شور گل
| بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را |
| از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان را | |
| زبان سوسن از ساقى کرامت هاى مستان گفت |
| شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را | |
| ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل |
| چو دید از لاله کوهى که جام آورد مستان را | |
| ز گریه ابر نیسانى(1) دم سرد زمستانى |
| چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را | |
| "سقاهم ربهم"(2) خوردند و نام و ننگ گم کردند |
| چو آمد نامه ساقى چه نام آورد مستان را | |
| درون مجمر دل ها سپند و عود می سوزد |
| که سرماى فراق او زکام آورد مستان را | |
| درآ در گلشن باقى برآ بر بام کان ساقى |
| ز پنهان خانه غیبى پیام آورد مستان را | |
| چو خوبان حله پوشیدند درآ در باغ و پس بنگر |
| که ساقى هر چه درباید تمام آورد مستان را | |
| که جان ها را بهار آورد و ما را روى یار آورد |
| ببین کز جمله دولت ها کدام آورد مستان را | |
| ز شمس الدین تبریزى به ناگه ساقى دولت |
| به جام خاص سلطانى مدام آورد مستان را | |
| مولانا جلال الدین محمد بلخی1- ابرنیسانی : ابر ماه نیسان ( ماه هفتم از تقویم سریانی مطابق با فروردین واردیبهشت )2- اشاره به آیه "سقهم ربهم شراباً طهورا" (آیه 21 سوره انسان ) |