راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • متمهديان و مدعيان مهدويت 7
    متمهديان و مدعيان مهدويت 7
    فرقه ناووسيه معتقد به مهدويت امام صادق(ع) (شهادت 148هـ.) شدند؛ يعنى معتقدند زنده و غايب است. مرادشان از مهدى، مفهوم نجات‏بخش است.(99) ناووس از مردم بصره بود و وى را عبدالله‏بن ناووس يا عجدون‏بن ناووس هم مى‏گفتند...
  • متمهدیان و مدعیان مهدویت 6
    متمهدیان و مدعیان مهدویت 6
    برادر نفس زكیه، مى‏گوید: نفس زكیه به امید این كه خداوند او را مهدى موعود سازد، قیام كرد. نامزدى نفس زكیه براى احراز موقعیت مهدى، نه تنها از طرف بستگان نزدیكش، بلكه از ناحیه مغیرة‏بن سعید عجلى مورد پشتیبانى قرار گرفت حتى پس از اعدام مغیره، پیروانش همچنان ب
  • متمهدیان و مدعیان مهدویت (5)
    متمهدیان و مدعیان مهدویت (5)
    گروهى از فرقه خرّمیّه پیروان بابك خرّمى پنداشتند كه ابومسلم خراسانى (درگذشت 137هـ) همان كسى است كه باید زمین را پر از عدل و داد كند؛ و كشته شدنش را به دست ابوجعفر منصور دوانیقى تكذیب نموده و به انتظار ظهورش بسر مى‏بردند....(
  • تعداد بازديد :
  • 1964
  • پنج شنبه 29/1/1387
  • تاريخ :

متمهديان و مدعيان مهدويت

 

(7)

اشاره:

نوشتار حاضر در ادامه مجموعه مقالاتي است كه از چندي پيش در واكاوي و شناخت يكي از جدي ترين آسيبها و آفتهاي تنيده شده با فرهنگ مهدويت، يعني فرقه ها و مدعيان دروغين مهدويت، يه صورت سلسله وار تقديم شما كاربران عزيز مي شود. در مقالات گذشته چنانكه ديديم دعاوي و هويت پاره اي از فرق ياد شده در ترازوي نقد فرو ريخت؛ اينك برآنيم تا مدعيات كذب و هويت پوچين برخي ديگر از اين فرقه ها را بر آفتاب افكنيم؛ پس با ما همراه باشيد.

 

اسماعيليه:

گروهى از اسماعيليه عقيده دارند كه اسماعيل فرزند امام صادق(ع) فوت نكرده است؛ بلكه از باب تقيه، نسبت مرگ به وى داده شده است؛ او رجعت خواهد كرد و جهان را از عدل و داد پر خواهد ساخت و او را مهدى و قائم منتظر مى‏دانند.

(1) اين گروه را نوبختى، خالصه يا پيروان ابوالخطاب كوفى معرفى كرده است. اينها معتقدند كه امام ششم(ع) او را در زمان خويش به جانشينى منصوب كرده است و چون نص بر امامت رجوع‏ناپذير است و بداء نيز محال است، پس امام هفتم اسماعيل خواهد بود و امام صادق(ع) از بيم آسيب رسيدن به وى، او را از ديد مردم پنهان مى‏كرد.

البته تمام اين گروهها از طرف امام صادق(ع) مورد طرد و انكار قرار گرفتند، مطلبى كه دلالت كند خود محمدبن اسماعيل ادعاى امامت و مهدويت داشته باشد، يافت نشد. چون اين دوره طرح مسأله مهدويت، نويد برپايى حكومت عدل و داد و جايگزينى آن با حاكميت فاسد و ستمگر عباسيان و حكومت‏هاى خشن و بيدادگر تابع آنان بود، قشرهاى محروم شهرها و روستاها را متوجه داعيان اسماعيل مى‏ساخت. آنان مردم را به سوى امامان مستور، كه در نهان مى‏زيستند، فرا مى‏خواندند.

حسن‏بن موسى نوبختى مى‏نويسد: گروهى گفتند كه پس از جعفربن محمد(ع) پسرش اسماعيل‏بن جعفر امام بود و مرگ اسماعيل را در زمان حيات پدرش انكار كرده گفتند: اين نيرنگى بود كه پدرش ساخته و از بيم مردمان او را پنهان كرده است. چنان پنداشتند كه اسماعيل نمرده و نخواهد مرد؛ تا اين كه زمين از آنِ وى شود و به كار جهانيان پردازد. اسماعيل مهدى قائم است؛ زيرا پدرش پس از خود به امامت او اشاره كرده و پيروان خود را پايبند ولايت او ساخته و گفته است كه وى خواجه و سرور ايشان است. چون امام جعفر صادق(ع) سخن راست گويد؛ از اين رو در آن هنگام كه آوازه مردن او برخاست، دانستم كه سخن نخست او راست بود و وى نمرده و قائم آخرالزمان است. اين دسته اسماعيليه خالص هستند.(2)

اسماعيل، كه نام اسماعيليه از وى گرفته شده است، به گونه‏اى جلوه داده شده كه گويا به شدت مورد طعن، لعن و طرد پدرش امام صادق(ع) قرار داشته و به شرب خمر نيز متهم شده است.(3)

عطاملك جوينى در اين باره مى‏گويد: در روايت است از آن حضرت كه گفت: «اسماعيل فرزند من نيست؛ شيطانى است كه در صورت او ظاهر آمده است.»(4) درباره شخصيت اسماعيل، فرزند ارشد امام صادق(ع)، كه در زمان حيات پدر، سال 145هـ.، وفات كرد؛ گونه‏اى جز آنچه حاكى از رد و تقبيح اسماعيل است، سخن گفته شده است. اسماعيل از افكار و رفتار رهبران اسماعيلى منزه مى‏باشد. وى فردى مورد تأييد و توجه خاص پدرش جعفربن محمد(ع) مى‏باشد. شيخ مفيد درباره او مى‏گويد: اسماعيل بزرگترين پسر امام صادق(ع) بود و امام او را بسيار دوست داشت و نسبت به او بيش از ديگران نيكى و محبت مى‏كرد؛ ولى اسماعيل در زمان حيات پدر در عريض (نام دره‏اى است در نزديكى مدينه) از دنيا رفت و مردم جنازه‏اش را به مدينه نزد امام صادق(ع) آوردند و در قبرستان بقيع دفن كردند. روايت شده است كه حضرت در مرگ او بسيار بيتابى مى‏كرد؛ به گونه‏اى كه با پاى برهنه و بى ردا به دنبال تابوت او مى‏رفت؛ و دستور فرمود تابوت او را پيش از دفن، چندين‏بار به زمين نهادند و هر بار حضرت مى‏آمد و پارچه از روى صورتش بر مى‏داشت و در روى او نگاه مى‏كرد؛ و مقصودش از اين كار اين بود كه مرگ او را پيش چشم آنان كه گمان امامت و جانشينى او را پس از پدر بزرگوارش داشتند، قطعى كند و شبهه آنان را درباره زنده بودن اسماعيل، برطرف سازد و به آنها به فهماند كه اسماعيل از دنيا رفته است.

افرادى از اصحاب امام(ع) كه او را پس از امام صادق(ع) امام مى‏پنداشتند، از اين عقيده بازگشتند و گروهى اندك كه نه در زمره نزديكان امام بودند و نه از راويان حديث آن بزرگوار، كه گروهى از مردمان دور دست و بى‏خبر از مسأله امامت بودند، گفتند: اسماعيل زنده است و امام پس از پدرش است؛ و به اين عقيده باقى ماندند.(5)

البته اسماعيل‏بن جعفر ادعاى مهدويت نداشته است و از طرفى (صفوان‏بن مهران) از امام صادق(ع) نقل كرده، كه فرمود: «كسى كه به تمام ائمه اقرار كند؛ ولى «مهدى» را انكار نمايد؛ همانند كسى است كه نسبت به همه انبيا اقرار نمايد، ولى محمد(ص) را انكار نمايد.» از حضرت سؤال شد:اى فرزند رسول خدا! «مهدى» كدام يك از فرزندان توست؟ حضرت فرمودند: «پنجمين فرزند از اولاد هفتمين امام كاظم(ع) است. او از شما غايب خواهد شد و بر شما جايز نيست نام او را بر زبان آوريد.»(6)

گروهى از شاخه اسماعيليه، بنام فرقه مباركيه هم محمدبن اسماعيل را مهدى و امام زنده غايب مى‏دانند.(7) وجه تسميه مباركيه اين است كه: مبارك، غلام اسماعيل‏بن جعفر بود(8) كه وى بعداً غلام خود را آزاد كرد.(9) بنابر قولى مبارك لقب محمدبن اسماعيل است(10)؛ بنابر قولى يكى از رهبران فعال اين گروه، مبارك(11) نام داشت؛ كه باعث شد اين فرقه بنام مباركيه شهرت يابند.

قرامطه، كه از گروه اسماعيليه مى‏باشند و در طول تاريخ بدنامى‏هاى بسيارى را براى شيعه به ارمغان آورده‏اند؛ و هنوز هم رسوبات آن در ذهن بسيارى از مخالفان شيعه مانده است؛ به گونه‏اى كه عقايد قرامطه را به شيعه نسبت مى‏دهند؛ از جمله اين ادعاى آنها كه محمدبن اسماعيل را مهدى موعود مى‏دانستند و عقيده داشتند كه وى زنده است و در بلاد روم زندگى مى‏كند.(12)

فرقه قرامطه در بحرين قدرت يافت وحتى تشكيل دولت دادند و به شدت با عباسيان مخالفت مى‏كردند. بنابه گفته نوبختى، مباركيه گفتند كه پس از جعفربن محمد(ع) نوه او، محمدبن اسماعيل، كه مادرش كنيز بود، امام است؛ زيرا در روزگار جعفربن محمد، پسرش اسماعيل بدان كار نامزد بود و چون درگذشت، جعفر پسر او محمد را جانشين خود ساخت. امامت حق محمد است و جز او، ديگرى شايسته آن نيست. پس از امام حسن و امام حسين، امامت از برادرى به برادر ديگر نرسد و جز در فرزندان و بازماندگان امامان روا نباشد.(13)

قرامطه معناى قائم را كسى مى‏دانند كه با رسالت و شريعت جديدى مبعوث مى‏شود؛ كه شريعت محمد(ص) را منسوخ مى‏كند. البته اين فرقه سياسى بودند، نه مذهبى و به دنبال اهداف خاص و منافع خود بودند.

گروهى از اسماعيليه عقيده دارند كه اسماعيل فرزند امام صادق(ع) فوت نكرده است؛ بلكه از باب تقيه، نسبت مرگ به وى داده شده است؛ او رجعت خواهد كرد و جهان را از عدل و داد پر خواهد ساخت و او را مهدى و قائم منتظر مى‏دانند.

(1) اين گروه را نوبختى، خالصه يا پيروان ابوالخطاب كوفى معرفى كرده است.

طرفداران ابوالخطاب (درگذشت 138 هـ) قائل به الوهيت امام صادق(ع) بودند و ابوالخطاب را پيامبر و فرستاده امام صادق(ع) مى‏دانستند؛ حتى برخى ابوالخطاب را قائم دانستند و گفتند وى نمرده است؛ كه معروف به «خطابيه» شدند. گروهى از پيروان ابوالخطاب، پس از مرگ اسماعيل، فرزندش محمد را امام دانستند و در هوادارى وى و فرزندانش استوار ماندند.

(14)

البته تمام اين گروهها از طرف امام صادق(ع) مورد طرد و انكار قرار گرفتند، مطلبى كه دلالت كند خود محمدبن اسماعيل ادعاى امامت و مهدويت داشته باشد، يافت نشد. چون اين دوره طرح مسأله مهدويت، نويد برپايى حكومت عدل و داد و جايگزينى آن با حاكميت فاسد و ستمگر عباسيان و حكومت‏هاى خشن و بيدادگر تابع آنان بود، قشرهاى محروم شهرها و روستاها را متوجه داعيان اسماعيل مى‏ساخت. آنان مردم را به سوى امامان مستور، كه در نهان مى‏زيستند، فرا مى‏خواندند.

ادامه دارد ...


پي نوشت ها:

1. نجم الثاقب، نورى، ص 215، تاريخ شيعه و فرقه‏هاى اسلام، مشكور، ص 128.

2. همان، ص 101.

3. تاريخ الرسل و الملوك، محمدبن جرير طبرى، ج 3، ص 154.

4. تاريخ جهانگشا، عطاملك جوينى، تصحيح قزوينى، ج 3، ص 145، هلند، 1937.

5. الارشاد، شيخ مفيد، ترجمه: محمدباقر ساعدى خراسانى، ص 554-553، تصحيح: محمدباقر بهبودى، انتشارات اسلاميه، تهران، 1364 ش.

6. كمال‏الدين و تمام النعمة، صدوق، ج 1، ص 333، ح 1.

7. نجم الثاقب، نورى، ص 215 و المهدية فى الاسلام، سعد محمد حسن، ص 170.

8. تاريخ شيعه و فرقه‏هاى اسلام، مشكور، ص 195.

9. همان، ص 233.

10. تاريخ عقايد اسماعيليه، دكتر فرهاد دفترى، ص 115، ترجمه: فريدون بدره‏اى.

11. تاريخ شيعه و فرقه‏هاى اسلام، مشكور، ص 199.

12. احياى فرهنگ در عهد آل‏بويه، جوئل. ل. كرمر، ص 104 و ص 113 (پاورقى)، انتشارات مركز نشر دانشگاهى، چاپ اول، 1375.

13. فرق الشيعه، نوبختى، ص 102.

14. همان، ص 105-104.

 

منبع:

محمدرضا نصورى، مجله انتظار، شماره 8

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
mostafasaadat
با تشکر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 28/1/1388 - 17:47
ناشناس
مطالب فوق آیا گره گشای نسل جوانه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 27/1/1388 - 14:47
DZANJANI
تشکر . عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 22/1/1388 - 9:48
مصطفی همتی
متشکرم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 30/1/1387 - 18:47
محمد کاظم پرهیزکار
از اینکه مردم را در مورد فرقه ها مطلع می سازید،متشکرم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 30/1/1387 - 13:28