معرفی وبلاگ
سلام گاه گاهی سفری کن به حوالی دلت شاید آنجا خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد. اینجا هوالی دله ، دل هم دغدغه های خودشو داره، عاشق میشه، مشغول سیاست میشه، مشغول اجتماعش اطرافش میشه و... آره اینجا حوالی دله (محمد محمدی)
صفحه ها
دسته
پيوندها
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 44491
تعداد نوشته ها : 65
تعداد نظرات : 19
Rss
طراح قالب
GraphistThem273

هوالرفيق

گر مخير بكنندم به قيامت كه چه خواهي؟ دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

رسول اكرم (ص) فرمود : پس از ايمان به خداوند سرآمد تمام اعمال عاقلانه ،بشر دوستي و نيكي به همه ي مردم است خواه خوب و درستكار باشند يا فاسق و گناهكار. منبع : مستدرك 2 ،ص67

 

در اينجا به خاطر اهميت موضوع رفاقت براي خودم علاقه مندشدم مقداري در مورد انواع دوستي بنويسم شايد به درد كسي بخورد :

رفاقت داراي چند نوع است

1-       منفعت طلبي به اسم رفاقت :

مثل كار كشيدن ، استفاده از پول يا جايگاه فرد و يا هر امتياز گيري ديگر بدون علاقه داشتن به فرد به شكلي كه اگر اون فرد از جايگاهي كه داره دور بشه و يا مال يا زيبايي كه داشته از دست بده ديگه رابطه اي بين اون دو نخواهد بود اين در واقعيت منفعت طلبي در لباس رفاقت است كه اين از نازلترين نوع رفاقت هست كه الان زياد هم شده.

2-       رفاقت ظاهري بر اساس كار مشترك:

رفاقت بر اساس كار مشترك كه بدون خواست خودشون و گاها با خواست قبلي در محيطي جمع ميشوند مثل افرادي كه جمع ميشوند كه يك خانه بسازند يا مثلا افرادي كه در يك پادگان اورده شده اند مثل سربازي و بعد از اون اكثرا همديگر رو نخواهند ديد و رابطه احساسي بين اونها نيست ولي بر اساس كار مشترك يا منافع مشترك كنار هم جمع شده اند شايد با هم بگويند و بخنندند و بحث كنند ولي بر اساس انتخاب خودشون گرد هم جمع نشدهاند واين اين نوع دوستي خيلي زود از بين خواهد رفت مثلا بعد از اتمام سربازي و خانه سازي حتي امكان فردي در محل كار 30 سال همنشين فردي باشد ولي اگر سوال كني ان فرد دوست توست يا نه جواب منفي دهد و ميشود گفت اين شبه رفاقت است تا رفاقت واقعي.

 

3-       رفاقت بخاطر نياز دوستي ، بدون كار مشخص:

در اين نوع دوستي هدف اول رفاقت است خوش بودن كنار هم گپ زدن راحت بودن با يك انسان درد دل كردن و...طبعا در اين نوع رفاقت كارهاي زيادي امكان دارد انجام شود ولي هدف اصلي دوستي است و اگر قرار باشد كار هاي روزمره صدمه به رفاقت بزند سعي ميكنند تركش كنند مگر كاري مهمتر از رفاقت مانند زندگي شخصي مانند زن پدر و... در غير اين صورت خود رفاقت موضوعيت دارد ورفقا كنار هم بودن را مورد توجه قرار ميدند البته امكان ازبين رفتن اينگونه رفاقتها زياد است (مثلا پيدا شدن دوست هاي جديد و يا نقل مكان يكي از انهاو...) واين هم نوعي از رفاقت است.

 

 

4-         رفاقت به خاطر شناخت دوست و اينكه شايسته دوستي است و بعد از آزمودن:

اين نوع رفاقت جزو بالاترين هاي رفاقت است و در اثر شناخت دوست و آزمودن در سختي ها ودر آساني ها بدست مي آيد و همچنين دو دوست با يك جهان بيني به اين دوستي ميرسند كه در روايات تاكيد زيادي شده كه با اين نوع دوستان معاشرت كنيد كه هم در سختي و هم در شادي دوست تو هستند كساني كه نه به مال و نه به فقر تو كار دارند تورا به خاطر خودت ميخواهند وچشم داشتي به هيچ چيز تو ندارند وخير خواه تو اند سستي در دوستشان را گوشزد ميكنند از ديدن نقاط مثبت دوست خود خوشحال ميشوند:

قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَيْهِ السَّلام :القَريبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّهُ وَإنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَالْبَعيدُ مَنْ باعَدَتْهُ الْمَوَدَّهُ وَإنْ قَرُبُ نَسَبُهُ.

و فرمود : بهترين دوست نزديك به انسان، آن كسى است كه در تمام حالات دلسوز و با محبّت باشد گرچه خويشاوندي نزديكى هم نداشته باشد. و بيگانه ترين افراد كسى است كه از محبّت و دلسوزى بيگانه باشد گرچه از نزديك ترين خويشاوندان باشد.

تحف العقول: ص 234، س 3، بحارالأنوار: ج 75، ص 106، ح 4.

امام صادق (ع) فرموده است :دوستي و رفاقت حدودي دارد ، كسيكه واجد تمام آن حدود نيست اساساً دوست نيست. اوّل آن كه ظاهر و باطن رفيقت نسبت به تو يكسان باشد ، دوّم آن كه زيبائي و آبروي تو را جمال خود بيند و نازيبائي تو را نازيبائي خود بداند ، سوم دست يافتن به مال يا رسيدن به مقام ، روش دوستانه ي او را نسبت به تو تغيير ندهد ، چهارم در زمينه ي رفاقت از آنچه و هر چه در اختيار دارد نسبت به تو مضايقه ننمايد ، پنجم تو را در مواقع آلام و مصائب ترك نگويد. امالي صدوق ،ص397

 

5-     دوست عاشق:

اين نوع دوستي در بالاترين نوع دوستي است كه در انسانها امكان ظهور و بروز كمتري دارد كه انسان عاشق  فقط به معشوق عشق ميورزد ودر همه حال خير خواه معشوق است در مواردي  نفر مقابل احساس نميكند كه دوستش عاشق اوست :در ارشاد القلوب است كه خداوند به موسي (ع)مي فرمايد: عبدي أنا و حقي لك محب فبحقي عليك كن لي محبا خداوند مي فرمايد: بنده من به حقي كه تو بر گردن من داري من تو را دوست مي دارم پس به حقي كه من بر تو دارم تو نيز مرا دوست بدار. خداوند به بنده هايش ابراز محبت مي كند . اين حديث براي اهلش بسيار عظيم است.

در حديث قدسي ديگري آمده است كه خداوند مي فرمايد: اگر بنده هايي كه به من پشت مي كنند بدانند كه چقدر به آنان اشتياق دارم از شوق خواهند مرد.

3. حتي فرعون: فرعون لحظات آخر هر چقدر به موسي استغاثه كرد موسي جواب نداد. خداوند به موسي فرمود :

موسي تو به فرعون جواب ندادي چون او را خلق نكردي اگر او به من استغاثه مي كرد دستش را مي گرفتم و به فريادش مي رسيدم.

اين عشق  به راحتي قابل پيدا شدن نيست ودر موارد انساني گاها يكطرفه است مگر در موارد خاص.

اما در مورد معصومين و در نهايت خدا به شكل اتم و اكمل ديده ميشود مثلا به عشق مادر به فرزند نگاه كنيد مادر حاظر است جان خود را براي نجاد بچه اش بدهد و بچه او ممكن است اين عشق مادر را هيچوقت نفهمد حتي اگر فرزند او ناخلف هم باشد باز خير خواه اوست و براي سعادتمندي او تلاش ميكند و راضي نيست خار به پاي فرزندش برود.

يك نفر به محضر پيامبر اكرم (ص) رسيد. بقچه ايي همراهش بود آن را باز كرد. ديدند يك پرنده و چند جوجه داخل آن است. گفت يا رسول الله، من از راه دور به ديدن شماآمدم. در بيابان به يك بوته رسيدم. ديدم كنارآن چند جوجه است. آنها راگرفتم و داخل بقچه كردم. روي سرم گذاشتم تا براي شما هديه بياورم. ديدم هرجا مي روم، مادرشان به دنبال من مي آيد. نمي تواند از جوجه هايش دل بكند. بقچه را پهن كردم تا بيايد اين جوجه ها را ببرد يا اينكه خودش را هم بگيرم. وقتي بقچه را بازكردم ديدم مادر جوجه ها به ميان آنها آمد. شخص گفت: يارسول الله مادر اين جوجه ها با اينكه مي دانست اسير مي شود، آمد نشست و فرار نكرد من هم او را گرفتم وخدمت شما آوردم. پيغمبر اكرم(ص) از اين صحنه خيلي منقلب شد و فرمودند: اين پرنده چقدر جوجه هايش را دوست دارد! حضرت فرمودند: مهر و محبت خداوند متعال به بندگان و مخلوقاتش هزار مرتبه از اين پرنده به جوجه هايش بيشتر است.

اين محبتي كه درعالم هست تنزلي از محبت عالم والاست لكل حق حقيقه هرحقي دراين عالم حقيقتي در عالم بالا دارد. محبت بقدري مهم است كه فرمودند: اگر بين مأمومين و امام جماعت محبت نباشد نمازشان از سقف بالاتر نمي رود.

در مورد معصومين در حد بالاي محبت و عشق يافت ميشود بطوري كه مثلا امام حسين حتي در زمان شهادت هم قصد راهنمايي قاتل خود را داشت ، اما در مورد خداوند اين محبت به نقطه نهايي ميرسد.

نكته : همه ي اين  مودت ها از ذات خداوند نشات ميگيرد و سرچشمه ي تمام دوستي هاي پاك از خداوند است كه در بر خي انسانها بيشتر و در برخي انسانها كمتر است برخي از اين رفاقتها ي سطوح نازل در مومن و منافق امكان شكل گيري دارد اما مثلما دوستي پايدار در انواع بالا و بدون طمع است كه شكلي الهي ميگيرد و داراي اجر و ثواب است و حتي بعد از مرگ نيز ادامه دارد.

*شايد براي كسي سوال پيش بياد كه خداييي كه اينهمه محبت دارد حتي بيشتر از مادر ها چرا بندگان خود را عذاب ميكند؟

جواب اين است كه اولا خداوند كسي را عذاب نميكند خود انسانها هستند كه خودشان را عذاب ميكنند دوما فرق مادر با خداوند اين است خداوند همانگونه كه رحيم و رحمن است عادل هم هست پس حقي كه از بنده اي ضايع شده را بايد استرداد كند به همين دليل جهنم را ايجاد كرد كه ظالمان به حق مردم در ان معذب شوند نه بندگان خداپرست

يا كساني كه به كسي ظلمي نكردند و در نهايت مطمئنا خدا در ان دنيا مهربانتر از اينجاست....

پايان

دسته ها : دل نوشت
چهارشنبه سیم 1 1391 16:29
X