دلم خوش بود كه يارم با وفا بود / كمي از زندگيش از آن ما بود

ولي افسوس كه فكر ما غلط بود / كه زنگ تفريحش احساس ما بود . . .

.

.

.

عمر من در عشق خوبان سر رسيد / موي من از عشق خوبان شد سفيد

صد من چون از كبوتر خانگيست / ناز كردن بر من از ديوانگيست

من چه دارم از تو پنهانش كنم ؟ / جان تقاضا كن كه قربانت كنم

.

.

.

آشق !

از اين به بعد اينگونه بنويسيد ! چون هميشه سرش كلاه مي رود . . .

.

.

.

دريا هميشه از من دلگير است

چون بزرگي دل دوستانم را به رخ او ميكشم . . .

.

.

.

گوشه تا گوشه صحرا بخواب و نهراس

گرگ ها خاطرشان هست كه “آهوي” مني . . .

.

.

.

گفته اند: روز محشر با كسي كه دوستش داري محشور خواهي شد!

يعني ما با هم! چقدر براي تموم شدن دنيا بي تابم

.

.

.

دستانت ، حلقه ميزنند به دور كمرم

اين تنها <پــرانتـز> دوست داشتنيه زندگيه من است  . . .

.

.

.

وقتي براي موندنـت “فاصله ها” حَريص مي شن

واسه يه لحظه بودنت ” ثانيه ها ” عــزيز مي شن . . .

 

 

.

.

.

دلم تنگ است اين شبها، يقين دارم كه مي داني

صداي غربت من را از احساسم تو مي خواني

شدم از درد تنهايي گلي پژمرده و غمگين

بيا اي ابر پاييزي كه دردم را تو مي داني . . .

.

.

.

ميگن اگه عزيزي جزئي از خاطرات خوب زندگيت شد

براي بودنش ازش تشكر كن ، متشكرم كه هستي . . . !

.

.

.

بهترين دوست خواهي بود حتي اگر سختي راه ، چشمانت را از من دور كند

و بهتريني حتي اگر طنين صدايت به گوش من نرسد . . .

.

.

.

يا رب سببي ساز كه يارم به سلامت بازآيد و بٍرَهانَدَم از بند ملامت

خاك ره آن يار سفركرده بياريد ، تا چشم جهان بين كنمش جاي اقامت . . .

.

.

.

لعنت به همه قانون هاي دنيا ، كه در آن شكستنِ دل پيگردِ قانوني نـَدارد . . . !

.

.

.

كاش در دهكده ي عشق فراواني بود / توي بازار صداقت كمي ارزاني بود

كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم / مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود . . .

.

.

.

پروانه پر ، گنجشك پر ، كلاغ پر…

دلم واسه ديدنت هميشه پر پر پر پر پر پر!

.

.

.

فروغ چشم پر آبم تو هستي / دليل اينكه بيتابم تو هستي

اگرچه آدمي ناچيز هستم / خدا را شكر دنيايم تو هستي . . .

.

.

.

تو را به رخ تمام شقايق ها ميكشم و ميگويم :

تا گل من هست زندگي بايد كرد . . . !

.

.

.

بيا تا من و تو جانانه باشيم / يكي شمع و يكي پروانه باشيم

به پاي سايه هاي گل نشينيم / دعا بر هم كنيم تا زنده باشيم . . .

.

.

.

بگويم و بداني يا نگويم و ميداني ، فاصله دورت نميكند ،

در خوبترين جاي جهان جا داري ، جايي كه دست هيچكس به تو نميرسد . . .

.

.

.

دوستان من مثل گندمند

يعني يه دنيا بركت و نعمت ، نبودنشان قحطي و گرسنگي

و من چه خوشبختم كه زردي خوشه هاي گندم در اطرافم موج ميزند . . .

.

.

.

اگه قرار بود هركسي بزرگترين غمش رو برداره و ببره تحويل بده

با ديدن غمهاي ديگران آهسته غمش رو در جيبش ميگذاشت و به خونه بر مي گشت . . .

.

.

.

دسته ها : عاشقانه
دوشنبه بیست و یکم 1 1391