راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • خدا ما را عاقبت به خیر کند
    خدا ما را عاقبت به خیر کند
    آن اسب را که می بینی تاکنون هيچ چابکسواری در هیچ جنگی به گرده پایش نرسیده او را ارزانی می دارم به فرزند رسول خدا
  • سالروز مرگ ابوبکر خليفه اول
    سالروز مرگ ابوبکر خليفه اول
    ابوبكر از نخستين گروندگان به پيامبر اكرم(صلی الله عليه و آله و سلم) است، كه پس از حضرت علي(عليه السلام) و خديجه كبري(سلام الله عليها) و همزمان با زيد بن حارثه و بلال، مسلمان شد و در زمره اصحاب سابقين رسول خدا(صلی الله عليه و آله و سلم) قرار گرفت.
  • آغاز خلافت عمر بن خطاب
    آغاز خلافت عمر بن خطاب
    به نظر مي رسد كه ميان ابوبکر و عمر بن خطاب از سابق، اين تعهد دو جانبه وجود داشته و بر اساس آن، عمل كردند
  • تعداد بازديد :
  • 3505
  • چهارشنبه 21/11/1388
  • تاريخ :

مسلمانان قبل از اسلام

بت

سرزمين حجاز که پايه گذار آن، بزرگ پيامبران، ابراهيم بود، رفته رفته سياه و سياه تر شد. ديري نپاييد که ظلمت و تاريکي جهل و گمراهي در جاي جاي آن سايه افکند، قبيله يمني تبار "جرهم" که نياي مادري قريشيان و ساير قبايل حجاز بود، در منجلاب جهل و خودکامگي و گمراهي، غرق شده بودند، دختران را، زنده زنده، به گور مي فرستادند و بر سر و روي معصوم آنان خروارها خاک مي ريختند! واقعاً که مانند قساوت آنان نه جماعتي آمده و نه جماعتي خواهد آمد.

اما در اين ميان، مردان و زناني نيز بودند که دلهايشان مالامال از عشق و محبت بود و در ميان همان جماعت نادان، سلسله اي نيز بود که نياي منجي عالم بشريت گرديد، يعني همان "اصلاب شامخه" و "ارحام مطهره" يعني پدران سربلند و مادران پاک.

خاتم الانبياء "عليه و علي آله آلاف التحية و الثناء" از آن ميان، يعني از ميان ابرهاي سياه و تيره جهالت و ناداني طلوع کرد، سلسله اي که ناداني سياهشان نساخت .

حساب نياکان پيامبر که معلوم است، تا جايي که عبدالمطلب و ابوطالب را از اوصياء ابراهيم پيامبر برخوانده اند، همان ابراهيمي که خداي بزرگ همواره به او درود مي فرستد "و سلام علي ابراهيم".

بگذريم ؛ حساب نياکان پيامبر که معلوم است، تا جايي که عبدالمطلب و ابوطالب را از اوصياء ابراهيم پيامبر برخوانده اند، همان ابراهيمي که خداي بزرگ همواره به او درود مي فرستد "و سلام علي ابراهيم".

اما شگفت آن است که در ميان جماعت قرشي، انسانهايي يافت مي شوند که تافته جدا بافته اند هر چهار سوي آنان را انسانهاي لجوج  و نادان پر کرده است اما آنان در دانايي يکه تازند.

سخن کوتاه آنکه؛ يکي از آنان "زيد بن عمرو بن نفيل" است. پسرعموي عمر، خليفه دوم يعني برادرزاده خطاب، او اسلام را درک نکرد يعني قبل از اسلام بدرود حيات گفت اما قصه هايي از او در کتابهاي شيعه و سني نقل شده است که انسان را شگفت زده مي کند از جمله آن قصه ها،  آنکه *در سراسر عمرش بت نپرستيد. دقيقاً مانند حضرت ابراهيم که در سراسر عمرش بت نپرستيد و مي گفت: "ما هذه التماثيل التي انتم لها عاکفون"  آخر اي نادانان؛ اين بت ها  که شما در آستان آنان به سجده افتاده ايد چه هستند؟

اما شگفت آن است که در ميان جماعت قرشي، انسانهايي يافت مي شوند که تافته جدا بافته اند هر چهار سوي آنان را انسانهاي لجوج  و نادان پر کرده است اما آنان در دانايي يکه تازند

زيدبن عمرو بن نفيل نيز اينچنين بود، هر چه سعي و تلاش مي کردند که او بت بپرستد، مي گفت من يگانه اي را مي پرستم که جهان مقهور يد قدرت اوست و هرگز به اشيايي کرنش نمي کنم که هيچ نفع و ضرري ندارند، حتي آمده است که خطاب (پدر عمر) او را شکنجه مي نمود تا بت بپرستد اما او هرگز بت نپرستيد.

فتح مکه

در تاريخ آمده است : بعد از بعثت پيامبر اکرم (ص) خليفه دوم که از مردان قريش به حساب مي آمد ، در پذيرفتن آيين اسلام، استنکاف مي نمود تا آنجا که فاطمه بنت خطاب، خواهر خودش را که به همراه شوهرش اسلام آورده بود ، مي زد که چرا به آيين محمد(ص) در آمده ايد ، اما چاره اي نداشت جز آنکه خود نيز اسلام آورد. 

از اين شگفت آورتر اينکه "زيدبن عمرو بن نفيل" هرگز لب به جام شراب ننهاد و از خوردن مردار پرهيز مي نمود و جالب آنکه در تاريخ آمده است دختراني را که مي خواستند زنده به گور کنند مي خريد و در خانه خويش از آنان مراقبت مي کرد تا آنان را نکشند.

او سالها پيش از بعثت پيامبر اسلام بدرود حيات گفت ليکن از دوستان پيامبر قبل از بعثت محسوب مي شد و همواره به دنبال دين حنيف حضرت ابراهيم بود. 

او سالها پيش از بعثت پيامبر اسلام بدرود حيات گفت ليکن از دوستان پيامبر قبل از بعثت محسوب مي شد و همواره به دنبال دين حنيف حضرت ابراهيم بود

در برخي کتب در مورد او چنين مي خوانيم : از جمله آنانکه به ظهور پيامبر آخرالزمان خبر داده "زيد بن عمرو بن نفيل" بود که سالها قبل از بعثت رسول خدا(ص)در سرزمين حجاز مى‏زيست و به جستجوى دين حنيف ابراهيم بود، و از آيين يهود و ديگر آيين هاى آن زمان پيروى نمى‏کرد و با بت پرستان مبارزه مى‏نمود، و از مردار آنان نمى‏خورد.

و از اشعار اوست که مى‏گويد:     

اربا واحدا ام الف رب

ادين اذا تقسمت الامور

عزلت اللات و العزى جميعا

کذلک يفعل الجلد الصبور

يعني آيا پرودگار يکتا بهتر است  يا بت هاي گوناگون؟ من پروردگار يکتا را مي پرستم آن هنگام که کارها پراکنده گرديده و الهه هاي رنگارنگ خود نمايي مي کنند . از "لات و عزي" همان بتان مشهور قريش دوري مي گزينم همانگونه که انسان شکيبا چنين مي کند .

عامر بن ربيعه گويد: وقتى "زيد بن عمرو بن نفيل" مرا ديد به من گفت: اى عامر من از رفتار قوم خويش (قريش- عدي) بيزارم و پيرو دين ابراهيم و پروردگار او  و اسماعيل هستم ، آنان رو به اين خانه (کعبه) نماز مى‏گزاردند (ومن نيز چنين نماز مي گزارم) .

چشم به راه ظهور پيغمبرى هستم از فرزندان اسماعيل و گمان ندارم او را درک کنم اما از هم اکنون من به او ايمان دارم و او را تصديق کرده و گواهى مى‏دهم که او پيغمبر است، و اگر عمر تو طولانى شد و او را ديدار کردى،  سلام مرا به او برسان.

عامر گفت: چون پيامبر گرامي اسلام (صلوات الله عليه وآله) به نبوت مبعوث گرديد به نزد آن حضرت رفتم و مسلمان شدم و سخن زيد را براى آن حضرت بازگو کردم و سلام او را رساندم حضرت براى او طلب رحمت از خدا کرد، و پاسخ سلامش را داد و فرمود: او را در بهشت ديدم که پيروزمندانه گام بر مى‏داشت.

آري دوست تبياني ؛ مي توان مسلمان بود حتي قبل از اسلام، مي توان مسلمان بود حتي در آمريکا و حجاز جهل زده و سرزمين بربر ، بايد که به پيامبر درون خود لبيک گويي ! بدرود

 

نوشته شده توسط آقاميري

بخش دين و انديشه تبيان

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
baharaneh
عكسی كه گذاشته اید چه ربطی به این موضوع دارد؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 6/8/1389 - 10:44
doctor114
ممنونم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 24/11/1388 - 21:49
ziytoni
استفاده کردیم و استفاده می کنیم...ان شاءالله
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 22/11/1388 - 22:17
عبدالرحیم آخندزاده
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 21/11/1388 - 16:26
13451626
بسیار جالب و آموزنده بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 21/11/1388 - 9:19
sheyda1366
سوال من از کارشناس محترم اینست که مگر ما نمیگوییم که با آمدن پیامبر جدید که صاحب شریعت جدید و کاملتر است ، دین پیامبر قبلی منسوخ میشود و باید دین پیامبر جدید را پیروی کرد؟ پس چرا «زیدبن عمرو نفیل» هنوز بر دین ابراهیم باقیمانده بود!؟ و به دین کاملتر عیسی (ع)ایمان نیاورد؟ به هرحال دین عیسی هم حنیف و کاملتر از دین ابراهیم (ع) بوده است! پس چطور مسیحی نبوده است؟ طبق اعتقادات ما جز قرآن مجید سایر کتب آسمانی و در نتیجه شریعتشان تحریف شده است. پس نمیتوان گفت در آن زمان در حجاز دین توحیدی تحریف نشده بوده است. و پیروانی هم داشته! لطفا پاسخ بفرمایید
پاسخ تبیان : دوست گرامی - تمام اديان توحيدی را می گويند دين حنيف ابراهيم ، يعنی ما شيعيان نيز تابعين دين حنيف ابراهيم هستيم و هر شخص در هر زمان پيرو شريعتی باشد که از ناحيه خدا آمده باشد مانند آيين مسيحيت در زمان حضرت عيسی تا قبل از ظهور خاتم الانبياء در دين ابراهيم قرار دارد َقَالُواْ كُونُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُواْ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ يعنی : گفتند : يهودی يا نصرانی شويد تا به راه راست افتيد بگو : ما کيش ، يکتاپرستی ابراهيم را برگزيديم و او مشرک نبود، اين که ما گفتيم زيد تابع آيين یهود نبود چرا که آن ايين در آن زمان نسخ شده و جای خود را به مسيحيت داده بود تا آنکه پيامبر خاتم ظهور کرد ، مضافاً نقل اين جريانات که در لابلای کتب آمده است ، برای آن است که ما قدری تنبه پيدا کنيم که فطرت درون را بيدار کرده و پيامبر درونی خويش را پيروی کنيم ، تدبر کنيم و انديشه نماييم تا به اين مطلب برسيم که راه نجات يکتا پرستی است ، نقل اين قصه ها نبايد ما را در حواشی آن فرو برد و در حاشيه به تامل بنشينيم ، بلکه بايد در متن اندیشه کنيم غرض را دريابيم تدبر کنيم ، انديشه نماييم ، در حقيقت با ذکر ياد اين گمنامان تاريخ می خواهيم بگوييم در هر زمان امکان يکتا پرستی هست فقط يک جو انديشه می خواهد
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 21/11/1388 - 7:17