راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • در جستجوي بهشت شداد
    در جستجوي بهشت شداد
    از آفرینش خدایان به دست بشر سال‌ها می‌گذرد. او خدایش را به دست خود می‌آفرید، می‌پرستید و عزیزانش را به پای او قربانی می‌کرد. بشر امروز اما ادعایی بس بزرگ‌تر و پیامی پر ابهام‌تر دارد. او پیامبری کفرگو شده است که با جسارت می‌گوید: «خدا مرده است»1 و از دیگر
  •  ردپاي استعمار در عرفان سازي
    ردپاي استعمار در عرفان سازي
    در مقاله گذشته به اختصار گفته شد كه شيادان دين ساز براي دستيابي به مقاصد شوم خويش (بدعتزايي و اختراع مذاهب ساختكگي) ابتدا به جذب افراد متمكن براي ايجاد دستگاه و تشكيلات خود مبادرت مي ورزند و از آنجايي كه جذب چنين افرادي بدون تبليغ و تطميع امكان پذير نيست
  • ريحانه ها زير پا(زنان، طعمه مدعيان دروغين عرفان)
    ريحانه ها زير پا(زنان، طعمه مدعيان دروغين...
    چنانكه خواننده فهيم و هوشمند ما مستحضر است اين روزها در فضاي جامعه، برخي از افراد كم اطلاع ...
  • تعداد بازديد :
  • 1535
  • دوشنبه 20/3/1387
  • تاريخ :

ولایت‌پذیری یا خودمحوری

(1)

عارف نمایان

بررسی مبانی فکری و رفتارشناسی التقاطیون عارف‌نما

 

اشاره

حکایت عرفان اصیل و عارفان به حق حقیقت‌گرا یعنی همانان که پیوسته تن در مجاهده و دل در مشاهده داشته‌اند، حکایتی شیرین است که اوراق زرین تاریخ اسلام را به زیبایی آراسته و فضای جهان را پرطنین ساخته است. جذابیت درونی این راه که میل به اطلاع و رسیدن به سر منزل مقصود را در عموم بر می‌انگیزد از یکسو و ناهمواری راه و بی‌خبری و ساده‌دلی عوام از سوی دیگر، گروهی شیاد را یار گشته تا خود را رهنما و عارف و عالم و صوفی قلمداد و متاع ناخالص خویش را در این بازار عرضه کنند.

اینان نه به دنبال کشف حقیقت که در پی کسب شهرت و ریاست و جامه عمل پوشاندن به آرزوهای شخصی خویش‌اند. عارفان واقعی نه دلبسته دنیا و متاع دنیوی‌اند و نه دنبال مرادنمایی و مرید‌سازی و صد البته که مقابله با این افراد و چنین شیادانی را بر خود فرض می‌دانند. در این نوشته برآنیم تا با نگاهی گذرا به بخش مهمی از آموزه‌های فکری و رفتاری این گروه- در رابطه با ولایت‌پذیری و اولیا سازی- قدری به کاوش در این زمینه بپردازیم.

*****

 

می‌گویند عارف مشهور اندلسی، محی‌الدین ابن عربی، همواره دعایی می‌خواند که با این جمله آغاز می‌شد: «خدایا! مرا به عمق دریای یکتایی نامتناهی‌ات وارد کن.» 1

مشابه دریایی را که ابن عربی از آن سخن می ‌گوید، بارها و بارها در مسائل و گفتار عرفای دیگر نیز دیده‌ایم؛ اما واقعیت این است که با هر عرفان و معرفتی هم امکان غواصی در این دریا وجود ندارد.

عرفان التقاطی و ترکیب یافته از آموزه‌های بودایی، چینی، یونانی، هندی، زرتشتی و... به تدریج جای عرفان اسلامی را گرفت و با کمال تاسف به نام «عرفان اسلامی» هم شناخته شد. در این آشفته بازار، فرقه‌های التقاطی فراوانی در قالب تصوف و صوف‌گری امکان رشد و نمو یافتند که ابتدا در عالم تسنن ظهور و سپس در دوران صفویه به عالم شیعی نیز سرایت کردند.

عرفان ناب اسلامی از قرآن و سنت و سیره پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و اله و سلم و اهل‌بیت علیهم‌السلام ایشان سرچشمه می‌گیرد و تنها با نشستن بر سر خوان گسترده ایشان می‌توان بهره‌ای اگر چه مختصر و در حد استعداد و توان خویش از آن برگرفت و این سفره به قدر کافی غنی و پربار است که نیاز ما را از نشستن بر سر سفره اجانب برطرف سازد. ریزه‌خواران سفره اجانب در این طریق، عارف‌نمایان هستند که نه از منابع اسلامی قرآن و حدیث و حالات و مناجات پیشوایان معصوم(علیهم السلام) که سرشار از شور و هیجان الهی و اشارات عرفانی است اطلاعی دارند و نه از عرفان اصیل و ناب، بهره‌ای.

این عارف نمایان در طول تاریخ اسلام در سیر طریقت و سلوک، آداب و رسومی پدید آوردند که در دین سابقه نداشت. بدعتی که اینان در دین اسلام گذاردند، به ترک سنن شرعی انجامید، تا آنجا که «طریقت» در مقابل «شریعت» قرار گرفت و کار به ارتکاب محرمات و ترک واجبات و تکالیف شرعی رسید. عرفان التقاطی و ترکیب یافته از آموزه‌های بودایی، چینی، یونانی، هندی، زرتشتی و... جای عرفان اسلامی را گرفت و با کمال تاسف به نام «عرفان اسلامی» هم شناخته شد. در این آشفته بازار، فرقه‌های التقاطی فراوانی در قالب تصوف و صوفی‌گری امکان رشد و نمو یافتند که ابتدا در عالم تسنن ظهور و سپس در دوران صفویه به عالم شیعی نیز سرایت کردند. در این نوشتار با نگاهی گذرا به بخشی از مبانی فکری و رفتاری التقاطیون عارف‌نما، این مقوله را بیش‌تر مورد بررسی خواهیم کرد.

 

ریشه پیدایش و گسترش تصوف و عرفان در اسلام

بنابر گزارش‌های تاریخی، اموری چون پرهیز از لذایذ دنیوی، کشف و شهود، وحدت وجود، اتحاد با حقیقت و ... که ارکان عمده عرفان و تصوف را تشکیل می‌‌دهند، دارای سابقه‌ای دیرین هستند و هزاران سال از پیدایش آنها می‌گذرد، چنانکه تصوف هندی، چینی و یونانی را از جمله مکاتب عرفانی پیش از اسلام شناخته‌اند. 2

نخستین مرحله عرفان در اسلام، در زمان پیامبراکرم صلی‌الله علیه و اله و سلم بود که با بهره‌گیری از برخی آموزه‌های اسلامی مانند مبارزه با هواهای نفسانی و تاکید بر رعایت اخلاق و توکل شکل گرفت. پس از ایشان در دوران حضرت علی علیه‌السلام این وضعیت، گسترش یافت. از این رو به گفته ابن ابی الحدید معتزلی، بسیاری از عرفا و صوفیان- به حق یا ناحق- سرسلسله خویش را به ایشان می‌رسانند و خود را وامدار و شاگرد او تلقی می‌کنند. 3

به‌طور کلی می‌توان گفت: عرفان ابتدا در قالب مجاهده‌های نفسانی و اخلاقی نمود یافت، ولی کم‌کم به ویژه از قرون دوم و سوم به بعد با راه یافتن مایه‌های ذوقی و غیر اصیل در آن به گونه‌ای دیگر گسترش پیدا کرد و از منابع گوناگون غیراسلامی نیز امور مهمی را اقتباس نمود. از این به بعد، عارف نمایان و صوفی مسلکان غیر اصیل بازار پر رونقی را برای خود در جامعه به راه انداختند و با حیله و فریب‌کاری بر مسند ارشاد و تعلیم و تربیت خلق نشستند. گروهی هم با برداشت افراطی از آیات و روایات مربوط به مذمت دنیا، بخش عمده‌ای از فقه اسلامی را - که دانش اجتماعی زیستن است - بی‌اعتبار ساختند. این وضعیت، بستر را برای پدید آمدن تصوف دروغین و خانقاه‌سازی و فاصله گرفتن از مسجد فراهم کرد و تمایز مهمی میان آنان با عارفان واقعی برقرار ساخت.

عارف نمایان نه به دنبال کشف حقیقت که در پی کسب شهرت و ریاست و جامه عمل پوشاندن به آرزوهای شخصی خویش‌اند. عارفان واقعی نه دلبسته دنیا و متاع دنیوی‌اند و نه دنبال مرادنمایی و مرید‌سازی و صد البته که مقابله با این افراد و چنین شیادانی را بر خود فرض می‌دانند.

به‌طور خلاصه می‌توان تصوف و عرفان را شامل طیف بسیار گسترده‌ای دانست که از سویی کسانی را در برمی‌گیرد که هیچ گونه تقید و التزامی به شریعت اسلامی ندارند و از سوی دیگر کسانی چون صدرالمتالهین، سیدصدر آملی، ابن فهد حلی، علامه طباطبایی و حضرت امام رحمة‌الله را شامل می‌شود که به هیچ‌وجه کوچک‌ترین تخطی از طریق مستقیم شریعت را جایز نمی‌شمردند. روشن است عرفان راستین که خمیرمایه خود را از قرآن و اهل‌بیت می‌گیرد، با گروه دوم پیوند می‌خورد، نه با گروه نخست.

ادامه مقاله را در اینجا بخوانید

 

پی نوشت‌ها:

1- مارتین لینگز، عرفان ‌اسلامی، ترجمه فروزان راسخی، تهران: دفتر پژوهش و نشر سهروردی، 1378، ص 25، به نقل از موزه تاریخ بریتانیا، بخش نسخ خطی شرقی، شماره 13453.

2- ر.ک: سلیمان سلیم علم‌الدین، تصوف اسلامی، بیروت 1999م، ص 24- 69

3- ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج 1، ص 17.

 

منبع:

 ملک‌زاده، محمد، نشریه فرهنگ پویا