راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • حضرت علی(علیه السلام) به خواستگاری می رود
    حضرت علی(علیه السلام) به خواستگاری...
    يك روز عمر و ابوبكر و سعد بن معاذ و گروهى ديگر در مسجد دور هم جمع شده بودند و از هر درى سخن مى‎گفتند. در اين بين سخن از فاطمه به ميان آمد. ابوبكر گفت: مدتى است كه اعيان و اشراف عرب فاطمه(عليهاالسلام) را خواستگارى مى‎نمايند
  • خواستگاران حضرت زهرا(علیهاالسلام)
    خواستگاران حضرت زهرا(علیهاالسلام)
    عمر نيز يك روز در ازدواج با حضرت فاطمه(عليهاالسلام) طمع كرد و بدين منظور خدمت رسول خدا مشرف شد و فاطمه را خواستگارى نمود. پيغمبر(صلّى الله عليه و آله) پاسخ داد: فاطمه هنوز كوچك است و تعيين همسرش با خداست.
  • مراسم عقد حضرت زهرا(علیهاالسلام)
    مراسم عقد حضرت زهرا(علیهاالسلام)
    پیامبر فرمود: پيش از آن كه به نزد من بيايى جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! خدا ترا از بين مخلوقاتش برگزيده و به رسالت انتخاب كرد. على(عليه‎السلام) را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد. بايد دخترت فاطمه را به او عقد او درآوری .
  • تعداد بازديد :
  • 3570
  • چهارشنبه 27/8/1388
  • تاريخ :

مراسم عروسى دو نور الهی

پیوند آسمانی

حضرت على(علیه‎السلام) مى‎فرماید: حدود یك ماه از عقد من و فاطمه گذشت و من خجالت مى‎كشیدم با پیغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولى گاهى كه خلوت مى‎شد، مى‎فرمود: یا على چه همسر نیكو و زیبایى نصیبت شد؟ بهترین زنان عالم را تزویج تو كردم.

روزى برادرم عقیل پیش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسیار مسرور هستم. چرا از رسول خدا(صلّى الله علیه و آله) خواهش نمى‎كنى كه فاطمه را به خانه‎ات بفرستد تا به وسیله عروسى شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خیلى میل دارم عروسى كنم اما از رسول خدا خجالت مى‎كشم. عقیل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بیا تا خدمت پیغمبر(صلّى الله علیه و آله) برویم.

على با برادرش عقیل قصد منزل رسول خدا نمودند. در بین راه به «ام ایمن» برخورد كرده جریان را برایش گفتند. ام ایمن گفت: اجازه بدهید من با رسول خدا در این باره مذاكره كنم، زیرا در اینگونه امور، حرف زن‎ها مؤثرتر است.

ام سلمه و سایر زنان از قضیه خبردار شدند و خدمت پیغمبر(صلّى الله علیه و آله) مشرف گشتند. عرض كردند: یا رسول الله! پدر و مادرمان به فدایت، براى موضوعى خدمت شما رسیده‎ایم كه اگر خدیجه زنده بود چشمش بدان روشن مى‎شد. وقتى پیامبر(صلى الله علیه و آله) نام خدیجه را شنید اشكش جارى شد و فرمود: خدیجه؟! كجا مانند خدیجه پیدا مى‎شود؟ هنگامى كه مردم مرا تكذیب نمودند مرا تصدیق كرد و براى ترویج دین خدا، اموالش را در اختیار من قرار داد. خدیجه زنى بود كه خدا بر من وحى فرستاد كه به او بشارت دهم خانه‎اى از زمرد در بهشت به او عطا خواهد كرد.ام سلمه عرض كرد: پدر و مادرم فدایت شود، شما هر چه درباره خدیجه مى‎فرمایید صحیح است. خدا ما را با او محشور گرداند. یا رسول الله! برادر و پسرعموى شما میل دارد همسرش را به منزل ببرد.

فرمود: پس چرا خودش در این باره صحبتى نمى‎كند؟ عرض كرد: خجالت مى‎كشد.

پیغمبر اكرم به حضرت على(علیهماالسلام) فرمود: در عروسى باید ولیمه داده شود، من دوست دارم امتم در عروسی‎ها ولیمه بدهند.

«سعد» كه در مجلس حاضر بود عرض كرد: من یك گوسفند براى جشن شما تقدیم مى‎كنم. گروهى دیگر از اصحاب نیز در حدود توانایى خودشان كمك كردند.

پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) به ام ایمن فرمود: على را نزد من حاضر كن. وقتى على(علیه‎السلام) خدمت پیغمبر مشرف شد فرمود: یا على! آیا میل دارى همسرت را به منزل ببرى.

عرض كرد: آرى یا رسول الله.

فرمود: خدا مبارك كند، همین امشب یا فردا شب وسائل عروسى را فراهم مى‎كنم.

سپس به زنانش فرمود: فاطمه را زینت كنید و خوشبویش نمایید و اطاقى را برایش فرش كنید تا مراسم عروسى را برگزار كنیم.(1)  

 جشن عروسى

پیغمبر اكرم به حضرت على فرمود: در عروسى باید ولیمه داده شود، من دوست دارم امتم در عروسی‎ها ولیمه بدهند.

«سعد» كه در مجلس حاضر بود عرض كرد: من یك گوسفند براى جشن شما تقدیم مى‎كنم.

گروهى دیگر از اصحاب نیز در حدود توانایى خودشان كمك كردند.

رسول خدا(صلى الله علیه و آله) به بلال فرمود: یك گوسفند بیاور و به على(علیه‎السلام) فرمود: حیوانى ذبح كن. و ده درهم پول به او داد و فرمود: قدرى روغن و خرما و كشك تهیه كن. نان هم تهیه كردند. سپس به على فرمود: هر كس را مى‎خواهى براى صرف غذا دعوت كن. على بن ابى طالب (علیه‎السلام) گروه زیادى از اصحاب را دعوت نمود. گوشت‎ها را پختند و به وسیله روغن و خرما و كشك غذایى تهیه نمودند.

چون جمعیت مدعوین زیاد بود و وسائل پذیرایى نداشتند پیغمبر(صلى الله علیه و آله) دستور داد مهمانان جشن، ده نفر ده نفر داخل شوند و غذا میل كنند. در آن جشن تاریخى، عباس و حمزه عموهاى پیغمبر و على بن ابى طالب و برادرش عقیل از مدعوین پذیرایى مى‎نمودند. سفره‎اى گستردند و اصحاب، ده نفر ده نفر داخل مى‎شدند. رسول خدا(صلى الله علیه و آله) با دست مبارك غذا مى‎كشید و مهمانان پذیرایى مى‎شدند، پس از سیر شدن، بیرون مى‎رفتند و ده نفر دیگر داخل مى‎شدند. بدین منوال گروه كثیرى غذا خوردند. و به بركت دست رسول خدا همه سیر شدند. سپس دستور داد بقیه غذاها را به خانه فقرا و بیچارگانى كه از حضور در مجلس ولیمه معذور بودند ببرند یك ظرف غذا هم براى فاطمه و على(علیهماالسلام) كنار بگذارند.(2)  عروس را به خانه داماد بردند

رسول خدا(صلى الله علیه و آله) به بلال فرمود: یك گوسفند بیاور و به على(علیه‎السلام) فرمود: حیوانى ذبح كن. و ده درهم پول به او داد و فرمود: قدرى روغن و خرما و كشك تهیه كن. نان هم تهیه كردند. سپس به على فرمود: هر كس را مى‎خواهى براى صرف غذا دعوت كن. على بن ابى طالب (علیه‎السلام) گروه زیادى از اصحاب را دعوت نمود. گوشت‎ها را پختند و به وسیله روغن و خرما و كشك غذایى تهیه نمودند.

زنان پیغمبر فاطمه(علیهاالسلام) را زینت كردند، عطر و بوى خوش به او زدند. پیغمبر، على (علیه‎السلام) را احضار كرد و در جانب راست خودش نشانید. فاطمه(علیهاالسلام) را نیز در طرف چپ نشانید. سپس عروس و داماد را به سینه خودش چسباند. پیشانى هر دو را بوسه داد. دست نوعروس را گرفت و در دست داماد گذاشت. به على(علیه‎السلام) فرمود: فاطمه همسر خوبى است. و به فاطمه(علیهاالسلام) فرمود: على شوهر خوبى است.

سپس به زنان فرمود: عروس و داماد را با شور و شادى به خانه‎اشان ببرند ولى چیزى نگویید كه خدا ناراضى گردد.

زنان پیامبر با شور و شادى، الله اكبر گویان، فاطمه و على را تا خانه عروس و داماد مشایعت نمودند. رسول خدا نیز از عقب رسید و وارد خانه شده دستور داد ظرف آبى حاضر كردند، قدرى از آبها را بر بدن فاطمه پاشید و دستور داد که با بقیه آن وضو بگیرد و دهانش را بشوید. بعدا ظرف آب دیگرى طلبید، قدرى از آن را بر تن مبارك على(علیه‎السلام) پاشید و دستور داد با بقیه آن، دهانش را بشوید و وضو بگیرد. سپس روى عروس و داماد را بوسید. دست به جانب آسمان برداشت و گفت: خدایا این عروسى را مبارك گردان و نسل پاك و پاكیزه‎اى از ایشان بوجود آور. وقتى خواست از خانه خارج شود فاطمه (علیهاالسلام) دامنش را گرفت و گریه كرد. فرمود: دختر عزیزم! من ترا به بردبارترین و دانشمندترین مردم تزویج كردم.

سپس برخاست و تا در خانه آمد. چوب در را با دو دست مبارك گرفت و فرمود: خدا شما و نسلتان را پاك و پاكیزه گرداند. با دوستان شما دوست هستم و با دشمنانتان دشمن. اكنون وداع مى‎كنم و شما را به خدا مى‎سپارم.


پی‎نوشت‎ها:

1- بحارالانوار، ج 43، ص 130- 132.

2- بحارالانوار، ج 43، ص 132 و 137 و 114 و 106.

برگرفته از کتاب‎های:

- برترین بانوی جهان، فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، آیة الله ناصر مکارم شیرازی.

- بانوى نمونه اسلام فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، ابراهیم امینی .

- زندگانی فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، سید جعفر شهیدی .

گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی .

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
خوب بود بازم از این کارها بکنید .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 19/10/1388 - 12:35
نازي
با سلام و خسته نباشید سال ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه چه سالی است؟
پاسخ تبیان : با سلام دوست گرامی، ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها در تاریخ 6 یا 1 ذی حجه اتفاق سال دوم هجری قمری افتاده است. موفق باشید
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 18/9/1388 - 10:42
ggr1360
مبارک باشه!!
انشاالله که به حق علی و فاطمه و پیامبر اکرم(ص) تمامی جوونا خوشبخت بشن
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 1/9/1388 - 15:19
mohsennil
با تشكر
امیدوارم روزی برسد كه همه ما به جای ادعای مسلمانی ، مسلمان واقعی باشیم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 30/8/1388 - 8:19
ldrl800020
با سلام و خسته نباشید
خداوند خیرتان بدهد
انشاله با ظهور حضرت حجت همگی مان از سربازان ایشان باشیم انشاله
دوستدار همگی شما مجید اصحابی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 28/8/1388 - 8:19