راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • در جست و جوی تو
    در جست و جوی تو
    لب به شکایت نگشودى و تنها پس از شهادت بى فریادت، دیده بودند که پیکر فرزند رسول، نیلگون به خاک سپرده شد... اما آن لبهاى زهر چشیده که همیشه قاریان توحید بودند، هرگز در حضور نخوت ستمکاران عباسى سر خم نکرد. تو را باید در مردان دلشده‌اى جست وجو کرد که د
  • دعای عجیب امام کاظم برای شفای درد خلیفه
    دعای عجیب امام کاظم برای شفای درد...
    خلیفه پس از بهبودی، امام کاظم علیه السلام را به حق جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله قسم داد تا بداند آن حضرت چه دعایی برایش کرده است. امام فرمود: «گفتم خدایا! همان گونه که نتیجه ذلت بار گناه را به خلیفه نشان دادی، نتیجه عزت بخش اطاعت مرا نیز به او نشان بد
  • باب الجنة زمینیان - قطعه‌ای در ولادت امام کاظم
    باب الجنة زمینیان - قطعه‌ای در ولادت امام...
    خشم از راهى رفت و موساى کاظم از راه دیگر؛ آن گاه، درها گشوده شد و بهارى به دنیا آمد که میان دو واژه «رضا» و «صادق»، جمع معانى شد؛ زاده صادق و پدر رضا، آن که با شکفتن خویش، آدمى را بر پلّکان هفتم از نردبان تکامل، به معبود نزدیک تر م
  • تعداد بازديد :
  • 2455
  • پنج شنبه 1/11/1388
  • تاريخ :

ماه شکرخند، شکر ریز، شکرنوش

امام موسی کاظم علیہ السلام

 

مخمسی زیبا در

مدح سید اطهر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام 1

 

ای لعبت نسرین بدن لاله بنا گوش        وای ماه شکرخند، شکر ریز، شکرنوش

گر نیست تو را خاک ره، ای سرو قبا پوش        باری است گران بودن این سر به سر دوش

ای در خم چوگان تو سرها همه چون گو

 

صد طعنه ز اغیار تو ای دوست شنیدم        صد گونه ستم از تو در ایام کشیدم

امید خلاص از تو من زار بریدم       آن دم که مقید به دو گیسوی تو دیدم

صد دل به یکی حلقه و صد جان به یکی مو

 

تا کار من افتاد به روی چو مه یار       چون چشم خود از درد مرا ساخته بیمار

گاهی به زمین رخ نهم و گاه به دیوار        با این همه غم او ز پی قتل من زار

گه تیر مژه آرد و گه خنجر ابرو

 

تا دیده‌ام ای سرو تو را سیب زنخدان        آسیب غمش کرده مرا سر به گریبان

زان پیش که از حسرت آن سیب دهم جان        رحمی کن و ده کام من از لیموی پستان

ای رنگ من از حسرت تو زرد چو لیمو

 

ابروی تو یا تیغ کج اندر کف ماه است       گیسوی تو یا از من دلسوخته آه است

موی تو به رخ یا به گل افشانده گیاه است       در کنج لبت ترک من این خال سیاه است

یا جا به لب آب بقا ساخته هندو

 

ای برده به زلف سیه خو دل عالم        عالم شده آشفته از آن طره پر خم

خم قامت من همچو کمان ساختی از غم        غم نیست مرا گر شوی ای ترک تو همدم

همدم نه سزاوار بود جز تو پری رو

 

بازآی که گلزار زگل گشته معطر       بلبل چو یکی واعظ بنشسته به منبر

گه حمد خدا گوید و گه نعت پیمبر       گه مدح امام دو سرا موسی جعفر

که اوراست دو صد موسی عمران ارنی (2) گو

 

تنها نه ملک بر در او آمده دربان        کز بهر غلامیش زجان تاخته غلمان (3)

سازند مگر کحل بصر از دل و از جان        حوران بهشتی به در آن شه ذیشأن

روبند غبار ره زوار به گیسو

 

ای زاده زهرا خلف سید لولاک (4)       در بزم عزای تو ملک با دل صد چاک

بال و پر خود فرش کند بر زبر خاک        از شمع حریم تو یکی شمع در افلاک

بیضا (5) شد و چون فضل تو رخ تافت به هر سو

 

گر بست به زنجیر تو را خصم سیه دل       کی کاسته شد رتبه شیران ز سلاسل

گردون پی تعظیم تو این سان شده مایل       با کوی تو هرگز نتوان کرد مقابل

گر گنبد مینا بود و روضه مینو

 

روی تو به نور احدی آمده مظهر        شخص تو به شرع نبوی سید و سرور

بی مهر تو ای نوگل گلزار پیمبر        بر پای نخیزد به دمن لاله احمر

و زخاک نروید به چمن سنبل خوشبو

 

بوئیم گر امروز تو را راه محبت        دیگر چه غم از وحشت فردای قیامت

از ما کنی آن روز گر از لطف شفاعت       بی رنج و تعب جای نماییم به جنت

با اینکه نیاید گنه ما به ترازو

 

ای نور خدا، شمع هدی، مصدر ایمان        دریای عطا، بحر سخا، منبع احسان

ای یوسف آل نبی، ای مظهر یزدان       وز درد شدی با غل و زنجیر گرانبار

غلطان به روی خاک ز پهلوی به پهلو

 

ای شاه حجازی به چه تقصیر به بغداد        مسموم نمودند تو را از ره بیداد

ما را غم قتل تو شها کی رود از یاد        الحق که بود ناسخ بد فعلی شداد

ظلمی که عیان گشت از آن فرقه بدخو

 

کلب تو «صغیر» آن که ترا هست ثنا خوان        کمتر بود از مور و تو برتر ز سلیمان

ران ملخش تحفه که در بخشش عصیان        ضامن شوی ار نزد خدا از ره احسان

ای زاده آزاده تو ضامن آهو

 

دین و اندیشه - حسین عسگری


1 کتاب مصیبت نامه، صغیر اصفهانی، چاپ کتابفروشی ثقفی اصفهان، 1348، صفحه.99

2 ارنی: اشاره است به آیه: «و لما جاء موسی لمیقاتنا و کلمه ربه قال رب ارنی انظر الیک...» (آیه 143 سوره اعراف) موسی علیه‌السلام به درخواست جاهلانه قوم خود تقاضای دیدن خدا را می‌نماید و پاسخ: (لن ترانی) هرگز مرا نخواهی دید می‌شنود.

3 غلمان: (جمع غلام: پسر بچه) خدمتگزاران بهشت.

4 سید لولاک: حضرت پبامبر خاتم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است و اشاره دارد به حدیث قدسی: لولاک لما خلقت الافلاک: اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم.

5 بیضا: خورشید.

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
شاعرش کیه، کیه؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 3/11/1388 - 8:59