راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • مدیریت هیجانات
    مدیریت هیجانات
    در زندگی روزمره‌ی خود همواره با حوادث و اتفاقات مختلفی مواجه و یا از وقوع آن‌ها مطلع می‌شویم که هر یک از آن‌ها احساسات یا هیجاناتی را در ما پدید می‌آورند که یقیناً در شکل دادن رفتارهای ما تأثیر‌گذار است.
  • حتی نزدیک نشوید
    حتی نزدیک نشوید
    از اينرو برخي دختران و پسران كه حريمها را رعايت نمي كنند ، حرمت حجب و حيا را پاس نمي دارند ، در روابطشان ، خوش آمدنها جاي ضرورتها را گرفته است به پرتگاهي نزديك مي شوند كه هر لحظه امكان سقوط در آن است و در سراشيبي گام برمي دارند
  • تعداد بازديد :
  • 5321
  • يکشنبه 8/6/1388
  • تاريخ :

هيجان ، نمک جواني است

هيجان

جوان‏ها، تقريباً در تمامى خانواده‏ها ، فرهنگ‏ها ، شهرها و کشورها، صفات نسبتاً مشابهى دارند ، از جمله اين که تمايل زيادى براى مشارکت در کارهاى روزمرّه خانه (مثل گرفتن نان از نانوايى سرِ کوچه) از خود ، نشان نمى‏دهند و در عين حال، براى تماشاى مستقيم و بى‏واسطه بازى تيم فوتبال مورد علاقه‏شان ، حاضرند صدها کيلومتر را در سرما و گرما سفر کنند، با آن که مى‏دانند آن بازى، مستقيماً از تلويزيون هم پخش مى‏شود و مى‏دانند که احتمال شکست تيمشان هم وجود دارد.

چرا اين طور است؟ چه چيزى به جوان‏ها اين انگيزه را مى‏دهد که راه‏هاى طولانى را بر خود، هموار کنند؟

تجربيات و مشاهدات ما نشان مى‏دهند که جوان‏ها، به دليل آن که در اوج توانايى‏هاى جسمى و در دوره شکوفايى استعدادهاى عاطفى خود به سر مى‏بَرند، هيجان‏خواه‏تر از ديگر گروه‏هاى سنّى جامعه‏اند و انرژى بيشترى را در راه رسيدن به يک تجربه هيجانىِ جديد ، صرف مى‏کنند.

هيجان چيست؟

هيجان ، مجموعه‏اى از واکنش‏هاى جسمى ـ روانى است که انسان يا حيوان، غالباً در برابر پديده‏ها و رويدادها يا محرّک بيرونى، از خود ، نشان مى‏دهند. هيجان‏ها و انگيزه‏ها، بر روى هم، احساس ما را تشکيل مى‏دهند و با هم، رابطه تنگاتنگ دارند ، از جمله اين که هيجان‏ها و انگيزه‏هاى اساسى، رفتارهاى ما را فعّال مى‏سازند و هدايت مى‏کنند. به عنوان نمونه، ميل جنسى که از انگيزه‏هاى نيرومند موجود در آدمى است، منبع بالقوّه‏اى براى هيجان «شادى» نيز هست.

همانطور که گفتيم جوانان هيجان خواه تر از ديگر افراد هستند و اين جنبه ي مثبتي براي آنان است به شرط آنکه بتوانند نسبت به هيجانات خود شناخت و کنترل داشته باشند و آن را در جهت مثبت هدايت کنند.

عوامل هيجان

در مجموع، سه عامل براى هيجان، شناسايى شده است:

1. برانگيختگى فيزيولوژيک (جسمى ـ طبيعى): برخى هيجان‏هاى روزانه ما، ممکن است نتيجه تغييراتى در وضعيت سلامت جسمى ما باشند. به عنوان مثال، بالا رفتن فشار خون و يا ضربان قلب، مى‏تواند بر خلاف معمول، هيجان خشم را در ما بر انگيزد ، در حالى که به صورت طبيعى و معمول، هميشه پس از قرار گرفتن در موقعيت خشم و ظهور خشم است که ضربان قلب و فشار خون و ميزان قند خون، بالا مى‏رود.

2. افکار و ارزيابى‏هاى ذهنى: مجموعه دانش و آگاهى‏هاى فرد، بر نوع و سطح هيجان او، تأثير مى‏گذارند. مثلاً آگاهى ما از اين که لاستيک‏هاى ماشين ما نو و يخ شکن هستند و خود ماشين هم پر قدرت و سالم و مجهّز است و مطّلع بودن ما از اين که چه‏طور مى‏توان در سرماى سخت هم ساعت‏ها از خودْ مراقبت کرد، به ما اجازه مى‏دهد که از زيبايى راه‏هاى برف گرفته کوهستانى لذّت ببريم و لحظاتى شاد را در دل طبيعت، سپرى کنيم، در حالى که بدون اين آگاهى‏ها، ترس بر ما چيره مى‏شد و بدون نيمى از آنها، دست کم نگران مى‏شديم (که سطح پايينى از همان «ترس» است).

در مجموع، روان‏شناسان معتقدند که نحوه ارزيابى ذهنى ما از يک موقعيّت است که شدّت تجربه هيجانى و برانگيختگى عاطفى ما را تعيين مى‏کند.

3. يادگيرى: اگر به ما آموخته باشند که «خرس‏هاى قهوه‏اى، بسيار خطرناک‏اند»، واکنش عاطفى (هيجانىِ) ما در لحظه رؤيت يک خرس قهوه‏اى، يقيناً «ترس» خواهد بود ؛ امّا اگر آموخته باشيم که: «خرس‏هاى قهوه‏اى، به شدّت از انسان مى‏ترسند و معمولاً تهديدى براى انسان‏ها محسوب نمى‏شوند»، حدّاکثر کارى که مى‏کنيم، اين است که به داخل ماشين خود مى‏رويم و از پشت شيشه‏ها، کنجکاوانه به حرکات خرس، مى‏نگريم و از اين که توانسته‏ايم از فاصله‏اى چنين نزديک، خرسى را ببينيم، خوش‏حال خواهيم بود.

هيجان

کنترل هيجان

سه عاملى که براى واکنش‏هاى هيجانى بر شمرديم، سه راهبرد کلّى براى مهار کردن واکنش‏هاى هيجانى (يا زمينه‏سازىِ واکنش‏هاى مطلوب و کاستن از واکنش‏هاى نامطلوب)، پيش پاى ما مى‏گذارند:

1. کنترل فيزيولوژيک (جسمى ـ طبيعي): با آن که گزيدن لب و لرزش دست و پا، از واکنش‏هاى بدنى مربوط به هيجانِ «ترس» محسوب مى‏شوند و پس از ترسيدن، ظهور مى‏کنند ، امّا روان‏شناسان معتقدند که تسلّط يافتن بر بدن (مثلاً تلاش براى نلرزيدن و نگزيدن لب، از طريق زمزمه کردن يک سرود و محکم گام برداشتن و...)، نقش مؤثّرى در کاهش ترس و کنترل آن دارد.

2. تغيير افکار و ارزيابى‏ها: هر شخص، چنانچه شناخت بهتر و صحيح‏ترى از خود و جهان اطراف خود پيدا کند، تسلّط بيشترى بر هيجانات خود ، خواهد داشت. کسى که سلسله نيازهاى خود را در زندگى، به ترتيب و به دقّت بررسى کرده و نقاط قوّت و ضعف خود را مى‏داند، براى رسيدن به «خودْشکوفايى» و تحقّق همه استعدادهاى خويش و يا رسيدن به الگوى شخصيّت سالم و انسان کامل و آرمانى خويش، گام‏هاى محکم‏ترى برخواهد داشت و هيجان‏هاى خويش را بهتر مديريت خواهد کرد.

کسى که مى‏داند کودکى و نوجوانى سختى داشته و محبّت کافى نديده است، طبيعتاً بايد روى دوستى‏ها و عشق‏هاى خود، کنترل بيشترى داشته باشد تا مبادا نياز محبّت خواهى او (که همچنان برآورده نشده مانده است)، زمينه‌ساز لغزش يا آسيبى براى وى شود.

 چنين کسى بايد طىّ ارزيابى‏هاى موشکافانه از خويش، معناى هيجان خويش را بفهمد و با مقاومت در برابر هيجان نامطلوب، به صورت معقول و آگاهانه، زمينه رفع نياز خود به عشق و احترام (به صورت صحيح) را فراهم سازد.

3. کنترل از طريق يادگيرى‏هاى تازه و تصحيح آموخته‏ها: براى دختر خانم جوانى که به عنوان معلّم، مأمور خدمت در روستا شده است، لازم است که آموخته‏هاى پيشين خود را درباره حيواناتى چون: سگ، روباه، شغال، مار، عقرب و... تصحيح و تکميل کند. در غير اين صورت، ترس از موقعيت‏هايى که ارزش ترسيدن ندارند و نفرت از روستا (با همه خوبى‏ها و زيبايى‏هايش)، به سراغ او مى‏آيند و در عوض، از شادى و لذّت زندگى در روستا و گشت و گذار در طبيعت نيز محروم خواهد شد. چنين فردى، بايد نحوه مقابله با ترس از سگ و تاريکى جاده و... را بياموزد و تمرين کند. اين قاعده، در مورد همگان صدق مي‌کند.

 

هيجان و تکرار

هنگامى که تجارب فرد در رسيدن به هيجانْ تکرار مى‏شوند، سطح برانگيختگى (يا تحريک روانى) کاهش مى‏يابد و فرد را به جستجوى تجربه‏اى ديگر و راهى ديگر، سوق مى‏دهد. هر موسيقى ناآشنايى، در ابتدا ناخوشايند است (چون بر انگيزاننده است) ؛ امّا پس از چند بار شنيدن، خوشايند مى‏شود و سرانجام، دوباره، پس از آن که چند بار شنيده شد، به چيزى ناخوشايند تبديل مى‏گردد (چون به قدر کافى برانگيزاننده نيست). اين، يکى از دلايلى است که بسيارى از افراد ميان‏سال (مثلاً والدين)، به موسيقى مُدرن روز، معترض هستند و نيز بسيارى از جوانان و نوجوانان نمى‏توانند جاذبه‏هاى موسيقى متعلّق به دوران والدين خود را درک کنند.

فرآيند آشنا شدن و خو کردن به محرّک‏هاى اطراف، زمينه مهمّى براى دست زدن افراد (اعم از هيجان‏خواهان، عموم جوانان و بلکه همه کسانى که نيازهاى روانىِ برآورده نشده دارند) به تجربه‏هاى جديدِ برانگيختگى و تحريک روانى و در نتيجه، رسيدن به هيجان است. مصداق بارز اين فرايند، معتادان تفنّنى هستند که کارشان از سيگار کشيدنِ گاه گاه، آغاز شده است و به کشيدن ترياک در ميهمانى‏هاى دوستانه و سپس هر روزه و سپس هرويين و سپس تزريق مورفين و... انجاميده است ؛ هَوَسى که پايان ندارد!

مصداق ديگر خو کردن به محرّک‏هاى اطراف، دخترها و پسرهايى هستند که به دوستى‏هاى کوتاه خيابانى يا عشق‏هاى داغ و بى‏وفايى‏ها و دلزدگى‏هاى سريع، عادت کرده‏اند و هيچ‏گاه هم به شادکامى يا همان آرامش و شادى و لذّت عميق مورد نظرشان نمى‏رسند ، مگر آن که به شناخت نيازهاى تأمين نشده خويش و درمان آنها از طريق خويشتندارى و مهار هيجان‏ها و بازگشت به الگوهاى اخلاقى و معنابخشى به زندگى و روابط اجتماعى خويش رو بياورند.

 

هيجان هم مثل قوّه تفکر يا بينايى و مثل آب و غذا و اکسيژن، نعمتى است که خداوند، در وجود انسان نهاده و موهبتى است که موجب زيبايى و زينت حيات انسانى است. مى‏توانيم آن را مديريت و مهار کنيم و از اين طريق، به زندگى‏مان تعادل ببخشيم و گامى به «خودشکوفايى» و «شادکامي» نزديک‏تر شويم، و مى‏توانيم با افراط و تفريط در مورد آن، فرصت کمال يافتن از طريق آن را از دست بدهيم....

 

منابع : حديث زندگي - کتاب بهداشت رواني

تنظيم براي تبيان :داوودي

 

مقالات مرتبط :

کنترل هيجان ها در بدترين شرايط

غريزه ي جنسي مشکل بزرگ جوانان

سبز ترين فصل زندگي

معضل هميشگي جوانان

نوجوانان و جوانان ،جو گير نشويد!

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
mohammad0962
good
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 10/6/1388 - 21:9