معرفی وبلاگ
سلام به خدمت تمامی کاربران و بازدید کنندگان این وبلاگ. خوشحال و خرسندم از اینکه شما نیز از جمله بازدید کنندگان این وبلاگ بودید. لطفا ما را از پیشنهادات و نظرات خود محروم نسازید. در سایه حضرت بقیه الله(عجل الله تعالی فرجه الشریف) زنده و بنده باشید.
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 24012
تعداد نوشته ها : 63
تعداد نظرات : 35
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

عطر انتظار
جواد محدثى


گـرچه خسته ام, گـرچه دلشكسته ام, بـاز هـم گشـوده ام درى به روى انتظار تـا بگـويمت, هنـوز هـم به آن صـداى آشنا اميـد بسته ام.

اى تو صاحب زمان! اى تو صاحب زميـن! دل, جدا ز ياد تو آشيانه اى خـراب وبى صفاست ياد سبز و روح بخـش تـو ياد لطف بـى نهايت خـداست كـوچه باغ سينه ام, اى گل محمدى, به عطر نامت آشناست آنكه در پى تـو نيست, كيست؟ آنكه بـى بهانه تـو زنـده است, در كجاست؟

اى كرامت وجود! باد غربتى كه مى وزد به كوچه هاى بى تـو, بـوى مرگ مـى دهـد, ـ بـوى خستگى, فسـردگـى ـ كـوچه ها در انتظار يك نسيـم روح بخـش, يك پيـام آشنـا و دلنـواز, سينه را گشـوده انـــد. كـوچه هـاى مـا هميشه عاشق تـو بـوده انـد.

اى كبوتر دلـم هوايى محبتت! سينه ام, آشناى نعمت غم است گر هزار كـوه غم رسـد, هنـوز هـم كـم است از درون سينه ام نـاله هاى مـرغ خسته اى به گـوش مـى رسـد. بالهاى زخمـى ام, نيازمنـد مـرهـم است.

صبحگاه جمعه ها آفتاب ياد تـو ز (نـدبه)هاى ما طلـوع مـى كنـد. آنكه شب پـس از دعا, با سرود اشتياق و نغمه اميد, با دلـى سفيد خـواب رفته است, روز را به شـوق ديدنت شروع مـى كند اى تـو معنى اميـد و آرزو! اى بـراى انتظار عاشقانه, آبـرو! عشقهاى پاك, در ميان خنده ها و گريه هاى عاشقان, پيـش عصمت الهى ات, خضـوع مى كند.

اى بهانه اى براى زيستـن! اشتياق, همچو سبزه بهاره هر طرف دميده است. جمكران, جلوه اى از انتظار و شـوق ماست اى بهار جاودان, اى بهار آفـريـن, مـا در انتظار مقـدم تـوييـم, اى اميـد آخـريـن!

اى عزيز دل, پناه شيعيان اى فـروغ جـاودان! سـايه بلنـد نام و ياد تـو, از سر و سراى عاشقان بيقرار, كـم مباد قامت بلند شوق, جز بـر آستـان پـرشكـوه انتظار, خـم مبـاد

براى آقا امام زمان(عج)

كوچ
در دلم افتاده روزى اين قفس پر مى شـود
در دلم افتاده كوچ عشق هـم سـر مـى شود
در دلـم افتـاده روزى آسمـان در آسمان
پهنه پـرواز را خوش سايه گستر مـى شـود
در دلـم افتـاده روزى واژه بيـداد هـم
در ميــان گــامهاى نــور پرپر مـى شود
در دلـم افتـاده روزى بـا ظـهور آفتاب
خلــوت تاريــك شبهــايم منــور مى شود
در دـم افتاده روزى ايـن خزان بـى نصيب
با ظهــور مهــدى مــوعود پر بر مى شود

مريم خداداديان   در حـريـم عشقبـازى دست  و پـا گـم كـــرده ام
عاشقـم, خـود را به بـوى آشنـا گـم كــرده ام
در شب ميلاد جـانبـازى به رسـم اشتيـــاق
لحظه ديـدار جـانـان, دست و پـا گـم كـرده ام
پـاى بـر جـا, همچـو كـوهـم بـر سـر پيمان هنـوز
عافيت را گـرچه در ايـن راستـا گـم كــرده ام
در رگـم خـون شهادت پـاى مـى كـوبـد هنوز
دست و پـايـى گـرچه در رقص بلا گـم كـــرده ام
ارمغانـى بـود نـاقابل به اسلام عزيز
آنچه مشتـاقـانه در راه خـدا گـم كرده ام
از علمـدار رشيـد عاشقـان آمـوختــم
دست و پـايـى گـر به عشق كـربلا گـم كــرده ام
مـانـده بـا حسـرت نمـاز اشتيـاقـم نـاتمـام
در قنـوت عشق, تـا دست دعا گـم كــرده ام
دست و بـازويـى كه از رهبـر نشـان بوسه داشت
در شب مستـى نمـى دانـم كجـا گـم كـرده ام
هست پيـونـدى جـدا بـا دوست هـر بنـد مـــرا
زيـن سبب, دستـى جـدا پـايـى جـدا گـم كـــرده ام
بـرگ بـرگـش بـا حـديث كــربلا آغشته است
دفتـر عمـرى كه در كـوى وفـا گـم كرده ام
خـوانده داغم اهل عالـم را به مهمانـى, (فريد)
تـا به بزم عشق, خـود را بـى صـدا گـم كرده ام
قادر طهماسبى (فريد)

يکشنبه بیست و هفتم 1 1391 23:31
X