راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 6722
  • دوشنبه 4/4/1386
  • تاريخ :

دریافتی از مناجات خمس عشره

با دستهای تهی از طاعت

                                       با دستهای تهی از طاعت

                                                                       (مناجات المفتقرین)

 

اِلهى كَسْرى لا یَجْبُرُهُ اِلاّ لُطْفُكَ وَ حَنانُكَ وَ فَقْرى لایُغْنیهِ اِلاّ عَطْفُكَ وَ اِحْسانُكَ وَ رَوْعَتى لا یُسَكِّنُها اِلاّ اَمانُكَ...

خداوندا!

این دل شکسته را جز دستهای مهربانی تو درمانی نیست و این دست بسته را جز از ابر احسان تو بارانی، نه.

خدایا!

این قامت خمیده جز به دیدار تو راست نمی شود و این تنهای غریب جز در خانه تو هر آنچه خواست نمی شود .

خدایا!

این قلب هراسناک و لرزان جز در دستهای تو آرام نمی گیرد و این خود زبون و خفت کشیده، بی توجه عزیزانه تو سبقت از هر چه پخته و خام نمی گیرد.

خدای من!

این دانه به خاک نشسته را بی آب و آفتاب تو، کجا سر شکفتن هست و این غریب و خسته را بی ماهتاب لطف تو کی پای رفتن؟

خدایا!

این شکاف تنهایی را جز چشمه سار جاودان مهر تو پر نمی کند و غنچه حوائجم بی باغبانی تو شکفته نمی شود و غبار اندوه از چهره غمزده ام جز باران رحمت تو نمی شوید و سموم نفسم را جز تریاق رأفت تو درمان نمی کند.

خداوندا!

این دل شکسته را جز دستهای مهربانی تو درمانی نیست و این دست بسته را جز از ابر احسان تو بارانی، نه.

وَذِلَّتى لا یُعِزُّهاَّ اِلاّ سُلْطانُكَ وَ اُمْنِیَّتى لا یُبَلِّغُنیهاَّ اِلاّ فَضْلُكَ وَ خَلَّتى لا یَسُدُّها اِلاّ طَوْلُكَ وَ حاجَتى لا یَقْضیها غَیْرُكَ وَ كَرْبى لا یُفَرِّجُهُ سِوى رَحْمَتِكَ وَ ضُرّى لا یَكْشِفُهُ غَیْرُ رَاْفَتِكَ وَ غُلَّتى لا یُبَرِّدُها اِلاّ وَصْلُكَ...

خدایا!

این جگر سوخته در آتش هجرانت را و این جان گداخته در زیر تشعشع سوزان فراقت را هیچ چیز جز خنکای نسیم وصل تو آرام نمی کند.

خدایا!

دلی که مسیر عمر را در کویر هجران تو طی کرده چه سان به غیر سبزه زار لقاء تو راضی شود؟ چشمی که جز به افق انتظار تو دوخته نشده و دوردستها را در پی سایه محو دیدار تو کاویده چگونه جز وصل تو را بپذیرد؟

و پایی که در هر قدم توان از تو گرفته و با سنگ و خار و خاشاک به شوق تو در آویخته به چه امید در دیار غیر رحل اقامت افکند؟

خدایا!

دلی که عمری به دنبال تو گشته مگر جز در میان دستهای تو قرار می گیرد؟

وَ لَوْعَتى لا یُطْفیها اِلاّ لِقاَّؤُكَ وَ شَوْقى اِلَیْكَ لا یَبُلُّهُ اِلا النَّظَرُ اِلى وَجْهِكَ وَ قَرارى لا یَقِّرُّدُونَ دُنُوّى مِنْكَ وَ لَهْفَتى لا یَرُدُّها اِلاّ رَوْحُكَ وَ سُقْمى لا یَشْفیهِ اِلاّ طِبُّكَ وَغَمّى لا یُزیلُهُ اِلاّ قُرْبُكَ...

اشک اضطرار مرا چه چیز جز دستهای پاسخ تو خواهد سترد؟ و این قلب درد آغشته از فراقت را چه چیز جز نسیم مهر تو جان خواهد بخشید؟

خدایا!

تب سوزنده عشق به تو را چه درمان خواهد کرد جز دیدار تو؟ و زخم عمیق و کاری گناه را بر جای جای روح دردمندم چه چیز جز غفران تو التیام خواهد بخشید؟

وَجُرْحى لا یُبْرِئُهُ اِلاّ صَفْحُكَ وَ رَیْنُ قَلْبى لا یَجْلُوهُ اِلاّ عَفْوُكَ وَ وَسْواسُ صَدْرى لا یُزیحُهُ اِلاّ اَمْرُكَ...

خدایا!

زنگار گناه از آیینه دل چه چیز جز عفو تو خواهد زدود؟

خدایا!

تنها دست توست که می تواند قلب تاثیر پذیر مرا از شر خواسته های نفس خلاص گرداند و تنها دم خداوندی توست که می تواند این دل را که در زیر پنجه های هوای نفس به حالت اغماء افتاده است نجات دهد.

خدایا!

این جگر سوخته در آتش هجرانت را و این جان گداخته در زیر تشعشع سوزان فراقت را هیچ چیز جز خنکای نسیم وصل تو آرام نمی کند.

فَیا مُنْتَهى اَمَلِ الاْمِلینَ وَ یا غایَةَ سُؤْلِ السّاَّئِلینَ وَ یا اَقْصى طَلِبَةِ الطّالِبینَ وَ یا اَعْلى رَغْبَةِ الرّاغِبینَ وَ یا وَلِىَّ الصّالِحینَ وَ یا اَمانَ الْخاَّئِفینَ وَ یا مُجیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینَ وَ یا ذُخْرَ الْمُعْدِمینَ وَ یا كَنْزَ الْباَّئِسینَ وَ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ وَ یا قاضِىَ حَواَّئِجِ الْفُقَراَّءِ وَ الْمَساكینَ وَ یا اَكرَمَ الاْكْرَمینَ وَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ...

ای نهایت آرزوی آرزو مندان! و ای غایت پاسخ سائلان! و ای دورترین مقصود نیازمندان! و ای بلندترین اشتیاق مشتاقان! و ای غمخوار درستکاران! و ای کلبه ایمنی از بلای به تو پناه آورندگان! و ای پاسخ دهنده دعوت در ماندگان! و ای داروی دردمندان! و ای اندوخته فقیران! ای گنجینه بینوایان و ای فریادرس ناله کنندگان! و ای برآرنده حاجات فقیران و مسکینان! ای کریمترین کریمان! ای مهربانترین مهربانان! و ای رحیم ترین بخشندگان! ای هر چه جوی مهر از چشمه رأفت تو! و ای هر چه ابر از در یای تو! ای پیشه ات کارسازی و ای اندیشه ات بنده نوازی!

لَكَ تَخَضُّعى وَسُؤ الى وَاِلَیْكَ تَضَرُّعى وَابْتِهالى اَسْئَلُكَ اَنْ تُنیلَنى مِنْ رَوْحِ رِضْوانِكَ وَتُدیمَ عَلَىَّ نِعَمَ امْتِنانِكَ...

روی من تنها به تو باز است و دستم تنها به سوی تو دراز.

ضجه های من تنها در پیش توست و سجود من فقط در پیشگاه تو.

خدایا!

من در پیش چه کسی به جز تو بر خاک افتاده ام؟ و کدام سحری را جز در خانه تو کو بیده ام؟

خدایا!

در این گرمای سوزان کویر گناه،  نسیم جان بخش رضایتت را از من دریغ مدار و از ابر آبستن نعمتهایت بر من مستدام ببار.

 خداوندا!

 من اینک امید از هر چه غیر تو بریده ام و بر در خانه کرم تو به تضرع ایستاده ام.

خدای من!

مرا از تو چشم یاری هست و همو مرا بدینجا آورده است.

اینجا، که نگاه اکرام تو بر جثه نحیف من افتد و دست انعام تو از ورای سر افتاده من بگذرد.

اینجا، که گرد گامهای تو بر صورت خسته من نشیند و بوی بهار تو در مشام درختانِ به خشکی گراییده من بپیچد.

خدای من!

این دانه به خاک نشسته را بی آب و آفتاب تو کجا سر شکفتن هست و این غریب و خسته را بی ماهتاب لطف تو کی پای رفتن؟

وَ ها اَنَا بِبابِ كَرَمِكَ واقِفٌ وَ لِنَفَحاتِ بِرِّكَ مُتَعَرِّضٌ وَ بِحَبْلِكَ الشَّدیدِ مُعْتَصِمٌ وَ بِعُرْوَتِكَ الْوُثْقى مُتَمَسِّكٌ ِالهى اِرْحَمْ عَبْدَكَ الذَّلیلَ ذَاالّلِسانِ الْكَلیلِ وَ الْعَمَلِ الْقَلیلِ وَ امْنُنْ عَلَیْهِ بِطَوْلِكَ الْجَزیلِ وَ اكْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّكَ الظَّلیلِ یا كَریمُ یا جَمیلُ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ...

خدای من!

در این ناامنی و و انفسا، من تنها به ریسمان سخت تو چنگ زده ام و  تنها به دستاویز امن تو آویخته ام. خدایا!

بر این بنده ذلیل و ناتوانت كه حتی زبان گفتن درد خویش با تو ندارد رحم كن.

بنده ای كه نه آن دارد كه به تو بنماید و  نه زبان آنكه از تو عذر بخواهد.

بنده ای كه دستش تهی از طاعت و پشتش خسته از معصیت است.

خدایا!

می شود كه چنین بنده ای را دست محبت بر سرش كشی؟ و سایه خدایی بر سرش بگستری؟ و جز این نمی شود.

بنده به كجا بگریزد كه امتداد شاخه های بی نهایت كرم تو سایه نینداخته باشد؟

ای زیبای عاشق زیبایی! ای دلربای زیبا آفرین! ای دریای بی منتهای بخشش!

ای خدای عزیز!

------------------

برای مشاهده مناجاتهای پیشین اینجا کلیک کنید.    

------------------                                                        

 منبع:

 شجاعی، سید مهدی، دست دعا، چشم امید، صص99-103.

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
زهرا اسحاقیی
عالی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 24/12/1390 - 19:27
اميد طهماسبي زاده
بسیار زیبا است كاش می شد این جملات ، مصوت ومصور با صداهایی دلنشین و تصاویری دل انگیز از كعبه ی یار و مامن عاشقان گوشها و چشمانمان را به ضیافتی در خور میهمان كند با اینحال از شما عزیزان سپاسگزارم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 1/9/1390 - 13:26
ناشناس
خیلی خوب بود وباعث التیام دردهام
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 25/10/1389 - 14:14
سید هاشم حسینی نیر
از ذاکرین ورامین این فرازهای قشنگ را امروز در مسجد مهدیه کارخانه قند خواهم خواند.اگر هر انسانی به این لطافت بیان میتوانست با عبود خود سخن بگوید چقدر خوب بود قدر خود را بدانید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 25/8/1389 - 11:45
افسانه
بسیارعالی بود .
التماس دعا (شدیدا)
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 4/7/1389 - 7:22
ناشناس
عاااااااااااااالی بود
التماس دعااااا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 27/5/1389 - 10:16
ندا
ریبا و آرام بخش
ممنون
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 4/5/1389 - 9:52
مریم ح
خیلی عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 12/2/1389 - 14:48
موش فاضلابی
همیشه پایدار باشید
ما رو هم دعا کنید ...
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 13/11/1387 - 23:15
راضیه
یه دنیا ممنون
خدا بهتون توفیق بده
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 24/9/1387 - 23:39
ناشناس
خسته نباشید ادامه داشته باشد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 3/10/1386 - 18:57
غلامرضا رحمانی
بسيارعالي خسته نباشيدانشاالله هميشه درکارتان موفق باشيد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 4/4/1386 - 6:16