راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • نقد شعر زمستان اخوان
    نقد شعر زمستان اخوان
    چرا شاعر توصیفی از بهار ارائه نمی‌کند؟ شاید چون دیگر شیره این موضوع کشیده شده است و کمتر می‌توان در این موضوع حرف تازه‌ای گفت‌.ولی زمستان‌، موضوعی است نسبتاً دست‌نخورده و این خود به قدرت شاعر در تصویرگری‌، می‌افزاید.
  • درباره ی شعر و نثر اخوان
    درباره ی شعر و نثر اخوان
    اخوان‌ را نبايد تنها شاگردي‌ از مكتب‌ نيما به‌ شمار آورد، زيرا او طرحهاي‌ استاد را گاه‌ دقيق‌تر و انعطاف‌ پذيرتر از خود او به‌ عمل‌ درآورده‌ است‌. اخوان‌ در شعرهاي‌ نيمايى‌ خود در كاربرد اوزان‌ دقت‌ و احتياط بيشتري‌ داشت‌ و گاه‌ ريتمهاي‌ جديدي‌ ...
  • تعداد بازديد :
  • 3504
  • چهارشنبه 21/12/1387
  • تاريخ :

زمستان 

سروده مهدی اخوان ثالث 

 

زمستان

درباره ی اخوان بخوانید:

1 - زندگی نامه مهدی اخوان ثالث

2 - روز شمار حیات اخوان ثالث

3 - اخوان شاعر حماسه و شکست

4 - تجربه اوج و خاستگاه تجربی سرایش شعر نماز اخوان

 

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت‌،

سرها در گریبان است‌.

کسی سر بر نیارد کرد پاسخ ‌گفتن و دیدار یاران را.

نگه جز پیش پا را دید نتواند،

که ره تاریک و لغزان است‌.

و گر دست محبّت سوی کس یازی‌،

به اکراه آورد دست از بغل بیرون‌;

که سرما سخت سوزان است‌.

نفس‌، کز گرمگاه سینه می‌آید برون‌، ابری شود تاریک‌.

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت‌.

نفس کاین است‌، پس دیگر چه داری چشم‌

ز چشم‌ِ دوستان دور یا نزدیک‌؟

مسیحای جوانمرد من‌! ای ترسای پیر پیرهن‌چرکین‌!

هوا بس ناجوانمردانه سرد است‌... آی‌...

دمت گرم و سرت خوش باد!

سلامم را تو پاسخ‌گوی‌، در بگشای‌!

منم من‌، میهمان هر شبت‌، لولی‌وش‌ِ مغموم‌.

منم من‌، سنگ‌ِ تیپا خورده رنجور.

منم‌، دشنام پست آفرینش‌، نغمه ناجور.

نه از رومم‌، نه از زنگم‌، همان بیرنگ‌ِ بیرنگم‌.

بیا بگشای در، بگشای‌، دلتنگم‌.

حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می‌لرزد.

تگرگی نیست‌، مرگی نیست‌.

صدایی گر شنیدی‌، صحبت سرما و دندان است‌.

من امشب آمدستم وام بگزارم‌.

حسابت را کنار جام بگذارم‌.

چه می‌گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟

فریبت می‌دهد، بر آسمان این سرخی‌ِ بعد از سحرگه نیست‌.

حریفا! گوش‌ِ سرما برده است این‌، یادگار سیلی سرد زمستان است‌.

و قندیل سپهر تنگ میدان‌، مرده یا زنده‌،

به تابوت‌ِ ستبرِ ظلمت نُه‌توی مرگ‌اندود، پنهان است‌.

حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است‌.

زمستان

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ‌گفت‌.

هوا دلگیر، درها بسته‌، سرها در گریبان‌، دستها پنهان‌،

نفسها ابر، دل ها خسته و غمگین‌،

درختان اسکلت های بلورآجین‌،

زمین دلمرده‌، سقف‌ِ آسمان کوتاه‌،

غبارآلوده مهر و ماه‌،

زمستان است‌.

 

 

نقد زمستان را بخوانید.

تهیه و تنظیم : بخش ادبیات تبیان

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
رعنا
فوق العاده بود. گریه ام گرفت. روحش شاد.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 18/8/1389 - 23:5
ناشناس
در نوع خودش میشه گفت كم نظیر.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 29/3/1389 - 22:4
hamidkasayian
انسان برای رسیدن به رفاه وسایل وامکانات جدیدی ابداع می کند اما امروز در امکانات وساخته های خود غرق شده ایم وحتی سلام یکدیگر راجواب نمی گویم.چرا ؟ بد نیست گاهی برای هم سری تکان دهیم ولبخندی بزنیم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 25/12/1387 - 0:36