راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 2541
  • يکشنبه 14/9/1389
  • تاريخ :

چرا امام حسين عليه السلام در زمان معاويه قيام نكرد؟

امام حسين،‌محرم

سكوت امـام حسين در زمان امام مجتبى بخاطر آن بود كه حضرت مجتبى را امام با خود مى دانست و ‏مـخـالفـت با او را جايز نمى شمرد و پس از شهادت آنحضرت نيز تا زمانيكه معاويه در قيد حيات بود حضرت ابا ‏عبدالله الحسين عليه السلام به احترام عهدى كه امام حسن عـليه السلام با معاويه بسته بود سكوت اختيار ‏نمود، اما با فوت معاويه و روى كار آمـدن يزيد كه برخـلاف مـواد عهدنامه بود: كه معاويه حق ندارد براى خود ‏جانشين تعيين كند، امام حسين عليه السلام ، عليه دستگاه طاغوتى يزيد قيام نمود.

چنانكه شيخ مفيد بنقل از كلبى و مدائنى و ديگر مورخين گفته است : پس ‍از رحلت امام حسن ، شيعيان عراق ‏به جنب و جوش افتادند و به امام حسين نامه نوشتند كه حاضرند معاويه را خـلع نمـوده و با او بيعت نمايند ليكن ‏امام حسين عليه السلام امتناع فرمود و متذكر شد كه بين او و معاويه عهد و پيمانى است كه تا مدت آن ‏منقضى نگردد نقض آنرا جايز نمى داند و وقتى معاويه درگذشت نظر خود را اعلام خواهد داشت. 1

 

وصيت معاويه درباره حسين

مـعـاويه در نيمه رجب سال 60 هجرى درگذشت و يزيد را به جانشينى خود تعيين نمود و هنگـام مـرگ به وى ‏وصيت و نصيحت نمود به اينكه : من گردن گردنكشان را براى تو خـاضع ساخـتـم و شهرها را برايت محكم و ثابت ‏و پابرجا نمودم و سلطنت را براى تو طعـمـه قـرار دادم امـا از سه نفر درباره تو مى ترسم كه با تو مخالفت نمايند ‏و از در منازعت درآيند، يكى عبدالله بن عمر و ديگرى عبدالله بن زبير و سومى حسين بن على است .

امـا عـبدالله بن عـمـر بن خطاب با تو خواهد بود او را ملازم خود گير و طردش منماى اما عـبدالله بن زبير او همانند ‏شيرى كه بر شكارش ‍حمله ور مى شود به تو حمله خواهد كرد و همانند روباهى كه با سگ به مكر و خدعه ‏مى پردازد با تو معامله خواهد نمود پس اگر بر او پيروز گشتى بند از بندش جدا ساز.

‏«و امـا حسين پـس بتـحقـيق مـى دانى بهره و نصيب او را از رسول خدا و از گوشت و خون رسول خدا است و ‏همچنين مى دانى كه مردم عراق لا محاله او را بسوى خود فرا مى خوانند آنگاه پشت به او خواهند كرد و او را ‏بيكس و تنها خواهند گذاشت و در حقش جفا خواهند نمود پس وقتى بر او ظفر يافتى و پيروز گشتى مقام و ‏منزلتش را در نزد رسول خدا بياد آر و بكردارش مؤ اخذه مكن ، بعلاوه اينكه او از خويشاوندان رحمى ما است و ‏بپـرهيز از اينكه بدى به او برسانى يا عمل زشتى از تو مشاهده نمايد.»2

مـروان گـفـت : بخـدا قـسم اگر حسين از اينجا برود بيعت نخواهد كرد و تو هم قدرت چنين كارى را ندارى مـگـر ‏آنكه گـروه كثيرى از طرفين كشته شوند پس بهتر است كه او را نگذارى برود و زندانيش كن تا بيعت كند و يا ‏گردنش را بزن. امام حسين عليه السلام از سخنان مروان خشمگين شد و به مروان گفت : واى بر تو اى پسر زرقـاء (زن كبود ‏چشم ) تو به كشتن من امر مى كنى بخدا سوگند دروغ گفتى و پستى و زبونى خودت را آشكار نمودى

نامه يزيد به والى مدينه

در اين وقت يعنى هنگام مرگ معاويه ، وليدبن عتبة ابى سفيان پسر عموى يزيد فرماندار مدينه و عمروبن ‏سعيدبن عاص فرماندار مكه و عبيدالله بن زياد والى بصره و نعمان بن بشير انصارى والى كوفـه بودند، يزيد ‏بمحض ‍آنكه بجاى پدر نشست به پسر عمويش وليدبن عتبه نوشت كه معاويه هلاك شده و او را دستور داد از ‏مردم مدينه براى وى بيعت بگيرد و در نامه كوچكى هم نوشت كه حسين و عبداللّه بن زبير و عبدالله بن عمر را ‏احضار نموده و از آنها بيعت بگير و اگر بيعت نكردند آنها را گردن بزن و سرشان را براى مـن به شام بفرست و ‏وصيت و سفارش پدرش را درباره پرهيز از كشتن حسين عليه السلام ناديده گرفت .

چون نامه يزيد به وليد رسيد از مرگ معاويه ناراحت گرديد و به سراغ مروان فرستاد و او را احضار و نامه را با او در ‏ميان نهاد و به مشورت پرداخت مروان گفت مصلحت را در اين مـى بينم كه آنها را بخـواهى و قبل از اينكه از ‏مرگ معاويه باخبر شوند از آنها بيعت بگـير و اگـر بيعت نكردند گردنشان را بزن زيرا اگر از مرگ معاويه آگاه شوند ‏هر يك به سوئى خواهند رفت و در آنجا اعلان مخالفت مى كنند و مردم را به بيعت خود مى خوانند.

 

حسين عليه السلام و والى مدينه

امام حسين،‌محرم

وليد در همان شب به سراغ امام حسين فرستاد و او را احضار كرد، امام حسين عليه السلام سى نفر از جوانان ‏بنى هاشم و غلامان خود را در حاليكه مسلح بودند با خود برد و به آنها فـرمـود در جلو در بنشينيد اگـر صدايم ‏بلند شد داخل شويد تا از من دفاع كنيد و در غير اين صورت حركت نكنيد تا من برگردم و خود بر وليد وارد شد ‏مروان حكم نيز حضور داشت ، وليد امام را از جريان مرگ معاويه و جانشينى يزيد آگاه ساخت و نامه يزيد را در ‏مورد اخذ بيعت از امام مطرح كرد امام حسين عليه السلام كلمـه استـرجاع ( انّا للّه و انّا اليه راجعـون ) بر زبان ‏جارى ساخت و سپس فرمود: من تـصور مـى كنم كه هدف شما بيعت پنهانى نباشد و بر آن هستى كه در ‏حضور مردم بيعت آشكارا صورت گيرد وليد گفت : چنين است .

امام فرمود: پس شب را به صبح برسان تا راءى خود را در اين امر بيابى .

وليد گفت : برويد در امان خدا تا فردا شما را در ميان مردم ببينم .

مـروان گـفـت : بخـدا قـسم اگر حسين از اينجا برود بيعت نخواهد كرد و تو هم قدرت چنين كارى را ندارى مـگـر ‏آنكه گـروه كثيرى از طرفين كشته شوند پس بهتر است كه او را نگذارى برود و زندانيش كن تا بيعت كند و يا ‏گردنش را بزن .

امام حسين عليه السلام از سخنان مروان خشمگين شد و به مروان گفت : واى بر تو اى پسر زرقـاء (زن كبود ‏چشم ) تو به كشتن من امر مى كنى بخدا سوگند دروغ گفتى و پستى و زبونى خودت را آشكار نمودى .

و پـس از بيان اين مطلب در ميان خاندان و ياران خود از نزد وليد خارج شد. پس از آنكه امـام حسين بيرون رفت ‏مروان به وليد گفت با پيشنهاد من مخالفت كردى، بخدا ديگر به حسين دست نخواهى يافت .

وليد گـفـت : واى بر تـو مـى خـواهى دين و دنياى مـرا نابود كنى، اگـر تمام دنيا مال من مى شد هرگز دستم را ‏بخون حسين نمى آلودم، سبحان الله من حسين را بكشم براى اينكه با يزيد بيعت نمى كند، بخدا قسم ‏هركس در كشتن حسين دست بيالايد خدا را ملاقات خـواهد كرد در حاليكه ميزان اعمالش سبك باشد (حسنه ‏اى نداشته باشد) و خدا او را نظر نكند و تزكيه ننمايد و به عذاب دردناك معذب گردد. 3

 

منبع: آنچه در كربلا گذشت، آيت الله محمد على عالمى

تهيه و تنظيم: گروه دين و انديشه تبيان


پي نوشت ها:‏

‎1‎‏. اعيان الشيعه ج 1، ص 587، ابصار العين ص 3. ارشاد مفيد ص 200. بحار ج 44، ص 324.

‏2. بحار ج 44 / ص 311-. حيات الامـام الحسين ج 2، ص 236. كامل ابن اثير ج 4، ص 6. طبرى ج 7، ص 196 و ‏‏217. ينابيع الموده ص 333.

‏3. اعـيان الشيعه ج 1 / ص 587. كامل ابن اثير 4، ص 15. بحار ج 44 ص 324. ارشاد مفيد ص 201. ينابيع ص ‏‏334. حيات الامام الحسين ج 2، ص 247. طبرى ج 7، ص 216. روضة الواعظين ص ‍146.‏

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
هادی
خسته نباشید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 9/9/1390 - 22:32
محمدرضا
مطالبتان عالیست اجرتان به امام حسین (ع)
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 4/9/1390 - 11:16
رهرو بی ادعا
درود و سپاس
اتفاقا مطلب ایشون درسته ایشان در راستای سیاست اما حسن (ع) هیچ نگفتند و هم عهد نگاه داشتن و هم پیامان برادری و دوستی و نمی توان گفت ایشان دقیقا چه م یکردن و آیاچونان حسن مجتبی(ع) پیمان آرامش می بستن و یا خیر؟
چرا که نه تنها شرایط مهم است و هوشیاری و دقت عمل مهم است بلکه شخصیت هر فردی هم مهم است شاید ایشان عملی دیگر و راهی دیگر پیش می گرفتن برای اثبات این امر همین بس که برای رسیدن به یک هدف راههای درست زیادی ممکن است .
آیا در ریاضی تنها 5+5=10 است خیز اعدا زیادی که راههای درست هم هستند برای این منظور وجود دارد 6+4=3+7=2+8 و حتی اعدا اعشاری و غیره بحث نیز در همین مورد است این عزیزان هم پیمان و بزرگوار هستند اما راههای متفاوتی بنا بر اختیار انسان و تفاوت هوش و درک راه وجود دارد اما مهم این است که به پیمان یکدیگر هم احترام گذاردند و هم در راستای هم پیش رفتند و هرگز به روی هم در اختلاف و اتهام نگشودن .باشد که بیاموزیم و دریابیم
با سپاس
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 4/11/1389 - 14:8
mmmmmmm123
خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 22/9/1389 - 7:58
talabeh2006
بنده هم موافق اون دوستمون هستم كه فرمودند شرایط و موقعیت زمانه باعث عدم قیام امام حسین علیه السلام بود ولی این را هم باید دانست كه اگر امام معصوم حتی با معاویه پیمانی ببندد با هر شرایطی، هیچگاه پیمان شكنی نخواهد كرد و همین هم از امام حسن و امام حسین علیهما السلام برای ما یك درس است.
المومنون عند شروطهم
و هنگامی كه معاویه پیمان را شكست امام حسین علیه السلام هم دیگر مجبور نبودند به مفاد آن عمل نمایند، سكوت را شكستند و در امتداد آن صلح بصیرانه حسنی، به قیام حسینی دست زدند و اینگونه زنده ماند اسلام ناب محمدی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 22/9/1389 - 0:8
علیرضا
ممنون
مطالب در این مورد را بیشتر کنید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 21/9/1389 - 19:43
Ali
سلام من هم موافقم با این دوستمون كه فرمودند:

سلام من متن شمارو اولشو قبول ندارم یعنی چی؟ امام حسین بخاطره امام حسن با معاویه کاری نداشت؟ به احترام عهد امام حسن قیام نکرد؟نخیریعنی اگر امام حسین قبل از امام حسن بود با معاویه میجنگید؟ اصلا اینطور نیست بلکه بخاطر شرایط زمانه تکلیف قیام نبود حالا چه امام حسن باشه چه امیر المومنین چه هر کدوم از اهل بیت خواهش میکنم دقت کنید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 21/9/1389 - 3:45
mohammadmola12
سلام من متن شمارو اولشو قبول ندارم یعنی چی؟ امام حسین بخاطره امام حسن با معاویه کاری نداشت؟ به احترام عهد امام حسن قیام نکرد؟نخیریعنی اگر امام حسین قبل از امام حسن بود با معاویه میجنگید؟ اصلا اینطور نیست بلکه بخاطر شرایط زمانه تکلیف قیام نبود حالا چه امام حسن باشه چه امیر المومنین چه هر کدوم از اهل بیت خواهش میکنم دقت کنید.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 20/9/1389 - 14:51
حسن نا...
7 7 7 77 7 7 77 7 7 77 7 7 7
کربلا یعنی که یار رهبری/
از حسین عصر خود فرمانبری/
بیعت ما شیعیان عین ولاست/
زاده ی زهرا علی روح خداست/
عده ای از شیعیان غافل شدند/
از اطاعت از ولی کاهل شدند/
راه حق در منظری دور از ولایت دیده اند/
کاغذ سر نیزه را گویی که قرآن دیده اند/
خلق را در اشتباه انداختند/
یوسف ما را به چاه انداختند/
کیستند اینان؟خوارج زمان/
گیج و مبهوت از ولی در این زمان/

*کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا*

8 8 8 88 8 8 88 8 8 88 8 8 88 8 8
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 16/9/1389 - 14:2