خدايا هواست هست صداي هق هق گريه ام ازهمون گلويى ميايد كه تو از رگش به من نزديكتري!


دوباره سيب بچين حوا
من خسته ام....
بگذار از اينجا هم بيرونمان كنند!


عشقه من,از من گذشتي خوش گذر ,بعد از اين حتي تو اسمم را نبر ,خاطراتم را تو بيرون كن ز سر,ديشب از كف رفت ,فردا را نگر...


يك عمرقفس بست مسيرنفسم را
حالا كه دري هست مرابال وپري نيست،
حالاكه مقدرشده آرام بگيرم
سيلاب مرابرده وازمن اثري نيست، بگذاركه درها همگي بسته بمانند
وقتي كه نگاهي نگران پشت دري نيست..


اگر براستي خواستن توانستن بود ؛ محال نبود وصال و عاشقان كه هميشه خواهانند؛هميشه ميتوانستند تنها نباشند.

دسته ها : پيامك دلتنگي
چهارشنبه سیم 1 1391
X