راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • جسم اسير؛ روح آزاد
    جسم اسير؛ روح آزاد
    اين انسان به زنجير بسته آن شير غرّنده‏اي است که او را به بند کشيدند. باز معلوم مي‏شود به زنجير کشيده‏شدن و اسيرگشتن، ايجاد محدوديت براي پيکر است و بس اما روح عارف روح حماسه است و لذا همواره زنده و آزاد است.
  • تعداد بازديد :
  • 1433
  • يکشنبه 6/11/1387
  • تاريخ :

حماسه امام سجاد علیه السلام در شام

امویان

افشای جنایت 

اوضاع شام بسیار آشفته‏تر از اوضاع کوفه بود؛ چون کوفه روزی مرکز حکومت امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام بود، بسیاری از شیعیان و دوستان آن حضرت در آنجا بودند، عدالت علی علیه‏السلام را دیده بودند، با فضایل و مناقب اهل بیت علیهم‏السلام آشنایی داشتند و …. امّا شام حدود چهل‏سال زیر بار تبلیغات خصمانه معاویه و همدستان اموی او قرار داشت. نه علی علیه‏السلام را دیده بودند و نه حکومت علوی را، نه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله را دیده بودند و نه اصحاب و یاران آن حضرت توانسته بودند در آنجا آزادانه به تبلیغ اسلام بپردازند.

برداشت مردم شام از حکومت اسلام چیزی شبیه امپراطوری و سلطنتی بود که نمونه اش را در روم و ایران شنیده بودند و معاویه مشابه آن را برپا کرده بود.

از این رو در شام شوم اموی بیش از هر جای دیگر بر آن بزرگواران سخت گذشت و حوادثی در آنجا پیش آمد که مشابه آن را در جاهای دیگر کمتر می توان پیدا کرد. مثلا وقتی وارد شهر شام شدند پیرمردی غافل و فریب خورده، به امام سجّاد علیه‏السلام نزدیک شد و به آن حضرت گفت:

خدا را شکر که شما را هلاک کرد و امیر را بر شما مسلّط نمود.

امام سجاد علیه‏السلام از روی عطوفت و مهربانی بر جهل و غفلت او اشک اندوه و حسرت ریخت و آنگاه به ارشاد و راهنمایی او پرداخت و خود را به او معرفی کرد. پیرمرد وقتی که به اشتباه خود پی برد به دست و پای آن حضرت‏افتاد و اظهار ندامت کرد. البته این اظهار تولّی و تبرّی به کشته شدن وی به دستور یزید منجر شد.

با این حال وقتی که امام سجّاد علیه‏السلام در آن دیار وحشت زا یعنی در دهان گرگ و زیر چنگال خونریز او شروع به سخن گفتن کرد، چنان حرف زد که گویا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مدینه یا علی‏بن ابی طالب علیه‏السلام در مرکز خلافت خویش (کوفه) سخن می گوید یا حسین‏بن علی علیه السلام؛ هیچ چیز او را نترساند.

ادامه دارد

منبع: آیت الله جوادی آملی، کتاب حماسه و عرفان.


گردآورنده: مهدی ملکی

ارسال به