• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 9119
  • پنج شنبه 21/8/1388
  • تاريخ :

جدايي با دلي آکنده از وابستگي

عشق در اسارت

دختري هستم 20 ساله. امسال هم کنکور دارم. البته پارسال هم پشت کنکوري بودم اما انتخاب رشته نکردم چون نتيجه کنکور اصلاً مورد قبول خودم و خانواده ام نبود. قضيه اين است که من چند وقتي است براي رفع خستگي و البته کسب اطلاعات در مورد درس و کنکور بهنت مي آيم.  در همين گير و دار با پسري آشنا شدم که 23 ساله و داراي مدرک مهندسي است. اوائل صحبت هاي معمولي در مورد درس و کنکور بين ما رد و بدل مي شد اما بعد از حدود يکماه از آشنايي گفت که به من علاقمند شده. من که درگير کنکور بودم به حرف او توجهي نداشتم.

 

 من با پسرهاي خيلي زيادي چت کرده ام و هدفم از اين کار به دست آوردن شناخت نسبي از پسرها بوده. مطالب زيادي در مورد فريبکاري دخترها شنيده ام. کتاب هاي زيادي را خوانده ام و به خودم قول داده بودم که هيچ وقت با هيچ پسري رفاقت نکنم و حواسم را جمع کنم که فريب حرف هاي عاشقانه آنها را نخورم. هميشه حماقت دخترهايي را که دل به صحبت هاي علاقمندانه پسران مي سپارند به مسخره مي گرفتم و اساساً دوستي دختر و پسر را اشتباه مي دانستم. بهرحال سعي مي کردم او را از لحاظ صداقت محک بزنم. بحث هاي ما شده بود بحث هاي درس و کنکور و گاهي هم اتفاقات سياسي. بتدريج و پس از ارتباطات مکرر متوجه شدم که اين پسر با پسرهاي ديگر تفاوت داره.

اصلاً متوجه نشدم که مباحثات درسي و سياسي چرا کار من را به علاقه کشاند. من که تجربه بسياري (به نظر خودم) در مورد اين نوع رابطه داشتم پس چرا داشتم به او دل مي بستم.

صداقت خاصي در کلامش پيدا مي کردم و ... پس از مدتي خواستار اين شد که از من شماره تلفني داشته باشد تا به غير از نت ارتباط تلفني هم داشته باشيم. اصلاً متوجه نشدم که مباحثات درسي و سياسي چرا کار من را به علاقه کشاند. من که تجربه بسياري (به نظر خودم) در مورد اين نوع رابطه داشتم پس چرا داشتم به او دل مي بستم. داشتم مطمئن مي شدم که او مرد زندگي من است و قرار بود تا چند وقت ديگه قضيه رو به خانواده هايمان اطلاع دهيم. اما با يک پيامک عاشقانه از طرف او که خطاب به شخص ديگري بود و اشتباهاً به گوشي من ارسال شده بود همه چيز تغيير کرد. اعتبار و اعتمادي که براي او قائل بودم به يک دفعه از بين رفت و ...

                                                               **************************

دوستي هاي خياباني يا دوستي هايي در نت مبحثي است که در مجامع و مطبوعات و سايت ها بسيار مورد توجه کارشناسان اجتماعي قرار گرفته. روانشناسان مکرراً به اين قضيه اشاره دارند که اينترنت و فضاهاي مجازي محيط مناسبي براي دوستي و آشنايي و ازدواج ، حتي کمک گرفتن براي مسائل درسي نيست. افراد در دنياي حقيقي هم مي توانند با هزار فريب و نيرنگ ارتباط هاي صميمانه برقرار کنند و به اصطلاح گنجشک را به جاي قناري رنگ کنند و بفروشند چه رسد به فضاهاي مجازي که هيچ ضمانتي براي شنيده ها و گفته ها و حتي ديدني ها وجود ندارد.  

خيلي ها معتقدند که ما فريب احساس را نمي خوريم اما بايد خدمت اين عده عرض کرد که خيلي مطمئن نباشيد و براي کسب تجربه قصه گذشتگان را بخوانيد به علاوه چه ضمانتي براي به دام نيفتادن مخاطب شما در اين ارتباط وجود دارد؟

 

ارتباط دختر و پسر

درست است که دوران جواني چنين اقتضا مي کند که جوان خود تجربه کند و خود به آزمون و خطا بپردازد. اما بسياري از مسائل ارزش آن را دارد که پاي صحبت بزرگترها بنشينيم و از تجارب سياه و سفيد آنها عبرت بگيريم. بسياري از جوانان به بهانه تفاوت نسل ها مي خواهند روزگار را خود بر دوش بکشند و خود به کارزار شناخت وارد شوند و با استفاده از موقعيت هاي گوناگون طرف مقابل را به محک بگذارند اما غافل از اينکه براي شناخت انسان اين موجود پيچيده بايد هزاران هزار ديد و شنيد و به يک نوع ارتباط نمي توان بسنده کرد. در پاسخ بسياري افراد ابزار مي کنند که خب آشنايي اوليه را در اين فضا ايجاد مي کنيم و در صورت مقبول بودن قرار را به دنياي حقيقي و ملاقات ها مي کشانيم در حالي که در آن زمان دلبستگي ها و علاقمندي اجازه تفکرات منطقي و معقولانه را از دو طرف سلب مي کند و هر دو تنها در غالب منطق اما با احساسات صرف به ادامه رابطه مي پردازند.

 

دسته اي ديگر نيز به بهانه دوستي، خوش گذراني، سر کار گذاشتن، شناخت جنس مخالف و ويژگي هاي آن به روابط پا مي گذارند غافل از اين که طبيعت چنين اقتضا مي کند که رابطه زمان دار دو شخص از جنس مخالف گاه هدف و نيت نمي شناسد و علم غيب هم نمي داند. ناگهان زماني چشم عقل باز مي شود که  گرفتار و درگير احساسات شده اند و زمان ،زمان جدايي است اما با دلي آکنده از وابستگي. خيلي ها معتقدند که ما فريب احساس را نمي خوريم اما بايد خدمت اين عده عرض کرد که خيلي مطمئن نباشيد و براي کسب تجربه قصه گذشتگان را بخوانيد به علاوه چه ضمانتي براي به دام نيفتادن مخاطب شما در اين ارتباط وجود دارد؟ مراکز مشاوره بسيار ديده جواناني را که از رهگذر زمان و به علت علاقه به تجربه اندوزي و يا استقلال در شناخت افراد  به خدمات روانشناختي  و مشاوره پناه آورده اند و قصه پشيماني و نجات و رهايي. اما ....

 

فهيمه کهتري - خانواده و زندگي

 

مقالات مرتبط

دشمن ديرين عقل

کاهش تحريک ، راهي ديگر

سبک دينى حيات جنسى براي جوانان

هويت جنسي بيمار گونه

بايد ارضا شود ،اما چگونه ؟

مطمئن باش قابل کنترله

خويشتن داري در اوج غريزه

حتي نزديک نشويد

خود کشي بخاطر حساس ترين نياز!

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
زهرا
درست عین زندگی من بود/ولی من زیادچت نمیكردم واولین صحبتم بودباجنس مخالف الان هم هیچی به هیچی......خیلی ناراحتم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 6/7/1390 - 17:6
mohammad amin
پسر ها باهم فرق می کنند.بعضی ها هم با وفا و بعضی ها هم بی وفا هستند.اینقدر نسبت به پسر ها بدبین نباشید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 25/2/1390 - 14:38
mahdi_vahedi63
خانم ها فکر نکنند که فقط به اونا فشار میاد. باور کنید به پسر هایی هم که قطع رابطه می کنن فشار میاد. حالا به هر دلیلی که رابطه رو قطع کرده باشن. من خودم وبلاگ می نوشتم، یه خانمی میومد نظر می داد. من هم جواب می دادم. بعد یه مدت پیشنهاد ازدواج داد و من قبول کردم. بعد از مدتی استرس بهم وارد شد که آیا ایشون گزینه مناسبیه؟ وقتی گفتم که نمی تونم ادامه بدم خیلی ناراحت شد. می خوام بگم که خب همه حق انتخاب دارن. در واقع اشتباه از هر دوی ما بود. نمیشه یه طرف رو مقصر بدونیم.
به هر حال راه اینه که خانواده ها هوای جوونا را داشته باشن و قبل از اینکه این مورد ها براشون پیش بیاد بهشون توصیه های لازم رو گوشزد کنن.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 9/2/1390 - 2:6
ناشناس ناشناس
سلام ترو به خدا جواب سوالم را بدهید .من الان نزدیک دوساله که طلاق گرفتم خیلی کوچیک بودم که شوهرم دادن اصلا توانایی درک مسائل را نداشتم ودر ضمن کم زبان هم بودم ونتونستم نه بگم .حدود 4 ماه با هم عقد بودیم و بعد متوجه شدم که نزول خوره برا همین طلاق گرفتم.الان از این ناراحتم که چرا خدا منا برا بدبخت شدن انتخاب کرد و چرا بین این همه دختر من باید این طوری بشم.الان پیش دانشگاهیم واصلا نمی تونم تمرکز کنم رو اینکه درس بخونم فکرم مشغوله دیگه کی حاضر با یه دختر زشت و مطعلقه از دواج بکنه ترو به خدا جوابشو برام ارسال کنید جلوی دیگرا خودم را محکم می گیرم که انگار اتفاقی نیفتاده ولی از درون داغونم.ممنو ن میشم کمکم کنید اجرتون با امام حسین****
پاسخ تبیان : با سلام دوست گرامی، شما می توانید مشکل تان را در این بخش مطرح نمایید. http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=845&GroupID=1185 موفق باشید
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 24/8/1389 - 17:19
ناشناس
سلام. چرا فقط فكر میكنید پسرها احساس ندارند؟ به نظرم باید اول باشناخت صحیح اززندگی واینكه اینده رویاهای ما باید با واقعیت جور باشه به طرفمون نگاه كنیم ورابطه همدر چارچوب خانواده باشه. وهمه چیزراپس از بررسی و حصول شرایط عقلانی و با پاسخ به قلبمون را همه گی به خدا بسپاریم. خودش كمكمون میكنه.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 7/7/1389 - 16:33
ناشناس
واقعا که درسته برای منم اتفاق افتاده اما در حد کمتری و ارد شدن به نت باروحیه حساس دخترا اشتباهه حتی اگه بگیم ما حواسمون جمعه ....
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 27/5/1389 - 22:39
xXxsoft
خیلی چیزا میتونه دلیلش باشه اما به نظر من مهمترینش دید و بصیرته به ما جونا ماهی گیری رو یاد بدین نه ماهی رو شنا كردنو یادمون بدین محروم كردن از دریا تهش قرق شدنه.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 18/4/1389 - 12:8
ناشناس
خیلی دردناکه.منهم تجربه کردم اما خیلی بدتر .بعد از چهار سال دوستی ووابستگی شدید یه روز متوجه شدم مدتهاست ازذواج کرده ومنو سر کار گذاشته و اصلا به من نمی گفت که زن گرفته.حالا من موندم با چهار سال خاطره ومتنفر از تمام مردها . برام دعا کنید...ممنون
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 9/3/1389 - 18:35
ناشناس
وابسته نشی بهتره تا اینکه بخوایی وابسته بشی بعد دل بکنی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 25/12/1388 - 10:26
f v
اگه اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 17/12/1388 - 21:53
mahin
این دنیای اینترنت همه رو بازی میده اولش احساس و بعد عقلو میبره و بعد جدایی و گریه و پشیمونی هدیه میاره همین حالا هر كی تو دنیاشه یا اولشه پاشو پس بكشه سرم اومد كه میگم
ما دخترا اینجور بدبختیهایی رو تا نكشیم آدم نمی شیم
ماه من دوست اینترنتی من با ورود اولین خواستگارم پا پس كشید و رفت انگار نه انگار چه حرفایی زد و چه گریه هایی كه نكرد
البته بخشیدمش انشالله به راه راست هدایت بشه و خوشبخت زندگی كنه
كینه به دل نگیرین فقط خودتونو اذیت میكنین
خداحافظ
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 29/10/1388 - 11:23
ناشناس
اولاش یکم شبیه قضه من بود، اما برا من خیلی بدتراز این بود! گول نامردو خوردن به اندازه اینکه آدمو یه مرد فریب بده درد نداره! هنوز هم دارم تاوان یه اشتباه عمرمو پس میدم! خدا نصیب هیچکس نکنه!!!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 10/10/1388 - 0:1
ya_ali
خطاب به خانم زهرا فلاحی كه اولین نظر را برای این مقاله نوشته اند باید عرض كنم كه: چنین مشكلاتی(آسیبهای ناشی از جدائی و شكست عشقی) در غرب بسیار بیشتر از آنچه شما تصور میكنید وجود دارد؛ فكر میكنید برای چه یك كودك 6 ساله به مربی اش میگوید من در طول چند ماه گذشته 6 تا بابا عوض كرده ام؟!!! چون ایجاد ارتباط عاطفی-زناشوئی و قطع آن در فرهنگ غربی بسیار راحت است و نمونه آن در فیلمهای غربی به وضوح قابل مشاهده است(البته خیلی پررنگش نمیكنند یعنی برایشان عادی است). من احساس میكنم فضای جامعه ما بسته نیست! حالا اگر پدر و مادر محترم این خانم برایشان یك فضای بسته ایجاد كرده اندنباید آنرا به تمام جامعه تسری بدهند. و یا اگر ایشان رعایت ادب و حیا و موازین اخلاقی را یك نوع اختناق میدانند ، این نشان میدهد كه قدر نتایج آنها و ایجاد آرامش و ثبات در روابط خانوادگی را نمیدانند. به هر حال باز گذاشتن ارتباطات عاطفی به خاطر آسیب هائی كه میزند مذموم است و «شیوع فساد در جامعه كم كم اخلاق زنان جامعه را به مرد و مردان جامعه را به زن نزدیك میكند.»
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 24/9/1388 - 15:16
ناشناس
این قصه مثل قصه زندگی من بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 19/9/1388 - 0:19
kami1234
مشكل از فرهنگ ما نیست بلكه مشكل این است كه فرهنگ غرب با ما مخلوط شده وفرهنگ ما داره پاك میشه شما فكر میكنی در غرب چنین مشكلی وجود ندارد؟برعكس مشكلات تو ایران هم از اونا گرفته شده به خاطرتقلید كوركورانه جوونا ازغرب لطفا برای آگاهی بیشتر به كتاب بهشت جوانان مراجعه كنید

حسن ابراهیمی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 22/8/1388 - 21:18
ناشناس
به نظر من در ها رو باید پدر و مادر وجامعه باز کنند یعنی دایره ازدواج در قالب اسلام در نظر بگیرند توی ابن زمونه پرداخت مهریه های حتی 200 تا هم با توجه به توقع های جانبی برای بعضی جوان ها زیاده پدر ومادر ها هم فکر فرزندا نشان در این دوره وانفسا نیستند مشکل مسکن با اجاره ای گزاف وبی کاری وحتی کارهائی با حقوق کم این درد سر ها را هم به وجود می آورد خدا خیر شون نده بی حجابی وبد حجابی هم که غو غا کرده به نظر من اگر کسی مسلط بمونه به نفسش کار بسیار بزرگی کرده خدا بیامرزدش.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 22/8/1388 - 15:34
280657
اگر فرهنگ غنی اسلامی رو توی همه مسائل زندگیمون پیاده کنیم دچار چنین مشکلاتی نمیشیم.
فرهنگ اسلامی چنین ارتباطاتی رو که سراسر رد و بدل کردن احساسات بدون منطق هست و انتخاب تقریبا در حاشیه اون قرار داره نمی پسنده و رد می کنه اسلام میگه دختر و پسر باید در سایه منطق به اشنایی بپردازن بنابراین منطق حکم میکنه که ارتباط در چارچوب زمانی خاص باشه . با اگاهی چند نفر با تجربه و صاحب نظر باشه. بدور از پنهان کاری باشه. همه جوانب شخصیت سنجیده بشه. و در زمانی اتفاق بیفته که امکان سر و سامان دادن به اون ر داشته باشیم و...و...و...
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 21/8/1388 - 12:53
313
منظور شما از باز کردن درها غرق شدن بیشتر جوانان در اقیانوس بی انتهای نت است یا ارتباط وسیعتر جنسهای مخالف در هر حال مشکل فرهنگی از راه فرهنگی مانند شناخت وآگاهی و بصیرت و استفاده درست از ابزار حل میشود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 21/8/1388 - 11:27
zahrafallahi
آیا چنین مشکلی در غرب وجود داره؟؟؟ مشکل ما یه مشکل فرهنگیه. با این حرفها هم هیچی درست نمیشه. ما کلا در ارتباطات مشکل داریم. حتی ارتباط میان افراد از یک جنس. چه برسه به افراد از جنس مخالف. مشکل آموزش و اطلاع رسانی و آگاهی هم داریم. این مشکل کل جامعه است. تا زمانی که چنین فضای بسته ی فرهنگی داریم این مشکلات همچنان ادامه خواهد داشت. مگر ما مدعی داشتن تمدن و فرهنگ بالای ایرانی نیستیم؟؟؟ پس چرا از بازکردن درها می ترسیم؟؟ می گویند تبلیغاتشان فریبنده است. شما هم دست به کار شوید! الان نمی توانید؟؟؟ خب پس تا روزی که بتوانید تلفاتش را هم تحمل کنید! هرچه باشد ما در گذار فرهنگی بسر می بریم!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 21/8/1388 - 10:30
مطالب مرتبط
  • علل رابطه ناسالم با نامحرم
    علل رابطه ناسالم با نامحرم
    بى‏ترديد ايام جوانى، ايام بيدارى غريزه جنسى و گرايش به جنس مخالف است. در اين ايام شوق جنسى و احساسات بر روان آدمى سايه مى‏افكند؛ ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تأثير قرار مى‏دهد و سبب تحريك پذيرى وى در برخورد با جنس مخالف مى‏شود.
  • پسر ها نخوانند
    پسر ها نخوانند
    در آغاز نوجواني‌ به‌ علت‌ بيداري‌ غرايز و شدت‌ حالات‌ هيجاني، گرايش‌ دختران‌ و پسران‌ به‌ دوستي‌ با جنس‌ مخالف‌ بيشتر مي ‌شود.
  • پشت مانیتور ، عاشق نشوید!
    پشت مانیتور ، عاشق نشوید!
    برخي كارشناسان ارتباط‌هاي دوستانه اينترنتي بويژه دوستي‌هاي دختران و پسران در فضاي چت كه بعضا ممكن است به ازدواج‌هاي اينترنتي نيز ختم شود را حركت با چراغ خاموش و بي‌سروصداي زندگي تعبير كرده و ترجيح مي‌دهند پيش از آن كه در داخل يا خارج از كشور، كسي را انتخا