بار خود را به دوش فقیر بگذار
وصیت نامه امیرالمومنین علی علیه السلام به فرزند عالی مقام خود امام حسن مجتبی علیه السلام کتاب انسان سازی است. عمل به دستورات ایشان که درقالب وصیت بیان شده است، چراغ فروزان هدایت به سوی رستگاری و نجات از گردنه های پر تلاطم دنیوی است. دو قسمت از این وصایا به شما عزیزان تبیانی تقدیم می شود:
بار و توشه آخرت
- و اعلم انّ امامک طریقاً ذا مسافة بعیدة و مشقة شدیدة.
- و بدان که پیش روی تو راهی است دور و دراز و سختی و مشقتی جانگذار.
- و انّه لا غنی لک فیه عن حسن الارتیاد. قدّر بلاغک من الزّاد مع خفّة الظّهر.
- و در این مسیر، به تلاش و طلبی جانانه، محتاجی و توشهای که تو را به مقصد برساند، بیآنکه پشتت را سنگین گرداند.
- فلا تحملنّ علی ظهرک فوق طاقتک فیکون ثقل ذلک و بالا علیک.
- و به هوش باش که بیش از طاقتت بار بر نداری و بر پشت نگذاری چنانکه سنگینیاش تو را بیازارد و به ستوه آورد.
- و اذا وجدت من اهل الفاقة من یحمل لک زادک الی یوم القیامة فیوافیک به غدا حیث تحتاج الیه فاغتنمه و حمّله ایّاه. و اکثر من تزویده و انت قادر علیه فلعلک تطلبه فلا تجده.
- و اگر به فقیر و مستمندی دست یافتی که حاضر شد بار تو را بر دوش کشد و فردای قیامت که تو به آن محتاجی ، تمام و کمال به دستت برساند، وجودش را مغتنم بشمار و بارت را بر دوشش بگذار، و تا میتوانی از بار خودت بردار و در انبان او بگذارد. چه بسا زمانی که تو طالب آنی، یافتنش را نتوانی.
اشارت:
یکی از عجایب زیبا و حیرت افزار و در عین حال شیرین و دلنشین این نامه مولا، «جهانبینی» حضرت ایشان است؛ نوع نگاهشان به هر دو جهان و انتقال آن به سادهترین و زیباترین بیان. طبیعی است که وقتی نگاه به هر دو جهان به این درجه از واقع بینی و زلالی و شفافی برسد، همین مختصاتی که حضرت فرمودهاند، به دست میآید و همین نتایجی که اشاره فرمودهاند، حاصل میشود. خداوند دنیا را آفریده است تا انسان برای زندگی اصلی و جاودانهاش از آن توشه بردارد و هر کس که از این دار فنا برای منزل عقبایش توشه بیشتری بیندوزد یا پیش بفرستد، بهره بیشتری از دنیا برده است.
خداوند میفرماید: «ما عندکم ینفد و ما عندالله باق». آنچه نزد شماست، زوالپذیر است و آنچه نزد خداست ماندگار.
یعنی آن بهرهای که از این دنیا برای دنیا میگیرید، فناپذیر و نابودشدنی است و آنچه را که خرج آخرت و زندگانی درازمدت میکنید و نزد خدا ذخیره میسازید، ماندنی و به کار آمدنی است.
پس عقل ابتدایی ایجاب میکند که انسان از این مجال محدود، برای زندگانی نامحدودش، توشه بیشتری بردارد و استفاده بیشتری ببرد.
هر چقدر که از دارایی دنیایت به دیگران ببخشی، بار خودت را سبکتر و در عین حال، اندوختهات را افزونتر کردهای. اگر از دارایی دنیایت به دیگران اتفاق میکنی، منتی بر سرشان نداری، بلکه رهین منت او میشوی که زحمت میکشد و ره توشهات را تا آنسوی مرز این جهان، بر دوش خود حمل میکند و در آنجا صحیح و سالم و دست نخورده- و حتی با بهرههای مضاعف- تحویلت میدهد.
و بهترین راه ماندگار کردن مال و ذخیره ساختنش برای آخرت، بخشیدن آن به دیگران در راه خداست.
حضرت میفرماید: هر چقدر که از دارایی دنیایت به دیگران ببخشی، بار خودت را سبکتر و در عین حال، اندوختهات را افزونتر کردهای. اگر از دارایی دنیایت به دیگران اتفاق میکنی، منتی بر سرشان نداری، بلکه رهین منت او میشوی که زحمت میکشد و ره توشهات را تا آنسوی مرز این جهان، بر دوش خود حمل میکند و در آنجا صحیح و سالم و دست نخورده- و حتی با بهرههای مضاعف- تحویلت میدهد. پس چه از این بهتر که بیشترین اموالت را از این زمین زوالپذیر برداری، بردوش نیازمندان بگذاری و به اجناس ماندگار تبدیلشان کنی و در دیار باقی که به آنها سخت محتاجی، تحویلشان بگیری. ماهیت بخشش و اتفاق از نگاه امیرالمومنین این است و ماهیت قرض دادن به دیگران در این جهان نیز، چیزی شبیه این: اکنون که دارای و در بینیازی به سر میبری، داراییات را به عنوان قرض به دیگران میسپاری، چه در این جهان وام پرداختیات رابازستانی و چه بازنستانی، در آن جهان که به شدت محتاج آنی، چندین برابر آن را باز میستانی. گویی که اموالت را در حسابی کوتاه مدت و مطمئن، پسانداز میکنی و در زمان تنگدستی و نیاز، چندین برابر آن را باز میستانی.
کدام انسان عاقلی از چنین معامله تضمین شده و پرسودی، سرباز میزند؟!
نگو آنچه نمیدانی
- و لا تقل ما لا تعلم و ان قل ما تعلم.
- و نگو آنچه نمیدانی، هر چند کم باشد آنچه که میدانی.
اشارت:
چه دشوار است درک این نکته برای عموم خلایق که:
هنر، بیش از آن در سخن گفتن باشد، در سخن نگفتن است یا در نگفتن سخن است. و ارزش انسانها بیش از آنکه در حرفهای گفتهشان باشد، در حرفهای نگفتهشان است. اغلب مردم بر این گمانند که اگر با مایه و سرمایهای به انداره ده، سخنی به اندازه هزار، بگویند، سود کردهاند، غافل که: سود حقیقی از آن کسی است که با داشتن هزار در گفتن یکی از آن همه هم تردید کند.
و چه عمیق و زیباست این کلام لقمان حکیم به فرزندش که:
اگر آنچه میخواهی بگویی، به اندازه نقره پریهاست، بدان که نگفتنش طلاست.
و امام صادق علیهالسلام فرمود: به جز در ذکر خدا سخن بسیار نگویید. زیرا آنان که جز در ذکر خدا، سخن بسیار میگویند، دلهاشان سخت است، ولی نمیدانند.
- و لا تقل ما لا تحبّ ان یقال لک.
- و نگو آنچه را که دوست نداری درباره تو بگویند.
تنظیم: گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی
منبع: وصیت نامه علی علیه السلام، ترجمه و توضیح محمد شجاعی