راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • دستهايم را بسوى تو بلند كرده ام
    دستهايم را بسوى تو بلند كرده ام
    پروردگارم! آن گاه كه شنيدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ، و آنان را به بخشش نيكو و ثواب وعده مى دهى ، براى پيروى ندايت آمدم
  • حکمت های منظوم
    حکمت های منظوم
    شـنو پند فرزند موسـى بن جعفر # امـام بحـق، مـاه بـرج امـامت # كسـى هسـت مُسلم كه باشند مردم # ز دست و زبانش به امن و سلامت
  • جمع بهترین ها
    جمع بهترین ها
    به سخن ديگران که وي را مخاطب قرار داده ، از او پرسشي داشتند ، با دقت کامل گوش داده و پاسخ مي داد.
  • تعداد بازديد :
  • 1219
  • چهارشنبه 7/12/1387
  • تاريخ :

عزّت نیازمند

کمک

سیره عملی امام رضا علیه السلام

روزی از روزها، در مجلس آن حضرت در جمع بسیاری از اقشار مختلف مردم حضور داشتم، که پیرامون مسایل حلال و حرام از آن حضرت پرسش می‌کردند و حضرت جواب یکایک آنها را به طور کامل و فصیح بیان می‌فرمود.

شخصی وارد شد و پس از اداء سلام، حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت:

من از دوستان شما اهل بیت می‌باشم و اکنون مسافر مکه هستم، پول و آذوقه سفر خود را از دست داده‌ام و در حال حاضر چیزی برایم باقی نمانده است که بتوانم به دیار و شهر خود بازگردم . چنانچه مقدور باشد، مرا کمکی نما تا به دیار و وطن خود مراجعت نمایم و چون مستحقّ صدقه نیستم، هنگام رسیدن به منزل خود آنچه را که به من لطف نمایید، از طرف شما به فقرا، در راه خدا صدقه می‌دهم؟

حضرت فرمود: «بنشین، خداوند مهربان، تو را مورد رحمت خویش قرار دهد»

و سپس مشغول صحبت با اهل مجلس گشت و پاسخ مساله‌های ایشان را بیان فرمود. هنگامی که مجلس به پایان رسید و مردم رفتند، من و سلیمان جعفری و یکی دو نفر دیگر نزد حضرت باقی ماندیم.

امام علیه السلام فرمود: «اجازه می‌دهید به اندرون روم؟»

سلیمان جعفری گفت: قدوم شما مبارک باد، شما خود صاحب اجازه هستید.

بعد از آن، حضرت از جای خود برخاست و به داخل اتاقی رفت و پس از آن که لحظاتی گذشت، از  پشت در صدا زد و فرمود: «آن مسافر خراسانی کجاست؟»

شخص خراسانی گفت: من این جا هستم.

حضرت دست مبارک خویش را از بالای در اتاق دراز نمود و فرمود:

«بیا، این دویست درهم را بگیر و آن را کمک هزینه سفر خود گردان و لازم نیست که آن را صدقه بدهی»

پس از آن، امام علیه السلام فرمود:

«حال، زود خارج شو، که همدیگر را نبینیم»

چون مسافر خراسانی پولها را گرفت، خداحافظی کرد و سپس از منزل حضرت بیرون رفت، امام علیه السلام از آن اتاق بیرون آمد و کنار ما نشست.

سلیمان جعفری اظهار داشت: یا ابن رسول اللّه! چرا چنین کردی و خود را مخفی نمودی؟!

حضرت علی بن موسی الرّضا علیه السلام فرمود:

«چون نخواستم که آن شخص غریب نزد من سرافکنده گردد و احساس ذلّت و خواری نماید»


منبع: کتاب چهل داستان از امام رضا (ع)، تنظیم برای تبیان: ملکی

آخرین نظرات کاربران
ناشناس
متشکرم
پاسخ تبیان :
جمعه 9/12/1387-6:33