ستاره : اعتراف مي كنم يه بار اتو كشيدن موهام يك ساعت طول كشيد ، چون موهام بلند بود ، بعد از كلي كيف كردن و احساس رضايت ، نگاه كردم ديدم اتوي مو خاموشه !

 

نويد : چند وقت پيش تو حياط خونه سيگار مي كشيدم كه صداي باز شدن در حياط اومد منم حول شدم سيگار رو روي گوشيم خاموش كردم و بدتر از اون اين كه بلافاصله گوشي رو پرت كردم توي باغچه و سيگار خاموش موند تو دستم !

 

نگار : كلاس اول دبستان بودم سر درس ” ص ” وقتي داشتم مشقاشو مي نوشتم به ذهنم رسيد ما تو زبان عاميانه مي گيم ” بارون ” اما كتابيش مي شه ” باران “، پس صابون هم لابد صابان هست اصلش ! از اين نبوغ خودم كيف كردم ، همه مشقامو نوشتم صابان ! فرداش معلممون به شدت نبوغمو برد زير سوال !

 

شيوا : اعتراف مي كنم بچه كه بودم يه بار با آجر زدم تو سر يكي از بچه هاي اقوام ، تا ببينم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها مي چرخه يا نه ! تازه هي چند بار پشت سر هم اين كار رو كردم ، چون هر چي مي زدم اتفاقي نمي افتاد !

 

بهزاد: اعتراف مي كنم كلاس اول دبستان بودم تحت تاثير اين حرفا كه نبايد به غريبه آدرس خونه تون رو بديد، روز اول به راننده سرويس آدرس اشتباهي دادم و از يه مسيري الكي تا خونه پياده رفتم و تازه فرداش موقعي كه سرويس دنبالم نيامد تازه شاهكارم براي خانواده معلوم شد !

چهارشنبه سیم 1 1391
X