معرفی وبلاگ
سلام به خدمت تمامی کاربران و بازدید کنندگان این وبلاگ. خوشحال و خرسندم از اینکه شما نیز از جمله بازدید کنندگان این وبلاگ بودید. لطفا ما را از پیشنهادات و نظرات خود محروم نسازید. در سایه حضرت بقیه الله(عجل الله تعالی فرجه الشریف) زنده و بنده باشید.
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 24205
تعداد نوشته ها : 63
تعداد نظرات : 33
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

 

رجعت چيست

برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني


 

پـيـش از هـر چـيـز، بـايـد اصـل ((رجـعـت )) را شـنـاخـت . بـه هـمـين جهت ، جاى اين سؤ ال است كه : ((رجعت چيست ؟))
رجعت بدين مفهوم است كه : امامان خاندان وحى و رسالت عليهم السلام و انبوهى از كسانى كـه جـهـان را بـدورد گـفـتـه انـد، بـار ديگر پس از حضرت مهدى عليه السلام و پيش از شـهـادت او بـه خـواسـت خـدا و اراده حكيمانه او، بدين جهان باز مى گردند و نخستين رجعت كـنـنـده حـضـرت امـام حـسـيـن عـليـه السـلام اسـت و پـس از آن وجـود گرانمايه ، همه امامان اهل بيت عليهم السلام يكى پس از ديگرى . اين فشرده و عصاره بحث ((رجعت )).
در ايـن مـورد، روايـات بـسـيـارى رسـيده است كه شمار آنها از دهها روايت مى گذرد كه اين روايات اصل ((رجعت )) و ابعاد و چگونگى آن را شرح مى دهد.
روزگـارى سـپـرى شـده اسـت كـه عـقـيـده بـه ((رجـعـت )) گـناهى نابخشودنى و جنايتى غـيـرقـابـل گـذشـت قـلمداد گشته و مخالفان منحرف و تندروى اين عقيده ، به موافقان آن يـورشـهاى بى رحمانه برده و بر ضد اين عقيده تاخت و تازها نموده اند، به گونه اى كه گويى با كفر و ماديگرى مبارزه مى كنند.
ايـنـك مـا بـر آنـيـم تا اين انديشه را بر روى ميز تشريح قرار دهيم و از ابعاد و حقيقت آن آگـاه شـويـم و آنـگـاه آن را بـه كـتـاب خـدا و سـنـت پـيـامـبـر و عقل عرضه داريم و بنگريم كه ديدگاه قرآن و سنت و خرد سالم نسبت به اين عقيده چيست ؟ آيا اين انديشه و عقيده چيزى است كه در خور استهزاء و تاخت و تاز است يا نه ؟
نكاتى كه لازم است در اين بخش مورد بحث قرار گيرد عبارتند از:
1 - زنده شدن مردگان در روز رستاخيز
2 ـ آيا پيش از روز رستاخيز خداوند كسى را زنده نموده است ؟
3 ـ قرآن و مساءله رجعت
4 ـ چه كسانى به دنيا باز مى گردند؟  
1 :زنده شدن مردگان در روز رستاخيز

 

عـقـيـده بـه رسـتـاخـيـز و زنـده شـدن مـردگـان ، اصل خدشه ناپذيرى است كه از اصول دين شمرده شده است و تصور نمى كنم هيچ فردى ، مسلمان و مؤ من به قرآن و اسلام باشد و آنگاه با وجود صدها آيه قرآن و صدها روايت و دلايل مسلم عقلى ، باز هم به رستاخيز و مساءله معاد ايمان نياورد.
ما اينك در انديشه طرح بحث ((معاد)) نيستيم بلكه تنها به نكات مهم و خدشه ناپذيرى از آن براى ورود به بحث ((رجعت )) اشاره مى كنيم :
1 ـ واقـعـيـت ايـن اسـت كـه تـمـامـى مـسـلمـانـان از هـر مـذهـب و گـروهـى كـه بـاشند، در اين اصـل ، اتـفـاق نظر دارند كه خداوند، تمامى بندگان خويش را از آغاز تا فرجام گيتى ، همه و همه ، حتى جنينهاى سقط شده را، در روز رستاخيز زنده مى سازد.
قرآن شريف در اين مورد مى فرمايد:
((وَ حَشرْناهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنهُمْ أَحَداً.)) (35)
يعنى : و همه را براى حسابرسى گرد مى آوريم و يك تن از ايشان را رها نخواهيم ساخت .
شـايـد بـسـيـارى از ديـن بـاوران و پـيـروان مـذاهـب نـيـز در ايـن اصل با مسلمانان هم عقيده و همگام باشند؛ چرا كه زنده شدن مردگان به فرمان خدا و اراده او در روز رسـتـاخـيـز از ديـدگـاه مـسـلمـانـان از مسايل قطعى و ترديدناپذير است و اگر ديـگـران آن را بـعيد بشمارند هيچ مسلمانى آن را نمى تواند دور از انتظار شمرده و بدان ترديد ورزد.
آرى ! مـشـركان و ماديگرايان ، برانگيخته شدن در روز رستاخيز و حساب و كتاب را انكار نموده و مى گويند:
((أَ اِذَا مِتْنَا وَ كُنّا تُرَاباً وَ عِظاماً أَ اِنّا لَمَبْعُوثُونَ .)) (36)
يعنى : آيا هنگامى كه ما مرديم و تبديل به خاك و استخوان شديم ما را زنده خواهند ساخت ؟
مـا در ايـنـجـا، در فـكـر پـاسـخ گفتن به اين پندار ماديگرايان نيستم بلكه تنها اين سؤ ال را طـرح مـى كـنـيـم كـه زنـده شـدگـان مـردگـان در روز رسـتـاخـيـز، يـك اصل قطعى اسلامى است . اينك ، آيا خداوند قبل از رستاخيز نيز كسى را زنده ساخته است ؟
واقـعيت اين است كه : هر كس ايمان به معاد دارد و باور مى كند كه خداوند در روز رستاخيز تـمـامـى انـسـانـهـا را زنـده مـى سـازد، بـر چـنـيـن انـسـان بـا ايـمـانـى ، مشكل نيست كه ايمان بدين واقعيت نيز بياورد كه خداوند بر هركارى تواناست و مى تواند برخى از بندگانش را بيافريند همانگونه كه بر آفرينش دگرباره همگى آنان در روز رستاخيز تواناست .
نه خرد و انديشه اين واقعيت را ناممكن مى شمارد و نه كتاب و سنت .
قرآن و....
قـرآن بـيانگر اين واقعيت است كه نه تنها احياى مردگان پيش از معاد ممكن است ، بلكه بـارهـا انـجـام شده است . اينك از آياتى كه براى منصفان بسنده است ، نمونه هايى را مى آوريـم و حـق سـتـيزان هم كه به بيان قرآن : هر آيه و معجزه اى كه بنگرند، بدان ايمان نمى آورند:

((.... وَ إِن يَرَوْا كلّ ءَايَةٍ لا يُؤْمِنُوا بهَا...)) (37)
نمونه آيات
1ـ قرآن در اين مورد مى فرمايد:

((... وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّارَأْتُمْ فِيهَا وَ اللّهُ مخْرِجٌ مّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ * فَقُلْنَا اضرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِك يُحْىِ اللّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكمْ آياتِهِ لَعَلّكُمْ تَعْقِلُونَ . )) .(38)
يـعـنـى : و بـه ياد آوريد هنگامى را كه كسى را كشتيد و درباره او با يكديگر به ستيزه برخاستيد در حالى كه خدا آنچه را پنهان مى كرديد آشكار ساخت . پس گفتيم پاره اى از آن مـقـتـول بـزنـيـد، خـدا مـردگان را اينگونه زنده مى سازد و نشانه هاى قدرت خويش را اينگونه به شما مى نماياند.
در آيه شريفه ، روى سخن با بنى اسرائيل است ، چرا كه يكى از آنان در زندگى خويش فـردى از نـزديـكـانـش را كـشـت آنـگـاه پـيكر او را بر سر راه گروهى از گروههاى بنى اسرائيل افكند و سپس همان قاتل فريبكار خودش آمد و خونخواهى نمود.
مـردم از مـوسـى پـرسـيـدنـد كـه : ((قـاتـل ايـن بـنـده خـدا كـيـسـت كـه در مـورد قاتل آن اختلاف مى كنند؟))
مـوسـى فـرمـود گـاوى را بـكـشـنـد و بـا جـزئى از اجـزاى آن ، مـقـتـول را بـزنـنـد و آنـگـاه كـه بـه دسـتـور آن حـضـرت عمل كردند مرده زنده شد و قاتل خويش را معرفى كرد و بار ديگر از دنيا رفت .
قـرآن پس از ترسيم اين داستان شنيدنى مى فرمايد: ((خداوند اينگونه مردگان را زنده مى سازد.))
از آيـه شـريـفـه ، ايـن واقـعـيـت دريـافـت مـى گـردد كـه خـداونـد، مـقـتـول بنى اسرائيل را در همين جهان و پيش از روز رستاخيز زنده ساخت . اين نمونه اى از رجعت يا بازگشت به دنيا.
(( أَ لَمْ تَرَ إِلى الّذِينَ خَرَجُوا مِن دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُوا ثُمّ أَحْياهُمْ إِنّ اللّهَ لَذُو فَضلٍ عَلى النّاسِ وَ لَكِنّ أَكثرَ النّاسِ لا يَشكرُونَ .)) (39)
يـعـنـى : آيـا آن هزاران تن را نديده اى كه از بيم مرگ از خانه هاى خويش بيرون رفتند؟ سپس خدا به آنان گفت : بميريد! آنگاه همه را زنده ساخت . خداوند به مردم نعمت مى دهد اما بيشتر مردم ، سپاس نعمتهاى خدا را بجا نمى آورند.

 

 

 

چه كسانى رجعت خواهند نمود؟

 

پـس از ايـنـكـه در پـرتـو قـرآن و روايـات و عقل ثابت گرديد كه : ((رجعت يك واقعيت ترديدناپذير قرآنى و اسلامى و عقلى است .)) اينكه جاى اين سؤ ال است كه : ((چه كسانى رجعت خواهند كرد؟))
پاسخ اين است كه : منظور از رجعت عبارت است از:
1ـ بازگشت امامان معصوم عليهم السلام به دنيا، به اراده حكيمانه خدا.
2ـ زنـده شـدن بـرخـى از مـردگـان به اراده خدا و خروج آنان از قبر به هنگامه ظهور امام مهدى عليه السلام .
در مورد بازگشت برخى از مردگان به زندگى دنيا در بحث گذشته اندكى گفتگو شد.
1ـ امام صادق عليه السلام فرمود:
((...ان الرجـعـة ليـسـت بـعـامـة و هى خاصة ، لا يرجع الى الدنيا الا من محض الايمان محضا، او محض الكفر محضا.)) (55)
يـعـنـى : رجـعـت بـراى همه مردم نيست ، بكله براى گروههايى خاص است : مؤ منان خاص و كافران محض .
2ـ مـفـضـل آورده اسـت كـه در حـضـور امـام صـادق عـليـه السـلام از قـائم آل مـحـمـد(ص ) و اصحاب او كه در انتظارش از دنيا مى روند سخن به ميان آمد، آن حضرت فرمود:
((اذا قام اتى المؤ من فى قبره ، فيقال له : يا هذا! انه قد ظهر صاحبك ، فان تشاء ان تلحق به فالحق و ان تشاء ان تقيم فى كرامة ربك فاقم .)) (56)
يـعـنـى : هـنگامى كه قائم قيام كند فرستاده اى كنار قبر مؤ من مى آيد و به او مى گويد: ((هان اى بنده خدا! امام تو قيام كرده است . اگر مى خواهى به او بپيوندى بپاخيز و اگر نـمـى خـواهـى و بر آن هستى كه همچنان در جوار رحمت پروردگارت اقامت گزينى ، همينجا اقامت كن .))
3ـ و نيز امامان اهل بيت عليهم السلام شيعيان خويش را دستور به دعا و نيايش به بارگاه خدا مى داند تا از خدا بخواهند كه آنان را پس از ظهور حضرت مهدى عليه السلام به دنيا بازگشت دهد تا آنان روزگار مبارك و پرشكوه حكومت او را درك نمايند.
آنـان بـه پـيـروان خـويش دعاهاى ارزنده و پرمحتوايى را براى اين خواسته مخصوص مى آمـوخـتند كه براى نمونه به فرازهايى از آنها كه اشاره به رجعت و بازگشت برخى از مردگان به دنيا در عصر ظهور دارد، مى نگريم .
1ـ امام صادق عليه السلام در دعاى عهد كه از آن گرامى روايت شده است مى فرمايد:
((...اللهـم ان حـال بينى و بينه (اى الامام المهدى ) الموت ـ الذى جعلته على عبادك حـتـمـا مـقـضـيا ـ فاخرجنى من قبرى مؤ تزرا كفنى ، شاهرا سيفى مجردا قناتى ! ملبيا دعوة الداعى ...)) (57)
يـعـنـى : بـار خـدايـا! اگـر مـيـان من و او، قانون مرگ كه آن را بر بندگانت مقرر داشتى حـائل شـد، مـرا از قـبرم بيرون آور در حالى كه كفن خود را بركمر بسته و با شمشير از نيام كشيده و نيز، برافراشته در شهر و بيابان لبيك گوى او باشم .
2ـ و نيز در زيارت حضرت هادى و حضرت عسكرى عليهماالسلام است كه :
((... و ان حـال بينى و بين لقائه الموت الذى جعلته على عبادك حتما و اقدرت به عـلى خـليـقـتك رغما ـ بابعثنى عند خروجه ظاهرا من حفرتى ، مؤ تزرا كفنى ـ حتى اجاهد بين يـديـه ، فـى الصـف الذى اثـنـيـت عـلى اهل فى كتابك ، فقلت : ((كَأَنّهُم بُنْيانٌ مّرْصوصٌ .))(58)
((اللهم ! انى ادين بالرجعة ، بين يدى صاحب هذه البقعة ...)) (59)
يـعـنـى : و اگـر ميان من و امام مهدى عليه السلام و ظهور و ديدارش ، قانون مرگ كه آن را بـصـورت يـك اصل تخلف ناپذير طبيعى بر بندگان مقرر و بر خلاف ميلشان بر آنها مـسـلط سـاخـتـى ، حـائل شـد از بارگاهت مى خواهم كه مرا به هنگام ظهور او از آرامگاهم در حـالى كـه كـفـن خويش را بر شانه و كمر، بسته ام ، برانگيزى ، تا پيشاروى ياران آن حضرت جهاد كنم و از طلايه داران سپاهى باشم كه آنان را در كتاب آسمانى ات ستودى و همانند ديوارى خواندى كه اجزايش را با سرب به هم پيوند داده باشند، مى جنگند.
بـار خدايا! من در برابر صاحب اين قبر مقدس و مكان پرشكوه ، به عقيده به رجعت ملتزم مى شوم .
3ـ و نيز در زيارت امام مهدى عليه السلام مى خوانيم كه :
((... و ان ادركنى الموت قبل ظهورك ، فاتوسل بك الى الله سبحانه ان يصلى على محمد و آل محمد و ان يجعل لى كرة فى ظهورك و رجعة فى ايامك ...))
يـعـنـى : سـالار مـن ! اگـر مـرگ ، پـيـش از ظـهـور شـمـا، مـرا دريـابـد بـه شـمـا تـوسـل جـسـتـه و شما را به بارگاه خدا مى برم كه بر محمد و خاندانش درود فرستد. و بار ديگر ما را در عصر ظهور و حكومت عادلانه و شكوهبار شما به دنيا بازگشت دهد...

دسته ها : رجعت
يکشنبه بیست و هفتم 1 1391 18:58
X