راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 3318
  • پنج شنبه 11/4/1388
  • تاريخ :

دنیا ، مزرعه آخرت
گندم

« دنیا » چند تا اطلاق دارد ؛ دنیا به معنای زمین ، آسمان ، دریا ، صحرا ، فضا ، آب ، درخت ، دام ؛ اینها نعمت ها و آیات الهی اند ؛ نقصی در آنها نیست . قرآن كریم اینها را مذمت نكرده ! اینها آیات الهی اند ؛ هر جا خدای سبحان از خلقت زمین و آسمان و آب و دریا و حیوان و گیاه نام می برد ، با عظمت نام می برد .

دنیای به معنای زیاده خواهی و خود بینی ، مورد مذمت و نكوهش

دنیا همین اعتبارات من و ماست كه می بینید این احزاب به جان هم می افتند ؛ كه من باید این میز را بگیرم ، من باید آن مقام را بگیرم، من باید این رأی را بیاورم ، من باید آن س مت را داشته باشم ؛ این دنیاست كه این لهو و لعب است ، و عاقبت هم این مردار می ماند . این لهو است و لعب است و تكاثر است و تفاخر است و امثال ذلك ؛ كه من باید داشته باشم ، تو نباید داشته باشی ؛ این باید داشته باشد ، تو نباید داشته باشی !! كه نّما الحیاه الدّنیا لع أ و لهأ و ز ینأ و تفاخأ ب ینكم و تكاثأ ف ی الأموال و الاولاد(1) (چنین دنیائی) می شود لهو و لعب .

امّا آن دنیا ؛ یعنی زمین ، آسمان ، دریا و این حیات ؛ متجر اولیاست(2). این آیت الهی است ، این مخلوق خداست ، این نعمت خداست ؛ زمین كه جای بدی نیست ، آب كه چیز بدی نیست ، درخت كه چیز بدی نیست ! انسان در اینجا زندگی می كند ، متجر اولیاست.

حیات طیّب در دنیا نیست . اگر خود انسان است كه لقد خلقنا النسان ف ی كبد ، و اگر خود دنیاست كه نّما الحیاه الدّنیا لع أ و لهو. دنیا از آن جهت كه دنیاست و لهو و لعب است نمی تواند طیّب باشد

در آن بیان نورانی حضرت امیر (ع) فرمود: این حیات دنیا را كه شما مذمت می كنید ، چه چیز آن بد است ؟! كجا دروغ گفته ؟ كجا خلاف گفته ؟ اگر می بینید لوازم آسایش را به شما نشان داد ، آن بیمارستان و قبرستان را هم به شما نشان داد . كار خلاف نكرد ، هرگز دروغ هم نگفت ؛ همه چیز را علنی به شما نشان داد . اگر سلامت را نشان داد ، مرض بیمارستان را هم نشان داد ؛ اگر حیات را نشان داد ، مرگ مرده های قبرستان راهم به شما نشان داد . او كه خلافی نكرد ! شما فریب خوردید ؛ ما غرّتكم ، بلكه غر رتم ب ها (3) !! او شما را مغرور نكرده .

نتیجه فریب دنیای مذموم و انحراف از عقلانیّت

عاقل ها می گویند : ما یك وظیفه ای داریم ، باید در این انتخابات شركت كنیم ، باید در این مجلس شركت كنیم . شد ، شد ؛ نشد ، نشد! ما بیش از این وظیفه نداریم . این می شود ل كیلا تأسوا علی ما فاتكم و لا تفرحوا ب ما آتاكم (4)، می شود آخرت . امّا اگر نه ؛ ما نشدیم، لا و لابد تلاش و كوشش می كنیم زحمات دیگران را نادیده بگیریم ، این دیگر می شود « دنیای مذموم » !

بنابراین دنیائی كه به معنای طبیعت آیت الهی است ، خوب است. حوادث روزگار هم اگر ما درست عمل كردیم ، می شود متجر اولیاء و مزرعه آخرت ؛ اگر نه كه می شود لهو و لعب و امثال ذلك . یك عدّه از همین زندگی، مزرعه آخرت درست كرده اند ؛ یك عدّه از همین زندگی، لهو و لعب درست كرده اند !

معنای تشبیه دنیا به مزرعه آخرت

اینكه گفتند : دنیا مزرعه آخرت است ، (مزرعه) یعنی چه ؟! یك كشاورز با مزرعه اش چه كار می كند ؟ بعد از اینكه آبیاری كرد ، اینها سبز شد، ساقه در آورد و آن گندم هایش یا برنج هایش بسته شد ؛ بعد از یك مدّتی وقتی كه رسید،درو می كند ، اینها را می برد انبار ؛ بعد می آورد ، خرمن كوبی می كند ؛ برای آنكه آن مغز را از آن كاه جدا كند . آن مغزها را می برد ، عرضه می كند ، مواد غذائی قرار می دهد؛ آن كاه ها را هم می سوزاند . یك چنین كاری هم مشابهش در قیامت است .

الآن اینكه می بینید انسانها زندگی می كنند ، اینها ساقه های سبزند . كلّ نفس ذائ قه الموت(5) كه فرا رسید ، اینها را درو می كنند. بعد می برند در قبرستانها ، انبار می كنند . بعد یوم القیامه كه رسید ، اینها را از انبار در می آورند تا در خرمن كوبی بكوبند ؛ و امتازوا الیوم أیّها المجر مون (6). بعد آن مغزها را می برند بهشت ، آن كاه ها را می برند جهنّم . این می شود « الدّنیا مزرعه الآخ ره »(7).

اینطور نیست كه این قبرستان جای بدی باشد ؛ اینجا الآن انبار است . مگردر قبرستان ، بد و خوب از هم جدایند ؟! در انبار كه مغز و كاه از هم جدا نیستند ! آن در خرمن كوبی معلوم می شود . آنجا كه و امتازوا الیوم أیّها المجر مون شد ، آنجا مشخص می شود كه صف مجرمان از صف متّقیان جدا می شود . یك عدّه را فریأ فی الجنّه ، نعمت می دهند ؛ یك عدّه فریق فی السعیر(8) می سوزانند .

وجود « حیات طیّب » در روح قانع

حیات طیّب هست . مثلاً قناعتی كه در بیانات نورانی حضرت امیر آمده است (9)؛ در همین دنیاست ، نه آخرت ؛ یا آنكه قرطبی از وجود مبارك امام صادق (ع) نقل كرد كه معرفت و التزام به احكام الهی ، در دنیاست ؛ امّا دنیا حیات طیّب نیست ! ما یك روحی داریم كه قانع است و اهل معرفت ؛ این می شود حیات طیّب . یك بدنی داریم كه این بدن لقد خلقنا النسان ف ی كبد (10). این البلاء ل لو لاء هست ، همه مؤمنین در زحمتند . این بدن كه مترف و مرفّه و مسرف نیست !

بنابراین دنیائی كه به معنای طبیعت آیت الهی است ، خوب است

الآن ما اینجا كه داریم در این مسجد أعظم حرف می زنیم ، این حرف زدن ها در این مسجد هست ، امّا این معارف در مسجد نیست ! گوینده و شنونده در مسجدند ، اما مطلب كه در مسجد نیست ! این مطالب علمی كه جا ندارد . قناعت اینطور است ، معرفت اینطور است؛ این دو تا روایتی كه از وجود مبارك امام اوّل و ششم (سلام الله علیهما) نقل شده است ، بیان مصداق است . اینها كه دنیا نیست ؛ اینها نه جزء زمین است ، نه جزء آسمان است ، نه در زمین است ، نه در آسمان ، اینها در دلهای مؤمنین است ؛ این می شود «حیات طیّب » .

حیات طیّب در دنیا نیست . اگر خود انسان است كه لقد خلقنا النسان ف ی كبد ، و اگر خود دنیاست كه نّما الحیاه الدّنیا لع أ و لهو. دنیا از آن جهت كه دنیاست و لهو و لعب است نمی تواند طیّب باشد.

فرازی از بیانات آیت الله جوادی آملی (دامت بركاته) در جلسه درس تفسیر سوره مباركه نحل در جمع طلاب و فضلای حوزه علمیه قم ـ بهار 1386

گروه دین و اندیشه تبیان_رضاسلطانی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) حدید / 20 (2) برداشت از : نهج البلاغه / كلمات قصار / 131

(3) برداشت از : نهج البلاغه / خطبه 173 ـ هو ان الدّنیا (4) حدید / 23

(5) آل عمران / 185 (6) یس / 59 (7) عوالی اللآلی / 1 / 267

(8)شوری/ 7 (9) ر.ك:نهج البلاغه / كلمات قصار / 229 (10) بلد / 4

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
می توانست جالب تر باشد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 2/11/1390 - 19:34
مجید هلاکوئی فیل آبادی
در این نظام آفرینش کلمات و افعال هم نشانی از توحید می دهند . مثلا به فعل آمدن توجه کنید. فرض کنید شما به جلسه ای رفته اید و می خواهید سخنرانی کنید یک لیوان آب در جلوی شما گذاشته اند تا اگر گلویتان خشک شد کمی از آن بنوشید. مطمئنا هدف شما از آمدن به این جلسه نوشیدن این لیوان آب نبوده است. بلکه هدف شما مثلا ارائه یک مقاله ریاضی بوده است. آمدن ما به این دنیا هم شبیه به همین است . هدف ما از آمدن به این دنیا این نبوده است که پول در بیاوریم و ازدواج کنیم و...
بلکه هدف آمدن ما به این دنیا توحید بوده است. البته همانطور که در آن جلسه ما اگر گلویمان خشک شد کمی از آن آب می نوشیم در این دنیا هم وقتی نیاز پیدا می کنیم پول در می آوریم ازدواج می کنیم و ...
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 13/4/1388 - 17:51
حامد
بیایید تا عمر باقی است از خواب غفلت بیدار شویم و به انسانیت و اخرت بپردازیم که خداوند جز این از ما چیز دیگری نمی خواهد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 11/4/1388 - 11:43