معرفی وبلاگ
در این وبلاگ سعی داریم به مباحث مهدوی،تشریح معارف اهل بیت وطریق سلوکی انصار بقیة الله الاعظم یعنی علمای ربانی بپردازیم تا بتوانیم با برداشتن گام بسوی خدا در جهت رضای مهدی آل محمد نیز گام برداریم. منتظر نظراتتان در این وبلاگ هستيم. طلبه ای حقیر/ توجه:برای مشاهده مطالبی که درصفحه اول نیستند به قسمت دسته های وبلاگ مراجعه شود.التماس دعاي فرج...
دسته
دوستان مجازي
سايت هاي مرتبط
سايت دفاتر مراجع
وبلاگ دیگر بنده
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 78630
تعداد نوشته ها : 80
تعداد نظرات : 35
سایت رهبران شیعه
دریافت کد صلوات شمار

طلـبـه پاســخـــگو

زادالمبلغ

ذکر کاشف الکرب
Rss
طراح قالب
وحيد اسدي

البته انشالله با منابع برادران اهل سنّت پيش خواهيم رفت...

تبريك گفتن شيخين در غدير

آيا صحيح است كه تبيك گفتن شيخين(ابوبكر و عمر) را عده زيادي از بزرگان حديث، تفسير و تاريخ از رجال اهل سنت كه نمي توان آنان را دست كم گرفت نقل كرده اند و مرحوم علامه اميني در كتاب الغدير نام 60 نفر از كساني را كه آنها تبريك گفتن شيخين را روايت كرده اند برشمرده است.

يارِغار

آيا صحيح است كه مي گويند يارِغار پيامبراكرم(ص) عبدالله ابن بكر ابن اُرَيقِط (اِبن بكر)همان راهنما و دليل پيامبر(ص) بوده نه ابوبكر؟ (البداية و النّهاية 3/176) و اين تشابه اسمي سبب شده كه آن را ابوبكر بخوانيم؟

چون اوّلاً: ابوبكر در هيچ كجا به اين فضيلت اعتراف نكرده در حالي كه در روز سقيفه به كمتر از آن اشاره كرد.

ثانياً: به گفته عسقلاني(مؤلف معروف اهل سنت) از تابعين كساني بودند كه منكر ارتباط داشتن آيه غار با ابوبكر بودند همانند ابوجعفر مؤمن طاق  (لسان الميزان 5/115).

ثالثاً: عائشه دختر ابوبكر تصريح دارد كه هرگز آيه اي در حق ما نازل نشده است (صحيح بخاري از كتب معروف اهل سنت 6/42).

رابعاً: معروف است كه ابوبكر در مدينه به استقبال پيامبر(ص) آمده و اين بدان معناست كه ابوبكر همراه پيامبر اكرم(ص) نبوده است.

خامساً: آن قيافه شناس فقط آثار و جاي پاي پيامبراكرم(ص) را ديد و هرگز سخن از ابوبكر به ميان نياورد. (فتوح البُلدان 1/64)

سادساً: طبق روايت بخاري و ديگران ابوبكر جزء مهاجرين بوده و قبل از پيامبر(ص) وارد مدينه شده و در نماز جماعت گروه اوّل از مهاجرين شركت مي كرد. (صحيح بخاري 1/128)

عدم اِجماع بيعت با ابوبكر

شما مي گوييد بيعت ابوبكر با اجماع تمام مهاجرين و انصار صورت گرفت ولي عمر مي گويد: تمام مهاجرين با بيعت ابوبكر مخالف بودند و علي(ع) و زبير و طرفدارانشان نيز موافق نبودند. (المعجم الأوسط 7/370) ادعاي شما راست است يا عمر؟

بر فرض محال كه بر خلافت ابوبكر هم اجماعي صورت گرفته باشد آيا نمي دانيد كه ابن حَزم عالم بزرگ سنّي مي نويسد: لعنت خدا بر هر اجماعي كه علي ابن ابي طالب(ع) و اطرافيان او از صحابه در آن اِجماع نباشند. (المحلي 8/398) مگر نمي دانيد اميرالمؤمنين(ع) از مخالفان سرسخت جريان سقيفه بوده است؟؟

بيعت از روي اجبار

از براء ابن عازب يكي از صحابه پيامبر گرامي اسلام(ص) نقل شده كه پس از سقيفه، عمر و ابوعبيده را ديدم كه حالت حمله و تهاجم به خود گرفته و به هر كس مي رسيدند وي را كتك مي زدند و به زور دست او را گرفته و به عنوان بيعت چه بخواهد چه نخواهد بر روي دست ابوبكر مي كشيدند. (شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد معتزلي 1/219)

عدم بيعت امام علي(ص) با ابوبكر

آيا صحيح است كه مي گويند حضرت علي(ع) هرگز با ابوبكر بيعت نكرده است و مشت خود را بسته بود و هرچه تلاش كردند نتوانستند آن را براي بيعت باز كنند! به ناچار ابوبكر دست خود را روي دست علي و به عنوان بيعت گذارد. (اثبات الوصيّة 146 و الشافي 3/244) و حديث (( علي مع الحق و الحق مع علي يدور معه حيثما دار)) يعني: علي با حق است و حق با علي است و به هر سمت و سويي برود، حق به همراه او مي رود (مناقب خوارزمي 176/214 و جامع الترمذي 5/592) را چگونه تفسير مي كنيد؟

آتش زدن احاديث پيغمبر

آيا صحيح است كه مي گويند خليفه اوّل احاديث پيامبر(ص) را آتش زد؟ متقي هندي مي گويد: ابوبكر 500 حديثي را كه از پيامبر(ص) نوشته بود به آتش كشيد. (كنزالعمال 10/285)  ذهبي از عائشه روايت مي كند كه گفت پدرم ابوبكر تعداد 500 حديث از پيامبرخدا(ص) جمع آوري كرده بود، پس شبي را تا به صبح همچنان با غلتيدن و ناراحتي كشيدن گذراند و چون صبح گشت گفت: اي دخترم احاديث را بياور و چون آن نوشته ها را به نزد او بردم آنها را سوزانيد. (تذكرة الحفاظ)

مگر چه نوشته بود؟؟ چرا نوشته بود؟؟ براي چه آتش زد؟؟

فرار خلفا در جنگ اُحُد

ابن ابي الحديد از دانشمندان اهل سنت از واقدي نقل مي كند: هنگامي كه شيطان بانگ زد كه محمد(ص) كشته شد، مردم پراكنده شدند و از جمله فراركنندگان عمر و عثمان بودند. (شرح ابن ابي الحديد 15/24) جاحِظ نيز به فرار عمر در روز اُحُد اعتراف كرده است. (العثمانيه ص169)

ابوبكر و عزل خويش

ابوبكر بارها مي گفت: به خدا قسم من بهترين شما نيستم و همانا از مقامم كراهت دارم ! دوست داشتم كسي از شما اين كار را به عهده گيرد. آيا شما گمان مي كنيد كه من به سنت رسول خدا(ص) عمل مي كنم؟ هرگز، بنابراين عهده دار انجام آن نمي شوم. پيامبرخدا(ص) به كمك وحي معصوم بود و او را ياري مي كرد ولي من شيطاني دارم كه بر من عارض مي شود، پس اگر خشمگين شدم از من اجتناب كنيد. (با الفاظ مختلف در منابع: 1- مسند احمد ابن حنبل 1/14(از منابع موثق اهل سنت) 2- تاريخ طبري 2/460 تاريخ ابن كثير 5/247)

اميرالمؤمنين علي ابن ابي طالب(ع) مي فرمايند: شگفتا وي(ابوبكر) خويش را در دوران خلافت عزل مي كرد ناگهان آن را پس از مرگ براي ديگري قرار داد و هر دو از شتر خلافت سخت دوشيدند و از حاصل آن بهره مند گرديدند. (نهج البلاغه خطبه سوم/شقشقيه).

فاضل قوشچي كه از بزرگان علماي عامه است در شرح تجريد صفحه406مي گويد: ابوبكر در اين گفتارش اگر راست گفته پس صلاحيت براي امامت و خلافت ندارد و اگر هم دروغ گفته باز هم صلاحيت ندارد زيرا امام و رهبر و خليفه بايد راستگو باشد.

تعيين خليفۀ بعد خود

مگر اهل سنت نمي گويند كه پيغمبر(ص) براي بعد خود جانشين تعيين نكرد اگر اينطور هست چرا ابوبكر، عمر را براي بعدِ خود به عنوان جانشين و خليفه تعيين كرد؟ مگر قرآن پيغمبر را به عنوان أُسوه حسنه و الگو معرفي نمي كند؟

اقرار ابوبكر درمورد هجوم به خانه حضرت صديقه شهيده(س)

در بسياري از كتاب هاي اهل سنت آمده اين اعتراف البته با اندكي تفاوت آمده است ولي از كتاب الأموال ابن زنجويه از دانشمندان اهل سنت قرن سوم نقل مي كنيم: عبدالرحمن ابن عوف به هنگام بيماري ابوبكر به ديدارش رفت و پس از سلام و احوالپرسي با او گفتگوي كوتاهي داشت. ابوبكر به او چنين گفت: من در دوران زندگي بر سه چيزي كه انجام داده ام تأسف مي خورم، دوست داشتم كه مرتكب نشده بودم، يكي از آنها هجوم به خانه فاطمه زهرا(س) بود، دوست داشتم خانه فاطمه را هتك حرمت نمي كردم؛ اگرچه آن را براي جنگ بسته بودند

نسبتي زشت به حضرت فاطمة الزهرا(س)

بنده قبل از نقل اين واقعه از محضر شريف حضرت ولي عصر(عج) و ساحت مقدس ديگر معصومين(ع) و بعد از همه شيعيان كمال عذرخواهي را دارم اما چه كنيم كه برخي واقعيت ها لازم است كه بيان شود.

خب مي دانيم كه فدك زمين حاصلخيزي بود كه بدون جنگ از يهود به پيامبر(ص) رسيد و تحت تملك شخص پيغمبر(ص) گرديد و بعد از دريافت آن زمين آيه {وآت ذاالقربي حقه} نازل شد كه پيغمبر در حيات مباركشان به خانم فاطمه زهرا(س) بخشيدند ولي بعد از وفات ايشان متاسفانه عده اي درصدد بر آمدند اين قطعه زمين را از دست ايشان دربياورند ولي يازهرا بدانيد كه عالم فدك شماست...

ابوهلال عسكري در كتاب جمهرة الأمثال و ابن ابي الحديد معتزلي در شرح نهج البلاغه نقل مي كند كه وقتي صديقه طاهره(س) به مسجد آمد و آن خطبه غرّا را خواند وسپس براي اثبات اينكه فدك مال شخصي آن حضرت بوده است، اميرالمؤمنين(ع) را به عنوان شاهد خود معرفي كرد ابوبكر بر منبر رفت و سخني را نسبت به صديقه طاهره(س) و اميرالمؤمنين(ع) بر زبان جاري كرد كه پيش از آن سابقه نداشت.

ابوهلال مي نويسد:  اين سخنِ مردم كه روباه دُمش را شاهد آورده است، مثل مبتذلي در ميان مردم است و در كلام ابوبكر آمده است كه خطبه خواند و اينگونه گفت: اي مردم گوش دادن به سخن هر زن سخنگو چه معني دارد؟! اين ادعاها در زمان رسول خدا(ص) كجا بود؟ هركس كه مي شنود بايد بگويد و هركس كه حاضر است بايد مطرح كند كه: او روباهي است كه شاهدش دُم اوست!!! پرورش دهنده تمام فتنه ها اوست؛ اوست كه مي گويد: شُتر ما بعد از پيري دوباره جوان شده است! از ضعيفان كمك مي خواهد و از زنان ياري مي طلبد مانند اُمّ طحال(از زنان پرچم دار فحشاء در زمان جاهليت)!!!! كه محبوبترين نزديكان او شايسته ترين فرد براي زنا بود.

ابن ابي الحديد نيز همين مطلب را نقل و سپس به روشني مي گويد كه مراد ابوبكر از روباه و دُم او اميرمؤمنان(ع) و صديقه شهيده(س) بوده است.

آيا خود شما نمي گوييد كه ما به صحابه توهين نمي كنيم؟؟؟

 

به حول و قوّه الهي و عنايات حضرت مهدي(عج) ادامه خواهد داشت...

پايان بخش اوَل

 

X