دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 102563
تعداد نوشته ها : 4470
تعداد نظرات : 7
 روايت 91
-----------کد لوگوي ما--------- ----- ------
----
Rss
طراح قالب

**************
 
  مادر! انشاءالله مرا مي بخشيد كه در دوران كودكي و جواني به شما بي احترامي كردم و بعضي وقت ها از روي نفس با شما صحبت كردم و باعث ناراحتي شما شدم. اين قدر به شما علاقه دارم كه خدا شاهد است زير پايت مي افتم و كفش پايت مي شوم. برادر داوود! خيلي از تو راضي هستم چون پدري كردي و به خاطر آن شب ها كه كار مي كردي و دست هايت تاول ميزد و از زور درد نمي خوابيدي. تشكر مي كنم كه مرا با رنج دادن خودت بزرگ كردي و انشاءالله كه تو هم مرا مي بخشي. از تو برادر كوچكتر از داوود، محمد! كه هميشه به تو مملي مي گفتم و اين هم گناه بود چون كه اسم پيغمبر روي تو بود و من بي احترامي مي كردم، تو زحمت هاي بسياري كشيدي اما مواظب باش راهي را كه مي خواهي دنبال كني راهي باشد كه به ياد خدا شروع شود نه ياد هيچ كس ديگر.

دسته ها :
X