راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 3502
  • چهارشنبه 8/1/1386
  • تاريخ :

تو نقره می‌خواستی؟!


حضور امام حسن عسكرى علیه السلام رسیدم. تصمیم داشتم مقدارى نقره از حضرت بگیرم و از آن، به عنوان تبرك، انگشتر بسازم. در محضرش نشستم، ولى به طور كلى هدف اصلى‏ام را فراموش كردم. وقتى‏ برخاستم و خداحافظى كردم، حضرت انگشترش را به من داد و فرمود:

تو نقره مى‏خواستى، ما انگشتر به تو دادیم، نگین و مزد ساخت آن هم مال تو باشد؛ گوارایت ‏باد اى ابوهاشم.

گفتم: مولاى من، گواهى مى‏دهم ولى خدا و امام من هستى، امامى كه دیندارى من در اطاعت از او است.

امام فرمود: خدایت ‏بیامرزد، ابوهاشم!

اصول كافی ،‌ جلد 1 ،‌صفحه 512

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
hamed sh
واقعا داستان کوتاه وجالبي بود که من خيلي لذت بردم. اگه ميشه اين داستانها رو در صفحه اصلي و در بخش جداگانه بگذاريد با تشکر از تبياااااااااااااااااااااااااااااااان.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 28/3/1386 - 11:46
ناشناس
با سلام خيلي خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 15/1/1386 - 17:47
ثار
سلام الله عليهم اجمعين
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 8/1/1386 - 16:56
ناشناس
خيلي عالي هستند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 8/1/1386 - 15:40