فوائد انقلاب برای دانشگاه
انقلاب، دانشگاه را از دو آفت بزرگ نجات داد
به نظر من بزرگترین خدمت انقلاب به دانشگاه دو چیز بود: یکی اینکه احساس هویت مستقل ملی را به دانشگاه داد و دانشگاه را از رو به بیگانه داشتن و مجذوب و مبهوت بیگانه بودن و منفعل در مقابل بیگانه بودن نجات داد؛ قبل از انقلاب اینگونه بود. دوم اینکه دانشگاه را با مردم آشتی داد. دانشگاه قبل از انقلاب، یک جزیره تک افتاده در میان اقیانوس خروشان مردم بود. از عناصر استثنایی استاد و دانشجوی مومن و متعهد و خوب که بگذریم، در آن موقع محیط غالب دانشگاه اینطوری بود که اگر شما به دانشگاه وارد میشدید، باید به فرهنگ عمومی، به ایمان عمومی، به باورهای عمومی و به دلبستگیهای مردمی پشت میکردید. محیط دانشگاه برای اکثریت بزرگی از استاد و دانشجو، محیط دغدغههای صرفاً شخصی بود. غیر از عدهای که سیاسی و مبارز بودند، دغدغه سایر افراد، دغدغههای شخصی بود؛ دغدغههای اجتماعی نداشتند و دردهای جامعه خودشان را حس نمیکردند.
انقلاب دانشگاه را، دانشگاه را خوداندیش، مستقل، دارای اعتماد به نفس، دارای قدرت تولید- تولید فکر و تولید علم- مرتبط قشرهای مختلف مردم، مرتبط با فرهنگ مردمی و متصل به دلبستگیها و عشقها و جاذبههای موجود میان مردم قرار داد
مهمترین آرزو برای یک دانشجو در آن موقع این بود که بتواند وسیلهای به دست بیاورد و خودش را به خارج از مرزها برساند. دانشگاه مجذوب غرب بود و نمیخواست نوآوری بکند؛ نه اینکه استاد و دانشجو میل به این معنا نداشتند؛ فرهگ غالب بر دانشگاه، این فرهنگ نبود؛ فرهنگ وابستگی بود که رژیم شاه هم آن را به شدت ترویج میکرد. آن کسانی که در داخل دانشگاه داعیه روشنفکری داشتند، آنها هم روشنفکران مردمی نبودند؛ روشنفکرهای کافهای و بریده از مردم بودند؛ خیلی از آنها بعد از انقلاب رفتند و الان در کشورهای اروپایی باز هم کافهایاند و بیشترین محیطشان، محیط کافهها است! دانشگاه چنین وضعی داشت. انقلاب دانشگاه را از این دو آفت بزرگ نجات داد؛ دانشگاه را خوداندیش، مستقل، دارای اعتماد به نفس، دارای قدرت تولید- تولید فکر و تولید علم- مرتبط قشرهای مختلف مردم، مرتبط با فرهنگ مردمی و متصل به دلبستگیها و عشقها و جاذبههای موجود میان مردم قرار داد؛ این اهمیت خیلی زیادی دارد.
من به شما بگویم، این دو نکته، نکات مهمی هستند که اگر از طرف بیگانگان و دشمنان خطری دانشگاه را تهدید بکند، بمباران همین دو مرکز اساسی و مهم است؛ اعتماد به نفس را از دانشگاهی بگیرند، بخواهند فکرها و تئوریهای ترجمهای را وارد محیط دانشگاه کنند و به مغز دانشجو و استاد رسوخ دهند و آنها را از ایمان و دلبستگیهای مردم جدا کنند؛ این، آن خطر اساسی است. علاج هم عبارت است از حفظ اتصال فکری با تودههای مردم و به شدت چسبیدن و متمسک شدن به ریشههای اصولی انقلاب
منبع: کتاب نکته های ناب (جلد اول)
تنظیم برای تبیان: عطاالله باباپور