راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • افسانه انقطاع وحی
    افسانه انقطاع وحی
    انقطاع وحى در آغاز رسالت اگر حقيقتى داشته باشد، جز نزول تدريجى قرآن چيز ديگرى نيست و اصولا مشيت الهى بر اين تعلق گرفته است كه وحى خود را روى مصالحى تدريجا
  • تعلیم وضو و نماز به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
    تعلیم وضو و نماز به پیامبر اکرم (صلی الله...
    يعقوبى مى‏نويسد: «نخستين نمازى كه بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) واجب شد؛ نماز ظهر بود. حضرت جبرئيل(علیه‎السلام) فرود آمد و وضو گرفتن را به ایشان آموزش داد و چنان كه جبرئيل
  • حضرت علی(علیه السلام) در خانه امین قریش
    حضرت علی(علیه السلام) در خانه امین...
    عباس گفت: بله اين فضل كريم و صله رحم است. پس به دیدار حضرت ابوطالب رفتند و او را از تصميم خود آگاه ساختند. ابوطالب گفت طالب و عقيل را
  • تعداد بازديد :
  • 3384
  • پنج شنبه 24/2/1388
  • تاريخ :

نوسازی کعبه

کعبه

بنابر نقل مشهور سى و پنج‏ سال از عمر شریف رسول خدا(صلی الله علیه و آله) گذشته بود كه در اثر سیل و یا آتش‏سوزى كه موجب ویرانى ‏خانه كعبه شد؛ داستان تجدید بناى كعبه در مكه معظمه پیش آمد، و رسول خدا نیز در آن شركت جسته و در هنگامى كه مى‏رفت تا میان طوائف مختلف قریش در مورد نصب حجرالاسود آتش ‏اختلاف شعله‏ور شده و دست ‏به كشتار یكدیگر بزنند خداى‏ متعال به وسیله آن بزرگوار جلوى این اختلاف و خونریزى را گرفت .

البته در مقابل این قول مشهور در پاره‏اى از روایات عمر آن حضرت را در آن زمان بیست و چهار سال و قبل از ازدواج با حضرت خدیجه(1) و در برخى كمتر از آن ذكر كرده، و به این تعبیر ذكر كرده‏اند: «... لما بلغ رسول الله(صلی الله علیه و آله) الحلم ...»(2) كه از این تعبیر استفاده مى‏شود كه داستان مربوط به پانزده سالگى عمر رسول ‏خدا بوده است.

بر اساس روایات مشهور و بلكه به گفته مرحوم علامه طباطبایى، ‏روایات متواتر و مقطوع: نخستین كسى كه بناى كعبه به دست او انجام شد ابراهیم خلیل(علیه‎السلام) بود(3)، اگر چه در برخى از روایات، بناى اولیه آن را به آدم ابوالبشر(علیه‎السلام) نسبت داده‏اند و در برخى نیز آن را به «شیث» نسبت داده‏اند. ولى خلاف قول مشهور است پس از آن همچنان بر پا بود تا این كه قومى از قبیله "جرهم" ‏آن را تجدید بنا كردند و چون دوباره رو به ویرانى نهاد "عمالقه" آن را تجدید بنا كرده و بالاخره "قصى بن كلاب" جد اعلاى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن را خراب كرده و به صورت اساسى و محكم آن را تجدید بنا كرد، و چنانچه برخى نوشته‏اند سقف آن را نیز با چوب‎هایى از تنه ‏درخت ‏خرما و الوارهاى محكم دیگر پوشاند.

سمت دیگرى از ناحیه كعبه نیز خانه‏اى براى كارهاى خود و مركزى براى مشورت و تصمیم‏گیرى در كارهاى ‏مهم بنا كرد كه به ‏«دار الندوه‏»- خانه شورى - معروف شد.

علت تعمیر کعبه را مختلف نقل كرده‏اند و مشهور آن است ‏كه به دنبال بارانى سیل آسا و بنیان‎كن از كوه‎هاى ‏مكه و ویرانى قسمتى از خانه‏هاى مكه، سیل مزبور به درون خانه ‏كعبه نفوذ كرد و موجب ویرانى قسمت‏هایى از آن گردید، و پس ‏از فروكش كردن سیل، قریش به فكر تجدید بناى آن افتاده و اقدام ‏به این كار كردند.

ولى بر طبق نظر ابن هشام در سیره و روایت ابن اسحاق تا زمانى كه قریش در زمان رسول خدا به فكر تجدید بناى آن افتادند، خانه كعبه سقف نداشت، و ارتفاع آن نیز چیزى بیش از قامت ‏یك انسان بود، و عبارت سیره اینگونه است:

«فلما بلغ رسول الله(صلی الله علیه و آله) خمسا و ثلاثین سنه اجتمعت قریش‏ لبنیان الكعبه، و كانوا یهمون بذلك لیسقفوها و یهابون هدمها، و انما كانت رضما فوق القامه فارادوا رفعها و تسقیفها...»(4)؛ بناى مزبور هم چنان تا زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بر پا بود، و چنانچه گفته شد در سال سى و پنجم عمر آن بزرگوار بود كه ‏داستان تجدید بناى كعبه پیش آمد.

علت این كار را نیز مختلف نقل كرده‏اند و مشهور آن است ‏كه به دنبال بارانى سیل آسا و حركت ‏سیلى بنیان‎كن از كوه‎هاى ‏مكه و ویرانى قسمتى از خانه‏هاى مكه، سیل مزبور به درون خانه ‏كعبه نفوذ كرد و موجب ویرانى قسمت‏هایى از آن گردید، و پس ‏از فروكش كردن سیل قریش به فكر تجدید بناى آن افتاده و اقدام ‏به این كار كردند.

در پاره‏اى از اسناد تاریخی آمده كه سبب این كار آن بود كه زنى‏ در كنار خانه كعبه به منظور بُخور دادن آن، آتشى روشن كرد كه‏ جرقه‏اى از آن آتش به جامه كعبه افتاد و آتش گرفت و در نتیجه ‏مقدارى از دیوار آن نیز سوخت و قریش در صدد تجدید آن برآمد... (5) و برخى از تحلیلگران احتمال داده‏اند كه این روایت ‏ساخته بنى‎امیه است و انگیزه جعل نیز، موجه جلوه دادن و كاستن عظمت آن جنایت هولناكى است كه به دستور یزید بن ‏معاویه در منجنیق بستن خانه كعبه و سوزاندن آن در جنگ با عبدالله بن زبیر اتفاق افتاد، و به دنبال آن، یزید از این جهان رخت ‏بربست و مدت‎ها آثار این ویرانى و سوختگى در خانه كعبه بود، و عبدالله بن زبیر براى تحریك مردم علیه بنى امیه آن را به همان حال ‏گذارده بود، تا وقتى كه در صدد تجدید بناى آن برآمد و آن را خراب كرده و از نو ساخت، و تصرفاتى نیز در آن كرد .

به هر صورت اصل داستان اینگونه بود:

از اتفاقاتى كه در این دوره از زندگى رسول خدا(صلى الله علیه و آله) یعنى پس از ازدواج با حضرت خدیجه تا بعثت ‏پیش آمد، داستان تجدید بناى كعبه و حكمیت رسول خدا(صلى الله علیه و آله) است كه مورخین با اختلاف اندكى آن را نقل كرده‏اند، و اجمال داستان این بود كه پس از آن كه سى و پنج ‏سال از عمر شریف رسول خدا(صلى الله علیه و آله) گذشته بود - یعنى ده سال پس از ازدواج با خدیجه - سیلى بنیان كن از كوه‎هاى مكه سرازیر شد و وارد مسجد گردید و قسمتى از دیوار كعبه را شكافت و ویران كرد، و - چنانچه ابن اسحاق گفته است – كعبه تا آن روز سقف نداشت و دیوارهاى اطراف آن نیز كوتاه بود و ارتفاع ‏آن كمى بیشتر از قامت ‏یك انسان بود و همین موضوع ‏سبب شد تا در آن روزگار سرقتى در خانه كعبه واقع شود، و اموال و جواهرات كعبه را كه در چاهى درون كعبه بود بدزدند، و با این كه پس از چندى سارق را پیدا كردند و اموال را از او پس گرفتند و دستش را به جرم دزدى بریدند، اما همین سرقت، قریش را به فكر انداخت تا سقفى براى خانه ‏كعبه بزنند، ولى این تصمیم به بعد موكول شد.

برخى از تحلیلگران احتمال داده‏اند كه این روایت ‏ساخته بنى‎امیه است و انگیزه جعل نیز، موجه جلوه دادن و كاستن عظمت آن جنایت هولناكى است كه به دستور یزید بن ‏معاویه در منجنیق بستن خانه كعبه و سوزاندن آن در جنگ با عبدالله بن زبیر اتفاق افتاد، و به دنبال آن، یزید از این جهان رخت ‏بربست و مدت‎ها آثار این ویرانى و سوختگى در خانه كعبه بود، و عبدالله بن زبیر براى تحریك مردم علیه بنى امیه آن را به همان حال ‏گذارده بود، تا وقتى كه در صدد تجدید بناى آن برآمد و آن را خراب كرده و از نو ساخت، و تصرفاتى نیز در آن كرد .

ویرانى قسمتى از خانه كعبه سبب شد تا قریش به‏ مرمت آن اقدام كنند و ضمنا به فكر قبلى خود نیز جامه عمل‏ بپوشانند و براى انجام این منظور ناچار بودند دیوارهاى‏ اطراف را خراب كنند و از نو تجدید بنا كنند.

مشكلى كه سر راهشان بود یكى نبودن چوب و تخته‏اى كه بتوانند با آن سقفى بر روى خانه كعبه بزنند، و دیگر وحشت از این كه اگر بخواهند دیوارها را خراب كنند مورد غضب خداى تعالى قرار گیرند و اتفاقى بیفتد كه‏ نتوانند این كار را به پایان برسانند.

مشكل اول با یك اتفاق غیر منتظره كه پیش‏بینى نكرده‏ بودند حل شد و چوب و تخته آن تهیه گردید، و آن اتفاق‏ این بود كه یكى از كشتی‎هاى تجار رومى كه از مصر می‎آمد در نزدیكى جده به واسطه طوفان دریا - و یا در اثر تصادف با یكى از سنگ‎هاى كف دریا - شكست و صاحب‏ كشتى - كه به گفته برخى نامش‏ «یا قوم‏» بود - از مرمت و اصلاح كشتى مایوس شد و از بردن آن صرفنظر كرد، قریش نیز كه از ماجرا خبردار شدند به نزد او رفته و تخته‏هاى‏ آن را براى سقف كعبه خریدارى كردند و به شهر مكه آوردند.

در شهر مكه نیز نجارى قبطى بود كه او نیز مقدارى از مصالح كار را آماده كرد و بدین ترتیب مشكل كار از این ‏جهت ‏برطرف گردید.

و مشكل دوم وحشتى بود كه آنها از اقدام به خرابى و ویرانى، و زدن كلنگ به دیوار خانه و تجدید بناى آن‏ داشتند، و مى‏ترسیدند مورد خشم خداى كعبه قرار گیرند و به بلایى آسمانى یا زمینى دچار شوند و به همین جهت‏ مقدمات كار كه فراهم شد و چهار سمت ‏خانه را براى ‏خرابى و تجدید بنا میان خود قسمت كردند، جرئت اقدام‏ به خرابى نداشتند تا این كه ولید بن مغیرة به خود جرئت داد و كلنگ را دست گرفته و پیش رفت و گفت: خدایا تو می‎دانى كه ما از دین تو خارج نشده و منظورى جز انجام ‏كار خیر نداریم، این سخن را گفت و كلنگ خود را فرود آورد و قسمتى از دیوار را خراب كرد.

مردم دیگر كه تماشا می‎كردند و جرئت جلو رفتن ‏نداشتند با هم گفتند: ما امشب را هم صبر مى‏كنیم اگر بلایى براى ولید نازل نشد، معلوم می‎شود كه خداوند به كار ما راضى است و اگر دیدیم ولید به بلایى گرفتار شد دست ‏به خانه نخواهیم زد و آن قسمتى را هم كه ولید خراب كرده ‏تعمیر مى‏كنیم.

فردا كه دیدند ولید صحیح و سالم از خانه بیرون آمد و دنباله كار گذشته خود را گرفت دیگران نیز پیش رفته ‏و بنا به تقسیم‎بندى كه كرده بودند(6) اقدام به خرابى دیوارهاى‏ كعبه نمودند.

مشكل دوم وحشتى بود كه آنها از اقدام به خرابى و ویرانى، و زدن كلنگ به دیوار خانه و تجدید بناى آن‏ داشتند، و مى‏ترسیدند مورد خشم خداى كعبه قرار گیرند و به بلایى آسمانى یا زمینى دچار شوند و به همین جهت‏ مقدمات كار كه فراهم شد و چهار سمت ‏خانه را براى ‏خرابى و تجدید بنا میان خود قسمت كردند، جرئت اقدام‏ به خرابى نداشتند تا این كه ولید بن مغیرة به خود جرئت داد و كلنگ را دست گرفته و پیش رفت و گفت: خدایا تو می‎دانى كه ما از دین تو خارج نشده و منظورى جز انجام ‏كار خیر نداریم، این سخن را گفت و كلنگ خود را فرود آورد و قسمتى از دیوار را خراب كرد.

قریش دیوارهاى اطراف كعبه را تا اساس خانه كه ‏به دست ‏حضرت ابراهیم(علیه‎السلام) پایه‏گذارى شده بود كندند، در آنجا به سنگ سبز رنگى برخوردند كه همچون‏ استخوان‎هاى مهره كمر در هم فرو رفته و محكم شده بود و چون خواستند آنجا را بكنند لرزه‏اى شهر مكه را گرفت كه ناچار شدند از كندن آن قسمت صرفنظر كنند و همان ‏سنگ را پایه قرار داده و شروع به تجدید بنا كردند.

در پاره‏اى از اسناد تاریخی آمده است كه رسول خدا(صلى الله علیه ‏و آله) نیز در این عملیات به ایشان كمك می‎كرد تا وقتى كه‏ دیوارهاى اطراف كعبه به وسیله سنگ‎هاى كبودى كه از كوه‎هاى مجاور می‎آوردند به مقدار قامت ‏یك انسان رسید و خواستند حجرالاسود را به جاى اولیه خود نصب كنند در اینجا بود كه میان سران قبائل اختلاف پدید آمد و هر قبیله‏اى می‎خواستند افتخار نصب آن سنگ مقدس نصیب‏ آنان گردد.

دسته‏بندى قبائل شروع شد و هر تیره از تیره‏هاى ‏قریش جداگانه مسلح شده و مهیاى جنگ گردید، فرزندان عبدالدار، طشتى را از خون پر كرده و دست‎هاى خود را در آن فرو بردند و با یكدیگر هم‎پیمان شده گفتند: تا جان در بدن داریم نخواهیم گذارد غیر از ما، كس دیگرى ‏این سنگ را بجاى خود نصب كند، بنى عدى هم با ایشان ‏هم‎پیمان شدند، و همین اختلاف سبب شد كه كار ساختن خانه تعطیل شود.

سه چهار روز به همین منوال گذشت و بزرگان و سالخوردگان قریش در صدد چاره‎جویى برآمده دنبال راه‏ حلى مى‏گشتند تا موضوع را خردمندانه حل كنند كه كار به جنگ و زد و خورد منجر نشود.

روز چهارم یا پنجم بود كه پس از شور و گفتگو همگى ‏پذیرفتند كه هر چه ابوامیة بن مغیرة كه سالمندترین فرد قریش بود راى دهد، بدان عمل كنند و او نیز راى داد:

نخستین كسى كه از در مسجد - كه به طرف صفا باز می‎شد - (و برخى هم گفته‏اند مقصود باب بنى شیبة بوده) وارد شد در این كار حكمیت كند و هر چه او گفت‏ همگى بپذیرند.

قریش این راى را پذیرفتند و چشم‎ها به در مسجد دوخته شد.

ناگاه محمد(صلى الله علیه و آله) را دیدند كه از در مسجد وارد شد، همگى فریاد زدند: این امین است كه می‎آید، این محمد است! و ما همگى به حكم او راضى هستیم، و چون حضرت نزدیك آمد و جریان را به او گفتند فرمود:

پارچه‏اى بیاورید، پارچه را آوردند و رسول خدا(صلى الله علیه و آله) آن پارچه را پهن كرد و حجرالاسود را میان پارچه گذارد آنگاه فرمود: هر یك از شما گوشه آن را بگیرید و بلند كنید. رؤساى قبائل پیش آمدند و هر كدام ‏گوشه پارچه را گرفتند - و بدین ترتیب همگى در بلند كردن آن سنگ شركت کردند - و چون سنگ را به ‏جایگاه اصلى آن آوردند خود آن حضرت پیش رفته و حجرالاسود را از میان پارچه برداشت و در جایگاه آن ‏گذارد، سپس دیوار كعبه را تا هیجده ذراع بالا بردند. و بدین ترتیب كار ساختمان كعبه به پایان رسید و نزاعى و دعوایی ‏كه ممكن بود به زد و خورد و كشت و كشتار و دشمنی‎های عمیق قبیله‏اى منجر شود با تدبیر آن حضرت‏ مرتفع گردید.


پى‏نوشت‎ها:

1و 2- سیره نبویه، ابن كثیر، ج 1، ص 270 - 274.

3- المیزان، ج 3، ص 394.

4- سیره ابن هشام، ج 1، ص 192.

5- سیره نبویه، ابن كثیر، ج 1، ص 274.

6- محمد بن اسحاق گفته: قریش براى ساختمان كعبه نزد خود اینگونه تقسیم‏بندى ‏كردند: قسمتى كه درِ كعبه در آن بود سهم بنى عبد مناف و بنى زهره گردید و مابین ‏ركن اسود و ركن یمانى سهم بنى مخزوم و قبائل هم‎پیمان ایشان و قسمت پشت‏ خانه كعبه در سهم بنى جمح و بنى سهم قرار گرفت. و ساختن قسمت ‏حجر اسماعیل، و حطیم را بنى الدار و بنى اسد بن عبد العزى و بنى عدى بن كعب به عهده گرفتند.

برگرفته از : درس‎هایى از تاریخ تحلیلى اسلام، رسولی محلاتی، ج 2، فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ج 1، تاریخ اسلام، علی دوانی .

گردآوری و ویرایش تبیان، هدهدی .

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
چرا نویسنده ی محترم در باره ی یزید علیه اللعنة از تعبیر رخت بربستن برای امرگ او استفاده کرده است ؟!! آن بدبخت مرد!همین!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 4/10/1389 - 19:58
koushkia
قضاوت و تدبیر انبیا و اولیا همواره بی نظیر بوده است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 27/2/1388 - 8:5
ناشناس
خیلی جالب بود تا الان این قدر دقیق در این مورد نمی دونستم ... دستت درد نکنه تبیان جان !
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 25/2/1388 - 11:25
mohosin
عالی می باشد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 24/2/1388 - 11:29