راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • مراحل زندگی امام کاظم علیه السلام
    مراحل زندگی امام کاظم علیه السلام
    براساس طبیعت، محیط و شرایط زندگی امام کاظم علیه‌السلام بررسی زندگی آن حضرت به سه مرحله تقسیم می‌شود.
  • کتابستان حضرت کاظم - کتابشناسی
    کتابستان حضرت کاظم - کتابشناسی
    درباره کرامات و فعالیت های هفتمین پیشوای شیعیان، امام موسی کاظم علیه‌السلام، در زمینه های گوناگون سیاسی، دینی و اعتقادی تألیفات بسیاری به ویژه در سال های اخیر به رشته تحریر درآمده که برخی از آنها عبارتند از:
  • زنی خوش سرانجام - داستان سرگذشت مادر امام کاظم
    زنی خوش سرانجام - داستان سرگذشت...
    مى شنود که: «تمام بردهها را فروختم. جز دو کنیز بیمار!» کنیز را نشان مى دهد و قیمت را هفتاد دینار اعلام مى کند. فرستاده امام تخفیف مى خواهد. برده فروش نمى پذیرد. فرستاده، کیسه را به او مى دهد و مى گوید: «جز این چیزى ندارم. نمى دانم چقدر است!»
  • تعداد بازديد :
  • 2969
  • پنج شنبه 1/11/1388
  • تاريخ :

نفوذ معنوی امام کاظم

والی اهواز و نامه امام

امام موسی کاظم

 

...آنها نه شمشیر داشتند و نه تبلیغات،ولی دلها را داشتند.

 

یکی از ایرانیهایی که شیعه و اهل اهواز بوده است می‌گوید که من مشمول مالیاتهای خیلی سنگینی شدم که برای من نوشته بودند و اگر می‌خواستم این مالیاتهایی را که اینها برای من ساخته بودند بپردازم از زندگی ساقط می‌شدم.

اتفاقا والی اهواز معزول شد و والی دیگری آمد و من هم خیلی نگران که اگر او بر طبق آن دفاتر مالیاتی از من مالیات مطالبه کند،از زندگی سقوط می‌کنم. ولی بعضی دوستان به من گفتند: این باطنا شیعه است، تو هم که شیعه هستی. اما من جرات نکردم بروم نزد او و بگویم من شیعه هستم، چون باور نکردم. گفتم بهتر این است که بروم مدینه نزد خود موسی بن جعفر (آن وقت هنوز آقا در زندان نبودند)، اگر خود ایشان تصدیق کردند او شیعه است از ایشان توصیه‌ای بگیرم.

رفتم خدمت امام. امام نامه‌ای نوشت که سه چهار جمله بیشتر نبود، سه چهار جمله آمرانه، اما از نوع آمرانه‌هایی که امامی به تابع خود می‌نویسد، راجع به اینکه «قضای حاجت مؤمن و رفع گرفتاری از مؤمن در نزد خدا چنین است و السلام ».

نامه را با خودم مخفیانه آوردم اهواز. فهمیدم که این نامه را باید خیلی محرمانه به او بدهم. یک شب رفتم در خانه اش، دربان آمد، گفتم به او بگو که شخصی از طرف موسی بن جعفر آمده است و نامه ای برای تو دارد. دیدم خودش آمد و سلام و علیک کرد و گفت: چه می‌گویید؟ گفتم من از طرف امام موسی بن جعفر آمده‌ام و نامه‌ای دارم.

نامه را از من گرفت، شناخت، نامه را بوسید، بعد صورت مرا بوسید، چشمهای مرا بوسید، مرا فورا برد در منزل، مثل یک بچه در جلوی من نشست، گفت تو خدمت امام بودی؟!  گفتم بله. تو با همین چشمهایت جمال امام را زیارت کردی؟! گفتم بله. گفت: گرفتاریت چیست؟ گفتم یک چنین مالیات سنگینی برای من بسته‌اند که اگر بپردازم از زندگی ساقط می‌شوم. دستور داد همان شبانه دفاتر را آوردند و اصلاح کردند، و چون آقا نوشته بود «هر کس که مؤمنی را مسرور کند،چنین و چنان » گفت اجازه می‌دهید من خدمت دیگری هم به شما بکنم؟ گفتم بله. گفت من می‌خواهم هر چه دارایی دارم، امشب با تو نصف کنم، آنچه پول نقد دارم با تو نصف می‌کنم، آنچه هم که جنس است قیمت می‌کنم، نصفش را از من بپذیر.

گفت با این وضع آمدم بیرون و بعد در یک سفری وقتی رفتم جریان را به امام عرض کردم، امام تبسمی کرد و خوشحال شد.

هارون از چه می‌ترسید؟ از جاذبه حقیقت می‌ترسید. «کونوا دعاة للناس بغیر السنتکم »1. تبلیغ که همه‌اش زبان نیست،

تبلیغ زبان اثرش بسیار کم است، تبلیغ، تبلیغ عمل است. آن کسی که با موسی بن جعفر یا با آباء کرامش و یا با اولاد

ولادت امام موسي کاظم عليه السلام

طاهرینش روبرو می‌شد و مدتی با آنها بود، اصلا حقیقت را در وجود آنها می‌دید، و می‌دید که واقعا خدا را می‌شناسند، واقعا از خدا می‌ترسند، واقعا عاشق خدا هستند، و واقعا هر چه که می‌کنند برای خدا و حقیقت است.2

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه - عسگری


1- اصول کافی،باب صدق و باب ورع.

2- شهید مطهری،‌ مجموعه آثار، ج 18

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
imanne2020
درصورت امکان احادیث بیبشتری ارائه گردد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 3/11/1388 - 10:3
fathi14
چرا حدیث را کامل ننوشته اید تا شیعیان درس بگیرند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 1/11/1388 - 17:9