راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 1341
  • يکشنبه 16/10/1386
  • تاريخ :

تك نگاری‌های درگذشت پهلوان

جهان پهلوان تختی

نكته مشتركی كه در نشریات زمان مرگ تختی به چشم می‌خورد، اشاره‌ای است  به دست نوشته‌های او، اگرچه هیچ‌كجا سند یا عكسی در مورد اصل این دست نوشته‌ها یا دفترچه یادداشت دیده نمی‌شود. و هیچ سندی برای اعتبار آنها وجود ندارد. شاید به نظر می رسد این نوشته ها هم برای گمراه کردن افکار عمومی و با اندیشه ای خاص تهیه و چاپ شده است. این موضوع نیز مانند مرگ پهلوان رمز بزرگی است که هنوز جوابی برایش وجود ندارد.

آن‌چه می‌خوانید در روزنامه كیهان به چاپ رسید.

تدارك برای مرگ

یادداشت‌های خصوصی «تختی» نشان می‌دهد كه او از مدت‌ها پیش تدارك «مرگ» را می‌دیده است. تقویم‌اش را ورق به ورق بخوانیم:

2 فروردین

همه شادی‌هایم تمام شده است.

3 فروردین

باید خود را برای رفتن آماده نمود.

4 فروردین
زندگی برای هر كس یك طور لذت دارد. چه بهتر كه كار خوب كنیم...

11 فروردین

زندگی موقعی شیرین است كه خود را برای ترك آن آماده كنیم.

18 فروردین

در ماه فروردین اختلاف داشتیم. كدام ماه اختلاف نداشته‌ایم؟

1 اردیبهشت

حقیقت همیشه روشن است.

8 اردیبهشت

در شهریور ماه خداوند به ما فرزندی می‌دهد.

15 اردیبهشت

خدایا، عاقبت همه را به خیر كن.

22 اردیبهشت

اوقاتت را صرف قمار نكن.

29 اردیبهشت

چرا مرا آفریدی؟

5 خرداد

چه وقت خواهم مرد؟

12 خرداد

خدایا كمكم كن.

19 خرداد

راستی برای همه نیكوست.

در نظر من رنگ، پوست و مذهب مطرح نیست. باید انسان بود. چند روز بعد:

باز هم با شهلا دعوایم شد. برای شكایت پیش مادرش رفتم. او در جواب من عوض این‌كه میانه را بگیرد گفت: «برو تو یك گدا زاده بی‌سوادی، ما از روز اول هم تو را دوست نداشتیم...»

16 تیر

یك روز با شهلا یك اختلاف مختصری داشتم. تلفن كرد به مادر و پدرش

30  تیر

مادرش بدون مقدمه گفت: «ما هیچ‌كدام از روز اول تو را دوست نداشتیم و...»

6 مرداد

من خودم احساس می‌كردم كه چه كسی قبلا مرا به خانه‌اش راه نمی‌دهد.

20 مرداد

هیچ مبارزه‌ای مرا خسته نكرد. جز از موقعی كه به فكر ازدواج افتادم.

27 مرداد

در این ازدواج، خوشبختانه یا بدبختانه هیچ یك از اقوام و آشنایان دخالتی نداشتند.

3 آذر

هر چه قسمت باشد همان است.

10 آذر

امیدوارم سرنوشت بابك عزیزم خوب باشد.

17 آذر

فرزند یكی كم است. دلم می‌خواهد چند تا باشند.

24 آذر

شهلا دارد وزن خودش را كم می‌كند.

1 دی

با كم كردن وزن، شیرش هم كم شده است.

8 دی

نه، همین یكی اولاد كافی است.

15 دی (جمعه)

یهودی سرگردان – از خانه بیرونم كرد، به برادرش گفت این مردیكه...

16 دی

یهودی سرگردان

17 دی

همه چیز تمام شد...

ارسال به