معرفی وبلاگ
سلام من مرصاد هستم با يه شخصيت عادي متمايل به شاد عاشق درس بودم ولي به دليل نامردي و وحشی گری بعضي از معلمين که فقط کتک زدن بلد بودن از درس زده شدم هدفم از ايجاد اين وبلاگ ايجاد دوستي هاي معقول و سالم در فضاي مجازي است امیدوارم بعداز دیدن این وبلاگ از مطالب درج شده راضی باشید به امید دیدار. (به نظر شما اگر مهدی فاطمه بین ما حاضر بود چند نفر از مسئولین کشور شیعه ایران را در پست خود ابقا می کرد؟!) ايميل من: mersadnemati@yahoo.com
دسته
دوستان تبیانی
سايت هاي ديگر
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 323989
تعداد نوشته ها : 1463
تعداد نظرات : 660

فریاد بی صدا

Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

عكس

زن و شوهر پيري با هم زندگي مي كردند.پيرمرد هميشه از صداي خروپف پيرزن شكايت داشت،پيرزن هرگز زير بار نمي رفت و گله هاي شوهرش را به حساب بهانه گيري هاي او مي گذاشت.

اين بگو مگوها ادامه داشت تا اينكه پيرمرد فكري به سرش زد.

وي براي اينكه ثابت كند كه همسرش خروپف مي كند و در موقع خواب باعث اذيت او مي شود ،ضبط صوتي را آماده مي كند،شب همه سروصداي خروپف همسرش را ضبط مي كند.

پيرمرد صبح از خواب بيدار مي شود و شادمان از اينكه سندي دارد تا ادعايش را ثابت كند،به سراغ همسر پيرش مي رود و او را صدا مي زند،غافل از اينكه زن بيچاره به خواب ابدي فرو رفته است!

از آن شب به بعد خروپف هاي ضبط شده پيرزن،لالايي آرامبخش شبهاي تنهايي پيرمرد مي شود.


دسته ها : داستانك
پنج شنبه 14 2 1391 11:18
X