راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • نصايح شيخ بهايي به فرزندش آدمي
    نصايح شيخ بهايي به فرزندش آدمي
    اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست. اگر بسیار كار كند، می‌گویند احمق است. اگر كم كار كند، می‌گویند تنبل است. اگر بخشش كند می‌گویند افراط می‌كند.
  • تاليفات و آثار علمي شيخ بهايي
    تاليفات و آثار علمي شيخ بهايي
    شيخ بهايي(ره) يكى از پر بركت‏ترين علماى جهان اسلام از نظر تاليف و تنوع در آن بوده‏ است. برخى تعداد تاليفات او را با توجه به رساله‏ها و تحشيه‏ها(حاشيه نويسي‌ها) و تعليقه‏ها، به عدد 200جلد رسانده‏اند، ولى تازه‏ترين تحقيق در اين مورد، تلاش و كوشش دانشمند محت
  • سیری در آثار علمی شیخ بهائی
    سیری در آثار علمی شیخ بهائی
    مقام علمی و ادبی و شخصیت علمی بهایی از آن نظر مورد توجه و اعجاب است كه وی در تمام علوم رسمی زمان خود دست داشت و در شماری از آن‌ها منحصر به فرد بود. او در حوزه معارف دینی و علوم اسلامی استاد بود و از خود خلاقیت بسیار نشان داد
  • تعداد بازديد :
  • 4515
  • يکشنبه 21/7/1387
  • تاريخ :

طنز و شوخ طبعی در کشکول شیخ بهایی

كشكول شيخ بهايي

در شماره سی و هفتم از مجموعه کتاب های مترو ، از کشکول شیخ بهایی، طنز و شوخ طبعی‌های موجود در كشكول شیخ بهایی توسط مهدی تمیزی استخراج شده كه چند حکایت از این مجموعه را در اینجا ذكر می‌نماییم:

 

- مردی زمینش را به مبلغی فروخت و در برابر آن اسبی خرید . حکیمی به او رسید و گفت: "دانستی که چه معامله‌ایی کردی؟ چیزی را که به آن سرگین می‌دادی و در برابرش جو می‌گرفتی، با چیزی عوض کردی که باید به آن جو بدهی و در برابرش سرگین بگیری! "

 

- یکی از یکی دیگر درخواست کرد، تا مبلغی را با مهلت یک ماهه به او قرض دهد . آن یکی گفت: "اکنون مبلغی را که می‌خواهی ندارم . اما می‌توانم به جای یک ماه به تو یک سال مهلت بدهم! "

 

- پارسایی مقداری گندم برای پیرمرد آسیابانی برد و به او گفت: "هر چه سریع‌تر گندم‌های مرا آرد کن، اگر نه نفرین می‌کنم تا الاغ تو به صورت سنگی درآید." آسیابان پیر ، نگاهی به او کرد و گفت: "اگر راست می‌گویی، الاغ را رها کن و دعا کن تا گندم‌هایت به صورت آرد درآید!"

 

- مردی به صاحبخانه‌ی خود گفت: "زحمت بکشید و ستون این سقف را تعمیر کنید که به شدت صدای شکستگی می‌کند." صاحبخانه گفت: "نگران نباش، ستون در حال ذکر گفتن است!" مرد گفت: "البته که نگران نیستم ، فقط می‌ترسم نازک دلی در او ایجاد شود و سجده کند! "

 

منبع:

مجموعه کتاب‌های مترو ، ش 37 ، مهدی تمیزی .

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
بیشتر بنویسید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 2/11/1390 - 23:2
tak
خیلی پرمحتوا بود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 9/9/1389 - 11:49
مشرف حسين عارفي
خیلی خوب است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 11/7/1388 - 10:15
dragon1991
جالب بود ممنون
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 22/7/1387 - 10:48