راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • سوال امام صادق (ع) از مادی‌گراها!‏
    سوال امام صادق (ع) از مادی‌گراها!‏
    مفضل می‌گوید: گفتم: آقا! برخی می‌پندارند كه این همه [اعجاز و خلاقیت] از كار ‏‏"طبیعت" است. ‏ امام صادق فرمود: از اینان بپرس كه این طبیعت كه می‌گویید، نسبت به این افعال "علم " ‏و "قدرت" دارد یا نه؟ اگر علم و قدرت را برای طبیعت ثابت كردند، پس چرا از...
  • حق تحصیل در ایران را ندارد!
    حق تحصیل در ایران را ندارد!
    رضا شاه درباره بختیاری‌ها چند دستور صادر کرد که یکی هم این بود که «پسران ایلخانان بختیاری، حق تحصیل در دانشکده افسری ایران را ندارد.»
  • جوان 24ساله در ارتش شانزده ساله
    جوان 24ساله در ارتش شانزده ساله
    ستوان تیمور بختیار که چند سال از عمر خود را در مدارس نظام بیروت و پاریس گذرانده بود، دو کار می‌توانست بکند؛ یا برود در ایل بختیاری و جنگ پارتیزانی علیه دولت راه بیندازد یا وارد ارتش شود و با عشایر یاغی که گاهی به صورت سنتی در مقابل دولت، جنگ‌های پارتیزانی
  • تعداد بازديد :
  • 1631
  • پنج شنبه 11/11/1386
  • تاريخ :

به اسلحه‌هایش عشق می‌ورزید

حسین فردوست

ارتشبد حسین فردوست، ماجرای اولین دیدار خود با تیمور بختیار را، چنین روایت کرده است:

تیمور بختیار را اولین بار در خانه‌اش دیدم. محمود ارم با خواهش مرا به خانه بختیار برد (ارم از افسران گروه ارفع  بود و در ژاندارمری به سرلشکری رسید و از صمیمی‌ترین دوستان من تا انقلاب بود.) معلوم بود که ارم با بختیار سوابق دوستی بسیار دارد و تیمور از او خواسته که مرا به خانه‌اش ببرد. خانه تیمور در یکی از خیابان‌های فرعی خیابان کاخ [فلسطین فعلی] و در یک ساختمان دو طبقه و کهنه ساز بود. طبقه دوم که دو اتاق داشت، در اجاره تیمور بود و او با یک زن از ایل بختیاری و یک دختر کوچک در آنجا زندگی فقیرانه داشت. در آن موقع، تیمور بختیار سرهنگ 2 سوار و جوانی حدود سی‌ ساله و بسیار خوش تیپ با قامت موزون و قیافه مردانه و بسیار سمپاتیک بود. خیلی احترام و محبت کرد. دو اتاق با اثاثیه کهنه و درجه سه تزیین شده و به وسیله پرده از هم جدا می‌شد. در یک اتاق از ما پذیرایی کرد و در اتاق دیگر، زن و دختر کوچکش بودند. آنها هم آمدند، سلام کردند و کمی نشستند و بعد به اتاق خود رفتند. صحبت تیمور بیشتر درباره شکار و کوهستان‌های بختیاری دور می‌زد و نشان می‌‌داد که به کارهای خطرناک، علاقه وافر دارد. به سلاح نیز علاقه شدید نشان می‌داد و تعدادی اسلحه در خانه‌اش داشت که به آنها عشق می‌ورزید. معلوم شد که با حقوق خود زندگی‌اش را می‌گذراند و هر چند از خانواده خوانین بختیاری است؛ ولی وضعی ندارد. از او خیلی خوشم آمد و تشخیص دادم که یک فرد عشایری خالص است که از کودکی، جنگ میان شاخه‌های ایل بختیاری را شاهد بوده و به این شیوه زندگی خو گرفته است.

استنباطم این بود که می‌خواهد من وضعش را ببینم و فقر فوق‌العاده او را به محمدرضا بگویم تا حداقل خانه بهتری برایش تهیه کند. معلوم بود که به زن ایلیاتی و دختر کوچکش علاقه شدید دارد و دلش می‌خواهد برای آنها زندگی خوبی فراهم کند.

  (م 11/ ص 415- 416)

منبع: تاریخ پهلوی- ج 13

 

ارسال به