• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
جدول ليگ برتر سال 93-92
  • ردیف
    تیم
    بازی
    امتیاز
  • 1
    فولاد خوزستان
    30
    57
  • 2
    پرسپولیس تهران
    30
    55
  • 3
    نفت تهران
    30
    54
  • 4
    سپاهان اصفهان
    30
    54
  • 5
    استقلال تهران
    30
    53
  • 6
    تراکتورسازی تبریز
    30
    46
  • 7
    ملوان بندرانزلی
    30
    44
  • 8
    سایپا البرز
    30
    35
  • 9
    صبای قم
    30
    33
  • 10
    گسترش فولاد تبریز
    30
    32
  • 11
    راه آهن شهر ری
    30
    31
  • 12
    استقلال صنعتی خوزستان
    30
    29
  • 13
    ذوب آهن اصفهان
    30
    29
  • 14
    مقاومت سپاسی
    30
    29
  • 15
    داماش گیلان
    30
    26
  • 16
    مس کرمان
    30
    22
  • مشاهده لیست کامل نتایج
برترین های لیگ برتر
نام کاربر
امتیاز
زهرا قزی
745
736
ساناز زارعي
732
نسرین غلامی
730
منصور مقدم
729
نسرين حجت پور
727
زینب جعفری
722
محسن قزی
716
امیر حسین زارعی
715
سارا قاسمي
712
مصطفي رضايي
710
سيد هادي هاشمي
707
محمد رضا يوسفي
700
میر محمود ابراهیم زاده گنجی
700
مریم مهران پور
699
حميدرضا محب علي
697
احمد رضا سعادت طلب
689
حسین ترابی
678
صادق فغفوري
677
سعيد فرزاد
676
ليگ 93-92
کاربران برتر لیگ
  • تعداد بازديد :
  • 18282
  • پنج شنبه 18/10/1382
  • تاريخ :

3 ساعت و نیم التهاب تا انتشار مرگ تختی


ساعت 2 بعدازظهر روز 18دی ماه، تیتر درشت روزنامه کیهان و اطلاعاتمردم ایران را غافلگیری کرد. کیهان در شماره 7333 خود تیتر زد: «غلامرضا تختی خود را کشت!» تیتر اول شماره 12480 اطلاعات هم این بود: « پیش از ظهر امروز تختی خودکشی کرد» این ها اولین خبر از مرگ تختی بود که منتشرشد.

پیکر تختی ساعت 30/10 در هتل آتلانتیک پیدا شد و تا ساعت 2 بعدازظهر که روزنامه اطلاعات و کیهان روی کیوسک برود، هیچ خبری از او را در رادیو و تلویزیون منتشرنشد.

دوستان تختی و برادر او اولین کسانی بودند که از مرگ او با خبر شدند و آنها هم فدراسیون کشتی را مطلع کردند.

با اینکه روزنامه های اطلاعات و کیهان مرگ تختی را خبر اول خود کرده بودند و نزدیک به سه صفحه به زندگی نامه تختی، مصاحبه های نزدیکان او و عکس های قهرمانی و مرگ او اختصاص داده بودند، رادیو  تلویزیون اهمیت چندانی به پخش این خبر ندادند.

تلویزیون برنامه ویژه ای برای مرگ تختی نداشت اما شبکه ملی، در اخبار ورزشی و سراسری این خبر را پخش کرد و عکس ها و تصاویری از کشتی ها و قهرمانی های تختی را به تصویر کشید. شاه و فرح نیز در اخبار این شبکه مرگ تختی را به مردم و خانواده او تسلیت گفتند.

تلویزیون تنها روز اول مرگ تختی، خبری از او پخش کرد و در برنامه های روزهای بعد، دیگر نامی از او نبرد. اما رادیو حتی یک خبر هم از مرگ تختی نداشت. عطاء بهمنش نویسنده و گزارشگر کشتی که در زمان مرگ تختی، اخبار ورزشی رادیو را گزارش می کرد، می گوید: «آن موقع دکتر آزمون رییس خبرگزاری پارس و رادیو بود. بعدها شد رییس اوقاف و معاون نخست وزیر. آزمون دستور داده بود خبر مرگ تختی از رادیو گفته نشود. من خبر را نوشتم. بردم که بخوانم، گفتند، نمی شود. گفتم از روزنامه ها عقب می افتیم. گفتند ما به روزنامه ها کاری نداریم. تلویزیون خبرش را داد. قطبی رییس تلویزیون مستقل بود. اما آزمون اینطور نبود. نمی دانم به جایی وابسته بود یا نه. اما اجازه نداد که خبر تختی پخش شود. در رادیو حتی قب از انقلاب هم نمی گذاشتند اسم تختی را بیاوریم.  رده بندی مدال آورهای المپیک و جهان را هم که می خواندیم می گفتند اسم تختی را نیار. ممکن نبود، رده بندی را گفت و اسم تختی را نیاورد، ما می گفتیم. نمی گویم تهدید می کردند، اما تذکر می دادند.»

کیهان و اطلاعات روزهای 18 و 19 دی ماه مرگ تختی را به طور مفصل گزارش کردند؛ اما روز 20 دی ماه آنها تنها یک مطلب از تختی داشتند و از روز 21 به بعد دیگر تختی در روزنامه های رسمی هم فراموش شد.

کیهان روز هجدهم کنار تیتر درشت «غلامرضا تختی خود را کشت!» عکس بزرگی از تختی چاپ کرده بود. در این عکس تختی با دو بنده روی تشک کشتی نشسته بود و چند نفر او را باد می زدند. کیهان در این شماره خود وصیت نامه تختی، دست خط او، عکس ها، مصاحبه ها، پیام های تسلیت و ... را چاپ کرد.

بیژن روئین پور خبرنگار که سال 1346 در کیهان ورزشی قلم  می زد، می گوید: «من آن موقع ششم دبیرستان بودم در کیهان ورزشی هم کار می کردم. بعد از ظهر در منیریه در مدرسه رهنما درس می خواندم. وقتی تعطیل شدیم، روی کیوسک تیترهای کیهان و اطلاعات شوکه ام کرد. کیهان را خریدم و رفتم مؤسسه. همه ناراحت بودند. رفتم پیش مهدی در سردبیر، با تختی خیلی رفیق بود. داشت گریه می کرد. تختی معروفترین ورزشکار ایران بود. درست است نامجو روزنه برداری اولین طلای ایران را گرفته بود، اما مردم تختی را بیشتردوست داشتند. غیر از روزنامه های داخلی، خبرگزاری های خارجی هم خبر مرگ تختی را مخابره کردند.»

کیهان در شماره بعد خود نیز، تیتر اصلی صفحه اول را به تختی اختصاص داده بود. «یادداشت های تختی از تصمیم ... تا مرگ» کیهان روز سه شنبه در صفحه اول خود مطالبی از اختلافات خانوادگی تختی، صحبت های مادرزن او، خواهر و یادداشت های خود غلامرضا چاپ کرد. عکس پسرتختی همراه با همسرش نیز از عکس های مهم این صفحه کیهان بود. در زیر نویس این عکس نوشته شده بود: «تنها پسر تختی در آغوش مادر غمزده اش. چه بهت زده نگاه م یکند در دنیای کودکانه اش چیزی را احساس می کند که نمی داند.»

در پایین صفحه نیز عکس بزرگی از تشییع پیکر تختی در انبوه مردم با زیرنویس: «سفر بی بازگشت تختی آغاز شد. بدرقه کنندگانش بسیار بودند. اما این بار بی امید و ماتمزده و ... چاپ شده بود. در صفحه 14 این شماره نیز دست نوشته های خود تختی دیده می شود اما روز چهارشنبه تنها یک مطلب با تیتر «تختی درباره تختی سخن می گوید»، درباره زندگی او چاپ شده بود. روزنامه اطلاعات رقیب کیهان نیز تنها سه رو از تختی نوشت.

اطلاعات روز 18 دی ماه صفحه اول و 17 خود را به مرگ تختی اختصاص داد. مطالبی از زندگی و افتخارات او، وصیت نامه، وعکس از اتاق تختی در هتل آتلانتیک.

اطلاعات روز بعد هم درشت تیتر زد: «تختی دو ماه و نیم قبل تصمیم به خودکشی گرفت.»

عکس بزرگ صفحه اول اطلاعات هم عکسی از در غسالخانه بود. این عکس نشان می داد که از گلو تا شکم تختی بخیه خورده و مرده شور در حال شستن اوست.

اطلاعات، مطالبی نیز از تشییع جنازه تختی و هجوم مردم  و شکستن در غسالخانه، عکس های جوانی تختی  سندی درباره خودکشی تختی چاپ کرده بود اطلاعات هم مثل کیهان روز چهارشنبه تنها یک یادداشت از دکتر محمد شاهکار درباره راز خودکشی یک قهرمان داشت.

یک دست نوشته تکان دهند


کاش در ترکیه مرده بودم

«کاش در ترکیه می مردم. همان موقع که تصادف کردم... امروز شنبه شانزدهم دی ماه است. ساعت 23/13 را نشان می دهد از خانه قهر کرده ام  آماده ام به هتل. تا ساعت 12 شب درصدد بودم که خودم را از بن ببرم. حالا ساعت 12 شب است. هنوز تصمیم قطعی نگرفته ام. به بابک می اندیشم... به زندگی ام می اندیشم که پس از مرگم تباه می شود... بابک بی پار می شود... نمی دانم چه کنم... تا فردا صبر می کنم... بالاخره تصمیم نهایی خود را گرفته ام. ساعت 2 بعد از شهر است. احساس می کنم چند ساعت بیشتر به آخر عمرم  نمانده ... ساعت 3 بعدازظهر است، مرگ به طرف من می آید. او را در فاصله چند قدمی خود می بینم. از او استقبال می کنم. ساعت 5/3 است. بدنم می لرزد. پشتم تیر می کشد. مرگ چه سخت و وحشت انگیز است. چشم هایم سیاهی می رود. دیگر نمی توانم بنویسم. دست هایم خشکیده و می لرزد.»

این بخشی از دست نوشته های تختی است که روز 19 دی ماه 1346 در کیهان چاپ شده است.

5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
UserName