راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • ستاره‌های سوخته در دجله (قطعه ادبی)
    ستاره‌های سوخته در دجله (قطعه ادبی)
    از این مُرکب سیاهِ سوگ که بر در و دیوارِ «کاظمین» پاشیده شده، ضایعه‌ای بس عظیم روایت می‌شود. دجله حل شده است در «إنّا الیه راجعون». رنگها در تلاطم دوری، تلخْ می‌آمیزند و نگاهها در بسترِ سکوتی سرخ می‌افتند. ابرهای پُرسخاوت با حریرِ دستانِ این برگز
  • پای درس امام جواد 4 - اثر همنشین
    پای درس امام جواد 4 - اثر همنشین
    دیدی که چه سان به باغ و بستان هر گل که شکفته گشت و خندان گــردد چــو مــجــاور خــس و خــار پـــژمـــرده شــــود در آخـــر کــــار تــــو نـــیــز بــــه بــاغ زنــدگــانــی مـــانـــنــد گــلـــی، اگــر بــدانــی
  • پای درس امام جواد 3 - همراه ناصالح
    پای درس امام جواد 3 - همراه ناصالح
    منشین با بدان که صحبت بد گرچـه پاکی، تو را پلیـد کند آفـتـاب ارچـه روشــن اسـت او را پاره ای ابر ناپدید کند
  • تعداد بازديد :
  • 1676
  • سه شنبه 26/8/1388
  • تاريخ :

میهمان کاظمین

امام جواد علیه السلام

شهر، در عمق سکوت، لحظات اندوهباری را پشت سر می‌گذارد! گویی به دنبال تکرار خاطره‌ای است که تلخی آن را پیش‌تر تجربه کرده است.

آن روز، تابوت مظلومانه امامی بود و شانه چند مرد ناآگاه؛ و امروز شانه تنگ مردمانی‌ست و عطر تابوت امامی در نهایت مظلومیت؛ امامی که در نهایت جوانی و بهار زندگانی، تأثیر زهرآگین خزان را بر جای خویش به تماشا بنشیند.

گویی تمام آسمانیان، میهمان بغدادند؛ میهمان سوگی غریبانه؛ غریبانه، مثل تمام داغ های نینوایی!

کجایید، شانه‌های سبز مدینه؟

این شانه‌های نامحرم، بسی نامهربانند!

کجایید کوچه‌های مدینه تا مرثیه خورشید را به گریه بنشینید؛ این کوچه‌ها همیشه با خورشید نامحرمند!

کجایید، بانوان حرم که با فرشتگان الهی، مویه‌گر شوید!

کجایید، داغ پروردگان حریم ولایت که امروز، روز ماتم آل الله است!

معتصم، در سیاهی جامه و بغداد در تیرگی جهل، دست و پا می‌زدند؛ هنگام ظهور خورشیدی بود که پیام آور انوار آسمانی ولایت باشد، تا ابرهای تیره جهالت را از اذهان امت بزداید!

از بخشش‌های کلامش تا کرامت‌های مرامش، عوام و خواص بهره می‌بردند و چتر انوار الهی‌اش، همه را یکسان به «طور» معرفت رهنمون می‌گشت!

معتصم، در سیاهی جامه و بغداد در تیرگی جهل، دست و پا می‌زدند؛ هنگام ظهور خورشیدی بود که پیام آور انوار آسمانی ولایت باشد، تا ابرهای تیره جهالت را از اذهان امت بزداید!

دشمنانی که تنها هنرشان در خلافت، ظلم و تنها تکیه گاهشان در دیانت، تعصّب و جهل بود، نه خیری در «نسبت»شان بود و نه خیری در «وصلت»شان. «ام فضل»هاشان، بی فضیلت‌ترین زنان و «معتصم»هاشان، بی عصمت‌ترین مردان؛ عُلماشان جهل اندیش و حُکماشان کافرکیش بودند.

امام جواد عليه السلام

صورت‌هاشان، تبسم آذین و دل‌هاشان تنفّرآگین بود. جامه‌هاشان سیاه، دل‌هاشان سیاه و چهره‌هاشان از شدت تعصب و جهل، سیاه سیاه بود. کسی باید می‌بود تا این همه تیرگی را از اذهان بزداید!

باید کسی بود تا معارف راستین الهی را به عوام و خواص می‌آموخت!

اما دریغا که این دنیای سفله پرور، اهریمن حسادت را برای مقابله با نور علم و معرفت پرورانیده است!

دریغا که میزبانان نامهربان، پاس میهمانان نگه نداشتند؛ میهمانی که آسمان و زمین، مقابل نامش، قد به تکریم خم می‌کرد!

آن روز، بغداد بود و نُهمین خورشید ولایت که غریبانه به همجواری «جد» غریبش می‌رفت؛ به همجواری کسی که تلخی خاطره هایش را زندان های هارون، همواره به یاد می‌آورند!

تابوتی از نور، به آسمان و تابوتی از نور، به کاظمین نزدیک می‌شد و زمان، زمان وداع عالم خاک با فرزند افلاک بود؛ فرزندی که از پرتو آیینه وجودش، انوار حق، به دلها می‌تابید و گمگشتگان مسیر حق را به حق رهنمون می‌شد!

درود خداوند بر تو و شهادت غریبانه ات باد، یا مولا، یا جواد الائمه!

سید علی اصغر موسوی

تنظیم: گروه دین و اندیشه - حسین عسگری

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
بد نبود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 12/12/1388 - 12:39
seidmohammad
شهادت امام جوادالامه را تسلیت می گویم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 26/8/1388 - 21:30
سید
السلام علیم یابن رسول الله
السلام علیک یابن امیرلمومنین سید الوصیین
اسلام علیک یابن فاطمه الزهرا سیده نساء العالمین
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 26/8/1388 - 8:30