راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • انسان به آرزو زنده است (آرزو و نكته‌های خواندنی)‏
    انسان به آرزو زنده است (آرزو و نكته‌های...
    آرزویی که در اسلام مورد انتقاد قرار گرفته است، مربوط به موارد ذیل است: ‏‏1- آرزوی طولانی. ‏‏2- آرزوی بیش از عمل. ‏....
  • وقتی آیه‌ها زنده می‌شوند!
    وقتی آیه‌ها زنده می‌شوند!
    قرآن را گاهى براى رسیدن به تسلط و آشنا شدن با تمامش مى‌خوانیم، در این مرحله ‏باید قرائت زیاد باشد و مستمر تا آنجا كه قرآن همچون سرودى آشنا در تو جریان بگیرد. پس از مرحله‌ى تسلط، مرحله‌ى تثبیت و بهره بردارى، در هنگام تزلزلهاست.‏
  • آنكه دندان دهد نان دهد یعنی چه؟
    آنكه دندان دهد نان دهد یعنی چه؟
    لازمه اینكه خدا ، هم نان داده و هم دندان، یا همان‎ ‎لازمه رزاقیت خدا این‏ نیست كه ‏كار و كوشش و فعالیت و عمل و كسب و كار لازم نیست ،‎ ‎به كار انداختن اندیشه برای ‏پیدا كردن راه بهتر تحصیل روزی لازم نیست ...
  • تعداد بازديد :
  • 7828
  • چهارشنبه 7/9/1386
  • تاريخ :

توحید مفضل؛ اعجازی از امام صادق!‏

كتاب

با سلام خدمت همه‌ی دوستان و كاربران محترم تبیان:‏

تصمیم دارم كه گفتگوی امام صادق علیه السلام با یكی از یارانش به نام ‏‏"مُفضَّل" را كه در موضوع خدا شناسی می‌باشد برایتان به صورت مختصر و در ‏چند نوشتار بیاورم. و باید بگویم كه امام علیه السلام در چند جلسه‌ای كه با ‏مفضل به گفتگو نشسته است با بیان شگفتی‌های آفاقی و انفسی از طریق ‏براهینی چون نظم و علیت به زبانی زیبا وجود و وحدانیت خدا را بر دل او نوش ‏كرده است.‏

این مباحثه‌ی دلنشین كه در پی یك اتفاق میان مفضل و امام رخ داده است ‏بارها به صورت كتابی به نام "توحید مفضّل" ترجمه و متشر شده است.‏

من در این سری نوشتار از ترجمه‌ی آقای نجفعلی میرزایی همراه با نگاهی به ترجمه علامه مجلسی استفاده خواهم كرد.‏

ابتدا مقدمه‌ای درباره خود "مفضل" و "كتاب توحید مفضل" تقدیمتان می‌شود تا ‏وقتی به محتوای كتاب پرداختیم جایگاه آن برایتان روشن باشد.‏

حسین عسگری
اى مفضل! به خدا سوگند تو را و دوستدار تو را دوست دارم. اى مفضل! اگر همه ‏اصحاب من آنچه را كه تو می‌دانى می‌دانستند، هیچ گاه میان دو كس از آنان اختلافى ‏رخ نمی‌داد

1- مُفضّل كه بود؟

نامش “مفضل “، نام پدر “عمر” و كنیه‌اش “ابو محمد” یا “ابو عبدالله “ است.(1) در ‏اواخر قرن اول یا آغاز قرن دوم هجرى در شهر كوفه به دنیا آمده است.(2)

وى از اصحاب جلیل القدر امام صادق و امام كاظم علیهما السلام بوده است.(3) او در ‏نزد ائمه علیهم السلام از جایگاه رفیع و منزلت عظیمى برخوردار بوده و از اصحاب ‏خاص آنان به شمار می‌رفته است. 

در عصر امام صادق (ع) و امام كاظم (ع) در كوفه وكیل آنان بوده، نیز از جانب امام ‏صادق (ع) وظیفه داشت با اموالى كه از طرف او در اختیارش گذاشته شده بود و یا ‏اجازه اخذ آنها را از مردم داشت، میان مردم را اصلاح كند و اختلافها را بردارد.(4) ‏

‏2- مفضل در كلام امامان 

مهمترین دلیل عظمت این شخصیت كم نظیر اسلامى، روایات بسیارى است كه در ‏فضیلت و برترى او از خود امامان علیهم السلام رسیده است. این روایات به قدرى زیاد ‏است كه ذكر همه آنها در این مقدمه نمی‌گنجد، اما چون مهمترین دلیل ما در اعتبار ‏این مرد به شمار می‌رود،(5) به برخى از آنها اشاره می‌كنیم:‏

  • شیخ مفید از امام صادق (ع) نقل می‌كند كه فرمود:

اى مفضل! به خدا سوگند تو را و دوستدار تو را دوست دارم. اى مفضل! اگر همه ‏اصحاب من آنچه را كه تو می‌دانى می‌دانستند، هیچ گاه میان دو كس از آنان اختلافى ‏رخ نمی‌داد.(6)‏

  • “محمد بن سنان “(10) می‌گوید:

‏“به خدمت امام كاظم (ع) شرفیاب شدم. در این هنگام فرزند بزرگوارش، على بن ‏موسى علیهما السلام در نزد او بود. امام كاظم (ع) به من فرمود: اى محمد! عرض ‏كردم: بله بفرمایید. فرمود: اى محمد! مفضل انیس و همدم و راحتى بخش من ‏بود.”(7)

  • “یونس بن یعقوب “ می‌گوید:

‏“امام صادق (ع) فرمانم داد كه به نزد مفضل بروم و مرگ اسماعیل (ع) را به او ‏تسلیت بگویم. آنگاه امام (ع) فرمود: به مفضل سلام برسان و به او بگو: مصیبت مرگ ‏اسماعیل بر ما وارد شد و صبر كردیم: تو نیز چون ما در این مصیبت صابر باش. ما ‏چیزى خواستیم و خدا چیزى دیگر اراده كرد و ما تسلیم امر خداى جل و علا ‏شدیم.”(8)

آیت الله خویى در كتاب “معجم رجال الحدیث “ در ذیل این حدیث می‌گوید: “این روایت ‏نشان از شدت علاقه امام صادق (ع) به مفضل بن عمر دارد و روایت، صحیح ‏است.”(9)

‏3- معرفی كتاب توحید مفضل

امام صادق (ع) این حدیث بلند را در چهار روز و چهار نشست، بر مفضل املا فرموده ‏است. شاید بتوان براى هر مجلس عنوانى كلى را بر شمرد.

  • مجلس اول: درباره شگفتیهاى آفرینش انسان
  • مجلس دوم: درباره شگفتیهاى آفرینش حیوان
  • مجلس سوم: درباره شگفتیهاى آفرینش طبیعت
  • مجلس چهارم: درباره ناملایمات و گرفتاریها

‏4- مشابهت استدلالهای "كتاب توحید مفضل" با "قرآن كریم"

دعوت مردم به تأمل و تدبر درباره اشیا و موجودات پیرامون خود، یك شیوه قرآنى است. با ‏یك نگاه در می‌یابیم كه قرآن كریم بارها و بارها مردم را به تدبر و نگریستن در چیزهایى ‏فراخوانده كه مردم در طول روز و بلكه هر لحظه و هر ساعت با آن در تماس هستند.

قرآن كریم مردم را تشویق می‌كند كه به “شتر”، “آسمان “ و “كوهها” و “زمین “  و... ‏بنگرند. راستى مگر مردم آنها را ندیده‌اند؟ در پاسخ باید گفت: آرى دیده‌اند. اما در آنها ‏درنگ و اندیشه نكرده‌اند. اگر مردم در همین امور به ظاهر "بدیهى" بنگرند و براستى در ‏آنها اندیشه و تدبر نمایند، به شگفتیهاى تمام اجزاى آفرینش پى می‌برند. امام صادق (ع) ‏نیز كه قرآن ناطق است مردم را به تأمل در كوه، دشت، دریا، آسمان، زمین، حیوان، ‏انسان، پرنده، درنده، و... فرا می‌خواند.

نظم، تدبیر، حكمت، اندازه گیرى و هماهنگى در اشیا محیر العقول است. در این جهان ‏هستى همه اجزا، از ستاره تا ذره با حكمت شگفتى همراه است. اما چون انسان تدریجا ‏با این جهان هستى آشنا می‌شود براى او همه چیز عادى و طبیعى جلوه می‌كند. ‏هنگامى كه انسان به دنیا می‌آید هیچ نمی‌فهمد. اندك اندك رشد می‌كند و با پیرامون ‏خود آشنا می‌شود. این شناخت چنان آرام و تدریجى است كه ملموس نیست. اگر انسان ‏در آغاز تولد از درك بالایى برخوردار بود و ناگاه وارد این عالم هستى می‌شد، حیرت و ‏شگفتى مانع حیات طبیعى او می‌شدند.

دعوت مردم به تأمل و تدبر درباره اشیا و موجودات پیرامون خود، یك شیوه قرآنى است. با ‏یك نگاه در می‌یابیم كه قرآن كریم بارها و بارها مردم را به تدبر و نگریستن در چیزهایى ‏فراخوانده كه مردم در طول روز و بلكه هر لحظه و هر ساعت با آن در تماس هستند

خواننده عزیز، سخنان امام (ع) را دست كم و آسان مگیر. راه نجات همین است كه با ‏اندیشه در همین نظم و حكمت حاكم بر همه عالم، به مبداء متعال پى ببرى و نیك فرجام ‏شوى.

امام (ع)، مفضل و همه مردم را به اندیشه در آفاق و انفس فرا می‌خواند؛ زیرا آیات الهى ‏را در آنها می‌توان مشاهده كرد. ‏

قرآن كریم می‌فرماید: “بزودى آیات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان ‏خواهیم داد تا برایشان آشكار شود كه او حق است.”(10)

پس اندیشه در سخنان امام صادق (ع) انسان را به سوى حقیقت رهنمون می‌سازد و ‏انسان وجود خدا را در همه جا می‌یابد. ‏

خداوند در ادامه آیه مذكور می‌فرماید:“آیا اینكه پروردگار تو در همه جا حاضر است، كافى ‏نیست “

گویى اگر انسان در آفاق و انفس بیندیشد بر اثر حكمتهاى شگفت، خداى را نیز در همه ‏جا جلوه‌گر می‌بیند.

باید انسان عادت كند كه در همه چیز بیندیشد. اگر كسى دیده عبرت‌بین داشته باشد، به ‏قول حضرت على (ع) همه چیز آفرینش عبرت آور است.

پس بى جهت نیست كه در روایات ساعتى تفكر برتر از هفتاد سال عبادت شمرده شده ‏است (11)؛ زیرا تفكر و اندیشه، انسان را به خدا می‌رساند. گاه انسان چیزى را می‌داند ‏ولى دانستن كافى نیست باید در دانسته‌ها اندیشید. امام صادق (ع) در همین كتاب، ‏بارها مفضل را چنین خطاب می‌كند: “اِنَّكَ تَرَى...”؛ یعنى: “تو می‌بینى كه...” براستى ‏درحالیكه مفضل “مى داند” و بالاتر اینكه “مى بیند” پس امام از او چه می‌خواهد؟ امام از ‏او اندیشه و عبرت می‌خواهد؛ از این رو همواره می‌فرماید: “اى مفضل در...اندیشه كن و ‏از... درس عبرت بگیر”.

همه مردم می‌دانند كه چوب بر روى آب می‌ماند و این در نظر آنان امرى عادى است و ‏مساله خاصى در آن نیست اما امام (ع) می‌فرماید: در همین امر اندیشه كنید عادى ‏بودن یك امر نباید مانع اندیشیدن شود، انسان از اندیشه در همین امور به ظاهر ساده به ‏مسائل بزرگى می‌رسد.

همه مردم بارها سقوط سیبى را از درخت دیده اند واى بسا گاه بر سر عده‌اى خورده ‏باشد و آخى! هم گفته باشند اما چرا در این میان تنها “نیوتن “ از سقوط سیب بر زمین و ‏طرح پرسشهاى فراوان به یك قانون بزرگ علمى (جاذبه عمومى) پى می‌برد؟ زیرا بدیهى ‏بودن و ساده بودن امور مانع اندیشیدن او نشده است. باید همه اجزاى این عالم را به ‏چشم اندیشه بنگریم.

غالب مردم از شگفتیهایى چون، كهكشانها، آسمان، موشك، هواپیما، سفر انسان به ‏كرات دیگر، شكافته شدن اتم و دیگر امور خارق العاده، بهت‌زده، عبارت “جل الخالق “ را ‏بر زبان جارى می‌سازند، در حالى كه “جلیل “ و “حكیم “ بودن خدا در همه چیز، جارى و ‏سارى است و این همان چیزى است كه امام از مفضل و همه انسانها می‌طلبد.

به مضمون آیه برگردیم: "در جهان طبیعت و آفاق و در جهان درون و انفس ‍ اندیشه كنید تا ‏پى به وجود «حق»  ببرید".‏

هنگامى كه امام (ع) درباره عجایب آفرینش ماهى سخن می‌گویند، می‌فرمایند: ‏‏“ماهى، آب را از دهان می‌گیرد و از دو گوش بیرون می‌كند تا چون دیگر حیوانات از فواید ‏هوا بهره ببرد.”

این سخن به روشنى بیانگر تنفس و استفاده ماهى از "اكسیژن" است كه قرنها پس از ‏سخن امام كشف شده است

‏5- "توحید مفضل"؛ معجزه‌ی امام صادق

‏“معجزه “، عملى است كه دیگران از آوردن آن عاجز باشند. همیشه وقتى كه مردم ‏بخواهند از معجزه‌هاى ائمه علیهم السلام نام ببرند، فكرشان به سوى، زنده كردن مرده، ‏برگرداندن خورشید، شفا دادن بیمار لاعلاج و دیگر امور می‌رود. در حالى كه “نهج البلاغه ‏‏“ معجزه است، “صحیفه سجادیه “ معجزه است، و “توحید مفضل “ نیز معجزه است و ‏ضرورتى ندارد كه آنها را بكاویم تا یك سخن از آینده و یك پیشگویى ببینیم.

این كتاب یك معجزه است، امام صادق (ع) به فلسفه و اسرار آفرینش ‍ كاملا احاطه ‏داشته و در القاى این درسها به صورت فیلسوفى الهى، دانشمندى كلامى، پزشكى ‏حاذق، تحلیلگرى شیمیدان، تشریح كننده‌اى متخصص، كارشناس كشاورزى و درختكارى ‏و به یك كلام، “عالم و آگاه از همه پدیده‌هاى میان آسمان و زمین “ جلوه گر شده ‏است.

براستى چه اعجازى از این بالاتر؟!

ناگفته نماند، از همان نوع معجزهاى “جلى“ و آشكار كه درك اعجاز در آن به تدبر و ‏اندیشه زیاد نیاز ندارد در این كتاب وجود دارد؛ از جمله:

 

‏1- هنگامى كه امام (ع) درباره عجایب آفرینش ماهى سخن می‌گویند، می‌فرمایند: ‏‏“ماهى، آب را از دهان می‌گیرد و از دو گوش بیرون می‌كند تا چون دیگر حیوانات از فواید ‏هوا بهره ببرد.”

این سخن به روشنى بیانگر تنفس و استفاده ماهى از "اكسیژن" است كه قرنها پس از ‏سخن امام كشف شده است.

 

‏2- هنگامى كه امام (ع) درباره ستارگان و حركت آنها سخن می‌گوید، براى هر ستاره دو ‏حركت را ذكر كرده اند، آنگاه این دو حركت را به حركت كردن مورچه بر روى سنگ آسیاب ‏به سمت چپ و حركت سنگ به سمت راست تشبیه كرده‌اند. در چنین صورتى سنگ به ‏جانب راست می‌گردد و مورچه با اینكه با سنگ می‌گردد اما خود نیز به جانب مخالف و از ‏راست به چپ می‌گردد.

از سخن و مثال امام (ع) می‌توان به حركت “وضعى" و “انتقالى" و جهت حركت ستارگان ‏پى‌برد. البته امام (ع) در این بخش و بسیارى از قسمتهاى دیگر مفصلا بحث كرده‌اند و اگر ‏دانشمندان متخصص هر رشته به گرد هم آیند و به بحث بنشینند بى شك دهها و صدها ‏قانون حتى كشف نشده را در می‌یابند. اما افسوس كه بشر با بى اعتنایى به سخنان ‏معصومین علیهم السلام بزرگترین ستم را بر خود روا می‌دارد.

 

‏3- امام (ع) در بحث “هوا”، آن را عامل حركت امواج صدا دانسته‌اند، امروز نیز به اثبات ‏رسیده كه در مكان بى هوایى (خلا) امواج به حركت در نمی‌آیند. نیز مركب بودن هوا و ‏جسم بودن آن بدرستى از سخن امام (ع) فهمیده می‌شود در صورتى كه در آن اعصار ‏مردم به مركب بودن هوا و جسم بودن آن پى‌نبرده بودند.

 

‏4- می‌توان “حركت زمین “ و “كروى “ بودن آنها را از عبارات آنان در این بخشها فهمید. ‏امام (ع) فرموده است:‏

فجعلت تطلع اول النهار من المشرق فتشرق على ما قابلها من وجه المغرب؛ یعنى: ‏خورشید چنین آفریده شد كه از جانب مشرق طلوع كند و بر آنچه كه از جانب مغرب با آن ‏رو به رو می‌شود بتابد.

بویژه تكیه ما بر روى “ما قابلها من وجه المغرب “ است. و اینكه امام (ع) نفرمود: “قابلته “ ‏كه ضمیر به خورشید برگردد و این نشان از آن است كه بر اثر گردش زمین نور خورشید به ‏همه جاى آن می‌رسد.

نیز در جاى دیگر هنگام ذكر فواید غروب كردن خورشید از جمله می‌فرماید: و غروب ‏می‌كند تا بر آنچه كه در آغاز صبح نتابیده بتابد” براستى چه عبارت شگفتى است! شما ‏اگر درست دقت كنید می‌یابید كه در این جمله كروى بودن زمین و حركت آن نهفته است.

در جاى دیگر می‌فرماید “و خورشید بر زمین می‌تابد تا هر بخش از زمین نصیب خود را از ‏نور آن بگیرد” این جمله نیز هم بیانگر كروى بودن زمین و هم حركت آن است؛ زیرا در ‏عبارات امام (ع) “قسط” است كه ما آن را “نصیب “ ترجمه كردیم. و “قسط” نوعى ‏همانندى نسبى است و این در حالت كروى بودن زمین درست است.

در هر حال سراسر كتاب اعجاز و شگفتى است و تنها باید در آن اندیشید و به مبداء ‏اعلى یقین پیدا كرد.‏

‏ هر جا كه عبارتى از امام را در‌نیافتیم باید اینگونه در معانى كلمات و قرائن آن اندیشه ‏كنیم و به حقیقت برسیم. اگر نرسیدیم دانش خود را اندك بشماریم نه خاندان وحى و ‏علم مطلق را متهم نماییم.‏

 

‏6- رفع یك شبهه! (حتماً بخوانید)

ممكن است كسى عبارتى را بخواند و خیال كند كه با علم جدید نمی‌سازد. چنین فردى ‏باید به چند نكته توجه كند:

 

  • دانش انسان عادى محدود و اندك است و خداوند می‌فرماید: و ما اوتیتم من العلم الا ‏قلیلا(12)

یعنى: جز اندكى، به شما دانشى نداده‌ایم. پس انسان نباید بر منبع نور و دانش الهى ‏یعنى سخن امام معصوم خرده بگیرد؛ زیرا ما دانش اندك داریم و هنوز به جایى ‏نرسیده‌ایم، به عبارت دیگر معیار علم، علم امام (ع) است به علم ما و اگر نكته اى را در ‏نیافتیم بدانیم كه هنوز به حكمت دانش امام نرسیده‌ایم.

 

  • بسیارى از سخنان امام صادق (ع) در گذشته‌ها غریب می‌نمود ولى امروزه با ‏كشفهاى تازه حقیقت آنها روشن شده. اى بسا این سخنان نیز امروزه معلوم نگردد و ‏بشرهاى آینده با پیشرفت دانش به آنها دست یابند، مگر همه دانش را در اختیار این ‏نسل گذشته‌اند تا قضاوت نهایى با ما باشد؟

 

  • هر جا كه شبهه‌اى پیش آمد باید از دانشمندان اسلامى و متخصصان لغت شناس ‏پرسش نمود؛ زیرا بسیارى از رازها با “الفاظى “ بیان شده كه قابل تدبیر و اندیشه است ‏و چه بسا در مرحله اول معنى خاصى ندهد ولى وقتى در آن لغت و معناى آن در آن ‏اعصار و... تدبیر شود به كشف عظیمى دست یابیم.

در جایى امام (ع) سردى زمین را یكى از شگفتیها شمرده‌اند. اى بسا كسى به محض ‏دیدن این عبارت _خدای ناكرده_ بر منبع علم الهى خرده بگیرد كه درون زمین داغ و ‏سوزان است، این شخص غافل، به عمق سخن امام و اینكه با قرینه‌هاى فراوان مقصود ‏امام همین پوسته زمین بوده است، بدرستى پى نبرده و توجه نكرده است. براستى ‏شگفت نیست كه كره‌اى بیرون و درونش آتش باشد اما مردم از پوسته سرد و مناسب آن ‏بهره ببرند؟

در جاى دیگر، امام (ع) فرموده اند: “درس عبرت بگیر كه اگر زمین ثابت و آرام نبود، ‏مردم...”

باید دانست كه ثابت بودن دو معنى دارد، یكى در برابر لرزش و حركتهاى نامتعادل و ‏دیگرى در برابر مطلق حركت. امام (ع) در این قسمت تصریح نموده‌اند كه اگر زمین همواره ‏در لرزه و اضطراب بود...” پس این ثبات و آرامش با حركت دورانى و متعادل زمین تضادى ‏ندارد.

هر جا كه عبارتى از امام را در‌نیافتیم باید اینگونه در معانى كلمات و قرائن آن اندیشه ‏كنیم و به حقیقت برسیم. اگر نرسیدیم دانش خود را اندك بشماریم نه خاندان وحى و ‏علم مطلق را متهم نماییم.‏

 

  •  این را نیز نباید فراموش كرد كه امام همیشه مخاطب خود و سطح فكریش را نیز در ‏نظر گرفته، آنگاه پاسخ می‌دهد. البته نباید پنداشت كه پاسخهای دستِ‌پایین امام در ‏مقابل پرسشهای عوام، نادرست یا ضعیف است بلكه یا اشاره به گوشه‌ای كه در فهم ‏آنان باشد است و یا كلامی تمثیل‌گونه برای نزدیك كردن پرسشگر به حقیقت.‏

 

حال كه با "مفضل" و "كتابش" آشنا شدید، حتماً‌ در نوشتار آینده؛ ماجرایی كه باعث شد ‏تا مفضل از امام درخواست اثبات خدا را كند را بخوانید.‏

‏1- الذریعة الى تصانیف الشیعة ، ج 4، ص 482.

‏2- “توحید المفضل “ با مقدمه و تعلیقه هاى آقاى “كاظم مظفر”، ص 4.

‏3- “رجال شیخ طوسى “، در اصحاب امام صادق (ع )، ص 314 و اصحاب امام كاظم (ع )، ص 360.

‏4- “اصول كافى “، ج 2، ص 209.

‏5- اعتبار كتاب را منوط به اعتبار او ندانستیم ؛ زیرا به تعبیر مرحوم مجلسى كه در آینده مى آید، متن كتاب ‏بخوبى گویاست كه سخنان معصوم است و حتى ضعف راوى و...زیانى به حدیث نمى رساند، بویژه آنكه ‏حدیث درباره احكام نیست و عقل در آن نقش بیشترى دارد.

‏6- “الاختصاص “، ص 216، حدیث مفضل و آفرینش ارواح شیعیان از ائمه (ع ).

‏7- “محمد بن سنان “ در سند روایت مفضل هست و این روایت دلیل اعتبار و منزلت او در نزد امام (ع ) است ‏‏.

‏8- “عیون اخبار الرضا (ع “) ج 1، باب 4، حدیث 29.

‏9- “اصول كافى “، ج 2، كتاب الایمان و الكفر، باب صبر، حدیث 16.

‏10- “معجم رجال الحدیث “، ج 18، ص 302.

‏11- سوره فصلت ، آیه 52..

‏12- سوره اسراء، آیه 85‏

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
شهریاری
من که خودم دکترا دارم با کمال یقین اعتراف میکنم که امام خیلی بیشتر از ما میفهمید! شک نکنید!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 6/11/1390 - 5:8
حاج عرفن
درمان قلب های شکسته آن است که دوباره بشکنند.سعی کن عالم بی عمل نباشی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 11/9/1390 - 2:57
ناشناس
خیلی عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 4/9/1389 - 20:42
ناروی
سلام خدا بشما خیر بدهد . عالی است . شیعه هزاره افغانستانی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 1/8/1389 - 14:54
نیوشا رحیمی
ای کاش شگفتی های آفریتش بیشتری می گفتید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 9/7/1389 - 10:25
محمد رضا حشمتخواه
کتاب توحید مفضل از تقریرات امام صادق علیه السلام به شاگردشان مفضل بن عمرو بوده است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 20/6/1389 - 15:52
رضا محمدی ها
عالی است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 15/2/1389 - 10:0
مهرداد
با تشکر فراوان
التماس دعا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 7/1/1389 - 2:7
ناشناس
خیلی خوب بود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 30/10/1388 - 0:2
محسن صادقی
فقط این رابدان که هر چه درباره معارف و علوم اهل بیت بنویسی آن دنیا پاداش اش را خواهی گرفت .
خدا خیرت بدهد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 2/10/1388 - 18:13
علیرضا اسدی
دمت گرم عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 15/8/1388 - 18:19
غريبه
دمت گرم بیشتر مینوشتی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 30/7/1388 - 11:26
ناشناس
خیلی هم خوب!
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 30/2/1388 - 16:52
جواد امید
خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 22/2/1388 - 14:30
ناشناس
ای كاش توان آن را داشتید كه از "دهها و صدها ‏قانون حتى كشف نشده " یكی را كشف می‌كردید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 24/1/1388 - 17:26
حزب خدا
عالی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 23/1/1388 - 12:21
mylovegod2
زیباست
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 3/1/1388 - 12:1
ناشناس
بسیار مشتاق شدم.
منتظر ادامه مطلب هستم.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 9/9/1386 - 21:4
ناشناس
خیلی عالی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 8/9/1386 - 21:42