راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • میهمان کاظمین (متن ادبی)
    میهمان کاظمین (متن ادبی)
    تابوتی از نور، به آسمان و تابوتی از نور، به کاظمین نزدیک می‌شد و زمان، زمان وداع عالم خاک با فرزند افلاک بود؛ فرزندی که از پرتو آیینه وجودش، انوار حق، به دلها می‌تابید و گمگشتگان مسیر حق را به حق رهنمون می‌شد! درود خداوند بر تو و شهادت غریبانه ات باد،
  • غم سرشار (قطعه ادبی)
    غم سرشار (قطعه ادبی)
    لوح مقدرات به هم خورده خاک است؛ آسمان در هم پیچیده است؛ ستاره‌ای روشن نیست؛ ماه، در سوی دیگر آسمان فرو ریخته است؛ شیطان، پشت درهای بسته نامردی، زهر در کاسه می‌ریزد. آسمان در خویش مچاله می‌شود از اندوه؛ خاک، تاب نمی‌آورد؛ واپسین لحظاتِ نفس کشیدنِ بغداد
  • ستاره‌های سوخته در دجله (قطعه ادبی)
    ستاره‌های سوخته در دجله (قطعه ادبی)
    از این مُرکب سیاهِ سوگ که بر در و دیوارِ «کاظمین» پاشیده شده، ضایعه‌ای بس عظیم روایت می‌شود. دجله حل شده است در «إنّا الیه راجعون». رنگها در تلاطم دوری، تلخْ می‌آمیزند و نگاهها در بسترِ سکوتی سرخ می‌افتند. ابرهای پُرسخاوت با حریرِ دستانِ این برگز
  • تعداد بازديد :
  • 1951
  • سه شنبه 26/8/1388
  • تاريخ :

ای خورشیدِ شهید!

حرم امام جواد علیه السلام

بوی کلماتِ سوخته می‌آید از دهانِ آسمان.

عطر شهادتِ تو در هفت آسمان می‌پیچد.

هان، ای «معتصم»! باز در تاریکیِ کدام کوچه جنایت قدم می‌زنی که کاسه چشمانت را به دست گرفته‌ای و به خفاشان، خون تعارف می‌کنی؟

هان، ای «امُّ الفضل»!

دلت خانه شیطان!

دست‌هایت مارهایی نابکار!

چشم‌هایت لانه زنبورها!

ای از نسلِ خودکامگیِ عباسیان! ای دُختِ شیطان!

به کدامین جُرمِ ناکرده، قلبِ سخاوتِ زمین و آسمانها را با انگورِ زهرآلود، خاموش کردی؟!

«معتصم» ـ شیطان مجسم ـ تو را مسحور کدام وعده دست نیافتنی کرده است؟!

«ام الفضل»، ای دُخت شیطان!

شیطان شدن، عاقبتِ نحس توست. اگرچه در خانه نورانی‌ترین بنده خدا و در سرایِ باب الحوائجِ دلها باشی.

آری: «عاقبت، گرگ زاده گرگ شود  گرچه با آدمی بزرگ شود»

ای باب الحوائج، یا جواد الائمه! ای بهارِ نُهُم، تو را شهید کردند؛ در حالی که هنوز بیش از 25 گُل در باغِ عمرت شکوفا نشده بود.

آسمان، یتیمی‌اش را با ستارگانی از جنسِ خون می‌گرید.

زمین، بر مدارِ اندوه می‌چرخد و سیاره های درد، منظومه‌ای از عزا را پدید می‌آورند.

ای خورشیدِ شهید! کدام فرشته است که اشکبارت نیست؟! کدام انسان؟ کدام جنگل؟! کدام کوهستان؟ کدام دشت؟ کدام دریا؟ کدام صحرا؟ کدام رودخانه؟ کدام پرنده؟ کدام آسمان و کدام کهکشان است که سوگوارت نباشد؟!

 

غـم آمـد و شـادی مـرا راند از من             سیلابِ بزرگِ اشـک، افشانـد از من

دردِ تو چنان کاست ز جانم که فقط             مُشتی پر و بال در قفس ماند از من

 

روزبه فروتن‌پی

تنظیم: گروه دین و اندیشه - حسین عسگری

ارسال به