم همه چیز دارای قانونیه همین که تا اینجای کار پیش اومدم و اینکه بخوام از این موضوع یه داستان بسازمو دنیای دور و ورمو نشون بدم به نظرم خیلی جالبه و اینکه یکدفعه یکی مثل شما بیاد بگه نه راستش یه کم بهش شک میکنم و منم به شما میگم نه این داستان من مثلا پوچ گرا به خیلی ها کمک میکنه که خدارو بشناسن
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 17/1/1390 - 0:31
محدثه
بازهم سلام برخلاف موضوع جالب قبلی فکرمیکنم اینباربیشتربه نظریات شخصی خود را بیان نموده اید،آنهم بیشتربه نحوی که بسیارجانبدارانه وتک بعدی اگرچه این نظریات بسیارمحترم ومتعالی است اما نباید باعث شود که اعتقادات شخصی وارد حیطه کاری وبخصوص مبحث آموزش فن شود.
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 28/11/1389 - 14:26
اکبر
با نظر " ناشناس" نخست و "وارتان" و " ناشناس" دوم و maryam و " سعید" و "البرز" و " ناشناس" سوم و sajjad sajjadyan موافقم!!!
پاسخ تبیان :
دوشنبه 18/11/1389 - 0:2
ناشناس
برعکس نوشته قبلی ایشان متاسفانه این نوشته نشان می دهد که چرا هنر داستان نویسی ما اینقدر فقیر است. مهمترین رکن این کار بی طرفی است و نویسنده باید تعلقات فکری و معنوی خود را نزد خود نگه دارد .بهترین شیوه اموزش داستان نویسی همانا خواندن و مطالعه و نوشتن است به قول چخوف بنویس و بنویس انقدر که انگشتانت بشکند.
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 22/10/1389 - 11:26
امین
داستان وقتی خواندنی است که به ما درس و نکته ایی را یاد دهد که منظور نویسنده هم همان است که در این صورت است که ما با عمل به این درسی که از قصه گرفته ایم رضای خدا را هم ایجاد کرده ایم و به هیچ وجه ربطی ندارد که نویسنده محدود می شود برای نوشتن ، مطلب و موضوع برای نوشتن بسیار زیاد است که می تواند آموزنده باشد ولی کوه مرد عمل
پاسخ تبیان :
سه شنبه 9/9/1389 - 21:16
وارتان
سلام
ناامید شدم شما اومدی اموزش داستان نوسیس بدی یا نظرای شخصیتون رو به رخمون بکشید؟ کلا از این 8مورد 2تاش به درد میخوره
پاسخ تبیان :
جمعه 28/8/1389 - 13:9
ماندانا
باید بگم شاید به نظر دوستان این یه نظر شخصی نویسدنه مقاله باشه اما میشه این برداشت رو كرد كه ما حتی با نوشتن درباره ی یه مرد معتاد هم كه نه خودشو مشناسه نه خدا رو و نه توی داستان اسمی از خدا برده باشه اما در آخر این فكر رو به خواننده القا كنه كه خدا توی داستانش وجود داره یا كلا گره افكنی داستان برسر مسئله ی بی هدف بودن وژوچ گراییه كه سر چشمه ی همه ی اینا بی اعتقادی نسبت به خداس باتشكر از شما
پاسخ تبیان :
يکشنبه 7/6/1389 - 13:44
ناشناس
عالی بود
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 3/6/1389 - 6:7
ناشناس
ایشان بیشتر نظر شخصیشا را مطرح کرده ان تا اموزش داستان نویسی
پاسخ تبیان :
جمعه 15/5/1389 - 13:28
mahyar
به نظر من نباید همه ی داستانها مبتنی بر خدا و دین و قران باشد شاید اصلا موضوعی انتخاب شود که هیچ ارتباطی با این مسائل نداشته باشد پس لازم نیست که نویسنده را با این مسائل محدود کنیم
پاسخ تبیان :
شنبه 17/11/1388 - 2:27
ناشناس
عــــــــــــــا لـــــــــــــــــی بـــــــــــــــــــــــــــود.
پاسخ تبیان :
يکشنبه 27/10/1388 - 14:41
سعيد
فكر می كنم نگارنده محترم اصول اعتقادی خود را در بیان روش قصه نویسی دخیل كرده اند كه از نظر اینجانب منطقی و قابل قبول نیست
تا اینجا كه نوشته های ایشان را در خصوص روش داستان نویسی دنبال كرده ام با اكثر موارد مطرح شده موافق بوده ام و در مواردی هم كه نظری خلاف داشته ام آن را به حساب بی تجربگی و كم دانشی خود گذاشتم. اما در این قسمت نگارنده گرانقدر به مطلبی تحت عنوان خدامحوری و عبرت انگیزی در داستان اشاره نمودند كه بنده قویا با این نظر مخالفم. آیا بیان این مطلب به این معنا نیست كه ذهن نویسنده باید محدود به جامعه ای خدا محور و اخلاق گرا گردد و اگر به موردی غیر از این اشاره شد لزوما باید در انتها با سرنوشتی شوم برای شخصیت و یا جامعه دور از خدا موجبات عبرت دیگران فراهم شود؟! حال آنكه ممكن است مقصود از داستان چیزی غیر از این باشد. كه اگر درست متوجه منظور ایشان شده باشم این طرز فكر به نگرش سیاه و سفید به افراد می انجامد. آیا این خلاف است كه در داستان فردی كه خدا محور نیست عملی انسانی انجام دهد!؟ آیا این ممكن است با تاثیر منفی بر خواننده موجبات عقوبت الهی را برای نویسنده فراهم كند. آیا این طرز فكر به یك دست شدن و از بین رفتن تننوع ندیشه ها در جامعه منجر نمی شود!؟
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 21/5/1388 - 16:22
البرز
نویسنده مواردی رو که تحت عنوان ویژگی های یک قصه ی خوب ابراز داشته بیشتر الهام گرفته ار نظر شخصی و اعتقادی خودش است نه یک راهنمای استاندارد برای این موضوع.
قطعا در صحت این وِیژگی ها برای یک رمان خوب تردید وجود دارد.
پاسخ تبیان :
دوشنبه 12/12/1387 - 1:5
ناشناس
بعضی ازملاکهاومعیارهای عنوان شده ازمسایل بدیهی درکارهرنویسنده ای است وضرورتی به ذکرانها نیست.
همچنین بعضی مواردنظروسلیقه شخصی خودشما است ونه اسلوب متداول واستانداردداستان نویسی
پاسخ تبیان :
سه شنبه 15/5/1387 - 10:28
ناشناس
عالی است .
پاسخ تبیان :
دوشنبه 1/11/1386 - 15:42
sajjad sajjadyan
vaghean sharayet jalebi ra pishe rooye ma gharar dadand
پاسخ تبیان :
دوشنبه 23/11/1385 - 10:53