راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • بندر گاهی در پایان
    بندر گاهی در پایان
    بندرگاه بندرگاهی در پایان و امیدی بسیار دل‌انگیز به صدف مرده‌ای كه بالا می‌آید از كشتی. ...
  • دادگاه عشق پایان یافته بود
    دادگاه عشق پایان یافته بود
    پیش از آنكه بفهمیم دادگاه عشق پایان یافته بود و عشق را به حبس ابد محكوم كرده بودند. ...
  • دست هایی که می لرزند
    دست هایی که می لرزند
    زمانی‌است كه باید آتش اجاق را با خاكسترها پوشاند و این كاری‌است كه دست‌های پیر مادر می‌كند دست‌هایی كه می‌لرزند ...
  • تعداد بازديد :
  • 3349
  • شنبه 27/4/1388
  • تاريخ :

ناپلئون بناپارت كی به دنیا آمد؟

قسمت اول ، قسمت دوم ، قسمت سوم ، قسمت چهارم

Miroslav Holub

ناپلئون بنا پارت

هولوپ از شاعران مشهور و بلندآوازه چك‌واسلواكی است كه در سال 1923 دیده به جهان گشود و علاوه بر شاعری در ایمنی‌سازی برجسته است و از سال 1966 تا 1967 به مدت دو سال در آمریكا سرگرم تحقیق و مطالعه بود و در سال 1979 به‌عنوان نویسنده مدعوّ در كالج اوبرلین مشغول به كار بود. از دكتر هولوپ كتاب‌های شعر زیادی چاپ و منتشر شده است كه از آن جمله می‌توان از «وظیفه همیشگی» (1958)، «آشیل و لاك‌پشت» (1960)، «كتاب هجی» (1961)، و مجموعه شعر «مشهور به دل» (1963) نام برد. هم‌چنین كتاب‌هایی به نثر كه روی هم حدود شانزده مجموعه شعر و یكصد و سی رساله علمی از وی چاپ و منتشر شده است. او برنده چندین جایزه ادبی است. شعرهای هولوپ به سی‌وهشت زبان زنده دنیا ترجمه شده است. وی در سال 1998 دیده از جهان فروبست.

 

ناپلئون

معلم پرسید:

بچه‌ها،

ناپلئون بناپارت كی به دنیا آمد؟

***

بچه‌ها گفتند:

هزار سال پیش

صد سال پیش

یك سال پیش

بچه‌ها نمی‌دانستند.

***

ناپلئون بنا پارت

معلم پرسید:

بچه‌ها،

ناپلئون بناپارت چه كار كرد؟

***

بچه‌ها گفتند:

در جنگ پیروز شد.

در جنگ شكست خورد.

بچه‌ها نمی‌دانستند.

***

فرانتیشك گفت:

قصاب محلة ما یك سگ داشت

كه اسمش ناپلئون بود

قصاب عادت داشت مرتب سگ را كتك بزند

و سگ

یك سال پیش

از گرسنگی مرد.

و همة بچه‌ها الان

به‌خاطر ناپلئون

غصه دارند.

قلاب‌دوزی

با قلابی ظریف

شبیه دست ستاره‌ها

به هم می‌پیچد روزها و شب‌ها را

و بلوزی می‌بافد بی‌انتها.

ناپلئون بنا پارت

***

اوست كه ریسمان‌پوش می‌كند

تن تخته‌سنگ‌ها را

و كشتی‌ها را، مایل‌ها

در دریا با خود می‌برد

از میان راهروهای نرم ترعه‌ها،

و شالی از جو می‌پوشاند بر شهاب‌ها.

***

و هنوز

ما كودكان عزیز دردانه

برهنه می‌گردیم

برهنه و یخ‌زده از سرما.

 

 

ضیاءالدین ترابی

تنظیم برای تبیان : زهره سمیعی

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
بی اساس بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 26/5/1388 - 0:22