شهاب
همه چیز درست میشه ...!!
رازش صبر و توکله...
قول میدم.
پاسخ تبیان :
سه شنبه 27/10/1390 - 12:3
ادم
من داغونم انم به خاطرشوهرنامردم والانم دنبال طلاقم واگرنه خیلی دختراجتماعی وشادی بودم
پاسخ تبیان :
يکشنبه 18/10/1390 - 16:20
ناشناس
فقط میتونم بگم افسردگی اینه که از کارهای سخت فرار میکنن و میدونم که هیچ راهی نیست جز راه با خدا اشنا شدن اگر خدارو پیدا کردی بعد میفهمی که این کارایی که میکردی همش مسخره بوده بدترین چیز این این است که به در گاه خدا ناامید شدن شیطان از شما یه چیز میخوتد این هم نا امید شدن به در گاه خداست هر وقت نا امید شدی به خدا پناه ببر و از خسوسیات خدا بدون خدافظ
پاسخ تبیان :
سه شنبه 8/9/1390 - 0:55
ناشناس
سلام بسیار عالی بودمرسی
پاسخ تبیان :
جمعه 15/7/1390 - 13:29
الهام
خوب بود
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 7/7/1390 - 19:54
ناشناس
سلام من از اینکه بچه ندارم دارم افسرده میشم
پاسخ تبیان :
جمعه 1/7/1390 - 11:58
الهه
باید به نکات مطلب عمل کرد تا نتیجه دید.خوب بود در کل
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 30/6/1390 - 0:44
فاطمه
تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نیاز/میكشم ناز یكی تا به همه ناز كنم.فقط به خداتوكل كنید.دوستدار همگی شما
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 24/6/1390 - 11:8
فاطمه تپش
سلام سلام
مطالب جالبی بود ممنون ولی من هم ازدواج کردم هم توی درسام موفقم و هم کار دارم ولی بازم ناراحتم نمیدونم چرا ولی اینو میدونم که حالم خیلی خرابه شاید دلیلش این باشه که دوستی ندارم تا باهاش درد دل کنم نمیتونم با شوهرم راحت باشم نمیدونم چرا شاید تصور دیگه ای از زندگی
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 6/5/1390 - 11:55
ریحانه
سلام
متن خوبی بود نظرهای همه ی دوستان رو هم خوندم. عزیزان افسردگی و به خصوص غم از دست دادن عزیزی در زندگی می تونه خیلی خطرناک باشه می تونه باعث بشه که ما یک شیه تمام اعتقادات خودمون رو نسبت به خدا از دست بدیم. نباید بگذاریم چنین اتفاقی رخ بده. باید به این نقطه برسیم که تا وقتی که نفس می کشیم و تا وقتی که هنوز نعمت زندگی ازمون گرفته نشده، باید به دیگران کمک کنیم و به همه عشق بورزیم حتی اگر در حق ما جفا کرده باشند تنها با محبت کردن هست که می تونیم به هدف اصلی زندگیمون برسیم.
برای همتون از خداوند مهربون طلب خیر می کنم
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 5/5/1390 - 11:33
hadi
بد نیست اما همه مشکلات خودمون رو داریم که بزرگن
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 14/2/1390 - 19:9
هارون اشرفی اشرفی
تشکر>تاحدی خوب است
پاسخ تبیان :
سه شنبه 23/1/1390 - 23:51
شامحمود نجیب
تشکر ازرهنمای خوب شما، اما دربعضی حالات کار که انجام شده است وتغیر دادن آن هم تقریبا غیر ممکن است، پس انسان غیر ازناامیدی وحسرت چه کند؟
پاسخ تبیان :
يکشنبه 7/1/1390 - 13:43
ناشناس
من در یک سری موارد خیلی بد شانسم .شاید حکمت خدا باشه ولی در کل از زندگیم راضیم.خدا رو شکر
پاسخ تبیان :
دوشنبه 23/12/1389 - 11:8
منتظر
دلم گرفته وناامیدم دنبال کار اینهمه دعا گفتم خدایا بذار من اینجا قبول شم حالا که ازدواج نکردم حداقل کارم درست شه اما من رد شدم واونی که نعمت ازدواج رو بهش داده بودی نعمت کار رو هم به اون دادی ومن برای بار N ام شکست خوردم حالا انتظار داری دوباره بیام در خونت بشینم وباز ازت بخوام با چه امیدی فدات بشم؟
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 18/12/1389 - 16:10
محمد
خوب بود
پاسخ تبیان :
شنبه 30/11/1389 - 14:58
m m
شاید چیزی رو که می خواید به دست نیارید شاید چیزی هایی رو که از دست دادید هرگز دوباره به دست نیارید یک چیز ساده مثل یک جفت پرنده خیلی کمک می کنه امتحانش کنید احمقانه نیست نخندید امتحان کنید
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 27/11/1389 - 0:48
نوید حسینی یان
کافی نیست من احساس می کنم موقعیت های زندگیمو کشتم ولی شما قانع ام نکردن هرچی هم حواسمو پرت میکنم باز درگیر نومیدی میشم.
پاسخ تبیان :
شنبه 23/11/1389 - 19:28
شبانه شبانه
متشکریم از نظریات شما اما قابل ذکر است زمانیکه انسان ها افسرده یا نا امید میشوند از در هر کار که بخواهند خود را مصروف کنند از افسرده گی دوری کنند اما هوش هواس ایشان متوجه نا امیدی ها ی خود است.
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 14/11/1389 - 11:24
سمانه
ولی وقتی آدم ناامیده باید یه راهی پیدا شه که بتونی دلخوش باشی و از ناامیدی در بیای. نه؟ وقتی مبینم همه ی درها بسته است. وقتی خدا هم کمکم نمی کنه. دیگه چطور...؟
بعدشم خب چه فرقی میکنه من در حالت ناامیدی باشم یا شادی؟ کی گفته وقتی شادی چیزای خوب به سمتت میان؟
پاسخ تبیان :
يکشنبه 3/11/1389 - 12:49
zahra
من ایقد ناامیدم که دیگه جایی برای فکر کردن در مورد مطلب شما ندارم من خیلی خستم خیلی دیگه جایی برام نمونده من خیلی خستم نا امیدناامید شاید باهمه دنیاخدا حافظی کنم
پاسخ تبیان :
شنبه 2/11/1389 - 17:49
زهرا
من حدود6 ماه درگیر چنین احساسات تلخی بودم.بدترین مشکل اینجاست که کسی که افسردگی داره و دلگیره تلاشی برای رهایی از این احساسات نداره.اما من بالاخره خواستم و تونستم خودم رو دوباره پیدا کنم و حالا خیلی شاد و راضیم.راهش هم اینه که در کوچکترین و ساده ترین کارهای روزانه خودتان تحولات بزرگی ایجاد کنید.البته اول باید بخواهید. موفق باشید.
پاسخ تبیان :
دوشنبه 27/10/1389 - 11:15
در به در
نمی دونم.من که همه راهی رو امتحان کردم.اینم رو.
هر چند بعید میدونم جواب بده مگه تا کی میشه بی هدف با تظاهر کرد که شادم.
پاسخ تبیان :
شنبه 13/9/1389 - 3:32
سارا
سلام ممنون که به نظر منم اهمیت دادید
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 19/8/1389 - 22:12
ملیهه
شاید این مطالبی که شما گفتید از نظر علمی درست باشه اما دوست عزیز ادمی که از همه جا نا امیده وقتی با خودش فکر می کنه که تو این مدتی که تو دنیا مثلا داره زندگی میکنه باید چه بد بختیها رو تحمل کنه بدون اینکه کاری ازش بر بیاد وقتی میبینه هیچکی نیست به دادش برسه وقتی که میبینه خدا هم بی خیالش شده انوقت اینقد از همه چی بیزار میشه که دیگه وجود خدا رو هم قبول نداره چه برسه به این چیزا.خوش به حالت. دل خوش سیری چند...
پاسخ تبیان :
يکشنبه 16/8/1389 - 13:0
ن
بد نبود ولی هیچ اثری در من نکرد
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 12/8/1389 - 14:56
باران
منم شاکی ام
شاکیییییییییییییییییییییییییی
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 6/8/1389 - 10:57
ناشناس
منم حالم خوب نیست 5 سال خودمو زمانمو جسممو بپای کسی گذاشتم که حالا واسم سر سوزن ارزش قایل نیست خیلی داغونم
پاسخ تبیان :
سه شنبه 20/7/1389 - 19:1
امیر مهدی
با تشکر از شما
لطفا" مقاله های درمان ناامیدی را برام بفرستید.
پاسخ تبیان :
دوشنبه 12/7/1389 - 21:57
مهدی
یاد بگیریم همه چیزو خودمون بدست بیاریم حتی امید
پاسخ تبیان :
دوشنبه 12/7/1389 - 0:24