معرفی وبلاگ
سلام به خدمت تمامی کاربران و بازدید کنندگان این وبلاگ. خوشحال و خرسندم از اینکه شما نیز از جمله بازدید کنندگان این وبلاگ بودید. لطفا ما را از پیشنهادات و نظرات خود محروم نسازید. در سایه حضرت بقیه الله(عجل الله تعالی فرجه الشریف) زنده و بنده باشید.
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 25426
تعداد نوشته ها : 63
تعداد نظرات : 33
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

 

پايان زندگى

زندگى امام مهدى چگونه به پايان خواهد رسيد

برگرفته از آثار آية الله سيد محمد كاظم قزويني


 

در ميان عالمان و محدثان شيعه ، اين سخن پيامبر شهرت دارد كه فرمود:
((ان اءمر الخلافة يملكه اءحد عشر اماما من صلب على و فاطمة ، ما منا الا مسموم اءو مقتول .)) (1)
يعنى : خلافت و جانشينى مرا، يازده امام از نسل على و فاطمه به عهده خواهند گرفت . و از ما نيست جز اينكه بوسيله سم (خيانت ) يا شمشير بيداد، در راه حق و عدالت به شهادت خواهد رسيد.
اين روايت را يكى از ياران و شاگردان امام حسن عليه السلام بدين صورت آورده است كه آن حضرت فرمود:
((والله لقد عهد الينا رسول الله صلى الله عليه و آله ان هذا الامر يملكه احد عشر اماما من ولد على و فاطمة عليهماالسلام ما منا الا مسموم او مقتول .)) (2)
يعنى : بخداى سوگند! ما را با پيامبر گرامى عهد و پيمانى است كه خلافت و جانشينى او را يازده امام از فرزندان على و فاطمه عليهماالسلام يكى پس از ديگرى به عهده خواهند گرفت . و يادآورى كرد كه : همه ما، مسموم و يا شهيد راه حق و عدالت خواهيم بود.
و از امام صادق عليه السلام نيز روايتى در تصديق و تاءييد اين بيان رسيده .
اين از نظر روايات ، اما از ديدگاه تاريخ :
هنگامى كه به تاريخ بنگريم مى بينيم ، كتابهاى تاريخى اين روايت را تاءييد مى كند. چرا كه تاريخ ، بيانگر آن است كه اميرمؤ منان عليه السلام با شمشير به شهادت رسيد و امام حسن عليه السلام بوسيله سم خيانت . امام حسين عليه السلام با شمشير استبداد و امام سجاد با سم آن .
همينگونه كتابهاى تاريخى ، گواه اين مطلب است و نيازى به برشمردن امامان نور عليهم السلام يكى پس از ديگرى نمى نگريم كه تا حضرت عسكرى عليه السلام همگى در فشار استبداد حاكم بر عصر و زمانشان بودند و از سوى حكومتهاى بيدادگر ((اموى )) و ((عباسى )) نقشه خيانتكارانه اى براى شهادت آنان طرح و به اجرا درآمد.
نگارنده بر اين باور است كه ترديد در اين امور، ترديد در حقايق مسلم و مسايل قطعى است و هركس در اينها ترديد كند به آفت كوته فكرى كه آفتى علاج ناپذير است ، گرفتار است .
بازگشت به بحث :
امام مهدى عليه السلام يكى از امامان راستين و آخرين آنهاست . از اين رو روايت مورد بحث شامل حال آن گرانمايه عصرها و نسلها نيز مى گردد.
آن حضرت ، طبق اين روايت ، بطور طبيعى جهان را بدورد نمى گويد، بلكه با شمشير ستم و يا بوسيله سم خيانت به شهادت مى رسد.
نگارنده در منابع موجود، چيزى كه دلالت بر شهادت آن گرانمايه جهان هستى داشته باشد، جز عبارت ((الزام الناصب )) نيافته است .
نويسنده كتاب فوق ، تحت عنوان : ((چكيده اعتقاد برخى از علما در مورد ((غيبت ))، ((ظهور)) و ((رجعت امامان خاندان وحى و رسالت )) آورده است كه :
((به عقيده برخى از علما، از جمله مسايلى كه شايسته است بدان اعتقاد داشته باشيم ، رجعت آل محمد صلى الله عليه و آله در عصر ظهور است ...))
تا مى گويد: ((... پس از ظهور امام مهدى عليه السلام و گذشتن هفتاد سال از حكومت عادلانه و پربركت او و سرشار ساختن زمين و زمان از عدل و داد، پايان زندگى سراسر افتخار او بسر مى رسد. و زنى تبهكار از ((بنى تميم )) كه بسان مردان مو بر چهره دارد، روزى به هنگام عبور آن حضرت از كوچه با افكندن تخته سنگى از پشت بام ، او را به شهادت مى رساند. و حضرت حسين عليه السلام پس از رجعت به دنيا به همراه ديگر امامان نور عليهم السلام پيكر مطهر او را تجهيز و به خاك مى سپارد....))
آنگاه نويسنده كتاب مورد اشاره ، خاطر نشان مى سازد كه اين جملات از روايات برگرفته شده است .
اما كاش اين عالم بزرگوار رواياتى را كه اين مطلب از آنها برداشت شده است مى آورد تا چگونگى شهادت آن پيشواى جهانى براى ما روشن مى گشت . و كاش نگارنده اين كتاب ، نام اين دانشمندى را كه فشرده سخن او را آورده است ذكر مى كرد.
... به هر حال ، به نظر ما، اين مطلب سربسته و نارسا و بدون دليل است ، از اين رو پذيرفتن شهادت آن حضرت بدينصورت مشكل است .
شهادت او بوسيله ((سم )) نيز در روايات تصريح نشده است ، بنابراين چگونگى رحلت آن گرامى را تنها خدا مى داند و بس .

نماز بر امام معصوم عليه السلام

 

از جمله عقايد شيعه از روزگاران گذشته تاكنون اين بوده است كه پيكر امام معصوم را جز امام معصوم غسل نمى دهد و جز او بر پيكرش نماز نمى گذارد.
اين انديشه تا آنجايى جا افتاده و مشهور بود كه ((گروه واقفيه )) از اين راه بر درستى شيوه خويش در عصر حضرت رضا عليه السلام استدلال مى كردند. رهبر اين گروه به هشتمين امام معصوم عليه السلام گفت : ((از پدران شما روايت است كه كار غسل و كفن و نماز امام معصوم را جز امام معصوم انجام نمى دهد، اگر شما امام پس از پدرت حضرت كاظم هستى ، چرا بر پيكر او نماز نخواندى ؟))
حضرت در پاسخ اين مرد فرمود: ((آيا حضرت حسين عليه السلام از نظر شما امام راستين نيست ؟))
على بن ابى حمزه بطائنى گفت : ((چرا!))
فرمود: ((پس چه كسى بر او نماز خواند؟))
پاسخ داد: ((حضرت سجاد عليه السلام !))
حضرت رضا فرمود: ((امام سجاد كجا بود؟ او كه در زندان دژخيم اموى عبيدالله زندانى بود.))
پاسخ داد: ((آن حضرت در پرتو اعجاز و قدرت ويژه امامت از زندان خارج شد و به كربلا آمد و پس از انجام امور بى آنكه زندانبانان بدانند، بازگشت .))
حضرت رضا عليه السلام فرمود: ((اگر اين كار بر امام سجاد عليه السلام كه آن روزها در زندان و اسارت بود ممكن باشد، پس چرا به امام راستين ديگرى كه در زندان و اسارت هم نبود ممكن نباشد كه از مدينه به بغداد بشتابد و بر پيكر مطهر پدر نماز بخواند و آنگاه به مدينه بازگردد؟))(3)
اينجا بود كه رهبر گروه واقفيه بى پاسخ ماند.
نگرشى بر اين روايت
اين روايت نياز به اندكى شرح و توضيح دارد:

پس از شهادت حضرت كاظم عليه السلام گروهى در امامت رضا عليه السلام ترديد و توقف كردند. از اين رو بدانان ((واقفيه )) گفته شد. اين فرقه ، پس از شهادت امام كاظم عليه السلام پديد آمد و پس از اندكى نيز منقرض ‍ گرديد.
به هر حال منظور اين است كه رهبر گروه ((على بن ابى حمزه )) به حضرت رضا عليه السلام مى گويد: ((از امامان اهل بيت عليهم السلام روايت است كه : پيكر امام معصوم را جز امام معصوم غسل نمى دهد و جز او بر آن پيكر مقدس نماز نمى گذارد.))
امام كاظم عليه السلام در بغداد و در زندان هارون به شهادت رسيد و فرزندش حضرت رضا عليه السلام در مدينه بود به همين جهت ، رهبر گروه مورد اشاره ، از حضور حضرت رضا عليه السلام در مراسم غسل و نماز بر پيكر پدرش مى پرسد.
و آن گرامى پاسخ مى دهد: ((امام سجاد عليه السلام از طريق اعجاز و قدرت والاى امامت بهره گرفت و از زندان به كربلا رفت ....))
حضرت مى فرمايد: ((شما از كجا مى دانيد كه امام پس از حضرت كاظم عليه السلام نيز در پرتو اعجاز از مدينه به بغداد نيامده و مراسم مذهبى غسل و نماز بر پيكر پدرش را به عهده نگرفته است ؟))
و بدينسان رهبر گروه ، بى پاسخ مى ماند.
روشن است كه منظور از اين روايت ، اين است كه اين عقيده و انديشه كه امام معصوم عليه السلام را جز همانند خويش غسل نمى دهد و بر پيكرش نماز نمى گذارد، يك عقيده ديرينه و مشهور در ميان شيعيان است . و حضرت رضا عليه السلام اين عقيده را ساختگى و بى اساس اعلان نكرد بلكه آن را تقرير فرمود و تقرير آن حضرت دليل بر صحت اين انديشه است .
بنابراين ، ناگزيرم بپذيريم كه پيكر مطهر امام مهدى عليه السلام را پس از پايان زندگى پرافتخارش امام معصوم و مطهرى غسل خواهد داد و بر آن نماز خواهد گذارد.
در بخش پايانى ، نمونه هايى از روايات را خواهيم آورد كه تصريح مى كند كه امام حسين عليه السلام نخستين كسى است كه به دنيا رجعت مى كند و همان گرامى است كه غسل بر پيكر امام مهدى عليه السلام را بر عهده مى گيرد و بر پيكر او نماز مى گذارد.
در  : چگونگى بهره ورى از امام غائب عليه السلام روايتى از امام صادق عليه السلام آورديم كه مى فرمايد:
((لم تخل الارض منذ خلق الله آدم من حجة لله فيها، ظاهر مشهور اءو غائب مستور، و لاتخلوا - الى اءن تقوم الساعة من حجة لله فيها و لو لا ذلك لم يعبدالله .))
يعنى : زمين از روزى كه خداوند آدم را آفريد از حجت خدا خالى نمانده است گاه حجت خدا آشكار و شناخته شده بوده است و گاه نهان و پوشيده از نظرها و هيمنگونه زمين تا روز رستاخيز، خالى از حجت نخواهد ماند اگر جز اين باشد خداى يكتا پرستش نمى شود.
اين روايت خود از روايات صحيح و متواتر است از اين رو جاى اين سؤ ال است كه : ((پس از پايان عمر امام مهدى عليه السلام امام و حجت كيست ؟)) و راهى جز پذيرش ((رجعت )) نمى ماند كه در بخش آينده در اين مورد بحث خواهيم كرد

 

يکشنبه بیست و هفتم 1 1391 18:47
X