شفاء صدور الأنام في توضيح مرام الإسلام
اين مقاله،از لابه لاي كتب يكي از فرزندان ايشان پيدا شده كه به خط خود مؤلف است و با اندكي تفاوت در كتاب شذرات المعارف (مقاله اوّل) به طبع رسيده است. در صفحه اوّل اين گفتار، تاريخ آن را شهر محرم الحرام 1342 ق درج كرده اند.
اين مقاله نشانگر فكر بلند و افق وسيع ديد مرحوم شاه آبادي است. وي داراي نگرشي حكومتي بوده و معارف اسلامي را از اين زاويه مورد توجه قرار داده است ايشان دراين نوشتار بخوبي علل ضعف جوامع اسلامي را تشريح كرده و راه حل هاي آن را تبيين كرده است و مي توان گفت كه مرحوم شاه آبادي در نوشته هاي خويش چارچوب يك حكومت و نظام اسلامي منطبق بر شرايط روز را با استفاده از متون و معارف اسلامي بيان كرده است.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدللّه رب العالمين. والسلام علي محمّد و آله الطاهرين، و لعنة الله علي اعدائهم أجمعين.
قال الله تعالي: «يا أيّها الناس قد جاءتكم موعظةٌ من ربِّكُم و شفاءٌ لما في الصدور و هُديً و رحمةٌ للمؤمنين ». 29
مدت زماني است كه ممالك اسلاميه ـ خاصّه پايتخت آن ـ مبتلا به امراض مزمنه و مهلكه شده، از انتشار عقائد باطله و اخلاق رذيله و افعال قبيحه، به حدي كه نمي توان جامعه را نسبت به انسانيت داد؛ فضلاً عن الاسلامية. و روز به روز در شدت و فشار آن امراض است، تا رفته رفته مزاج آن را بالكليه فاسد و اسمش را مانند رسمش محو نمايد؛ نعوذ بالله منه.
در اين موقع، مشاهده مي شود كه جمعي از متدينين در مجالس و محافل، اظهار دردمندي و تأسّف بر اسلام مي نمايند، ولي غافل از اينكه بايد درد را معالجه نمود و مذاكره مرض و تعداد آن، معالجه درد نخواهد بود. و چون راه علاج،
به دانستنِ سببِ مرض است، پس اگر نظرِ عميقانه بفرمائي، مي يابي كه عمده اسباب مرض چند چيز است:
اوّل) غرور مسلمين به حقانيت خود، كه منشأ تحويل دادن ميدان دعوت است به معاندين و موجب قناعت نمودن به اسلامِ انفرادي و ترك امر به معروف و نهي از منكر است. چنانچه غرور به شفاعت منشأ شده براي ارتكاب انواع رذائل اخلاقيه و اقسام معاصي كبيره، تا به حدّي كه افتخار و اشتهار به آن مي نمايند.
دوم) افتراق مسلمين و انفصامِ 30 خيطِ اخوّت 31 است از ميانه آنها كه موجب اضمحلال هر يكْ هر يكْ شده، معاشا و معادا.
سوم) نداشتن بيت المال و منع از حقوق واجبه الهيه؛ زيرا كه معلوم است جريان اسلام در مُلك محتاج است به عدّه وعُدّه.
[ چهارم ] ولي علّة العلل، جهل به مرام و مقصود اسلام است؛ زيرا كه اگر مرام اسلام معلوم بود و همان بعينه مرام مسلمين شده بود، دچار اين اسباب مُمْرضه مُهْلكه نمي شدند، و البته در اطراف حصول آن مرام كوشش نموده مقصود را انجام مي دادند و ما، در اينجا مرام اسلام را به موجب فرموده خاتم رسل صلي الله عليه و آله : «إنّي تاركٌ فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي» بيان مي كنيم تا به واسطه نيل به آن، شفاء كامل، حاصل شود.
ناحيه مقدسه اسلام را دو مرام است:
اوّل) حفظ اختصاص حكومت مطلقه به قرآن مجيد به اينكه تمام اهل كره زمين بدون استثناء محكوم به حكم قرآن شوند.
زيرا كه قرآن نمي فرمايد، تنها، نماز كن، بلكه اقامه نماز و توليد نمازگزار را در كليه عالم مُلك توصيه مي فرمايد.
قرآن نمي فرمايد تنها تحرّز از زنا نما، بلكه حفظ عقد و منع از وقوع زنا را در عالم در عهده ما شناخته، و هكذا.
دوم) حفظ اختصاص ولايت مطلقه به مقام مقدس حضرت حجة بن الحسن صاحب العصر و الزمن (عجل الله تعالي فرجه الشريف).
كه داراي چنين مقامي نمي تواند اكتفاء نمايد به مرئوسيت خود، بلكه وظيفه آن بسط رياست آن جناب است در كره ارض و تفضيح كذبه و مدّعينِ مهدويت.
وبالجمله، مسلمين را دو مرام بزرگ است كه موجب نظم عالم و صحّت عيش بني آدم است.
ولذا، بايد قائدين اين اساس مقدّس، اشخاصي بوده باشند كه خود را از غرور و قناعت به اسلام انفرادي و افتراق و منعِ از حقوقِ واجبه الهيه كه اسباب امراض مهلكه است منزّه و مبرّي بوده و از روي واقع عهده دار و فداكار وظائف مقرّره از اصول و فروع بوده باشند ـ بحول الله و قوته ـ زيرا كه بدون آنها حكومت مطلقه و ولايت مطلقه كه عهده دار نظم عالم است، صورت نگيرد.
تبيان - سيد محمد رضا آقا ميري