یزید، لکّه ای تاریک بر گونه تاریخ
یزید بن معاویه بن ابوسفیان دومین خلیفه اموی ، در سال 25 هجری متولد شد. مادر او میسون دختر بجدل ابن انیف کلبی است. «میسون»، زنى ناشایست بود که طبق گواهى بسیارى از منابع تاریخى از راه نامشروع یزید را به دنیا آورد؛ گرچه معروف آن است که معاویه پدر یزید است. پس از آن که معاویه از میسون جدا شد و یزید را به طایفه میسون فرستاد، افزون بر اخلاق ظاهرى بادیه نشین و صحراگزینى در یزید خصوصیاتی چون علاقه به شکار، اسب سوارى، تربیت حیوانات و بازى با سگ و میمون، شرابخوارى، رقص، سگبازى و خوشگذرانى جزء طبیعت وجودى وى در آمد. همچنین علاقه چشمگیر یزید به شعر و شعرسرایى و توصیف مى، مىگسارى و معشوقه در اشعار او بیانگر روحیهاى به دور از سیاست و حکومت است. او از شجاعت، دلاورى و رزمهاى مشهور قبیله اى بهرهاى نداشت اما نسبت به عیّاشى، خوشگذرانى، لهو و لعب شیفتگى خاصّى از خود نشان مىداد و از فسق و فجور در ملاء عام هیچ گونه باکی نداشت.
در این باره مسعودی می گوید: یزید مردی ستمگر و ظالم و فاسق بود و مسوول در قتل نوادهء رسول خدا صلی الله علیه و سلم و اصحاب او رضی الله عنهم است. او آشکارا شراب مینوشید و با سگان مینشست. اخلاقش اخلاق فرعون بود. جز این که فرعون در امر رعیت مدارا بیشتر مینمود تا وی و انصاف بیشتر داشت و تدبیر بیشتر.(1)
علمای بسیار دیگر از جمله ابن کثیر، سبط بن الجوزی، القاضی ابویعلی، جلالالدین سیوطی، ابن حزم، شوکانی، جاحظ، شیخ محمد عبده ، القرضاوی و امام احمد بن حنبل، همگی یزید را کافر و فاسق دانسته و رای به جواز لعن یزید دادهاند.
با این حال در اواخر سلطنت معاویه، گروهی از یاران او مانند مغیره بن شعبه از وی خواستند تا یزید را به جانشینی خود منصوب نماید. معاویه نیز در سال 56 هجری او را به ولایتعهدی خود برگزید و از مردم برای بیعت با او پیمان گرفت. اما عده ای از بزرگان مدینه از بیعت با او سر باز زدند اما در میان همهء مخالفان، فقط مقابله با امام حسین علیه السلام و عبدالله بن زبیر به خشونت منجر شد. یزید به حاکم مدینه نوشت که حتماً از حسین بن علی و عبدالله بن زبیر برایش بیعت بگیرد وگرنه آنها را بکشد. امام حسین علیه السلام حاضر به بیعت نشد و همراه با اهل بیت پیامبر از مدینه خارج شد که این حرکت بعدها به واقعه کربلا و شهادت ایشان منتهی گردید. فاجعه کربلا در نخستین سال خلافت یزید رخ داد. در ابتدا یزید از کشتن آن حضرت و سرکوبی قیام کربلا بسیار خوشحال بود، اما پس از مدتی به سبب خشم و نفرتی که مردم نسبت به او پیدا کردند سخت از این کار پشیمان گشت.
یزید مردی ستمگر و ظالم و فاسق بود و مسئول در قتل نوادهء رسول خدا صلی الله علیه و سلم و اصحاب او رضی الله عنهم است. او آشکارا شراب مینوشید و با سگان مینشست. اخلاقش اخلاق فرعون بود. جز این که فرعون در امر رعیت مدارا بیشتر مینمود تا وی و انصاف بیشتر داشت و تدبیر بیشتر
در سال 63 هجرت مردم مدینه بر ضد او شورش کردند. لذا او مسلم بن عقبه را مامور سرکوبی این شهر کرد. لشکریان یزید در طی سه روز چنان قتل و غارت و جنایاتی در مدینه مرتکب شدند که بیان از گفتن آن عاجز است. از این فاجعه هولناک به «واقعه حرّه» یاد می شود.(2)
او در سال 64 برای محاصره و نابودی عبدالله بن زبیر، سپاهی را به سوی مکه گسیل داشت. سپاه یزید با استفاده از منجیق کعبه را که پناهگاه عبدالله بن زبیر بود، به آتش و سنگ بستند به طوری که خانه ویران گردید. اما قبل از اینکه کار دیگری بکنند، خبر رسید که یزید مرده است. لذا محاصره را نیمه تمام گذاشتند و باز گشتند.(3)
یزید بن معاویه در چهاردهم ماه ربیع الاول سال 64 هجری در سن 38 سالگی به طرز فجیعی به هلاکت رسید. سید بن طاووس در کتاب «لهوف» درباره عاقبت و سرانجام یزید می نویسد:
«یزید روزی با اصحابش به قصد شکار به صحرا رفت. به اندازه دو یا سه روز از شهر شام دور شد، ناگاه آهویی ظاهر شد... یزید به اصحابش گفت: خودم به تنهایی در صید این آهو اقدام میکنم کسی با من نیاید. آهو او را از این وادی به وادی دیگر میبرد. نوکرانش هر چه در پی او گشتند اثری نیافتند. یزید در صحرا به صحرانشینی برخورد کرد که از چاه آب میکشید. او مقداری آب به یزید داد ولی بر او تعظیم و سلامی نکرد.
یزید گفت: اگر بدانی که من کیستم بیشتر مرا احترام میکنی! آن اعرابی گفت: ای برادر تو کیستی؟ گفت: من امیرالمومنین یزید پسر معاویه هستم. اعرابی گفت: سوگند به خدا، تو قاتل حسین بن علی(علیهماالسلام) هستی ای دشمن خدا و رسول خدا.
اعرابی خشمگین شد و شمشیر یزید را گرفت تا بر سر یزید بزند، اما شمشیر به سر اسب خورد، اسب در اثر شدت ضربه فرار کرد و یزید از پشت اسب آویزان شد. اسب سرعت میگرفت و یزید را بر زمین میکشید، آنقدر او را بر زمین کشید که او قطعه قطعه شد. سپاهیان یزید در پی او آمدند، اثری از او نیافتند، تا این که به اسب او رسیدند فقط ساق پای یزید روی رکاب آویزان بود...».
علامه حلی در صفحه 95 کتاب «منهاج الکرامه» از رسول خدا نقل می کند که فرمود: «قاتل حسین در تابوتى از آتش بوده و نصف عذاب اهل دنیا را مىچشد، به طوری که دست و پایش را به زنجیرهاى آهنین بسته او را با سر میان آتش می افکنند».
پی نوشت:
1) مروج الذهب، 3/82.
2) تاریخ یعقوبی، 1/175 .
3) تاریخ طبری، 7/3121-3117؛ کامل ابن اثیر، 3/260-258.
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
منابع:
دانشنامه رشد
دانشنامه ویکی پدیا