راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 9602
  • دوشنبه 23/11/1385
  • تاريخ :

آموزش داستان نویسی (2)

ویژگیهای یك قصه خوب كدامند؟

دربخش قبلی در مورد عناصر لازم برای ورود به عرصه هنر ، چگونگی قدم گذاردن به عرصه هنر داستان نویسی و شرایط لازم برای مرود به این عرصه ، سخن گفتیم. اینک و در این مقال ، به ویژگیهایی که یک قصه خوب می بایست داشته باشد ، می پردازیم.

در این مورد به طور خلاصه می توان به ویژگیهای زیر اشاره نمود:


1) - خدا محوری:

یك قصه خوب قبل از هر چیز باید خدا محور باشد. یعنی در همه جای آن خدا حضور داشته باشد. معنی این حرف آن نیست كه جا و بیجا، با مناسبت یا بی مناسبت نام خدا یا آیا ت قرآن را بیاوریم ، بلكه بدان معنا ست كه نشان دهیم قصه از یك تفكر توحیدی سرچشمه گرفته و جوشیده است. علاوه بر اینكه به غیر از نشان دادن ارزشهای عالی انسانی به خواننده برسانیم كه محور عالم وجود خداست و سرچشمه همه خیرها و فیوضات اوست و انسانها در این میان وسیله ای بیش نیستند و هر چه نیكی و خوبی هم كه از قهرمانان و شخصیتهای بزرگ داستان سر می زند همه از طرف خدا بوده و آنها تنها واسطه ای بوده اند كه خدا این توفیق را به آنان داده در خدمت همنوعان خود باشند.


2) - عبرت انگیزی:

خداوند یكی از ویژگیهای عمده قصه های قرآنی را «عبرت انگیزی» ذكر كرده است.

«لقد كان فی قصصهم عبره لاولی الالباب»

و این ویژگی آن قدر مهم است كه اگر داستانی فاقد آن باشد، یعنی صرفا برای سرگرمی و تفریح خواننده یا به شگفتی انداختن او نوشته شده باشد، از نظر ما چیزی در حد یك لطیفه یا معماست و نباید اسم قصه را روی آن گذاشت بنابراین قصه نویس های مسلمان هرگز نباید صرفا برای سرگرم ساختن و تفنن خواننده دست به قلم ببرند؛ چون در این صورت، حداقل اجر معنوی از این كار نخواهند برد.


3) - كشش ، جذابیت وگیرایی:

قصه ای كه جذاب و گیرا نباشد و نتواند تا آخرین لحظات خواننده را همراه خود بكشد ولو با بهترین پیام و محتوی، قصه موفقی نخواهد بود، قصه خوب قصه ای است كه این هر دو یعنی محتوا و پیام و كشش و گیرایی را با هم داشته باشد؛ و نمی توان به صرف داشتن یك محتوای خوب، جذابیت و گیرایی را نادیده گرفت.


4) - طبیعی و منطقی و قابل قبول بودن روال داستان:

قصه باید طوری نوشته شود كه خواننده بتواند ماجراهای آن را باور كند. یعنی اصل علت و معلول به دقت در قصه رعایت شود به طوری كه هر ماجرا نتیجه طبیعی ماجراهای قبلی و مؤثر در ماجراهای بعدی باشد، و طوری زمینه لازم برای وقوع ماجراها فراهم شود كه خواننده در محتمل بودن آن شك نكند.


5) - گزیده گویی:

حاشیه روی زیاد از حد، خارج شدن از موضوع اصلی قصه، وپرداختن به مسائل فرعی كه چندان نقشی در پیشبرد قصه ندارد، باعث كسل شدن خواننده و خارج شدن رشته كلام از دست او می شود.


6)- نثر یا زبان قصه:

نثر یا زبان قصه بایستی متناسب با موضوع قصه و نیز گروه و قشری باشد كه برای او می نویسیم.


7) - عفت قلم:

نویسنده مجاز نیست تحت این عنوان كه «حرفی كه از دهان شخصیتهای داستان بیرون می آید متناسب با تیپ و خصوصیات اجتماعی آنان باشد یا؛ بیان این حرفهای غیر اخلاقی ، داستان را طبیعی و ملموس تر جلوه خواهد داد.»

سخنان زشت و موهن را حتی از زبان آنان ، در نوشته اش بیاورد. در صورت لزوم بایستی غیر مستقیم و در لفافه به بیان این موضوع پرداخت.

بطور کلی یک قصه خوب دارای ویژگیهای زیر است :

خدامحوری ، عبرت آموزی ، کشش و جذابیت ، منطقی و عقلانی بودن ، گزیده گویی ، نثر متناسب ، عفت قلم و کلام ، تقوی ، پرداختن به ریشه ها و یکدست بودن نوشتار.


8) - تقوی در نوشتن:

نویسنده مجاز نیست محور داستانش را روی سوژه های صرفا جنسی و شهوانی قرار دهد، و در قصه های معمولی نیز مجاز نیست به بهانه طبیعی و ملموس تر جلوه دادن قصه، به ذكر صحنه های جنسی یا توصیف اندام و ریزه كاری های صورت زنان بپردازد. و در هر حال باید توجه داشته باشد كه قصه های او را ممكن است افراد گوناگون با افكار و روحیات مختلف و در سنین مختلف بخوانند و اگر خدای ناكرده قصه او باعث بیدار شدن غرایز جنسی خفته ای حتی در یك نفر، یا تشدید آن در فرد دیگری بشود، عواقب ناشی از آن مستقیما متوجه نویسنده قصه خواهد بود و او در پیشگاه خدا و خلق خدا باید پاسخگو باشد.


9) - برخورد ریشه ای با مسائل:

قصه خوب تنها به بیان سطحی درد ها نمی پردازد بلكه ریشه ای با مسائل برخورد می كند و عمق آنها را نشان می دهد. به عبارت دیگر علتها را هدف قرار می دهد، نه معلولها را!

او از معلولها به علتها می رسد، نه آنكه در معلولها در جا بزند و احیانا آنها را به عنوان علت نیز معرفی بكند. البته این كار باید بسیار ظریف و هنرمندانه صورت بگیرد. همچنین وظیفه قصه نویسی تنها بیان دردها نیست بلكه باید چاره درد را كه همان پیاده شدن صحیح احكام اصیل اسلامی در سراسر جهان است را نیز بیان كند. در غایت بیش از آنكه محرك احساس باشد، راهگشا و راهنما و مرشد باشد.


10) - یكدست بودن نوشته:

به این معنی كه یك نوع هماهنگی و ارتباط دقیق بین تمام اجزاء قصه (مقدمه ، ماجراها ، شخصیتها ، محیط ، پایان و گره گشایی و...) وجود داشته باشد، و نوشته در طول كار ، دچار نوسانهای نابجا نشود.

ادامه دارد ...

نوشته محمدرضا سرشار

برگرفته از سایت شخصی محمدرضا سرشار


لینک:

آموزش داستان نویسی (1)

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
پیام خوشبختی
باسلام خدمت نگارنده گرامی مطالب اولیه شمارو که مطالعه کردم تصور کردم یه دلسوز پیدا شده که با بیان مطالبی کلیدی و کاربردی بتونه گامی در راستای پیشبردو اموزش به نویسنده های مبتدی وکم تجربه ای مثل بنده مساعدتی بکنه اما متاسف شدم وقتی متنی از شما دیدم که نضرات شخصی و اعتقادیتونو در قالب اموزش میخاید تحمیل کنید به دیگران لطفا اگه اموزه ای دارید که میتونه کمک کنه بدون در نظر گرفتن دیدگاه شخصیتون فقط مطالب فنی وکاربردی رو بیان بفرمایید در اخر هم از وقتی که میگذارید سپاسگزارم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 25/8/1390 - 1:26
میثم
بد بود آوردن نام خدا و آیات قران نویسنده را محدود میکند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 30/4/1390 - 16:35
ناشناس
با ماندانا موافقم اما به طور کلی هدفشو رسونده
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 28/4/1390 - 13:22
ناشناس
متأسفم از همه چیز بریدم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 26/2/1390 - 14:55
- -
سلام من با بعضی از نظرات شما موافقم و با بعضی هاش نه من شاید بخوام توی داستانم نشون بدم این دنیا و همه اجزای اون قانونمنده در حالی که آدم پوچ گرایی هستم ولی تا این برهه از زندگی شک ندارم همه چیز دارای قانونیه همین که تا اینجای کار پیش اومدم و اینکه بخوام از این موضوع یه داستان بسازمو دنیای دور و ورمو نشون بدم به نظرم خیلی جالبه و اینکه یکدفعه یکی مثل شما بیاد بگه نه راستش یه کم بهش شک میکنم و منم به شما میگم نه این داستان من مثلا پوچ گرا به خیلی ها کمک میکنه که خدارو بشناسن
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 17/1/1390 - 0:31
محدثه
بازهم سلام برخلاف موضوع جالب قبلی فکرمیکنم اینباربیشتربه نظریات شخصی خود را بیان نموده اید،آنهم بیشتربه نحوی که بسیارجانبدارانه وتک بعدی اگرچه این نظریات بسیارمحترم ومتعالی است اما نباید باعث شود که اعتقادات شخصی وارد حیطه کاری وبخصوص مبحث آموزش فن شود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 28/11/1389 - 14:26
اکبر
با نظر " ناشناس" نخست و "وارتان" و " ناشناس" دوم و maryam و " سعید" و "البرز" و " ناشناس" سوم و sajjad sajjadyan موافقم!!!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 18/11/1389 - 0:2
ناشناس
برعکس نوشته قبلی ایشان متاسفانه این نوشته نشان می دهد که چرا هنر داستان نویسی ما اینقدر فقیر است. مهمترین رکن این کار بی طرفی است و نویسنده باید تعلقات فکری و معنوی خود را نزد خود نگه دارد .بهترین شیوه اموزش داستان نویسی همانا خواندن و مطالعه و نوشتن است به قول چخوف بنویس و بنویس انقدر که انگشتانت بشکند.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 22/10/1389 - 11:26
امین
داستان وقتی خواندنی است که به ما درس و نکته ایی را یاد دهد که منظور نویسنده هم همان است که در این صورت است که ما با عمل به این درسی که از قصه گرفته ایم رضای خدا را هم ایجاد کرده ایم و به هیچ وجه ربطی ندارد که نویسنده محدود می شود برای نوشتن ، مطلب و موضوع برای نوشتن بسیار زیاد است که می تواند آموزنده باشد ولی کوه مرد عمل
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 9/9/1389 - 21:16
وارتان
سلام
ناامید شدم شما اومدی اموزش داستان نوسیس بدی یا نظرای شخصیتون رو به رخمون بکشید؟ کلا از این 8مورد 2تاش به درد میخوره
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 28/8/1389 - 13:9
ماندانا
باید بگم شاید به نظر دوستان این یه نظر شخصی نویسدنه مقاله باشه اما میشه این برداشت رو كرد كه ما حتی با نوشتن درباره ی یه مرد معتاد هم كه نه خودشو مشناسه نه خدا رو و نه توی داستان اسمی از خدا برده باشه اما در آخر این فكر رو به خواننده القا كنه كه خدا توی داستانش وجود داره یا كلا گره افكنی داستان برسر مسئله ی بی هدف بودن وژوچ گراییه كه سر چشمه ی همه ی اینا بی اعتقادی نسبت به خداس باتشكر از شما
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 7/6/1389 - 13:44
ناشناس
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 3/6/1389 - 6:7
ناشناس
ایشان بیشتر نظر شخصیشا را مطرح کرده ان تا اموزش داستان نویسی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 15/5/1389 - 13:28
mahyar
به نظر من نباید همه ی داستانها مبتنی بر خدا و دین و قران باشد شاید اصلا موضوعی انتخاب شود که هیچ ارتباطی با این مسائل نداشته باشد پس لازم نیست که نویسنده را با این مسائل محدود کنیم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 17/11/1388 - 2:27
ناشناس
عــــــــــــــا لـــــــــــــــــی بـــــــــــــــــــــــــــود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 27/10/1388 - 14:41
سعيد
فكر می كنم نگارنده محترم اصول اعتقادی خود را در بیان روش قصه نویسی دخیل كرده اند كه از نظر اینجانب منطقی و قابل قبول نیست
تا اینجا كه نوشته های ایشان را در خصوص روش داستان نویسی دنبال كرده ام با اكثر موارد مطرح شده موافق بوده ام و در مواردی هم كه نظری خلاف داشته ام آن را به حساب بی تجربگی و كم دانشی خود گذاشتم. اما در این قسمت نگارنده گرانقدر به مطلبی تحت عنوان خدامحوری و عبرت انگیزی در داستان اشاره نمودند كه بنده قویا با این نظر مخالفم. آیا بیان این مطلب به این معنا نیست كه ذهن نویسنده باید محدود به جامعه ای خدا محور و اخلاق گرا گردد و اگر به موردی غیر از این اشاره شد لزوما باید در انتها با سرنوشتی شوم برای شخصیت و یا جامعه دور از خدا موجبات عبرت دیگران فراهم شود؟! حال آنكه ممكن است مقصود از داستان چیزی غیر از این باشد. كه اگر درست متوجه منظور ایشان شده باشم این طرز فكر به نگرش سیاه و سفید به افراد می انجامد. آیا این خلاف است كه در داستان فردی كه خدا محور نیست عملی انسانی انجام دهد!؟ آیا این ممكن است با تاثیر منفی بر خواننده موجبات عقوبت الهی را برای نویسنده فراهم كند. آیا این طرز فكر به یك دست شدن و از بین رفتن تننوع ندیشه ها در جامعه منجر نمی شود!؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 21/5/1388 - 16:22
البرز
نویسنده مواردی رو که تحت عنوان ویژگی های یک قصه ی خوب ابراز داشته بیشتر الهام گرفته ار نظر شخصی و اعتقادی خودش است نه یک راهنمای استاندارد برای این موضوع.
قطعا در صحت این وِیژگی ها برای یک رمان خوب تردید وجود دارد.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 12/12/1387 - 1:5
ناشناس
بعضی ازملاکهاومعیارهای عنوان شده ازمسایل بدیهی درکارهرنویسنده ای است وضرورتی به ذکرانها نیست.
همچنین بعضی مواردنظروسلیقه شخصی خودشما است ونه اسلوب متداول واستانداردداستان نویسی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 15/5/1387 - 10:28
ناشناس
عالی است .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 1/11/1386 - 15:42
sajjad sajjadyan
vaghean sharayet jalebi ra pishe rooye ma gharar dadand
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 23/11/1385 - 10:53